<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[تالار گفتگو و انجمن های آرزو - تمام انجمن‌ها]]></title>
		<link>http://forum.arezooo.com/</link>
		<description><![CDATA[تالار گفتگو و انجمن های آرزو - http://forum.arezooo.com]]></description>
		<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 10:13:38 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[**دور‌ كمر ‌بیشتر = خطر مرگ بیشتر**]]></title>
			<link>http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6784</link>
			<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 10:04:20 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6784</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #000080;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Tahoma;"><span style="font-weight: bold;">مطالعات نشان می‌دهد افرادی كه دور كمر آنها زیاد است، طی دوره‌ای 9 ساله، خطر مرگ آنها به هر علت افزایش می‌یابد. پیش از این مشخص شده بود كه داشتن دور كمر زیاد با آماس و ورم، مقاومت انسولین دیابت نوع 2، میزان غیرعادی كلسترول و بیماری‌های قلبی همراه است.شاید به این علت كه دور كمر ارتباط نزدیكی با بافت‌های چربی احاطه‌كننده‌ امحا و احشا (اندام‌های شكمی)‌ دارد.<br />
<br />
اعتقاد بر این است كه این چربی‌ها به مراتب خطرناك‌تر از بافت‌های چربی زیرپوستی هستند. محققان آمریكایی به مطالعه رابطه بین دور كمر و خطر مرگ در بین 48 هزار و 500 مرد 50 سال به بالا با میانگین سنی 69 و 56 هزار و 343 زن 50 سال به بالا با میانگین سنی 67 پرداختند.شركت‌كنندگان در این مطالعه اطلاعاتی در مورد وزن و دور كمر خود در سال 1997 ارائه كردند. مرگ این افراد و علت آن طی یك دوره 9 ساله تا سال 2006 براساس شاخص ملی مرگ تحت نظر قرار گرفت.طی این دوره زمانی 9315 مرد و 5332 زن جان خود را از دست دادند. پس از اندازه‌گیری شاخص جرم بدن (BMI) و دیگر علائم خطرناك، مشخص شد مردانی با كمر 120 سانتی‌متر و بیشتر و زنانی با دور كمر 110 سانتی‌متر و بیشتر دو برابر بیش از دیگران در خطر مرگ طی این دوره 90 ساله قرار داشته‌اند.<br />
<br />
در بین تمامی دسته‌های مختلف شامل وزن نرمال، وزن زیاد و شدیدا چاق در مردان، آنها كه كمر بزرگ‌تری داشتند، بیشتر در معرض خطر مرگ بودند. اما در میان زنان، آنها كه در دسته وزن نرمال قرار داشتند، خطر مرگ‌شان‌ بیشتر بود.علت ارتباط قوی‌تر بین مرگ و دور كمر زیاد در زنانی با شاخص جرم بدنی پایین هنوز مشخص نیست.شاید تجزیه و تحلیل‌های بعدی در مورد ارتباط بین اندازه دور كمر و بافت‌های چربی اندام‌های شكمی یا اندازه‌گیری مقاومت انسولین در بین دسته‌های مختلف شاخص جرم بدن قادر به تشخیص دلیل بیولوژیكی این موضوع باشد.شاید نتایج این مطالعه بر گسترش رهنمودهای آینده در مورد چاقی كمك كند و تاثیرگذار باشد.<br />
<br />
رهنمودها و دستورات بالینی موجود براساس شواهد و بررسی‌ها در سال 1990 است. این دستورات توصیه می‌كند كه از اندازه دور كمر می‌توان افزایش خطر بیماری‌ها را فقط در افرادی كه به لحاظ طبقه‌بندی شاخص جرم بدن دارای وزن زیاد یا خیلی چاق هستند، تشخیص داد.</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #000080;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: Tahoma;"><span style="font-weight: bold;">مطالعات نشان می‌دهد افرادی كه دور كمر آنها زیاد است، طی دوره‌ای 9 ساله، خطر مرگ آنها به هر علت افزایش می‌یابد. پیش از این مشخص شده بود كه داشتن دور كمر زیاد با آماس و ورم، مقاومت انسولین دیابت نوع 2، میزان غیرعادی كلسترول و بیماری‌های قلبی همراه است.شاید به این علت كه دور كمر ارتباط نزدیكی با بافت‌های چربی احاطه‌كننده‌ امحا و احشا (اندام‌های شكمی)‌ دارد.<br />
<br />
اعتقاد بر این است كه این چربی‌ها به مراتب خطرناك‌تر از بافت‌های چربی زیرپوستی هستند. محققان آمریكایی به مطالعه رابطه بین دور كمر و خطر مرگ در بین 48 هزار و 500 مرد 50 سال به بالا با میانگین سنی 69 و 56 هزار و 343 زن 50 سال به بالا با میانگین سنی 67 پرداختند.شركت‌كنندگان در این مطالعه اطلاعاتی در مورد وزن و دور كمر خود در سال 1997 ارائه كردند. مرگ این افراد و علت آن طی یك دوره 9 ساله تا سال 2006 براساس شاخص ملی مرگ تحت نظر قرار گرفت.طی این دوره زمانی 9315 مرد و 5332 زن جان خود را از دست دادند. پس از اندازه‌گیری شاخص جرم بدن (BMI) و دیگر علائم خطرناك، مشخص شد مردانی با كمر 120 سانتی‌متر و بیشتر و زنانی با دور كمر 110 سانتی‌متر و بیشتر دو برابر بیش از دیگران در خطر مرگ طی این دوره 90 ساله قرار داشته‌اند.<br />
<br />
در بین تمامی دسته‌های مختلف شامل وزن نرمال، وزن زیاد و شدیدا چاق در مردان، آنها كه كمر بزرگ‌تری داشتند، بیشتر در معرض خطر مرگ بودند. اما در میان زنان، آنها كه در دسته وزن نرمال قرار داشتند، خطر مرگ‌شان‌ بیشتر بود.علت ارتباط قوی‌تر بین مرگ و دور كمر زیاد در زنانی با شاخص جرم بدنی پایین هنوز مشخص نیست.شاید تجزیه و تحلیل‌های بعدی در مورد ارتباط بین اندازه دور كمر و بافت‌های چربی اندام‌های شكمی یا اندازه‌گیری مقاومت انسولین در بین دسته‌های مختلف شاخص جرم بدن قادر به تشخیص دلیل بیولوژیكی این موضوع باشد.شاید نتایج این مطالعه بر گسترش رهنمودهای آینده در مورد چاقی كمك كند و تاثیرگذار باشد.<br />
<br />
رهنمودها و دستورات بالینی موجود براساس شواهد و بررسی‌ها در سال 1990 است. این دستورات توصیه می‌كند كه از اندازه دور كمر می‌توان افزایش خطر بیماری‌ها را فقط در افرادی كه به لحاظ طبقه‌بندی شاخص جرم بدن دارای وزن زیاد یا خیلی چاق هستند، تشخیص داد.</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[بوستان سعدی]]></title>
			<link>http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6783</link>
			<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 09:41:51 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6783</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
<div style="text-align: center;"><span style="font-family: Times New Roman;"><span style="font-size: xx-large;"><span style="color: #FF0000;"><br />
سر آغاز<br />
</span></span></span></div></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
<div style="text-align: center;"><span style="font-family: Times New Roman;"><span style="font-size: xx-large;"><span style="color: #FF0000;"><br />
سر آغاز<br />
</span></span></span></div></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سینما]]></title>
			<link>http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6782</link>
			<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 09:35:04 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6782</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
توضیح<br />
<br />
ديباچه: سينما هنري است مبتني بر ضبط تصويري حوادث و تركيب خاص و عرضه آنها توام با صدا كه با طرح مفاهيم گوناگون به صورت بياني ويژه در عرضه هنرها تجلي مي‌كند. نوع و كيفيت ارتباط اين رشته با ساير رشته‌هاي هنري به گونه‌اي است كه مي‌تواند از همه آنها به صورت كمكي سود جويد. سينما با طرح مجموعه‌اي تركيبي از تصاوير و اصوات و با در نظر داشتن اصول حاكم بر اين هنرها، به بياني دست مي‌يابد كه خاص هنر سينما است. هنر سينما از نظر محتوا مبتني بر زمينه‌هاي گوناگون علوم انساني، علوم ارتباطات،‌ ادبيات و رشته‌هاي مختلف هنري بوده و از نظر تكنيكي از مباحث فيزيك صوت، شيمي، مكانيك و الكترونيك استفاده مي‌كند.كارشناسي سينما يكي از دوره‌هاي آموزش عالي است كه هدف آن تأمين افراد متعهد و متخصص دراين رشته است تا نيازهاي روزافزون جامعه رادر زمينه‌هاي مختلف هنر سينما پاسخگو باشد. اين رشته داراي 4 گرايش تدوين، فيلمنامه نويسي،‌ كارگرداني و فيلمبرداري است. <br />
<br />
درس‌هاي اين رشته در طول تحصيل <br />
:<br />
دروس مشترك در گرايش‌هاي مختلف سينما:<br />
<br />
فرهنگ عامه،‌ آشنايي با هنر در تاريخ، آشنايي با ادبيات كهن ايران و جهان، آشنايي با ادبيات معاصر ايران و جهان، آشنايي با هنرهاي تجسمي، تاريخ فلسفه، جامعه‌شناسي،‌ موسيقي، اصول و مباني ارتباطات، طراحي مقدماتي، تمثيل شناسي، روانشناسي،‌ تاريخ اجتماعي ايران، تاريخ اجتماعي جهان، شناخت رنگ، معماري، ريتم‌ در هنرها، تاريخ سينما، عكاسي،‌ گزارش‌نويسي، مباني هنرهاي نمايشي، اصول فيلمنامه‌نويسي، اصول فيلمبرداري، مباني تدوين، اصول كارگرداني.<br />
<br />
دروس اصلي وتخصصي گرايش تدوين:<br />
<br />
صدا، لابراتوار فيلم، آشنايي با نقاشي متحرك، مستندسازي، توليد برنامه‌هاي تلويزيوني، آشنايي با سبك‌هاي سينمايي، موسيقي فيلم،‌ تدوين، موسيقي، تئوري‌هاي تدوين، تركيب ‌بندي تصوير، شناخت تحليلي تدوين،‌ پروژه نهايي.<br />
<br />
دروس اصلي و تخصصي گرايش فيلمنامه‌نويسي:<br />
<br />
آشنايي با متون نمايشي فيلم، ‌تحليل فيلم، سبك‌هاي ادبي جهان، شخصيت‌شناسي،‌ تاريخ ادبيات نمايشي، داستان‌نويسي، فيلمنامه نويسي، آشنايي با شعر در ايران و جهان، قصه در اديان، آشنايي با ادبيات كودكان،‌ نمايشنامه‌نويسي، تحليل فيلمنامه، تصويرنامه نويسي، پروژه نهايي.<br />
<br />
دروس اصلي وتخصصي گرايش كارگرداني<br />
:<br />
صدا، لابراتوار فيلم، آشنايي با نقاشي متحرك، آشنايي با متون نمايشي، مستندسازي، تحليل فيلم، توليد برنامه‌هاي تلويزيوني،‌آشنايي‌ با سبك‌هاي سينمايي، موسيقي فيلم،‌ جلوه‌هاي خاص،‌ اصول بازيگري، كارگرداني، شيوه‌هاي رهبري بازيگر، مديريت توليد، پروژه نهايي.<br />
<br />
دروس اصلي و تخصصي گرايش فيلمبرداري:<br />
<br />
صدا، لابراتوار فيلم، تحليل فيلم، جلوه‌هاي خاص، فيزيك نور و عدسي، شناخت ابزار فيلمبرداري، فيلمبرداري در نقاشي متحرك، فيلمبرداري، شناخت مواد خام، پرسپكتيو رنگ و نور، نورپردازي، تركيب‌بندي تصوير، گريم، تصويربرداري، پروژه نهايي<br />
<br />
رشته سینما آسان نیست:<br />
حرف های من برای دوستی که در مورد رشته سینما راهنمایی خواسته بودند. گفتم اینجا جواب بدم شاید کمکی باشه برای سایر دوستان علاقه مند به رشته سینما.<br />
دوست عزیز! البته من رشته تاتر هستم ولی می توانم راهنماییت کنم.<br />
دانشکده هنرهای زیبا اصلا سینما ندارد.فقط تاتر هست.<br />
رشته سینما را می توانی در دانشگاه هنر(سراسری .دانشکده سینما-تاتر) و دانشگاه سوره (غیر انتفاعی.تهران یا تبریز) بخوانی.<br />
سینما رشته ی بسیار خوبیست ولی یک سری نکات هست که باید در نظر بگیری.<br />
اول این که بهترین جا برای خواندن رشته سینما همین دانشگاه هنر هست. ما دانشجویانی داریم که از خارج برای تحصیل به این دانشکده میایند.<br />
اما نکته ی بعدی که خیلی مهم هست . ورود به رشته سینما در این دانشکده آسان نیست. <br />
حداقل رتبه ی قبولی سینما (تا پارسال) ١٩ بود.از رتبه ١تا ١٠ روزانه و ١٠ تا ١٩ شبانه( که فقط در شهریه تفاوت دارد. روزانه ها به کل رایگان درس می خوانند.)بنابرین می بینی که برای ورود به سینمای هنر چقدر باید بر دروس کنکور مسلط باشی! با رتبه ی تک رقمی یا زیر ٢٠!<br />
و یک نکته دیگر. به طور کلی رشته ی سینما و فیلم سازی رشته ی پرخرجی ست. برای مثال یکی از دوستانم می خواست یک فیلم کوتاه بسازد.برای این کار باید دوربین حرفه ای فیلمسازی کرایه می کرد و حقوق بازیگران را می داد و نیز محلی را به عنوان لوکیشن اجاره می کرد.اجاره ی خانه ی مورد نظرش روزی هفتصد هزار تومان بود. حالا تصور کن که این آقای دانشجوی شهرستانی در به در به دنبال یک زن بازیگر میانسال می گشت و این در حالی بود که روزها مدام می گذشت و او شبی هفتصد هزار تومان کرایه خانه و دوربین و لوازم فیلمبرداری می داد بدون این که فیلمی ساخته باشد...<br />
این یک مثال از مسایل مربوط به رشته سینماست. <br />
دوست عزیز، حتما فکر کن.ببین آیا واقعا به این رشته علاقه داری یا صرفا از فیلم دیدن لذت می بری.آیا می توانی از همین حالا به قدری با کیفیت درس بخوانی که رتبه ی عالی کسب کنی و حتما وارد سینما بشوی؟ بسیارند دانشجویانی که به عشق سینما کنکور هنر داده ند و با اختلاف رتبه ی بسیار کمی سر از تاتر در آورده اند.و تصور می کنم بدانی که در رشته ی تاتر نه خبری از کسب پول هست و نه شهرت و نه هیچ چیز دهان پر کن دیگر! فقط عشق هست و عشق!<br />
و آنچه که نباید فراموش کرد.کنکور هنر اصلا جای شکست خوردگان رشته های دیگر نیست.کنکور هنر یعنی هفت خان رستم! یعنی مطالعه ی سی و پنج منبع اعلام شده فقط برای درس درک عمومی هنر.یعنی پذیرفتن این که طراحان سوال اجازه دارند از هرچیز هنری موجود سوال طرح کنند!هرچیزی مثل هر فیلم و سریال ایرانی یا خارجی،هر کتاب و مجله ی هنری موجود(گرافیک-نقاشی-مجسمه سازی). برای مثال شاید من تمام شاهکارهای سینمایی را دیده و بر نقدهایشان مسلط باشم.اما یکی از سوالات درس نمایش_که تاثیر بسیار بر قبولی در این رشته را دارد_ درباره ی بازیگر یک سریال کم اهمیت باشد.شاید من هرگز سریال نگاه نکرده باشم! چاره چیست؟! <br />
کنکور هنر یعنی پذیرفتن رقابت با دبیرستانی هایی که بر دروسی نظیر عربی و ریاضیات مسلط هستند  اما دریغ از داشتن کوچک ترین احساس و دید هنری و اصلا داشتن هنر! کنکور هنر یعنی باید آچار فرانسه بود! باید در همه زمینه های هنری دستی داشته باشی.گرافیک،نقاشی،موسیقی ،معماری ،نمایش،سینما...حتی خواص مواد.آش کشک خاله ست.و از طرف دیگرهم باید روی همان دبیرستانی های کذایی را کم کرد.تنها چاره اش هم تقویت دروس عمومی ست(فارسی-عربی-ریاضی-زبان). اگر در این دروس قوی هستی که چه بهتر،می توانی تمرکز بیش تری بر دروس هنر داشته باشی.اگر نه باید خودت را حسابی آماده کنی برای مطالعه ی عمیق و مفهومی.لازم نیست ساعت بزنی و کتاب های رنگ وارنگ بخری و کلاس های مختلف بروی. با رعایت تعادل ،همیشه و عمیق بخوان.و از هرگونه فعالیت هنری هم استقبال کن. دیدن تاتر و فیلم،بازدید از نمایشگاه های نقاشی،خواندن مجلات گرافیک و غیره.و مخصوصا مطالعه ی آزاد .تا جایی که در توان داری.این موارد آخر می توانند در مرحله ی دوم کنکور ،بخش عملی(مصاحبه ای که در آذر ماه از پذیرفته شدگان کنکور کتبی به عمل می آید) یاری ات کنند.<br />
دوست عزیز.به هیچ عنوان قصد ناامید کردنت را ندارم.ما از ورود هر یک نفر به دنیای هنر استقبال می کنیم.این ها قدم هایی ست که برای ورود و موفقیت در این رشته می بایست طی کنی.برای همین تک تک دانشجویان هنر انقدر جدی و مصمم و کوشا هستند.همه برای رسیدن به این نقطه ی آغاز تلاش کرده ند و به آسانی هم آن را از دست نخواهند داد.<br />
سخن ها بسیار ست و وقت و حوصله کم! امیدوارم که توانسته باشم در راه آگاهی شما دوست عزیز کار مثبتی انجام داده باشم.برای همه دوست داران هنر نیز آرزوی موفقیت می کنم.<br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
توضیح<br />
<br />
ديباچه: سينما هنري است مبتني بر ضبط تصويري حوادث و تركيب خاص و عرضه آنها توام با صدا كه با طرح مفاهيم گوناگون به صورت بياني ويژه در عرضه هنرها تجلي مي‌كند. نوع و كيفيت ارتباط اين رشته با ساير رشته‌هاي هنري به گونه‌اي است كه مي‌تواند از همه آنها به صورت كمكي سود جويد. سينما با طرح مجموعه‌اي تركيبي از تصاوير و اصوات و با در نظر داشتن اصول حاكم بر اين هنرها، به بياني دست مي‌يابد كه خاص هنر سينما است. هنر سينما از نظر محتوا مبتني بر زمينه‌هاي گوناگون علوم انساني، علوم ارتباطات،‌ ادبيات و رشته‌هاي مختلف هنري بوده و از نظر تكنيكي از مباحث فيزيك صوت، شيمي، مكانيك و الكترونيك استفاده مي‌كند.كارشناسي سينما يكي از دوره‌هاي آموزش عالي است كه هدف آن تأمين افراد متعهد و متخصص دراين رشته است تا نيازهاي روزافزون جامعه رادر زمينه‌هاي مختلف هنر سينما پاسخگو باشد. اين رشته داراي 4 گرايش تدوين، فيلمنامه نويسي،‌ كارگرداني و فيلمبرداري است. <br />
<br />
درس‌هاي اين رشته در طول تحصيل <br />
:<br />
دروس مشترك در گرايش‌هاي مختلف سينما:<br />
<br />
فرهنگ عامه،‌ آشنايي با هنر در تاريخ، آشنايي با ادبيات كهن ايران و جهان، آشنايي با ادبيات معاصر ايران و جهان، آشنايي با هنرهاي تجسمي، تاريخ فلسفه، جامعه‌شناسي،‌ موسيقي، اصول و مباني ارتباطات، طراحي مقدماتي، تمثيل شناسي، روانشناسي،‌ تاريخ اجتماعي ايران، تاريخ اجتماعي جهان، شناخت رنگ، معماري، ريتم‌ در هنرها، تاريخ سينما، عكاسي،‌ گزارش‌نويسي، مباني هنرهاي نمايشي، اصول فيلمنامه‌نويسي، اصول فيلمبرداري، مباني تدوين، اصول كارگرداني.<br />
<br />
دروس اصلي وتخصصي گرايش تدوين:<br />
<br />
صدا، لابراتوار فيلم، آشنايي با نقاشي متحرك، مستندسازي، توليد برنامه‌هاي تلويزيوني، آشنايي با سبك‌هاي سينمايي، موسيقي فيلم،‌ تدوين، موسيقي، تئوري‌هاي تدوين، تركيب ‌بندي تصوير، شناخت تحليلي تدوين،‌ پروژه نهايي.<br />
<br />
دروس اصلي و تخصصي گرايش فيلمنامه‌نويسي:<br />
<br />
آشنايي با متون نمايشي فيلم، ‌تحليل فيلم، سبك‌هاي ادبي جهان، شخصيت‌شناسي،‌ تاريخ ادبيات نمايشي، داستان‌نويسي، فيلمنامه نويسي، آشنايي با شعر در ايران و جهان، قصه در اديان، آشنايي با ادبيات كودكان،‌ نمايشنامه‌نويسي، تحليل فيلمنامه، تصويرنامه نويسي، پروژه نهايي.<br />
<br />
دروس اصلي وتخصصي گرايش كارگرداني<br />
:<br />
صدا، لابراتوار فيلم، آشنايي با نقاشي متحرك، آشنايي با متون نمايشي، مستندسازي، تحليل فيلم، توليد برنامه‌هاي تلويزيوني،‌آشنايي‌ با سبك‌هاي سينمايي، موسيقي فيلم،‌ جلوه‌هاي خاص،‌ اصول بازيگري، كارگرداني، شيوه‌هاي رهبري بازيگر، مديريت توليد، پروژه نهايي.<br />
<br />
دروس اصلي و تخصصي گرايش فيلمبرداري:<br />
<br />
صدا، لابراتوار فيلم، تحليل فيلم، جلوه‌هاي خاص، فيزيك نور و عدسي، شناخت ابزار فيلمبرداري، فيلمبرداري در نقاشي متحرك، فيلمبرداري، شناخت مواد خام، پرسپكتيو رنگ و نور، نورپردازي، تركيب‌بندي تصوير، گريم، تصويربرداري، پروژه نهايي<br />
<br />
رشته سینما آسان نیست:<br />
حرف های من برای دوستی که در مورد رشته سینما راهنمایی خواسته بودند. گفتم اینجا جواب بدم شاید کمکی باشه برای سایر دوستان علاقه مند به رشته سینما.<br />
دوست عزیز! البته من رشته تاتر هستم ولی می توانم راهنماییت کنم.<br />
دانشکده هنرهای زیبا اصلا سینما ندارد.فقط تاتر هست.<br />
رشته سینما را می توانی در دانشگاه هنر(سراسری .دانشکده سینما-تاتر) و دانشگاه سوره (غیر انتفاعی.تهران یا تبریز) بخوانی.<br />
سینما رشته ی بسیار خوبیست ولی یک سری نکات هست که باید در نظر بگیری.<br />
اول این که بهترین جا برای خواندن رشته سینما همین دانشگاه هنر هست. ما دانشجویانی داریم که از خارج برای تحصیل به این دانشکده میایند.<br />
اما نکته ی بعدی که خیلی مهم هست . ورود به رشته سینما در این دانشکده آسان نیست. <br />
حداقل رتبه ی قبولی سینما (تا پارسال) ١٩ بود.از رتبه ١تا ١٠ روزانه و ١٠ تا ١٩ شبانه( که فقط در شهریه تفاوت دارد. روزانه ها به کل رایگان درس می خوانند.)بنابرین می بینی که برای ورود به سینمای هنر چقدر باید بر دروس کنکور مسلط باشی! با رتبه ی تک رقمی یا زیر ٢٠!<br />
و یک نکته دیگر. به طور کلی رشته ی سینما و فیلم سازی رشته ی پرخرجی ست. برای مثال یکی از دوستانم می خواست یک فیلم کوتاه بسازد.برای این کار باید دوربین حرفه ای فیلمسازی کرایه می کرد و حقوق بازیگران را می داد و نیز محلی را به عنوان لوکیشن اجاره می کرد.اجاره ی خانه ی مورد نظرش روزی هفتصد هزار تومان بود. حالا تصور کن که این آقای دانشجوی شهرستانی در به در به دنبال یک زن بازیگر میانسال می گشت و این در حالی بود که روزها مدام می گذشت و او شبی هفتصد هزار تومان کرایه خانه و دوربین و لوازم فیلمبرداری می داد بدون این که فیلمی ساخته باشد...<br />
این یک مثال از مسایل مربوط به رشته سینماست. <br />
دوست عزیز، حتما فکر کن.ببین آیا واقعا به این رشته علاقه داری یا صرفا از فیلم دیدن لذت می بری.آیا می توانی از همین حالا به قدری با کیفیت درس بخوانی که رتبه ی عالی کسب کنی و حتما وارد سینما بشوی؟ بسیارند دانشجویانی که به عشق سینما کنکور هنر داده ند و با اختلاف رتبه ی بسیار کمی سر از تاتر در آورده اند.و تصور می کنم بدانی که در رشته ی تاتر نه خبری از کسب پول هست و نه شهرت و نه هیچ چیز دهان پر کن دیگر! فقط عشق هست و عشق!<br />
و آنچه که نباید فراموش کرد.کنکور هنر اصلا جای شکست خوردگان رشته های دیگر نیست.کنکور هنر یعنی هفت خان رستم! یعنی مطالعه ی سی و پنج منبع اعلام شده فقط برای درس درک عمومی هنر.یعنی پذیرفتن این که طراحان سوال اجازه دارند از هرچیز هنری موجود سوال طرح کنند!هرچیزی مثل هر فیلم و سریال ایرانی یا خارجی،هر کتاب و مجله ی هنری موجود(گرافیک-نقاشی-مجسمه سازی). برای مثال شاید من تمام شاهکارهای سینمایی را دیده و بر نقدهایشان مسلط باشم.اما یکی از سوالات درس نمایش_که تاثیر بسیار بر قبولی در این رشته را دارد_ درباره ی بازیگر یک سریال کم اهمیت باشد.شاید من هرگز سریال نگاه نکرده باشم! چاره چیست؟! <br />
کنکور هنر یعنی پذیرفتن رقابت با دبیرستانی هایی که بر دروسی نظیر عربی و ریاضیات مسلط هستند  اما دریغ از داشتن کوچک ترین احساس و دید هنری و اصلا داشتن هنر! کنکور هنر یعنی باید آچار فرانسه بود! باید در همه زمینه های هنری دستی داشته باشی.گرافیک،نقاشی،موسیقی ،معماری ،نمایش،سینما...حتی خواص مواد.آش کشک خاله ست.و از طرف دیگرهم باید روی همان دبیرستانی های کذایی را کم کرد.تنها چاره اش هم تقویت دروس عمومی ست(فارسی-عربی-ریاضی-زبان). اگر در این دروس قوی هستی که چه بهتر،می توانی تمرکز بیش تری بر دروس هنر داشته باشی.اگر نه باید خودت را حسابی آماده کنی برای مطالعه ی عمیق و مفهومی.لازم نیست ساعت بزنی و کتاب های رنگ وارنگ بخری و کلاس های مختلف بروی. با رعایت تعادل ،همیشه و عمیق بخوان.و از هرگونه فعالیت هنری هم استقبال کن. دیدن تاتر و فیلم،بازدید از نمایشگاه های نقاشی،خواندن مجلات گرافیک و غیره.و مخصوصا مطالعه ی آزاد .تا جایی که در توان داری.این موارد آخر می توانند در مرحله ی دوم کنکور ،بخش عملی(مصاحبه ای که در آذر ماه از پذیرفته شدگان کنکور کتبی به عمل می آید) یاری ات کنند.<br />
دوست عزیز.به هیچ عنوان قصد ناامید کردنت را ندارم.ما از ورود هر یک نفر به دنیای هنر استقبال می کنیم.این ها قدم هایی ست که برای ورود و موفقیت در این رشته می بایست طی کنی.برای همین تک تک دانشجویان هنر انقدر جدی و مصمم و کوشا هستند.همه برای رسیدن به این نقطه ی آغاز تلاش کرده ند و به آسانی هم آن را از دست نخواهند داد.<br />
سخن ها بسیار ست و وقت و حوصله کم! امیدوارم که توانسته باشم در راه آگاهی شما دوست عزیز کار مثبتی انجام داده باشم.برای همه دوست داران هنر نیز آرزوی موفقیت می کنم.<br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[علت بيكاري]]></title>
			<link>http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6781</link>
			<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 09:32:11 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6781</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
بيكاري و تورم، يك علت مشترك و محوري دارند كه عبارت است از پايين بودن سطح فعاليت‌هاي اقتصادي يا به عبارت ديگر كمبود ميل به سرمايه‌گذاري و انجام فعاليت‌هاي اقتصادي مولد.‏<br />
هيچ ناظر بي‌طرفي نمي‌تواند منكر اين واقعيت شود كه اقتصاد ايران بيمار است زيرا به‌رغم دسترسي به امكانات عظيم مالي ناشي از صادرات نفت، جامعه ايراني دست به گريبان معضلاتي چون فقر، بيکاري و تورم قيمت‌ها است. اين معضلات علائم و عوارض بيماري عميق و مزمني هستند كه به جاي تشخيص و درمان آن به شيوه علمي، به صرف تزريق مسكن‌ها اكتفا كرده‌ايم، غافل از اينكه اين مسكن‌ها گرچه ممكن است در كوتاه‌مدت از شدت درد بكاهد اما در نهايت درمان بيماري را پيچيده‌تر و سخت‌تر مي‌كند. مسوولان اقتصادي به جاي مبارزه با عوامل ايجاد و تداوم فقر، بيشتر در فكر اعطاي صدقه و يارانه به گروه‌هاي كم‌درآمد برآمده‌اند و متاسفانه در اين موارد هم چندان موفق عمل نكرده‌اند و ايجاد مشاغل كاذب دولتي يا يارانه‌اي جايگزين اشتغال واقعي و مولد شده است. به جاي پرداختن به ريشه‌هاي تورم قيمت‌ها كه خود در حقيقت يكي از علل گسترش فقر است، تصميم‌گيران ارشد اقتصادي در صدد كنترل اداري قيمت‌ها برآمده‌اند و البته در اين كار هم توفيق چنداني نيافته‌اند. به راستي بيماري اقتصاد ايران چيست و چگونه مي‌توان به درمان واقعي و مسوولانه آن پرداخت؟ براي اين كار بهتر است ابتدا علائم و عوارض اين بيماري را به دقت بررسي كنيم. فقر به زبان ساده عبارت است از عدم‌تناسب ميان درآمد خانوار و هزينه‌هاي ضروري و موردانتظار. بيكاري و پايين بودن سطح دستمزدها علت اصلي فقر است و اما بيكاري از لحاظ اقتصادي به مازاد عرضه نيروي كار به تقاضاي استخدام از سوي بنگاه‌ها و فعالان اقتصادي اطلاق مي‌شود. بيكاري زماني بروز مي‌كند كه دستمزدها در بازار كار نمي‌توانند به عنوان قيمت‌هاي تعادلي عمل كنند. به سخن ديگر زماني كه هزينه نيروي كار (دستمزد) بنا به دلايلي بالاتر از بازدهي نهايي آن است استخدام صورت نمي‌گيرد و در اين شرايط عملا ميزان بيكاري به‌صورت تابعي از نرخ رشد جمعيت در مي‌آيد.‏<br />
<br />
تورم قيمت‌ها نتيجه به هم خوردن تناسب ميان اقتصاد پولي و اقتصاد واقعي است يعني زماني كه حجم پولي سريع‌تر از مقدار كالاها و خدمات توليد شده رشد مي‌كند، شكاف ميان آنها به صورت تورم بروز مي‌نمايد. تورم آثار مخربي در جهت گسترش فقر و بيكاري دارد. در شرايط تورمي دستمزدهاي واقعي پايين آمده و صاحبان درآمدهاي ثابت فقيرتر مي‌شوند. از سوي ديگر وضعيت ناامن ناشي از تورم، سرمايه‌گذاري‌هاي مولد و در نتيجه اشتغال را كاهش مي‌دهد. اگر دقت كنيم همه معضلات فوق يعني فقر، بيكاري و تورم، يك علت مشترك و محوري دارند كه عبارت است از پايين بودن سطح فعاليت‌هاي اقتصادي يا به عبارت ديگر كمبود ميل به سرمايه‌گذاري و انجام فعاليت‌هاي اقتصادي مولد.<br />
<br />
متاسفانه آمارهای ارائه شده از نرخ بیکاری درست وواقعی نیست بعنوان مثال دولت وام های اشتغال زایی را جز بیکاری حساب نمی کند چرا که اکثر این وام ها در حقیقت فقط داده شده اند ونظارتی بر اینکه آیاطرحی در کار بوده نیست .ازطرفی مسئله زنان هم وشمارش آنان همیشه مشکل ساز بوده  لذا نرخ بیکاری درکشور بالا رفته وباتوجه به جوان بودن جامعه ما یک معضل بزرگی است که فقر-وفاصله طبقاتی وبسیار دیگر از مشکلات زاییده بیکاری هستند برای مثال نگارنده خود با داشتن مدرک فوق لیسانس علوم سیاسی بیکار است..<br />
<br />
عوامل متعددی در نرخ بیکاری بالای کشور دخالت دارد. مهم ترین عامل نرخ بیکاری پایین تر بودن نرخ رشد تقاضا در مقایسه با نرخ رشد عرضه نیروی کار است. پایین بودن رشد تقاضا خود ناشی از پایین بودن نرخ رشد اقتصادی کشور است. اگرچه میانگین نرخ رشد اقتصادی کشور در برنامه چهارم هشت درصد بوده است ولی عملکرد چهارساله برنامه چهارم نشان می دهد میانگین نرخ رشد اقتصادی حداکثر از شش درصد تجاوز نکرده است.البته عوامل دیگری نیز در بالا بودن نرخ بیکاری موثرند که برخی از مهم ترین آنها عبارتند از: رشد عرضه نیروی کار ناشی از رشد جمعیت دو دهه گذشته، انگیزه های پایین سرمایه گذاری در بخش خصوصی، وجود قوانین دست و پاگیر و انعطاف ناپذیر در ایجاد کارآفرینی، واردات بی رویه کالاها و خدمات ناشی از درآمدهای بالای نفتی و نبود پیوند مناسب بین آموزش و نیازهای بازار کار و بسیاری از عوامل دیگر. اگرچه یکی از دلایل نرخ بیکاری به ویژه نرخ بیکاری بالای فارغ التحصیلان دانشگاهی را می توان ناشی از ارتباط ضعیف نیازهای مهارتی بازار کار و آموزش فارغ التحصیلان دانست ولی این عامل به تنهایی کل نرخ بیکاری کشور را توضیح نمی دهد.<br />
گسترش کمی و بی رویه آموزش عالی در کشور میانگین کیفیت آموزش عالی را تا حد زیادی کاهش داده است و همین مساله باعث شده فارغ التحصیلان دانشگاهی نتوانند مهارت های لازم را در اجرای نقش های شغلی از خود بروز دهند.<br />
نکته قابل تامل این است که اگرچه این ارتباط در ایران ضعیف است ولی نباید اینگونه تصور شود که در کشورهای دیگر و حتی کشورهای پیشرفته فارغ التحصیلان دانشگاهی بلافاصله پس از فارغ التحصیلی می توانند نیازهای مهارتی بنگاه ها را برطرف سازند.<br />
در واقع فارغ التحصیلان دانشگاهی در کشورهای پیشرفته فقط آمادگی لازم را برای احراز مشاغل دارند ولی نیاز به آموزش های ضمن کار دارند زیرا آموزش یک عامل موفقیت در شغل است و تجربه عاملی دیگر.<br />
نکته پایانی اینکه در شرایط موجود اقتصاد کشورمان بیکاری دیپلمه ها در مقایسه با بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی از اهمیت بسیار بیشتری برخوردار است.<br />
اولاً دیپلمه ها انعطاف پذیری بیشتری در پذیرش مشاغل دارند و در صورتی که اقتصاد کشور از رشد و پویایی بالایی برخوردار باشد بسیار سریع تر جذب بازار کار می شوند. ثانیاً بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی در ایران عمدتاً ریشه در بیکاری فارغ التحصیلان دبیرستانی دارد زیرا در صورت بالا بودن نرخ بیکاری دیپلمه ها تقاضا برای ورود به دانشگاه توسط آنان بیشتر می شود زیرا بیکاری از یک طرف و کم هزینه بودن دانشگاه (به ویژه دانشگاه های دولتی) از طرف دیگر هزینه فرصت تحصیل در آموزش عالی را برای آنان کاهش می دهد و در نتیجه تحصیل در مقطع آموزش عالی جایگزین بیکاری دیپلمه ها می شود یا به بیان دیگر با آموزش عالی بیشتر بیکاری دیپلمه ها به تعویق می افتد با این تفاوت که بیکاری تغییر شکل داده و از بیکاری دیپلمه ها به بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی تبدیل می شود.<br />
پیشنهاد سیاستی این بحث این است که در صورتی که موانع سرمایه گذاری و تولید شناسایی و رفع شود و چرخ های اقتصادی کشور در مسیر رشد و شکوفایی بیشتر به حرکت درآید تقاضای نیروی انسانی در تمام سطوح افزایش خواهد یافت که نه تنها فارغ التحصیلان دبیرستانی که حتی فارغ التحصیلان<br />
کم مهارت دانشگاهی نیز می توانند جذب بازار کار شده و در خدمت رشد و توسعه کشور قرار گیرد<br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
بيكاري و تورم، يك علت مشترك و محوري دارند كه عبارت است از پايين بودن سطح فعاليت‌هاي اقتصادي يا به عبارت ديگر كمبود ميل به سرمايه‌گذاري و انجام فعاليت‌هاي اقتصادي مولد.‏<br />
هيچ ناظر بي‌طرفي نمي‌تواند منكر اين واقعيت شود كه اقتصاد ايران بيمار است زيرا به‌رغم دسترسي به امكانات عظيم مالي ناشي از صادرات نفت، جامعه ايراني دست به گريبان معضلاتي چون فقر، بيکاري و تورم قيمت‌ها است. اين معضلات علائم و عوارض بيماري عميق و مزمني هستند كه به جاي تشخيص و درمان آن به شيوه علمي، به صرف تزريق مسكن‌ها اكتفا كرده‌ايم، غافل از اينكه اين مسكن‌ها گرچه ممكن است در كوتاه‌مدت از شدت درد بكاهد اما در نهايت درمان بيماري را پيچيده‌تر و سخت‌تر مي‌كند. مسوولان اقتصادي به جاي مبارزه با عوامل ايجاد و تداوم فقر، بيشتر در فكر اعطاي صدقه و يارانه به گروه‌هاي كم‌درآمد برآمده‌اند و متاسفانه در اين موارد هم چندان موفق عمل نكرده‌اند و ايجاد مشاغل كاذب دولتي يا يارانه‌اي جايگزين اشتغال واقعي و مولد شده است. به جاي پرداختن به ريشه‌هاي تورم قيمت‌ها كه خود در حقيقت يكي از علل گسترش فقر است، تصميم‌گيران ارشد اقتصادي در صدد كنترل اداري قيمت‌ها برآمده‌اند و البته در اين كار هم توفيق چنداني نيافته‌اند. به راستي بيماري اقتصاد ايران چيست و چگونه مي‌توان به درمان واقعي و مسوولانه آن پرداخت؟ براي اين كار بهتر است ابتدا علائم و عوارض اين بيماري را به دقت بررسي كنيم. فقر به زبان ساده عبارت است از عدم‌تناسب ميان درآمد خانوار و هزينه‌هاي ضروري و موردانتظار. بيكاري و پايين بودن سطح دستمزدها علت اصلي فقر است و اما بيكاري از لحاظ اقتصادي به مازاد عرضه نيروي كار به تقاضاي استخدام از سوي بنگاه‌ها و فعالان اقتصادي اطلاق مي‌شود. بيكاري زماني بروز مي‌كند كه دستمزدها در بازار كار نمي‌توانند به عنوان قيمت‌هاي تعادلي عمل كنند. به سخن ديگر زماني كه هزينه نيروي كار (دستمزد) بنا به دلايلي بالاتر از بازدهي نهايي آن است استخدام صورت نمي‌گيرد و در اين شرايط عملا ميزان بيكاري به‌صورت تابعي از نرخ رشد جمعيت در مي‌آيد.‏<br />
<br />
تورم قيمت‌ها نتيجه به هم خوردن تناسب ميان اقتصاد پولي و اقتصاد واقعي است يعني زماني كه حجم پولي سريع‌تر از مقدار كالاها و خدمات توليد شده رشد مي‌كند، شكاف ميان آنها به صورت تورم بروز مي‌نمايد. تورم آثار مخربي در جهت گسترش فقر و بيكاري دارد. در شرايط تورمي دستمزدهاي واقعي پايين آمده و صاحبان درآمدهاي ثابت فقيرتر مي‌شوند. از سوي ديگر وضعيت ناامن ناشي از تورم، سرمايه‌گذاري‌هاي مولد و در نتيجه اشتغال را كاهش مي‌دهد. اگر دقت كنيم همه معضلات فوق يعني فقر، بيكاري و تورم، يك علت مشترك و محوري دارند كه عبارت است از پايين بودن سطح فعاليت‌هاي اقتصادي يا به عبارت ديگر كمبود ميل به سرمايه‌گذاري و انجام فعاليت‌هاي اقتصادي مولد.<br />
<br />
متاسفانه آمارهای ارائه شده از نرخ بیکاری درست وواقعی نیست بعنوان مثال دولت وام های اشتغال زایی را جز بیکاری حساب نمی کند چرا که اکثر این وام ها در حقیقت فقط داده شده اند ونظارتی بر اینکه آیاطرحی در کار بوده نیست .ازطرفی مسئله زنان هم وشمارش آنان همیشه مشکل ساز بوده  لذا نرخ بیکاری درکشور بالا رفته وباتوجه به جوان بودن جامعه ما یک معضل بزرگی است که فقر-وفاصله طبقاتی وبسیار دیگر از مشکلات زاییده بیکاری هستند برای مثال نگارنده خود با داشتن مدرک فوق لیسانس علوم سیاسی بیکار است..<br />
<br />
عوامل متعددی در نرخ بیکاری بالای کشور دخالت دارد. مهم ترین عامل نرخ بیکاری پایین تر بودن نرخ رشد تقاضا در مقایسه با نرخ رشد عرضه نیروی کار است. پایین بودن رشد تقاضا خود ناشی از پایین بودن نرخ رشد اقتصادی کشور است. اگرچه میانگین نرخ رشد اقتصادی کشور در برنامه چهارم هشت درصد بوده است ولی عملکرد چهارساله برنامه چهارم نشان می دهد میانگین نرخ رشد اقتصادی حداکثر از شش درصد تجاوز نکرده است.البته عوامل دیگری نیز در بالا بودن نرخ بیکاری موثرند که برخی از مهم ترین آنها عبارتند از: رشد عرضه نیروی کار ناشی از رشد جمعیت دو دهه گذشته، انگیزه های پایین سرمایه گذاری در بخش خصوصی، وجود قوانین دست و پاگیر و انعطاف ناپذیر در ایجاد کارآفرینی، واردات بی رویه کالاها و خدمات ناشی از درآمدهای بالای نفتی و نبود پیوند مناسب بین آموزش و نیازهای بازار کار و بسیاری از عوامل دیگر. اگرچه یکی از دلایل نرخ بیکاری به ویژه نرخ بیکاری بالای فارغ التحصیلان دانشگاهی را می توان ناشی از ارتباط ضعیف نیازهای مهارتی بازار کار و آموزش فارغ التحصیلان دانست ولی این عامل به تنهایی کل نرخ بیکاری کشور را توضیح نمی دهد.<br />
گسترش کمی و بی رویه آموزش عالی در کشور میانگین کیفیت آموزش عالی را تا حد زیادی کاهش داده است و همین مساله باعث شده فارغ التحصیلان دانشگاهی نتوانند مهارت های لازم را در اجرای نقش های شغلی از خود بروز دهند.<br />
نکته قابل تامل این است که اگرچه این ارتباط در ایران ضعیف است ولی نباید اینگونه تصور شود که در کشورهای دیگر و حتی کشورهای پیشرفته فارغ التحصیلان دانشگاهی بلافاصله پس از فارغ التحصیلی می توانند نیازهای مهارتی بنگاه ها را برطرف سازند.<br />
در واقع فارغ التحصیلان دانشگاهی در کشورهای پیشرفته فقط آمادگی لازم را برای احراز مشاغل دارند ولی نیاز به آموزش های ضمن کار دارند زیرا آموزش یک عامل موفقیت در شغل است و تجربه عاملی دیگر.<br />
نکته پایانی اینکه در شرایط موجود اقتصاد کشورمان بیکاری دیپلمه ها در مقایسه با بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی از اهمیت بسیار بیشتری برخوردار است.<br />
اولاً دیپلمه ها انعطاف پذیری بیشتری در پذیرش مشاغل دارند و در صورتی که اقتصاد کشور از رشد و پویایی بالایی برخوردار باشد بسیار سریع تر جذب بازار کار می شوند. ثانیاً بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی در ایران عمدتاً ریشه در بیکاری فارغ التحصیلان دبیرستانی دارد زیرا در صورت بالا بودن نرخ بیکاری دیپلمه ها تقاضا برای ورود به دانشگاه توسط آنان بیشتر می شود زیرا بیکاری از یک طرف و کم هزینه بودن دانشگاه (به ویژه دانشگاه های دولتی) از طرف دیگر هزینه فرصت تحصیل در آموزش عالی را برای آنان کاهش می دهد و در نتیجه تحصیل در مقطع آموزش عالی جایگزین بیکاری دیپلمه ها می شود یا به بیان دیگر با آموزش عالی بیشتر بیکاری دیپلمه ها به تعویق می افتد با این تفاوت که بیکاری تغییر شکل داده و از بیکاری دیپلمه ها به بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی تبدیل می شود.<br />
پیشنهاد سیاستی این بحث این است که در صورتی که موانع سرمایه گذاری و تولید شناسایی و رفع شود و چرخ های اقتصادی کشور در مسیر رشد و شکوفایی بیشتر به حرکت درآید تقاضای نیروی انسانی در تمام سطوح افزایش خواهد یافت که نه تنها فارغ التحصیلان دبیرستانی که حتی فارغ التحصیلان<br />
کم مهارت دانشگاهی نیز می توانند جذب بازار کار شده و در خدمت رشد و توسعه کشور قرار گیرد<br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[	فرآیند عمل صالح ]]></title>
			<link>http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6780</link>
			<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 09:27:18 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6780</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
	عمل صالح یعنی هر كار درست و نیكو، مفهومی است كه مصادیق بسیاری دارد. در قرآن این تركیب، در اصطلاح خاصی به كار رفته و از جایگاه ویژه ای نیز برخوردار است.	<br />
● مفهوم عمل صالح <br />
<br />
عمل صالح به معنای كار راست، درست و نیكو است. اگر میان دو نفر اختلاف شود برطرف كردن اختلاف و دشمنی را كه راست كردن میان آن دو است، صلح می گویند. <br />
عمل صالح یعنی هر كار درست و نیكو، مفهومی است كه مصادیق بسیاری دارد. در قرآن این تركیب، در اصطلاح خاصی به كار رفته و از جایگاه ویژه ای نیز برخوردار است. اگر اسلام را در دو مولفه اصلی و اساسی بخواهیم تعریف و تحدید كنیم یكی از دو مولفه اصلی را شكل خواهد داد. به این معنا كه اسلام بر دو مولفه اصلی ایمان به حق و عمل صالح شكل می گیرد. مسلمان و مومن كسی است كه در دل به حق ایمان و باور داشته باشد و در عمل كارهای درست و نیكو انجام دهد. <br />
از این رو، ایمان توحیدی و عمل صالح را دو بال پرواز انسانیت دانسته اند و قرآن عمل صالح را در كنار كلمه طیب (حق) به عنوان بالابر یاد می كند. (فاطر آیه ۱۰) و تنها كسانی را رستگار و موفق می شمارد كه دارای ایمان و عمل صالح اند و غیر ایشان كسانی هستند كه از سرمایه اصلی زیان داده اند و جزو زیانكاران و اهل خسران می باشند. (عصر آیات ۲ و ۳). <br />
<br />
● مصادیق عمل صالح <br />
<br />
پرسش اصلی این است كه كدام مصادیق را قرآن به عنوان عمل صالح ستوده و آن را مورد توجه و اهتمام قرار داده است؟ قرآن برای عمل صالح مصادیق بسیاری را ذكر می كند كه در این جا به برخی از آن ها اشاره می شود. <br />
در سوره توبه آیه ۱۲۰ و ۱۲۱ به صورت كلی و جزیی به برخی از مصادیق عمل صالح اشاره می كند و می فرماید: در راه خدا هیچ تشنگی به آن ها چیره نشود یا به رنج و سختی نیفتند یا به گرسنگی دچار نگردند یا گامی كه كافران راخشمگین سازد بر ندارند یا به دشمن (حربی) دستبردی نزنند، مگر آن كه عمل صالحی بر ایشان نوشته شود، كه خدا پاداش نیكوكاران را تباه نمی سازد؛ و هیچ مالی چه اندك و چه بسیار هزینه نكنند و از هیچ وادی و سرزمینی نمی گذرند. <br />
مگر آن كه به حساب ایشان نوشته می شود تا خدا پاداششان دهد؛ چون پاداش نیكوترین كاری كه می كرده اند. <br />
در این آیات به موارد و مصادیق چندی اشاره شده است كه مصداق كلی و جزیی عمل صالح است. در همه این ها آن چه شرط اساسی و كلیدی است، در راه خدا بودن عمل صالح و نیكو است. اگر انفاق و بذل و بخشش كم و بیشی صورت پذیرد و یا سختی و رنج های بسیاری تحمل شود و كارهای نیكوی دیگری انجام گیرد كه نیت خدایی و قصد الهی در آن نباشد این كار نیكو و درست فرد همانند كار كسی است كه بخواهد با یك بال پرواز كند كه چنین چیزی غیرممكن و ناشدنی است. <br />
چنان كه ایمان بدون عمل صالح نیز امكان پرواز را از فرد می گیرد. در آیات قرآن در همه موارد به شرطیت هر دو اشاره شده است و هر گاه سخنی از رستگاری و رهایی از آتش دوزخ می شود به ایمان و عمل صالح اشاره می شود. در بیش از ۷۰ آیه به این مساله توجه داده شده است كه بدون تحقق هر دو (ایمان و عمل صالح) رستگاری مفهومی نخواهد داشت. (نگاه كنید به واژگان ایمان و عمل صالح در قرآن ) <br />
<br />
● امر به معروف و نهی از منكر <br />
<br />
از سوی دیگر قرآن كریم مومنان واقعی را كسانی می شمارد كه نه تنها خود این گونه هستند، بلكه دیگران را به ایمان و عمل صالح می خوانند و سفارش می كنند. در حقیقت بر جنبه اجتماعی اسلام تاكید می شود. به یك معنا اسلام دینی است كه تنها به نجات فرد نمی اندیشد بلكه نجات جامعه نیز یكی از مهم ترین مقاصد و اهداف آن را تشكیل می دهد. <br />
از این رو است كه امر به معروف و نهی از منكر به عنوان یكی از اعمال صالح در قرآن موردتوجه و تاكید قرار گرفته است.این روش و شیوه قرآنی نشان می دهد كه اسلام نه فقط به نجات افراد بلكه به رهایی جوامع بشری می اندیشد. رهایی و نجات و رستگاری فرد هر چند مهم است ولی این مهم جز به فراهم شدن جامعه صالح و امت درستكار تحقق نمی یابد. <br />
فرد اگر خود را برهاند و به جامعه توجه نداشته باشد نمی تواند مطمئن شود كه در آینده دچار گرفتاری نخواهد شد. رهایی فردی به ویژه در جوامع امروزی به رستگاری و رهایی جامعه بستگی دارد. <br />
به سخنی دیگر، در اسلام از عارف هر چند تمجید و تجلیل می شود ولی مقام عالم عامل بسیار بلند و رفیع است كه دست هیچ عارفی بدان جا نمی رسد. عارف در راه نجات خود می كوشد و عالم به فكر خویش و دیگران است. عالم كسی است كه امتی را نجات می بخشد. <br />
از این رو است كه اسلام نجات و رستگاری را به كسانی وعده می دهد كه به این مساله توجه داشته باشند. یعنی هم خود دارای ایمان و عمل صالح باشند و هم دیگران را بدان بخوانند و سفارش كنند (سوره عصر). <br />
امروز وظیفه همگانی ماست كه به مساله امر به معروف و سفارش دیگران به ایمان و عمل صالح توجه داشته باشیم و دیگران را به حق و عمل صالح بخوانیم. وظیفه قرآنی و تنها راه نجات و رستگاری ما آن است كه به هر دو بخش توجه كنیم: هم به ایمان و عمل صالح فردی و هم سفارش دیگران به آن. كاری كه بسیار سخت و دشوار است.<br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
	عمل صالح یعنی هر كار درست و نیكو، مفهومی است كه مصادیق بسیاری دارد. در قرآن این تركیب، در اصطلاح خاصی به كار رفته و از جایگاه ویژه ای نیز برخوردار است.	<br />
● مفهوم عمل صالح <br />
<br />
عمل صالح به معنای كار راست، درست و نیكو است. اگر میان دو نفر اختلاف شود برطرف كردن اختلاف و دشمنی را كه راست كردن میان آن دو است، صلح می گویند. <br />
عمل صالح یعنی هر كار درست و نیكو، مفهومی است كه مصادیق بسیاری دارد. در قرآن این تركیب، در اصطلاح خاصی به كار رفته و از جایگاه ویژه ای نیز برخوردار است. اگر اسلام را در دو مولفه اصلی و اساسی بخواهیم تعریف و تحدید كنیم یكی از دو مولفه اصلی را شكل خواهد داد. به این معنا كه اسلام بر دو مولفه اصلی ایمان به حق و عمل صالح شكل می گیرد. مسلمان و مومن كسی است كه در دل به حق ایمان و باور داشته باشد و در عمل كارهای درست و نیكو انجام دهد. <br />
از این رو، ایمان توحیدی و عمل صالح را دو بال پرواز انسانیت دانسته اند و قرآن عمل صالح را در كنار كلمه طیب (حق) به عنوان بالابر یاد می كند. (فاطر آیه ۱۰) و تنها كسانی را رستگار و موفق می شمارد كه دارای ایمان و عمل صالح اند و غیر ایشان كسانی هستند كه از سرمایه اصلی زیان داده اند و جزو زیانكاران و اهل خسران می باشند. (عصر آیات ۲ و ۳). <br />
<br />
● مصادیق عمل صالح <br />
<br />
پرسش اصلی این است كه كدام مصادیق را قرآن به عنوان عمل صالح ستوده و آن را مورد توجه و اهتمام قرار داده است؟ قرآن برای عمل صالح مصادیق بسیاری را ذكر می كند كه در این جا به برخی از آن ها اشاره می شود. <br />
در سوره توبه آیه ۱۲۰ و ۱۲۱ به صورت كلی و جزیی به برخی از مصادیق عمل صالح اشاره می كند و می فرماید: در راه خدا هیچ تشنگی به آن ها چیره نشود یا به رنج و سختی نیفتند یا به گرسنگی دچار نگردند یا گامی كه كافران راخشمگین سازد بر ندارند یا به دشمن (حربی) دستبردی نزنند، مگر آن كه عمل صالحی بر ایشان نوشته شود، كه خدا پاداش نیكوكاران را تباه نمی سازد؛ و هیچ مالی چه اندك و چه بسیار هزینه نكنند و از هیچ وادی و سرزمینی نمی گذرند. <br />
مگر آن كه به حساب ایشان نوشته می شود تا خدا پاداششان دهد؛ چون پاداش نیكوترین كاری كه می كرده اند. <br />
در این آیات به موارد و مصادیق چندی اشاره شده است كه مصداق كلی و جزیی عمل صالح است. در همه این ها آن چه شرط اساسی و كلیدی است، در راه خدا بودن عمل صالح و نیكو است. اگر انفاق و بذل و بخشش كم و بیشی صورت پذیرد و یا سختی و رنج های بسیاری تحمل شود و كارهای نیكوی دیگری انجام گیرد كه نیت خدایی و قصد الهی در آن نباشد این كار نیكو و درست فرد همانند كار كسی است كه بخواهد با یك بال پرواز كند كه چنین چیزی غیرممكن و ناشدنی است. <br />
چنان كه ایمان بدون عمل صالح نیز امكان پرواز را از فرد می گیرد. در آیات قرآن در همه موارد به شرطیت هر دو اشاره شده است و هر گاه سخنی از رستگاری و رهایی از آتش دوزخ می شود به ایمان و عمل صالح اشاره می شود. در بیش از ۷۰ آیه به این مساله توجه داده شده است كه بدون تحقق هر دو (ایمان و عمل صالح) رستگاری مفهومی نخواهد داشت. (نگاه كنید به واژگان ایمان و عمل صالح در قرآن ) <br />
<br />
● امر به معروف و نهی از منكر <br />
<br />
از سوی دیگر قرآن كریم مومنان واقعی را كسانی می شمارد كه نه تنها خود این گونه هستند، بلكه دیگران را به ایمان و عمل صالح می خوانند و سفارش می كنند. در حقیقت بر جنبه اجتماعی اسلام تاكید می شود. به یك معنا اسلام دینی است كه تنها به نجات فرد نمی اندیشد بلكه نجات جامعه نیز یكی از مهم ترین مقاصد و اهداف آن را تشكیل می دهد. <br />
از این رو است كه امر به معروف و نهی از منكر به عنوان یكی از اعمال صالح در قرآن موردتوجه و تاكید قرار گرفته است.این روش و شیوه قرآنی نشان می دهد كه اسلام نه فقط به نجات افراد بلكه به رهایی جوامع بشری می اندیشد. رهایی و نجات و رستگاری فرد هر چند مهم است ولی این مهم جز به فراهم شدن جامعه صالح و امت درستكار تحقق نمی یابد. <br />
فرد اگر خود را برهاند و به جامعه توجه نداشته باشد نمی تواند مطمئن شود كه در آینده دچار گرفتاری نخواهد شد. رهایی فردی به ویژه در جوامع امروزی به رستگاری و رهایی جامعه بستگی دارد. <br />
به سخنی دیگر، در اسلام از عارف هر چند تمجید و تجلیل می شود ولی مقام عالم عامل بسیار بلند و رفیع است كه دست هیچ عارفی بدان جا نمی رسد. عارف در راه نجات خود می كوشد و عالم به فكر خویش و دیگران است. عالم كسی است كه امتی را نجات می بخشد. <br />
از این رو است كه اسلام نجات و رستگاری را به كسانی وعده می دهد كه به این مساله توجه داشته باشند. یعنی هم خود دارای ایمان و عمل صالح باشند و هم دیگران را بدان بخوانند و سفارش كنند (سوره عصر). <br />
امروز وظیفه همگانی ماست كه به مساله امر به معروف و سفارش دیگران به ایمان و عمل صالح توجه داشته باشیم و دیگران را به حق و عمل صالح بخوانیم. وظیفه قرآنی و تنها راه نجات و رستگاری ما آن است كه به هر دو بخش توجه كنیم: هم به ایمان و عمل صالح فردی و هم سفارش دیگران به آن. كاری كه بسیار سخت و دشوار است.<br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[روش صحیح مطالعه کردن]]></title>
			<link>http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6779</link>
			<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 09:19:18 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6779</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
وقتي تصميم مي‌گيريم دوچرخه سواري، خياطي، شنا و هر نوع مهارت ديگر را ياد بگيريم، براي يادگيري آن‌ها تلاش و كوشش مي‌كنيم و بعد هم سعي مي‌كنيم تا با تمرين و تكرار، آن‌ها را به ذهنمان بسپاريم.با اين وصف:آيا براي يادگيري مهارت مطالعه نيز چنين تلاش مي‌كنيد؟...<br />
- چه عواملي را در يك مطا‌لعه موفق مؤثر مي‌دانيد؟<br />
- آيا با شيوه صحيح مطالعه هر درس آشنايي داريد يا اينكه همه مطالب درسي را با يك شيوه، مطالعه مي‌كنيد؟<br />
- ترجيح مي‌دهيد در چه مكان‌هايي و در چه مواقعي به مطالعه بپردازيد؟<br />
- ... <br />
براي يادگيري مطالعه موفق، نه تنها بايد بايد شيوه صحيح هر نوع مطالعه‌اي آشنا باشيم و در كنارآن، تمرين و تكرار داشته باشيم،بلكه بايد با عوامل ديگري كه بر مطالعه موفق ما مؤثر است، آشنا باشيم. در اين مقاله به بررسي برخي از اين عوامل مي پردازيم:<br />
انگيزه داشته باشيم<br />
براي يادگيري هر چيز، انگيزه نقش به سزايي دارد. وقتي ما براي به دست آوردن چيزي انگيزه داشته باشيم، موفقيت در به دست آوردن آن برايمان امكان پذير است. انگيزه در مطا‌‌‌لعه؛ يعني تحريك شدن و بر انگيختگي براي يادگيري.ما زماني مي‌توانيم بگوييم انگيزه داريم كه به اندازه كافي، برانگيخته شده باشيم و اظطراب كم در ما ايجاد شده و ما را به سمت مطالعه سوق دهد. البته ميزلن انگيزه در افراد متفاوت است.بعضي ها براي مطالعه داراي انگيزه بسياري هستند؛ اما بعضي ديگر، هيچ انگيزه‌اي ندارند. اين افراد بايد در خود ايجاد انگيزه نمايند؛ يعني با يادآوري هدف و آينده شغلي ايده ‌‌‌آل خود، انگيزه‌شان را براي مطالعه تحريك كنند.<br />
يك راه ديگر برايايجاد انگيزه، درگير كردن خود با موضوع مطالعه است. اگر به عنوان مثال در مطالعه درس‌هاي رياضي و فيزيك با مشكل روبه‌رو هستيد و يادگيري در درس برايتان مشكل است، به جاي كنار گذاشتن مطالعه آنها، بايد خود را درگير يادگيري رياضي و فيزيك نماييد. تمرين و تكرار كنيد، در صورت لزوم، از كلاس‌هاي خصوصي و كتاب‌هاي آموزشي استفاده كنيد، از دبير‌هاي با تجربه كمك بگيريد، مطالعه گروهي داشته باشيد و ... تا علاقه شما به يادگيري تحريك شود.<br />
<br />
با علاقه بخوانيم<br />
<br />
انگيزه و علاقه به دنبال يكديگر مي‌آيند. وقتي براي به دست آوردن هدف انگيزه داشته باشيم و اندازه كافي تحريك شده باشيم، علاقه ما به مطالعه زياد مي شود و به سمت طمالعه تمايل پيدا مي كنيم. هرچه اطلاعات ما در مورد موضوعيبيشتر شود، علاقه بيشتري به مطالعه آن موضوع و باز كردن مسائل آن پيدا مي‌كنيم؛ بنابراين، سعي كنيد كه هنگام مطالعه با علاقه شروع كنيد. بعضي افراد در هنگام مطالعه مشكل دارند و به قول معروف روي غلطك خواندن نيافتاده‌اند؛ آنها دتر شروع تمركز ندارند و به خاطر همين مسأله، ممكن است تشويق خاطر داشته باشند؛ در چنين شرايطي، اين افراد بايد به طور روزنامه‌وار بخوانند و نگاهي سطحي و نقشه‌ها، فهرست‌ها، بخش‌ها، و ... بيندازيد؛ تا وقتي كه به تدريج تمركز خود را به دست آورند.<br />
<br />
با اصول مطالعه آشنا باشيم<br />
<br />
گاهي مطالعه كننده، انگيزه و علاقه كافي براي مطالعه دارد؛ امام با روش صحيح مطالعه آشنا نيست. اين افراد از صبح تا غروب بيشتر اوقات خود را صرف مطالعه مي‌كنند؛ اما باز دهي و نتيجه‌اي كه از مطالعه مي‌گيرند، در سطح بسيار پاييني است. فردي ديگري كه اصول مطالعه صحيح را مي‌داند، با صرف مدت زمان كمتري براي مطالعه، سطح بازدهي بالاييدارد؛ به همين دليل، مهم است كه با اصول صحيح مطالعه هر درس آشنا باشيد و هر درس را با اصول و شيوه مناسب خود مطالعه كنيد. به طور مسلم، شيوه‌اي كه براي مطالعه درس‌هاي حفظ كردني به كار مي‌بريد، متفاوت از شيوه‌اي است كه براي مطالعه درس‌هاي حل كردني مثل رياضي و هندسه و مانند آن به كار مي‌بريد؛ به عنوان مثال، درس‌هايي چون زمين‌شناسي و زيست‌شناسي را با نقشه‌، عكس و اسلايد سريعتر ياد مي‌گيريد؛ در حالي كه رياضي و هندسه را با تجزيه و تحليل و تمرين و تكرار، بسرعت مي‌آموزيد.<br />
<br />
مكان مناسب انتخاب كنيم<br />
<br />
براي مطالعه صحيح لازم نيست حتماً جايي را در نظر بگيريد كه كاملاً ساكت و آرام باشد. سكوت مطق، خود شرايط حواس پرتي را فراهم مي‌‌آورد و باعث مي‌شود كه با عادت كردن در محيط كاملاً ساكت، در شرايط متفاوت با كوچكترين صدايي تمركز خود را از دست دهيد. پس هميشه جايي را براي مطالعه در نظر بگيريد كه كمترين سرو صدا و رفت و آمد را داشته باشيد. اگر ميز مطالعه داريد، روي ميز را از هرچيزي كه باعث حواس پرتي مي شود، خالي كنيد. عكس، روزنامه، راديو، ضبط،مجله و هر چيز اضافي را برداريد و تمام وسايلي را كه نظير كتاب‌‌هاي درسي، فيش، كتاب لغت، خط‌كش، خودكار و مانند آن‌ها براي مطالعه لازم است، روي ميز قرار دهيد. از چراغ مطالعه استفاده كنيد كه سطح ميز را خوب روشن كند و آن را در جايي قرار دهيد كه در حين يادداشت برداري، موجب افتادن سايه خودكار و دست شما روي صفحه نشود.نور كافيو مناسب براي مطالعه راحت، لازم و ضروري است.صندلي را كه براي نشستن انتخاب مي‌كنيد، مي‌بايست راحت باشد و فاصله آن تا ميز براي مطالعه شما متعادل باشد. هواي اتاق مطالعه نبايد خيلي گرم وخيلي سرد باشد. هواي متعادل اتاق به تمركز حواس شما كمك مي كند. عادت به مطالعه در مكان‌هاي باز مانند پارك‌ها خوب نيست. پارك‌ها مكان مناسبي براي مطالعه نيستند؛ چرا كه هميشه پر رفت و آمد، پر سر و صدا و شلوغند. اما چنانچه ناگزير هستيد كه براي مطالعه به پارك‌ها مراجعه كنيد، جايي را براي مطالعه انتخاب كنيد كه كمترين سر و صدا و بيشترين آرامش را داشته باشد.<br />
<br />
در زمان مناسب بخوانيم <br />
<br />
اگر عادت كنيد در طولشبانه روز طي ساعت‌ها و زمان هاي مشخصي به مطالعه بپردازيد، كمك بسيار زيادي به خود كرده‌ايد. فراهم آوردن شرايط مطالعه در يك مكان مناسب و طي زمان‌هاي مشخص، ذهن شما را براي مطالعه موفق، بيشتر آماده مي‌كند؛ همچنين استراحت كوتاه مدت 10تا15دقيقه اي بعد از هر2 ساعت مطالعه، تأثير بسزايي در تجديد قواي فكري و ذهني شما دارد. اگر در موقع مطالعه زود خسته مي‌شويد، خوابتان مي‌گيرد يا عصبي مي‌شويد، دليل آن را پيدا كنيد؛ شايد طرز نشستن شما خوب نبوده يا هواي اتاق مناسب نباشد. مي‌توانيد پنجره اتاق را باز كنيد تا هواي اتاق عوض شود و يا ممكن است افكار مزاحم مانع شما باشد. برخي از اين افكار را مي‌توانيد كنترل كنيد؛ مثلاً اگر ذهن شما مدام درگير تين است كه به دوستان خود زنگ بزنيد، روي كاغذ يادداشت كنيد كه فراموش نكنيد و بعداً به او زنگ زنيد؛ همچنين اگر ياد‌ آوري خاطره‌اي آزار دهنده مانع مطالعه شماست، كتاب را كنار بگداريد، چند دقيقه نرمش كنيد و پياده‌روي كوتاه مدتي داشته باشيدو يا دوش بگيريد و بعد مجدداً به مطالعه بپردازيد. در شروع مطالعه به اين فكر نكنيد كه درس مشكل و خسته كنند‌اي است. مطالعه را با رغبت، انگيزه و خوشحالي شروع كنيد. به اين فكر كنيد كه وقتي مبحث آن روز را با موفقيت به پايان مي‌رسانيد، چقدر لذت بخش و موجب خوشحالي شما مي‌شود و به خود قول دهيد اگر تكليف آن روز را به خوبي به پايان رسانيد، براي خود جشن مي‌گيريد، به مهماني مي‌رويد يا خودتان را به خوراكي مورد علاقه‌تان دعوت مي‌ كنيد. با كتاب خود شوخي كنيد. مثال‌هاي مهيج،شادي آفرين و خنده‌دار بزنيد. لحن خواندن‌تان را تغيير دهيد و براي درك بيشتر به سخت‌ترين مطالب كتاب بار هيجاني مثبت بدهيد. محققان معتقدند مطالبي كه بار هيجاني بيشتري دارند، بيشتر در حافظه مي مانند و بهتر به خاطر آورده مي شوند؛ چرا كه هيجان، علاقه، تمركز و يادگيري سريع را فراهم مي آورد.<br />
<br />
تغذيه مناسب<br />
<br />
خيلي از افراد در مواقع مطالعه به تغذيه و يا آنچه كه بايد بخورند، توجه ندارند؛ در حاليكه تغذيه، نقش مؤثري در تمركز بهتر و مطالعه موفق دارد. آن‌ها با اينكه مي‌دانند گرسنه هستند، اما همچنان بي توجه به اين قضيه بر شدت مطالعات خود مي افزايند؛ در حالي كه مطالعه آن ها چيزي جز رژه تعدادي از كامات و جملات نيست و خيلي زود آنچه را كه مي‌خوانند، فراموش مي‌كنند. تغذيه مناسب در رفع خستگي،خواب‌آلودگي و تجديد قواي فكري و ذهني، تأثير بسزايي دارد. البته منظور از تغذيه مناسب، خوردن غذا‌هاي پر حجم و سنگين نيست. غذا‌هاي پر حجم و سنگين باعث سستي و تنبلي و خواب‌آلودگي بيشتر مي‌شود. منظور از غذا‌هاي مناسب ، غذا‌هايي هستند كه مقوي و پر انرژي هستند و توانايي مطالعه بيشتر را امكان پذير مي‌سازد. خوردن گردو، بادام، كشمش، خرما، فندق، شير موز، آب پرتقال و چاي و بيسكويت در فاصله بين مطالعه بسيار مفيد است.<br />
<br />
پشتكار داشته باشيم<br />
<br />
شرط موفقيت در مطالعه و هر كاري، علاوه بر انگيزه و علاقه، تمرين و تكرار و پشت كار فراوان است. اعتقاد راسخ به اين كه هر كاري شدني است و موفقيت در چند قدمي شناست،شرايط عمل و مطالعه بيشتري را فراهم مي كند. افكار و ذهنتان، شما را براي رسيدن به آن هدف ياري مي‌كنند.<br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
وقتي تصميم مي‌گيريم دوچرخه سواري، خياطي، شنا و هر نوع مهارت ديگر را ياد بگيريم، براي يادگيري آن‌ها تلاش و كوشش مي‌كنيم و بعد هم سعي مي‌كنيم تا با تمرين و تكرار، آن‌ها را به ذهنمان بسپاريم.با اين وصف:آيا براي يادگيري مهارت مطالعه نيز چنين تلاش مي‌كنيد؟...<br />
- چه عواملي را در يك مطا‌لعه موفق مؤثر مي‌دانيد؟<br />
- آيا با شيوه صحيح مطالعه هر درس آشنايي داريد يا اينكه همه مطالب درسي را با يك شيوه، مطالعه مي‌كنيد؟<br />
- ترجيح مي‌دهيد در چه مكان‌هايي و در چه مواقعي به مطالعه بپردازيد؟<br />
- ... <br />
براي يادگيري مطالعه موفق، نه تنها بايد بايد شيوه صحيح هر نوع مطالعه‌اي آشنا باشيم و در كنارآن، تمرين و تكرار داشته باشيم،بلكه بايد با عوامل ديگري كه بر مطالعه موفق ما مؤثر است، آشنا باشيم. در اين مقاله به بررسي برخي از اين عوامل مي پردازيم:<br />
انگيزه داشته باشيم<br />
براي يادگيري هر چيز، انگيزه نقش به سزايي دارد. وقتي ما براي به دست آوردن چيزي انگيزه داشته باشيم، موفقيت در به دست آوردن آن برايمان امكان پذير است. انگيزه در مطا‌‌‌لعه؛ يعني تحريك شدن و بر انگيختگي براي يادگيري.ما زماني مي‌توانيم بگوييم انگيزه داريم كه به اندازه كافي، برانگيخته شده باشيم و اظطراب كم در ما ايجاد شده و ما را به سمت مطالعه سوق دهد. البته ميزلن انگيزه در افراد متفاوت است.بعضي ها براي مطالعه داراي انگيزه بسياري هستند؛ اما بعضي ديگر، هيچ انگيزه‌اي ندارند. اين افراد بايد در خود ايجاد انگيزه نمايند؛ يعني با يادآوري هدف و آينده شغلي ايده ‌‌‌آل خود، انگيزه‌شان را براي مطالعه تحريك كنند.<br />
يك راه ديگر برايايجاد انگيزه، درگير كردن خود با موضوع مطالعه است. اگر به عنوان مثال در مطالعه درس‌هاي رياضي و فيزيك با مشكل روبه‌رو هستيد و يادگيري در درس برايتان مشكل است، به جاي كنار گذاشتن مطالعه آنها، بايد خود را درگير يادگيري رياضي و فيزيك نماييد. تمرين و تكرار كنيد، در صورت لزوم، از كلاس‌هاي خصوصي و كتاب‌هاي آموزشي استفاده كنيد، از دبير‌هاي با تجربه كمك بگيريد، مطالعه گروهي داشته باشيد و ... تا علاقه شما به يادگيري تحريك شود.<br />
<br />
با علاقه بخوانيم<br />
<br />
انگيزه و علاقه به دنبال يكديگر مي‌آيند. وقتي براي به دست آوردن هدف انگيزه داشته باشيم و اندازه كافي تحريك شده باشيم، علاقه ما به مطالعه زياد مي شود و به سمت طمالعه تمايل پيدا مي كنيم. هرچه اطلاعات ما در مورد موضوعيبيشتر شود، علاقه بيشتري به مطالعه آن موضوع و باز كردن مسائل آن پيدا مي‌كنيم؛ بنابراين، سعي كنيد كه هنگام مطالعه با علاقه شروع كنيد. بعضي افراد در هنگام مطالعه مشكل دارند و به قول معروف روي غلطك خواندن نيافتاده‌اند؛ آنها دتر شروع تمركز ندارند و به خاطر همين مسأله، ممكن است تشويق خاطر داشته باشند؛ در چنين شرايطي، اين افراد بايد به طور روزنامه‌وار بخوانند و نگاهي سطحي و نقشه‌ها، فهرست‌ها، بخش‌ها، و ... بيندازيد؛ تا وقتي كه به تدريج تمركز خود را به دست آورند.<br />
<br />
با اصول مطالعه آشنا باشيم<br />
<br />
گاهي مطالعه كننده، انگيزه و علاقه كافي براي مطالعه دارد؛ امام با روش صحيح مطالعه آشنا نيست. اين افراد از صبح تا غروب بيشتر اوقات خود را صرف مطالعه مي‌كنند؛ اما باز دهي و نتيجه‌اي كه از مطالعه مي‌گيرند، در سطح بسيار پاييني است. فردي ديگري كه اصول مطالعه صحيح را مي‌داند، با صرف مدت زمان كمتري براي مطالعه، سطح بازدهي بالاييدارد؛ به همين دليل، مهم است كه با اصول صحيح مطالعه هر درس آشنا باشيد و هر درس را با اصول و شيوه مناسب خود مطالعه كنيد. به طور مسلم، شيوه‌اي كه براي مطالعه درس‌هاي حفظ كردني به كار مي‌بريد، متفاوت از شيوه‌اي است كه براي مطالعه درس‌هاي حل كردني مثل رياضي و هندسه و مانند آن به كار مي‌بريد؛ به عنوان مثال، درس‌هايي چون زمين‌شناسي و زيست‌شناسي را با نقشه‌، عكس و اسلايد سريعتر ياد مي‌گيريد؛ در حالي كه رياضي و هندسه را با تجزيه و تحليل و تمرين و تكرار، بسرعت مي‌آموزيد.<br />
<br />
مكان مناسب انتخاب كنيم<br />
<br />
براي مطالعه صحيح لازم نيست حتماً جايي را در نظر بگيريد كه كاملاً ساكت و آرام باشد. سكوت مطق، خود شرايط حواس پرتي را فراهم مي‌‌آورد و باعث مي‌شود كه با عادت كردن در محيط كاملاً ساكت، در شرايط متفاوت با كوچكترين صدايي تمركز خود را از دست دهيد. پس هميشه جايي را براي مطالعه در نظر بگيريد كه كمترين سرو صدا و رفت و آمد را داشته باشيد. اگر ميز مطالعه داريد، روي ميز را از هرچيزي كه باعث حواس پرتي مي شود، خالي كنيد. عكس، روزنامه، راديو، ضبط،مجله و هر چيز اضافي را برداريد و تمام وسايلي را كه نظير كتاب‌‌هاي درسي، فيش، كتاب لغت، خط‌كش، خودكار و مانند آن‌ها براي مطالعه لازم است، روي ميز قرار دهيد. از چراغ مطالعه استفاده كنيد كه سطح ميز را خوب روشن كند و آن را در جايي قرار دهيد كه در حين يادداشت برداري، موجب افتادن سايه خودكار و دست شما روي صفحه نشود.نور كافيو مناسب براي مطالعه راحت، لازم و ضروري است.صندلي را كه براي نشستن انتخاب مي‌كنيد، مي‌بايست راحت باشد و فاصله آن تا ميز براي مطالعه شما متعادل باشد. هواي اتاق مطالعه نبايد خيلي گرم وخيلي سرد باشد. هواي متعادل اتاق به تمركز حواس شما كمك مي كند. عادت به مطالعه در مكان‌هاي باز مانند پارك‌ها خوب نيست. پارك‌ها مكان مناسبي براي مطالعه نيستند؛ چرا كه هميشه پر رفت و آمد، پر سر و صدا و شلوغند. اما چنانچه ناگزير هستيد كه براي مطالعه به پارك‌ها مراجعه كنيد، جايي را براي مطالعه انتخاب كنيد كه كمترين سر و صدا و بيشترين آرامش را داشته باشد.<br />
<br />
در زمان مناسب بخوانيم <br />
<br />
اگر عادت كنيد در طولشبانه روز طي ساعت‌ها و زمان هاي مشخصي به مطالعه بپردازيد، كمك بسيار زيادي به خود كرده‌ايد. فراهم آوردن شرايط مطالعه در يك مكان مناسب و طي زمان‌هاي مشخص، ذهن شما را براي مطالعه موفق، بيشتر آماده مي‌كند؛ همچنين استراحت كوتاه مدت 10تا15دقيقه اي بعد از هر2 ساعت مطالعه، تأثير بسزايي در تجديد قواي فكري و ذهني شما دارد. اگر در موقع مطالعه زود خسته مي‌شويد، خوابتان مي‌گيرد يا عصبي مي‌شويد، دليل آن را پيدا كنيد؛ شايد طرز نشستن شما خوب نبوده يا هواي اتاق مناسب نباشد. مي‌توانيد پنجره اتاق را باز كنيد تا هواي اتاق عوض شود و يا ممكن است افكار مزاحم مانع شما باشد. برخي از اين افكار را مي‌توانيد كنترل كنيد؛ مثلاً اگر ذهن شما مدام درگير تين است كه به دوستان خود زنگ بزنيد، روي كاغذ يادداشت كنيد كه فراموش نكنيد و بعداً به او زنگ زنيد؛ همچنين اگر ياد‌ آوري خاطره‌اي آزار دهنده مانع مطالعه شماست، كتاب را كنار بگداريد، چند دقيقه نرمش كنيد و پياده‌روي كوتاه مدتي داشته باشيدو يا دوش بگيريد و بعد مجدداً به مطالعه بپردازيد. در شروع مطالعه به اين فكر نكنيد كه درس مشكل و خسته كنند‌اي است. مطالعه را با رغبت، انگيزه و خوشحالي شروع كنيد. به اين فكر كنيد كه وقتي مبحث آن روز را با موفقيت به پايان مي‌رسانيد، چقدر لذت بخش و موجب خوشحالي شما مي‌شود و به خود قول دهيد اگر تكليف آن روز را به خوبي به پايان رسانيد، براي خود جشن مي‌گيريد، به مهماني مي‌رويد يا خودتان را به خوراكي مورد علاقه‌تان دعوت مي‌ كنيد. با كتاب خود شوخي كنيد. مثال‌هاي مهيج،شادي آفرين و خنده‌دار بزنيد. لحن خواندن‌تان را تغيير دهيد و براي درك بيشتر به سخت‌ترين مطالب كتاب بار هيجاني مثبت بدهيد. محققان معتقدند مطالبي كه بار هيجاني بيشتري دارند، بيشتر در حافظه مي مانند و بهتر به خاطر آورده مي شوند؛ چرا كه هيجان، علاقه، تمركز و يادگيري سريع را فراهم مي آورد.<br />
<br />
تغذيه مناسب<br />
<br />
خيلي از افراد در مواقع مطالعه به تغذيه و يا آنچه كه بايد بخورند، توجه ندارند؛ در حاليكه تغذيه، نقش مؤثري در تمركز بهتر و مطالعه موفق دارد. آن‌ها با اينكه مي‌دانند گرسنه هستند، اما همچنان بي توجه به اين قضيه بر شدت مطالعات خود مي افزايند؛ در حالي كه مطالعه آن ها چيزي جز رژه تعدادي از كامات و جملات نيست و خيلي زود آنچه را كه مي‌خوانند، فراموش مي‌كنند. تغذيه مناسب در رفع خستگي،خواب‌آلودگي و تجديد قواي فكري و ذهني، تأثير بسزايي دارد. البته منظور از تغذيه مناسب، خوردن غذا‌هاي پر حجم و سنگين نيست. غذا‌هاي پر حجم و سنگين باعث سستي و تنبلي و خواب‌آلودگي بيشتر مي‌شود. منظور از غذا‌هاي مناسب ، غذا‌هايي هستند كه مقوي و پر انرژي هستند و توانايي مطالعه بيشتر را امكان پذير مي‌سازد. خوردن گردو، بادام، كشمش، خرما، فندق، شير موز، آب پرتقال و چاي و بيسكويت در فاصله بين مطالعه بسيار مفيد است.<br />
<br />
پشتكار داشته باشيم<br />
<br />
شرط موفقيت در مطالعه و هر كاري، علاوه بر انگيزه و علاقه، تمرين و تكرار و پشت كار فراوان است. اعتقاد راسخ به اين كه هر كاري شدني است و موفقيت در چند قدمي شناست،شرايط عمل و مطالعه بيشتري را فراهم مي كند. افكار و ذهنتان، شما را براي رسيدن به آن هدف ياري مي‌كنند.<br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[رمان از این همه جا ( تکین حمزه لو)]]></title>
			<link>http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6778</link>
			<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 09:03:59 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6778</guid>
			<description><![CDATA[فصل اول - قسمت اول<br />
<br />
تهران- ساعت 1.30 بامداد<br />
<br />
اتوبان مثل ماری سرد و تاریک به نا کجا آباد می رفت. باد سرد اواخر زمستان گاهی تکانی به ماشین می داد؛ اما سرعت پژوی سیاه آنقدر زیاد بود که در مقابل باد سر خم نکند. جای تعجب داشت اتوبان که همیشه حتی در آن ساعت شلوغ بود ، آن شب خلوت بود و جز تک و توک ماشین هایی که شاید از مهمانی به خانه بر می گشتند ، خبری نبود.<br />
اما راننده پژو شاید به عادت همیشه در خطوط خالی و خلوت لایی می کشید. همراهش سر خوش و هیجان زده بی آنکه از دیوانه بازی های دوستش بترسد همراهی اش می کرد. صدای موزیک تند و دیوانه کننده با آن ضرب آهنگهای کوبنده و وحشیانه ماشین را می لرزاند. راننده و جوان کنار دستی اش با تک ضربها خودشان را تکان می دادند و با پیچش ماشین خم و راست می شدند. اما پسر جوانی که تنها روی صندلی عقب نشسته بود انگار در دنیای دیگری سیر می کرد. مردمک چشمانش مثل گربه ای در تاریکی گشاد شده و عرق از سر و رویش می بارید. صدای نفس های بریده بریده اش در موزیک تند و بلند گم می شد و به نظرش می رسید که رنگ موزیک قرمز است. بعد ختده اش گرفت. بی آنکه بفهمد به چه چیزی می خندد ، خندید. مثل ***که ای بی هنگام، منقطع و خشک ! صدای خنده بی روح و عجیبش لحظه ای دوستانش را متوجه او کرد، اما راننده با نگاهی در آینه سری تکان داد و دوستش زیر لب گفت: چت کرده...<br />
راننده بی توجه با صدای چکش وار موزیک تکان تکان می خورد. سرنشین صندلی عقب از گرما احساس خفگی می کرد و دلش یک لیوان بزرگ آب خنک می خواست.حتی تصور نوشیدن آن تا قطره آخر تسکینش می داد. به نظرش دستانش دراز شده بود، پاهایش کوچک و ریز و سرش مثل حبابی سبک روی گردنش لق می خورد.<br />
دوستانش را در فاصله زیادی از خودش می دید، انگار آنها جلوی یک اتوبوس نشسته بودند و او عقب اتوبوس. دستانش را بالا آورد و با دقت به انگشتانش نگاه کرد ، مثل شاخه ای خشک شده دراز و باریک بودند. نفس بریده بریده اش تند تر شد. لبانش خشک شده و زبانش مثل تکه ای چوب در دهانش سفت مانده بود. به نظرش می رسید قلبش در همه جای بدنش می تپد. همه جای بدنش نبض داشت. از پنجره به تاریکی و نور نارنجی چراغهای اتوبان که تند تند از مقابلش رد می شد زل زد. نور چراغها مثل آتش سیگار در تاریکی لحظه ای می درخشید و زود دور می شد. نقطه ها کوچک و دور از دسترس بودند، انگار کنارماه باشند ولی اگر دستش را دراز می کرد می توانست بگیردشان. بازبه دوستانش که شل و کشدار سعی می کردند با خواننده همراهی کنند نگاهی انداخت و سعی کرد بفهمد چرا آنقدر از هم فاصله دارند. بعد با آخرین نیرو سعی کرد بگوید تشنه است، اما فقط لبهایش به هم خورد، بی آنکه صدایی در آید، کلمات از ذهنش فرار می کردند و او مثل بچه ای که به دنبال دوستانش بدود در ذهنش به دنبال کلمات می گشت نا چند تایی بگیرد و منظورش را بفهماند اما نمی توانست! کلمات شیطان و تیز پا از چنگش می گریختند. چند لحظه بعد که به نظرش ساعتها می رسید ماشین ایستاده بود، نور ها با سرعت بالای سرش می چرخیدند. مطمئن بود ماشین نگه داشته، بهترین فرصت برای خریدن یک چیز خنک! دستش را بلند کرد و به سختی دستگیره در را که هر بار یک جایی می دیدش، گرفت. چند بار دستگیره را گرفت. چند بار دستگیره را گرفت، اما دستگیره واقعی نبود. در دلش لعنت گفت و فکر کرد چرا امشب همه بازیشون گرفته؟ سرانجام دستگیره را گرفت و کشید ، هجوم هوای سرد و پر سوز زمستانی نفسش را بند آورد.<br />
قبل از آنکه دوستانش فرصت کنند چیزی بگویند پیاده شد. وقتی مثل سنگ ریزه روی آسفالت سرد و بی رحم به سرعت می غلتید فکر کرد اگر ماشین نگه داشته چرا او نتوانسته پایش را روی زمین بگذارد و در میان زمین و هوا تاب می خورد؟ اما دیگر برای هر سوالی دیر شده بود؛ هجوم درد و سرعت نفس گیرش مجال نمی داد که بتواند به چیزی فکر کند. حس می کرد مثل چرخی که از زیر ماشین در رفته می غلتد و می غلتد تا بالاخره سرعتش کم شود و پس از چند تاب روی زمین بی حرکت بماند؛ اما با شتاب به نرده های کنار بزرگراه برخورد کرد. صدای خفه و بم خم شدن فلز و شکستن استخوانهایش گوشش را پر کرد. حتی صداها را رنگی می شنید، رنگ قرمز به سرعت تبدیل به آبی درخشان و دردناک شد. سرش محکم با جدول برخورد کرد. شدت ضربه انقدر بود که سیمان از جا کنده و جمجمه اش در هم پیچیده شد. صدای شکستن استخوان سرش، هجوم مزه خون به دهنش، رنگ سیاه را جلوی چشمانش کشید. فقط چند ثانیه طول کشید تا همه چیز آرام گرفت. ذهن خالی شده از توهمش حالا می توانست آسوده باشد. لبان تشنه اش ازهم باز مانده و جوی باریکی از خون را روی چانه اش هدایت می کرد. پیکر جوانش در هم پیچیده و نا فرم روی زمین سرد بر جا مانده بود.<br />
پژوی سیاه با همان سرعت ترمز کرد. بعد از چند ثانیه تازه فهمیده بودند رفیقشان در را باز کرده و پیاده شده، ماشین با صدای وحشتناکی دور خودش چرخید و پس از کشیده شدن لاستیکها، مسافتی جلوتر ایستاد. صدای راننده از وحشت می لرزید:<br />
-دیوونه، پرید بیرون!<br />
بغل دستی اش از پنجره باز سرش را بیرون برد و نگاهی به سیاهی اطراف انداخت:<br />
-عجب ***ی...من گفتم چت کرده...<br />
راننده به سختی گفت:<br />
-حالا چه غلطی بکنیم؟<br />
-برو تا گیر بازار نشده ، خفتمون رو بچسبن بیچاره می شیم.<br />
راننده دو دل و ناراحت به آرامی حرکت کرد:<br />
-شاید یه گوشه موشه ای افتاده باشه، دست و پا شکسته که نمی تونه بره بیمارستان، بی معرفتیه... <br />
<br />
<br />
فصل اول - قسمت دوم<br />
<br />
بغل دستی اش که سر انجام سرش را داخل آورده بود صورتش را جمع کرد و با لحنی پر تمسخر گفت: تو واقعاً قد یه طویله خری ها! با اون سرعت که ماشین داشت الآن شده یک کیسه پر از استخون! فکر کردی زنده مونده و داره داره آخ و اوخ می کنه؟ اگه سرش از تنش جدا نشده باشه جای تعجبه، گاز بده دیگه، حالا آنقدر فس فس کن که همه بفهمن اوضاع بی ریخته...برو دیگه!<br />
مسافتی در سکوت پر وحشت و سنگینی جلو رفتند، ناگهان صدای راننده بلند شد:<br />
- اگه موبایلش رو پیدا کنن بدبخت میشیم، آمار همه مون رو می گیرن و...<br />
بغل دستی اش جوری نگاهش می کرد انگار فکر نمی کرد عقل دوستش به این جا هم برسد، آهسته گفت:<br />
- بد نگفتی، گِردِش کن تا پیداش نکردن.<br />
راننده با وحشت دوستش را نگاه کرد:<br />
- چی میگی؟ تو اتوبان یک طرفه گردش کنم؟ می خوای تابلو شیم؟<br />
- دنده عقب برو، انقدر دست دست نکن، بجنب!<br />
باز سرش را از پنجره بیرون برد، راننده بلاتکلیف به آهستگی در حاشیه اتوبان دنده عقب گرفت، انقدر رفت تا بالاخره صدای کنار دستی اش بلند شد:<br />
- همین جاست نگه دار!<br />
بعد به سرعت پیاده شد. پسر جوان پشت رل سعی می کرد به حفاظ آهنی خم شده و خونین نگاه نکند. از ترس و تاثر فلج شده بود اما هر چه سعی می کرد نمی توانست حواسش را متوجه موضوع دیگری کند. تکه ای از کاپشن آبی دوستش به لبه بریده و کج شده نرده آویزان مانده بود. قبل از آنکه اشکش سرازیر شود صدای در ماشین که بسته شد از جا پراندش:<br />
- برو حله.<br />
با دست و پایی لرزان سرانجام توانست دنده را عوض کند و بپرسد:<br />
- موبایلش رو پیدا کردی؟<br />
حرکت سر دوستش جواب مثبت به سوالش بود. هراسان پرسید: کو؟<br />
پسر کنار دستی اش نگاهی عاقل اندر سفیه انداخت:<br />
- گلابی! می خواستی همراهم بیارم؟ حافظه اش رو پاک کردم.<br />
بعد با لبخندی ادامه داد:<br />
- عینهو پلیس ها! بادستمال موبایل را گرفتم که اثر انگشتم روش نمونه، گیر بیفتیم.<br />
راننده بی توجه به حرفهای دوستش گفت:<br />
- خودش رو دیدی؟ زنده بود؟<br />
صدای خنده عصبی رفیقش بلند شد:<br />
- مثل سنگ افتاده بود. ریق رحمت رو همون اول سر کشیده بود. بهت که گفتم...<br />
بعد که متوجه ناراحتی و ترس راننده شد با دستش به بازویش زد:<br />
- تقصیر خود خر خدا بیامرزش بود! من و تو که تقصیری نداشتیم، حالا هم لب و لوچه ات را جمع کن و شتر دیدی ندیدی، مبادا پیش برو بچ سوتی بدی ها! ما از سر شب از سوژه بی خبریم، جا افتاد؟<br />
صدای موزیک دوباره سکوت را پر کرد و اتوبان سرد و خالی همه چیز را بلعید.<br />
* * *<br />
گیتی از اتاق خارج شد. چشمانش ازبیدار موندن طولانی به تاریکی عادت کرده بود. زود طرح همه وسایل را در سیاهی شب پیدا کرد. بی سر و صدا روی مبل راحتی نشست و به در اتاق پسرش زل زد. پس چرا مثل همیشه صدای چرخش کلید را در قفل آپارتمان نشنیده بود؟ فکر کرد شاید خوابش برده، اما محال بود! حتی در خواب هم با صدای بسته شدن در و سر وصدای شایان خیالش راحت میشد که پسرش به سلامت برگشته و در اتاق کناری است. اما باز برای اطمینان از جا بلند شد و در اتاق را باز کرد. با دیدن تخت مرتبش فهمید که اشتباه نکرده و شایان هنوز برنگشته است. چند بار خواست سراغ خسرو برود اما هر بار جلوی خودش را گرفت، برای چی بی خود او را نگران کند؟ شوهرش شب ها صد جور قرص مختلف می خورد و می خوابید، انصاف نبود برای مسئله ای به این کوچکی بیدارش کند. خودش را وادار کرد افکارش را مرتب کند، به ساعت نگاه کرد، نزدیک دو صبح بود. دلش شور می زد. شایان هیچوقت انقدر دیر نمی کرد.باز به خودش نهیب زد: « با دستپاچگی هیچی حل نمیشه، اگه تا ساعت دو و نیم برنگشت اونوقت...»<br />
فکر کرد چه کار باید بکند؟ شایان آخر هفته ها با دوستانش درس می خواند. امسال کنکور داشت و آنطور که برای مادرش تعریف کرده بود در طول هفته هرکدام به تنهایی درس می خواندند و آخر هفته ها برای رفع اشکال و تست زدن گروهی دور هم جمع میشدند.گیتی با وحشت و نگرانی فکر کرد امشب کجان؟<br />
هیچ شماره یا آدرسی نداشت تا دنبال شایان بگردد. دسته های مبل را آنقدر فشارداد تا بند انگشتانش بی حس شد. به سختی سعی می کرد به تمام اتفاقات خوشایندی که امکان داشت دلیل دیرآمدن پسرش شده باشد فکر کند. شاید خسته از درس خواندن دور هم نشسته اند و صحبت می کنند، شاید فیلم نگاه می کنند، شاید...<br />
بی طاقت به سمت تلفن رفت و شماره گرفت. چرا زودتر یاد تلفن همراه شایان نیفتاده بود؟ اما صدای ضبط شده خوشحالی اش را پایان بخشید: « دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است.» چند بار دیگر شماره ها را تک تک و با دقت گرفت اما جواب همان بود. باز روی مبل افتاد.دلش شور میزدو هر کار می کرد نمی توانست فکرهای خوب و مثبت بکند.<br />
با چشمانش اتاق را کاوید. ساعت از دو و نیم گذشته بود. حالا باید چی کار می کرد؟ شماره چند همکلاسی شایان را داشت، اما این ساعت آیا درست بود که مزاحم خانواده شان شود؟ از جا برخاست تا حداقل شوهرش را برای همفکری بیدار کند، اما باز روی مبل نشست. <br />
<br />
<br />
فصل اول - قسمت سوم<br />
<br />
چه فایده داشت خسرو را بی خواب و نگران کند؟ اولین سوال شوهرش این بود و او دقیقاً نمی توانست بگوید خانه کدوم دوستش! بعد شماره اش را می خواست که او نداشت. بعد به همین جایی می رسیدند که خودش به تنهایی رسیده بود. باید صبر می کرد تا صبح شود. روی مبل چرمی بزرگ دراز کشید. زیر لب آیه الکرسی می خواند ، هر طور بود باید آرام بگیرد تا صبح شود. از کجا معلوم که شایان تا چند دقیقه دیگه پیداش نشود؟ چشمانش را بست و سعی کرد صحنه تصادف و درگیری و هزار فکر بد دیگر را تصور نکند. شایان پسر آرام و بی سر وصدایی بود که تا وادار نمی شد دعوا نمی کرد. به پسرش فکر کرد و از اینکه چقدر کم از وضعیتش خبر داشت یخ کرد.<br />
پسرش سر ساعت معینی به مدرسه می رفت و بر می گشت. در سکوت ناهار می خورد و به اتاقش می رفت و اکثر اوقات تا شام بیرون نمی آمد. گاهی که برای بردن میوه یا شیر به اتاقش می رفت می دید که دمر روی تخت دراز کشیده و به کتابی که روی زمین باز شده خیره مانده است. خوشحال از اینکه پسرش بی دردسر درس می خواند سعی می کرد با حرف زدن تمرکزش را به هم نزند و زود از اتاق بیرون می رفت. بر عکس پسر های هم سن و سالش با تلفن کم حرف می زد و خیلی کم بیرون می رفت. گاهی بعد از ظهر ها برای قدم زدن بیرون می رفت و سر شب بر می گشت. آخر هفته ها هم خانه دوستانش درس می خواند. چند بار گیتی پرسیده بود چرا دوستانش به خانه شان نمی آیند تا درس بخوانند ، شایان هر بار بهانه ای آورده بود. یک بار هم گفته بود: باید خوشحال باشی ، من مخصوصاً نمی گم بیان اینجا... می ریزن و می پاشن ، بعد از اینکه زحمت رو کم می کنن خونه میشه پوست میوه و تخمه و کاغذ پاره!<br />
گیتی با مهربانی جواب داده بود: عیبی نداره، یک شب که هزار شب نمیشه، بگو بیان، درست نیست تو همیشه بری، بعداً هزار جور حرف می زنن.<br />
شایان هم قول داده بود یک بار دوستانش را برای درس خواندن دعوت کند تا گیتی دست از سرش بردارد.اما هنوز گیتی دوستان پسرش را ندیده بود. فکر های مختلف و دورادور سرانجام خسته اش کرد ، وقتی چشم باز کرد آفتاب کاملاً داخل اتاق افتاده بود و صدای هیس هیس کتری نشان می داد خسرو بیدار شده است.<br />
سراسیمه بلند شد و از درد بدن خشک شده اش نالید. خسرو در درگاه آشپزخانه ظاهر شد : چرا اینجا خوابیدی؟<br />
گیتی بی آنکه پاسخش را بدهد پرسید: شایان برگشته؟<br />
در مقابل نگاه متعجب شوهرش به سمت اتاق شایان رفت. اطمینان داشت شایان برگشته و الآن در خواب است. در را که باز کرد دلش هری ریخت ، تخت هنوز مرتب بود و اثری از شایان نبود. با وحشت سمت خسرو برگشت:<br />
- شایان هنوز نیومده...<br />
- خسرو با تعجب دهان باز کرد: مگه دیشب نیامد؟<br />
جوابش تکان سر گیتی بود. اشک بی اختیار صورت رنگ پریده اش را پوشاند. خسرو جلو رفت: حالا چرا گریه می کنی؟ بچه که نیست، شاید دیده امروز جمعه است شب مونده خونه رفیقش...<br />
بعد سوالی که گیتی از آن می ترسید پرسید: خونه کدوم دوستش رفته؟<br />
گیتی هق هق کرد: نمی دونم، نه شماره ای دارم، نه آدرسی!<br />
خنده صدای شوهرش را پر کرد: این که غصه نداره! خدا بیامرزه پدر مخترع تلفن همراه رو...پاشو یه زنگ بزن.<br />
گیتی نگفت که دیشب زنگ زده و خاموش بوده، با خودش فکر کرد بهتر است آیه یاس نخواند.تلفن را برداشت و تند تند شماره گرفت، اما باز هم خاموش بود.بغض آلود گفت: تلفنش خاموشه.<br />
خسرو همانطور که به سمت آشپزخانه می رفت گفت: پاشو بیا صبحونه بخور ، آنقدرم شلوغش نکن، قول میدم تا ظهر سرو کله اش پیدا بشه.<br />
- دلم گواهی بد میده خسرو، تا صبح خوابم نبرد. دم صبح هم که از خستگی از هوش رفتم دل شوره داشتم.<br />
- بیخود! یادته یه بار هم سر آرش این الم شنگه را به پا کردی، بعد معلوم شد آقا رفته خونه مامان گلی، و یادش رفته خونه زنگ بزنه.<br />
گیتی غصه دار نفسش را بیرون داد: اون فرق می کرد. آرش پر شر و شور بود، شیطون بود. همیشه دلم براش می لرزید، اما شایان بی سر و صدا و آرومه، هیچوقت دیر نمیاد. خیلی ملاحظه مارو می کنه.<br />
خسرو روی صندلی نشست و شکر دان را داخل لیوان چای سرازیر کرد، گیتی بی اختیار دستش را گرفت: بسه، می خوای قند بگیری؟<br />
خسرو خندید: ما که بیمارستانیم اینم روش... شایان هم حتماً خسته از درس خوندن همونجا خوابش برده ، گناه که نکرده یادش رفته خبر کنه، شایدم دیده دیر وقته فکر کرده تو خوابی...<br />
گیتی شانه بالا انداخت: خدا کنه.<br />
بعد از خوردن چای به چند شماره ای که از دوستان شایان داشت زنگ زد. یکی نبود، یکی خواب بود، و آخری به جای آنکه تسلی بخش باشد بیشتر بی تابش کرد. سومین شماره متعلق به سامان بود. یکی از همکلاسی های شایان، وقتی گیتی خودش را معرفی کرد به گرمی احوالپرسی کرد و حال شایان را پرسید. گیتی یخ زذه گفت:<br />
- راستش سامان جون منم می خواستم در مورد شایان از تو بپرسم. شما دیشب با هم نبودید؟<br />
سکوت سامان به گیتی فهماند که جواب منفی است. سامان مردد پرسید: چطور مگه؟<br />
گیتی می فهمید که سامان نمی خواد شایان را خراب کند. احتمالاً همان لحظه به هزار احتمال فکر کرده و به این نتیجه رسیده که بهتر است دو پهلو جواب بدهد.<br />
گیتی صادقانه گفت: شایان دیشب خونه نیومده ، منم از نگرانی و دلشوره دارم پس می افتم، تو هم به این جلسات درس گروهی می رفتی یا نه؟<br />
سامان فوری متوجه پس بودن هوا شده بود، در آنی به این نتیجه رسید که دروغ شایان برای بار اول نبوده، بلکه چیزی مدت دار است، تصمیم گرفت خودش را در هچل نندازد: نه، چه گروهی؟<br />
گیتی ناباورانه سعی کرد به یاد سامان بیاورد: شایان می گفت با چند نفر از بچه های کلاس درس می خونن ، و آخر هفته خونه یکی جمع میشن برای رفع اشکال، همیشه هم به موقع می آمد، اما دیشب...<br />
وقتی سامان حرفی نزد مردد ادامه داد: تو نمی دونی شایان با کی درس می خونده؟ شماره ای ، آدرسی چیزی نداری؟<br />
سامان چند لحظه حرفی نزد، بعد احساس نگرانی برای دوستش وادارش کرد حقیقت را بگوید: نه خانم پناهی ، راستش همچین چیزی وجود نداره، اگه بود من حتماً خبر داشتم. شایان با هیچکس درس نمی خونه،جلسه رفع اشکال و این جور حرفها هم تشکیل نمیشه، شایان درس کلاس رو به زور می خونه چه برسه به تست زدن و رفع اشکال!<br />
گیتی شوکه از شنیدن اخبار تازه سامان نفهمید چطور خداحافظی کرد و گوشی را بی حواس روی تلفن گذاشت. چنان نگران شده بود که قلبش به سنگینی می زد. حرفهای سامان زنگ خطری بود که به نظرش بسیار دیر صدایش را شنیده بود.صدای شوهرش اورا به خود آورد: چی شد؟ خبری داشت؟<br />
گیتی با صدای گرفته از بغض جواب داد: نه! می گفت اصلاً جلسه درس و رفع اشکالی وجود نداره، معلوم نیست شایان به این بهونه کجا میره و چه می کنه؟<br />
خسرو خوش بینانه دلداری اش داد: از کجا معلوم این پسره راست می گفت؟ شاید خبر نداره، حالام غصه خوردن نداره، وقتی اومد ازش می پرسیم ، پاشو لباس بپوش بریم قدم بزنیم.<br />
گیتی لب برچید: اصلاً حوصله ندارم.<br />
شوهرش لبخند زد: پاشو ببرمت خونه مامان گلی، دلت وا بشه.<br />
بر عکس مواقع دیگر که منتظر فرصت بود تا به مادرش سر بزند، سر تکان داد: نه خسرو، با این حال و احوالم خلق اون بیچاره هم تنگ میشه، می خوام شایان که میاد خونه باشم.<br />
خسرو وقتی آشفتگی گیتی را دید اصرار نکرد. لباس ورزشی پوشید و به عادت همیشه برای قدم زدن بیرون رفت. وقتی در را می بست گفت:<br />
- گیتی برگشتنه کباب می خرم، نمی خواد چیزی درست کنی.<br />
وقتی صدای در حیاط بلند شد گیتی بی اختیار زیر گریه زد. دلشوره اش با حرفهای سامان بیشتر شده بود. از اول هفته تصمیم داشت جمعه پرده ها را بشوید و کشو ها را تمیز کند، اما هر چه می کرد دست و دلش به کار نمی رفت. با قدمهای آهسته به اتاق خوابشان رفت و بر خلاف هر دفعه که با دیدن تخت نا مرتبش جوش می آورد، روی عسلی کوچک نشست. دلشوره امانش نمی داد که مثل همیشه غر بزند «خسرو باز که تخت رو مرتب نکردی» حوصله نداشت بشنود: من بلد نیستم مثل تو تخت رو آنکادره کنم. هر چقدر هم مرتب کنم تو باز ایراد می گیری، پس چرا به خودم زحمت بدم؟<br />
با انگشت روی میز آرایش ضرب گرفت. این پسر کجا بود؟<br />
رو تختی زیبا و شادش پایین تخت مچاله شده بود. کوسن های تزئینی هر کدام به طرفی افتاده بود، انگار خسرو با کسی بالش بازی کرده بود! رنگهای اتاق خوابشان طیفی از بنفش تا آبی بود.<br />
بی حوصله از جا بلند شد و به آینه مربع شکل میز آرایش خیره شد. با دیدن حلقه های سیاه زیر چشمانش که حاصل از بی خوابی دیشب بود با نگرانی به جلو خم شد. از میان کرم های روی میز کمی کرم زیر چشمانش مالید و با دقت پوستش را ماساژ داد. با انگشت دایره های خیالی روی پوستش ترسیم می کرد و کنار چشمانش را به آهستگی تلنگر می زد. بعد موهای کوتاه وخوشرنگش را با برس مرتب کرد. صورتش هنوز برای زنی در اواخر دهه چهارم زندگی جوان و شاداب می نمود. روی صندلی گهواره ای گوشه اتاق نشست.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[فصل اول - قسمت اول<br />
<br />
تهران- ساعت 1.30 بامداد<br />
<br />
اتوبان مثل ماری سرد و تاریک به نا کجا آباد می رفت. باد سرد اواخر زمستان گاهی تکانی به ماشین می داد؛ اما سرعت پژوی سیاه آنقدر زیاد بود که در مقابل باد سر خم نکند. جای تعجب داشت اتوبان که همیشه حتی در آن ساعت شلوغ بود ، آن شب خلوت بود و جز تک و توک ماشین هایی که شاید از مهمانی به خانه بر می گشتند ، خبری نبود.<br />
اما راننده پژو شاید به عادت همیشه در خطوط خالی و خلوت لایی می کشید. همراهش سر خوش و هیجان زده بی آنکه از دیوانه بازی های دوستش بترسد همراهی اش می کرد. صدای موزیک تند و دیوانه کننده با آن ضرب آهنگهای کوبنده و وحشیانه ماشین را می لرزاند. راننده و جوان کنار دستی اش با تک ضربها خودشان را تکان می دادند و با پیچش ماشین خم و راست می شدند. اما پسر جوانی که تنها روی صندلی عقب نشسته بود انگار در دنیای دیگری سیر می کرد. مردمک چشمانش مثل گربه ای در تاریکی گشاد شده و عرق از سر و رویش می بارید. صدای نفس های بریده بریده اش در موزیک تند و بلند گم می شد و به نظرش می رسید که رنگ موزیک قرمز است. بعد ختده اش گرفت. بی آنکه بفهمد به چه چیزی می خندد ، خندید. مثل ***که ای بی هنگام، منقطع و خشک ! صدای خنده بی روح و عجیبش لحظه ای دوستانش را متوجه او کرد، اما راننده با نگاهی در آینه سری تکان داد و دوستش زیر لب گفت: چت کرده...<br />
راننده بی توجه با صدای چکش وار موزیک تکان تکان می خورد. سرنشین صندلی عقب از گرما احساس خفگی می کرد و دلش یک لیوان بزرگ آب خنک می خواست.حتی تصور نوشیدن آن تا قطره آخر تسکینش می داد. به نظرش دستانش دراز شده بود، پاهایش کوچک و ریز و سرش مثل حبابی سبک روی گردنش لق می خورد.<br />
دوستانش را در فاصله زیادی از خودش می دید، انگار آنها جلوی یک اتوبوس نشسته بودند و او عقب اتوبوس. دستانش را بالا آورد و با دقت به انگشتانش نگاه کرد ، مثل شاخه ای خشک شده دراز و باریک بودند. نفس بریده بریده اش تند تر شد. لبانش خشک شده و زبانش مثل تکه ای چوب در دهانش سفت مانده بود. به نظرش می رسید قلبش در همه جای بدنش می تپد. همه جای بدنش نبض داشت. از پنجره به تاریکی و نور نارنجی چراغهای اتوبان که تند تند از مقابلش رد می شد زل زد. نور چراغها مثل آتش سیگار در تاریکی لحظه ای می درخشید و زود دور می شد. نقطه ها کوچک و دور از دسترس بودند، انگار کنارماه باشند ولی اگر دستش را دراز می کرد می توانست بگیردشان. بازبه دوستانش که شل و کشدار سعی می کردند با خواننده همراهی کنند نگاهی انداخت و سعی کرد بفهمد چرا آنقدر از هم فاصله دارند. بعد با آخرین نیرو سعی کرد بگوید تشنه است، اما فقط لبهایش به هم خورد، بی آنکه صدایی در آید، کلمات از ذهنش فرار می کردند و او مثل بچه ای که به دنبال دوستانش بدود در ذهنش به دنبال کلمات می گشت نا چند تایی بگیرد و منظورش را بفهماند اما نمی توانست! کلمات شیطان و تیز پا از چنگش می گریختند. چند لحظه بعد که به نظرش ساعتها می رسید ماشین ایستاده بود، نور ها با سرعت بالای سرش می چرخیدند. مطمئن بود ماشین نگه داشته، بهترین فرصت برای خریدن یک چیز خنک! دستش را بلند کرد و به سختی دستگیره در را که هر بار یک جایی می دیدش، گرفت. چند بار دستگیره را گرفت. چند بار دستگیره را گرفت، اما دستگیره واقعی نبود. در دلش لعنت گفت و فکر کرد چرا امشب همه بازیشون گرفته؟ سرانجام دستگیره را گرفت و کشید ، هجوم هوای سرد و پر سوز زمستانی نفسش را بند آورد.<br />
قبل از آنکه دوستانش فرصت کنند چیزی بگویند پیاده شد. وقتی مثل سنگ ریزه روی آسفالت سرد و بی رحم به سرعت می غلتید فکر کرد اگر ماشین نگه داشته چرا او نتوانسته پایش را روی زمین بگذارد و در میان زمین و هوا تاب می خورد؟ اما دیگر برای هر سوالی دیر شده بود؛ هجوم درد و سرعت نفس گیرش مجال نمی داد که بتواند به چیزی فکر کند. حس می کرد مثل چرخی که از زیر ماشین در رفته می غلتد و می غلتد تا بالاخره سرعتش کم شود و پس از چند تاب روی زمین بی حرکت بماند؛ اما با شتاب به نرده های کنار بزرگراه برخورد کرد. صدای خفه و بم خم شدن فلز و شکستن استخوانهایش گوشش را پر کرد. حتی صداها را رنگی می شنید، رنگ قرمز به سرعت تبدیل به آبی درخشان و دردناک شد. سرش محکم با جدول برخورد کرد. شدت ضربه انقدر بود که سیمان از جا کنده و جمجمه اش در هم پیچیده شد. صدای شکستن استخوان سرش، هجوم مزه خون به دهنش، رنگ سیاه را جلوی چشمانش کشید. فقط چند ثانیه طول کشید تا همه چیز آرام گرفت. ذهن خالی شده از توهمش حالا می توانست آسوده باشد. لبان تشنه اش ازهم باز مانده و جوی باریکی از خون را روی چانه اش هدایت می کرد. پیکر جوانش در هم پیچیده و نا فرم روی زمین سرد بر جا مانده بود.<br />
پژوی سیاه با همان سرعت ترمز کرد. بعد از چند ثانیه تازه فهمیده بودند رفیقشان در را باز کرده و پیاده شده، ماشین با صدای وحشتناکی دور خودش چرخید و پس از کشیده شدن لاستیکها، مسافتی جلوتر ایستاد. صدای راننده از وحشت می لرزید:<br />
-دیوونه، پرید بیرون!<br />
بغل دستی اش از پنجره باز سرش را بیرون برد و نگاهی به سیاهی اطراف انداخت:<br />
-عجب ***ی...من گفتم چت کرده...<br />
راننده به سختی گفت:<br />
-حالا چه غلطی بکنیم؟<br />
-برو تا گیر بازار نشده ، خفتمون رو بچسبن بیچاره می شیم.<br />
راننده دو دل و ناراحت به آرامی حرکت کرد:<br />
-شاید یه گوشه موشه ای افتاده باشه، دست و پا شکسته که نمی تونه بره بیمارستان، بی معرفتیه... <br />
<br />
<br />
فصل اول - قسمت دوم<br />
<br />
بغل دستی اش که سر انجام سرش را داخل آورده بود صورتش را جمع کرد و با لحنی پر تمسخر گفت: تو واقعاً قد یه طویله خری ها! با اون سرعت که ماشین داشت الآن شده یک کیسه پر از استخون! فکر کردی زنده مونده و داره داره آخ و اوخ می کنه؟ اگه سرش از تنش جدا نشده باشه جای تعجبه، گاز بده دیگه، حالا آنقدر فس فس کن که همه بفهمن اوضاع بی ریخته...برو دیگه!<br />
مسافتی در سکوت پر وحشت و سنگینی جلو رفتند، ناگهان صدای راننده بلند شد:<br />
- اگه موبایلش رو پیدا کنن بدبخت میشیم، آمار همه مون رو می گیرن و...<br />
بغل دستی اش جوری نگاهش می کرد انگار فکر نمی کرد عقل دوستش به این جا هم برسد، آهسته گفت:<br />
- بد نگفتی، گِردِش کن تا پیداش نکردن.<br />
راننده با وحشت دوستش را نگاه کرد:<br />
- چی میگی؟ تو اتوبان یک طرفه گردش کنم؟ می خوای تابلو شیم؟<br />
- دنده عقب برو، انقدر دست دست نکن، بجنب!<br />
باز سرش را از پنجره بیرون برد، راننده بلاتکلیف به آهستگی در حاشیه اتوبان دنده عقب گرفت، انقدر رفت تا بالاخره صدای کنار دستی اش بلند شد:<br />
- همین جاست نگه دار!<br />
بعد به سرعت پیاده شد. پسر جوان پشت رل سعی می کرد به حفاظ آهنی خم شده و خونین نگاه نکند. از ترس و تاثر فلج شده بود اما هر چه سعی می کرد نمی توانست حواسش را متوجه موضوع دیگری کند. تکه ای از کاپشن آبی دوستش به لبه بریده و کج شده نرده آویزان مانده بود. قبل از آنکه اشکش سرازیر شود صدای در ماشین که بسته شد از جا پراندش:<br />
- برو حله.<br />
با دست و پایی لرزان سرانجام توانست دنده را عوض کند و بپرسد:<br />
- موبایلش رو پیدا کردی؟<br />
حرکت سر دوستش جواب مثبت به سوالش بود. هراسان پرسید: کو؟<br />
پسر کنار دستی اش نگاهی عاقل اندر سفیه انداخت:<br />
- گلابی! می خواستی همراهم بیارم؟ حافظه اش رو پاک کردم.<br />
بعد با لبخندی ادامه داد:<br />
- عینهو پلیس ها! بادستمال موبایل را گرفتم که اثر انگشتم روش نمونه، گیر بیفتیم.<br />
راننده بی توجه به حرفهای دوستش گفت:<br />
- خودش رو دیدی؟ زنده بود؟<br />
صدای خنده عصبی رفیقش بلند شد:<br />
- مثل سنگ افتاده بود. ریق رحمت رو همون اول سر کشیده بود. بهت که گفتم...<br />
بعد که متوجه ناراحتی و ترس راننده شد با دستش به بازویش زد:<br />
- تقصیر خود خر خدا بیامرزش بود! من و تو که تقصیری نداشتیم، حالا هم لب و لوچه ات را جمع کن و شتر دیدی ندیدی، مبادا پیش برو بچ سوتی بدی ها! ما از سر شب از سوژه بی خبریم، جا افتاد؟<br />
صدای موزیک دوباره سکوت را پر کرد و اتوبان سرد و خالی همه چیز را بلعید.<br />
* * *<br />
گیتی از اتاق خارج شد. چشمانش ازبیدار موندن طولانی به تاریکی عادت کرده بود. زود طرح همه وسایل را در سیاهی شب پیدا کرد. بی سر و صدا روی مبل راحتی نشست و به در اتاق پسرش زل زد. پس چرا مثل همیشه صدای چرخش کلید را در قفل آپارتمان نشنیده بود؟ فکر کرد شاید خوابش برده، اما محال بود! حتی در خواب هم با صدای بسته شدن در و سر وصدای شایان خیالش راحت میشد که پسرش به سلامت برگشته و در اتاق کناری است. اما باز برای اطمینان از جا بلند شد و در اتاق را باز کرد. با دیدن تخت مرتبش فهمید که اشتباه نکرده و شایان هنوز برنگشته است. چند بار خواست سراغ خسرو برود اما هر بار جلوی خودش را گرفت، برای چی بی خود او را نگران کند؟ شوهرش شب ها صد جور قرص مختلف می خورد و می خوابید، انصاف نبود برای مسئله ای به این کوچکی بیدارش کند. خودش را وادار کرد افکارش را مرتب کند، به ساعت نگاه کرد، نزدیک دو صبح بود. دلش شور می زد. شایان هیچوقت انقدر دیر نمی کرد.باز به خودش نهیب زد: « با دستپاچگی هیچی حل نمیشه، اگه تا ساعت دو و نیم برنگشت اونوقت...»<br />
فکر کرد چه کار باید بکند؟ شایان آخر هفته ها با دوستانش درس می خواند. امسال کنکور داشت و آنطور که برای مادرش تعریف کرده بود در طول هفته هرکدام به تنهایی درس می خواندند و آخر هفته ها برای رفع اشکال و تست زدن گروهی دور هم جمع میشدند.گیتی با وحشت و نگرانی فکر کرد امشب کجان؟<br />
هیچ شماره یا آدرسی نداشت تا دنبال شایان بگردد. دسته های مبل را آنقدر فشارداد تا بند انگشتانش بی حس شد. به سختی سعی می کرد به تمام اتفاقات خوشایندی که امکان داشت دلیل دیرآمدن پسرش شده باشد فکر کند. شاید خسته از درس خواندن دور هم نشسته اند و صحبت می کنند، شاید فیلم نگاه می کنند، شاید...<br />
بی طاقت به سمت تلفن رفت و شماره گرفت. چرا زودتر یاد تلفن همراه شایان نیفتاده بود؟ اما صدای ضبط شده خوشحالی اش را پایان بخشید: « دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است.» چند بار دیگر شماره ها را تک تک و با دقت گرفت اما جواب همان بود. باز روی مبل افتاد.دلش شور میزدو هر کار می کرد نمی توانست فکرهای خوب و مثبت بکند.<br />
با چشمانش اتاق را کاوید. ساعت از دو و نیم گذشته بود. حالا باید چی کار می کرد؟ شماره چند همکلاسی شایان را داشت، اما این ساعت آیا درست بود که مزاحم خانواده شان شود؟ از جا برخاست تا حداقل شوهرش را برای همفکری بیدار کند، اما باز روی مبل نشست. <br />
<br />
<br />
فصل اول - قسمت سوم<br />
<br />
چه فایده داشت خسرو را بی خواب و نگران کند؟ اولین سوال شوهرش این بود و او دقیقاً نمی توانست بگوید خانه کدوم دوستش! بعد شماره اش را می خواست که او نداشت. بعد به همین جایی می رسیدند که خودش به تنهایی رسیده بود. باید صبر می کرد تا صبح شود. روی مبل چرمی بزرگ دراز کشید. زیر لب آیه الکرسی می خواند ، هر طور بود باید آرام بگیرد تا صبح شود. از کجا معلوم که شایان تا چند دقیقه دیگه پیداش نشود؟ چشمانش را بست و سعی کرد صحنه تصادف و درگیری و هزار فکر بد دیگر را تصور نکند. شایان پسر آرام و بی سر وصدایی بود که تا وادار نمی شد دعوا نمی کرد. به پسرش فکر کرد و از اینکه چقدر کم از وضعیتش خبر داشت یخ کرد.<br />
پسرش سر ساعت معینی به مدرسه می رفت و بر می گشت. در سکوت ناهار می خورد و به اتاقش می رفت و اکثر اوقات تا شام بیرون نمی آمد. گاهی که برای بردن میوه یا شیر به اتاقش می رفت می دید که دمر روی تخت دراز کشیده و به کتابی که روی زمین باز شده خیره مانده است. خوشحال از اینکه پسرش بی دردسر درس می خواند سعی می کرد با حرف زدن تمرکزش را به هم نزند و زود از اتاق بیرون می رفت. بر عکس پسر های هم سن و سالش با تلفن کم حرف می زد و خیلی کم بیرون می رفت. گاهی بعد از ظهر ها برای قدم زدن بیرون می رفت و سر شب بر می گشت. آخر هفته ها هم خانه دوستانش درس می خواند. چند بار گیتی پرسیده بود چرا دوستانش به خانه شان نمی آیند تا درس بخوانند ، شایان هر بار بهانه ای آورده بود. یک بار هم گفته بود: باید خوشحال باشی ، من مخصوصاً نمی گم بیان اینجا... می ریزن و می پاشن ، بعد از اینکه زحمت رو کم می کنن خونه میشه پوست میوه و تخمه و کاغذ پاره!<br />
گیتی با مهربانی جواب داده بود: عیبی نداره، یک شب که هزار شب نمیشه، بگو بیان، درست نیست تو همیشه بری، بعداً هزار جور حرف می زنن.<br />
شایان هم قول داده بود یک بار دوستانش را برای درس خواندن دعوت کند تا گیتی دست از سرش بردارد.اما هنوز گیتی دوستان پسرش را ندیده بود. فکر های مختلف و دورادور سرانجام خسته اش کرد ، وقتی چشم باز کرد آفتاب کاملاً داخل اتاق افتاده بود و صدای هیس هیس کتری نشان می داد خسرو بیدار شده است.<br />
سراسیمه بلند شد و از درد بدن خشک شده اش نالید. خسرو در درگاه آشپزخانه ظاهر شد : چرا اینجا خوابیدی؟<br />
گیتی بی آنکه پاسخش را بدهد پرسید: شایان برگشته؟<br />
در مقابل نگاه متعجب شوهرش به سمت اتاق شایان رفت. اطمینان داشت شایان برگشته و الآن در خواب است. در را که باز کرد دلش هری ریخت ، تخت هنوز مرتب بود و اثری از شایان نبود. با وحشت سمت خسرو برگشت:<br />
- شایان هنوز نیومده...<br />
- خسرو با تعجب دهان باز کرد: مگه دیشب نیامد؟<br />
جوابش تکان سر گیتی بود. اشک بی اختیار صورت رنگ پریده اش را پوشاند. خسرو جلو رفت: حالا چرا گریه می کنی؟ بچه که نیست، شاید دیده امروز جمعه است شب مونده خونه رفیقش...<br />
بعد سوالی که گیتی از آن می ترسید پرسید: خونه کدوم دوستش رفته؟<br />
گیتی هق هق کرد: نمی دونم، نه شماره ای دارم، نه آدرسی!<br />
خنده صدای شوهرش را پر کرد: این که غصه نداره! خدا بیامرزه پدر مخترع تلفن همراه رو...پاشو یه زنگ بزن.<br />
گیتی نگفت که دیشب زنگ زده و خاموش بوده، با خودش فکر کرد بهتر است آیه یاس نخواند.تلفن را برداشت و تند تند شماره گرفت، اما باز هم خاموش بود.بغض آلود گفت: تلفنش خاموشه.<br />
خسرو همانطور که به سمت آشپزخانه می رفت گفت: پاشو بیا صبحونه بخور ، آنقدرم شلوغش نکن، قول میدم تا ظهر سرو کله اش پیدا بشه.<br />
- دلم گواهی بد میده خسرو، تا صبح خوابم نبرد. دم صبح هم که از خستگی از هوش رفتم دل شوره داشتم.<br />
- بیخود! یادته یه بار هم سر آرش این الم شنگه را به پا کردی، بعد معلوم شد آقا رفته خونه مامان گلی، و یادش رفته خونه زنگ بزنه.<br />
گیتی غصه دار نفسش را بیرون داد: اون فرق می کرد. آرش پر شر و شور بود، شیطون بود. همیشه دلم براش می لرزید، اما شایان بی سر و صدا و آرومه، هیچوقت دیر نمیاد. خیلی ملاحظه مارو می کنه.<br />
خسرو روی صندلی نشست و شکر دان را داخل لیوان چای سرازیر کرد، گیتی بی اختیار دستش را گرفت: بسه، می خوای قند بگیری؟<br />
خسرو خندید: ما که بیمارستانیم اینم روش... شایان هم حتماً خسته از درس خوندن همونجا خوابش برده ، گناه که نکرده یادش رفته خبر کنه، شایدم دیده دیر وقته فکر کرده تو خوابی...<br />
گیتی شانه بالا انداخت: خدا کنه.<br />
بعد از خوردن چای به چند شماره ای که از دوستان شایان داشت زنگ زد. یکی نبود، یکی خواب بود، و آخری به جای آنکه تسلی بخش باشد بیشتر بی تابش کرد. سومین شماره متعلق به سامان بود. یکی از همکلاسی های شایان، وقتی گیتی خودش را معرفی کرد به گرمی احوالپرسی کرد و حال شایان را پرسید. گیتی یخ زذه گفت:<br />
- راستش سامان جون منم می خواستم در مورد شایان از تو بپرسم. شما دیشب با هم نبودید؟<br />
سکوت سامان به گیتی فهماند که جواب منفی است. سامان مردد پرسید: چطور مگه؟<br />
گیتی می فهمید که سامان نمی خواد شایان را خراب کند. احتمالاً همان لحظه به هزار احتمال فکر کرده و به این نتیجه رسیده که بهتر است دو پهلو جواب بدهد.<br />
گیتی صادقانه گفت: شایان دیشب خونه نیومده ، منم از نگرانی و دلشوره دارم پس می افتم، تو هم به این جلسات درس گروهی می رفتی یا نه؟<br />
سامان فوری متوجه پس بودن هوا شده بود، در آنی به این نتیجه رسید که دروغ شایان برای بار اول نبوده، بلکه چیزی مدت دار است، تصمیم گرفت خودش را در هچل نندازد: نه، چه گروهی؟<br />
گیتی ناباورانه سعی کرد به یاد سامان بیاورد: شایان می گفت با چند نفر از بچه های کلاس درس می خونن ، و آخر هفته خونه یکی جمع میشن برای رفع اشکال، همیشه هم به موقع می آمد، اما دیشب...<br />
وقتی سامان حرفی نزد مردد ادامه داد: تو نمی دونی شایان با کی درس می خونده؟ شماره ای ، آدرسی چیزی نداری؟<br />
سامان چند لحظه حرفی نزد، بعد احساس نگرانی برای دوستش وادارش کرد حقیقت را بگوید: نه خانم پناهی ، راستش همچین چیزی وجود نداره، اگه بود من حتماً خبر داشتم. شایان با هیچکس درس نمی خونه،جلسه رفع اشکال و این جور حرفها هم تشکیل نمیشه، شایان درس کلاس رو به زور می خونه چه برسه به تست زدن و رفع اشکال!<br />
گیتی شوکه از شنیدن اخبار تازه سامان نفهمید چطور خداحافظی کرد و گوشی را بی حواس روی تلفن گذاشت. چنان نگران شده بود که قلبش به سنگینی می زد. حرفهای سامان زنگ خطری بود که به نظرش بسیار دیر صدایش را شنیده بود.صدای شوهرش اورا به خود آورد: چی شد؟ خبری داشت؟<br />
گیتی با صدای گرفته از بغض جواب داد: نه! می گفت اصلاً جلسه درس و رفع اشکالی وجود نداره، معلوم نیست شایان به این بهونه کجا میره و چه می کنه؟<br />
خسرو خوش بینانه دلداری اش داد: از کجا معلوم این پسره راست می گفت؟ شاید خبر نداره، حالام غصه خوردن نداره، وقتی اومد ازش می پرسیم ، پاشو لباس بپوش بریم قدم بزنیم.<br />
گیتی لب برچید: اصلاً حوصله ندارم.<br />
شوهرش لبخند زد: پاشو ببرمت خونه مامان گلی، دلت وا بشه.<br />
بر عکس مواقع دیگر که منتظر فرصت بود تا به مادرش سر بزند، سر تکان داد: نه خسرو، با این حال و احوالم خلق اون بیچاره هم تنگ میشه، می خوام شایان که میاد خونه باشم.<br />
خسرو وقتی آشفتگی گیتی را دید اصرار نکرد. لباس ورزشی پوشید و به عادت همیشه برای قدم زدن بیرون رفت. وقتی در را می بست گفت:<br />
- گیتی برگشتنه کباب می خرم، نمی خواد چیزی درست کنی.<br />
وقتی صدای در حیاط بلند شد گیتی بی اختیار زیر گریه زد. دلشوره اش با حرفهای سامان بیشتر شده بود. از اول هفته تصمیم داشت جمعه پرده ها را بشوید و کشو ها را تمیز کند، اما هر چه می کرد دست و دلش به کار نمی رفت. با قدمهای آهسته به اتاق خوابشان رفت و بر خلاف هر دفعه که با دیدن تخت نا مرتبش جوش می آورد، روی عسلی کوچک نشست. دلشوره امانش نمی داد که مثل همیشه غر بزند «خسرو باز که تخت رو مرتب نکردی» حوصله نداشت بشنود: من بلد نیستم مثل تو تخت رو آنکادره کنم. هر چقدر هم مرتب کنم تو باز ایراد می گیری، پس چرا به خودم زحمت بدم؟<br />
با انگشت روی میز آرایش ضرب گرفت. این پسر کجا بود؟<br />
رو تختی زیبا و شادش پایین تخت مچاله شده بود. کوسن های تزئینی هر کدام به طرفی افتاده بود، انگار خسرو با کسی بالش بازی کرده بود! رنگهای اتاق خوابشان طیفی از بنفش تا آبی بود.<br />
بی حوصله از جا بلند شد و به آینه مربع شکل میز آرایش خیره شد. با دیدن حلقه های سیاه زیر چشمانش که حاصل از بی خوابی دیشب بود با نگرانی به جلو خم شد. از میان کرم های روی میز کمی کرم زیر چشمانش مالید و با دقت پوستش را ماساژ داد. با انگشت دایره های خیالی روی پوستش ترسیم می کرد و کنار چشمانش را به آهستگی تلنگر می زد. بعد موهای کوتاه وخوشرنگش را با برس مرتب کرد. صورتش هنوز برای زنی در اواخر دهه چهارم زندگی جوان و شاداب می نمود. روی صندلی گهواره ای گوشه اتاق نشست.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[دوستی که بریده شد]]></title>
			<link>http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6777</link>
			<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 08:54:05 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6777</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
مردی همیشه همراه امام صادق بود و حضرت وی را خیلی دوست می داشت و همیشه از او یاد میکرد یک  روز به اتفاق هم به بازاز کفشدوزها رفتند ،آن مردم غلام سیاه پوستی داشت که به دنبال او حرکت میکرد<br />
ک غلام سرگرم تماشای مغازه ها بود و از صاحبش دور افتاد یار امام مرتب به پشتش نگاه میکرد و غلام خود را نمی دید خیلی عصبانی و ناراحت شده بود ناگهان چشش به غلام افتاد و گفت :مادر فلان ! کجا بودی؟<br />
تا این جمله از دهان مرد خارج شد اما صادق (ع) با تعجب دست خود را بلند کرد و محکم به پیشانی خود زد و فرمود : به مادرش دشنام میدهی ؟ من خیال میکردم تو مرد با تقوا و پرهیزکاری هستی و با تو دوست بودم خوب شد که دانستم تو دوست خوبی نیستی زود از من دور شو .<br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
مردی همیشه همراه امام صادق بود و حضرت وی را خیلی دوست می داشت و همیشه از او یاد میکرد یک  روز به اتفاق هم به بازاز کفشدوزها رفتند ،آن مردم غلام سیاه پوستی داشت که به دنبال او حرکت میکرد<br />
ک غلام سرگرم تماشای مغازه ها بود و از صاحبش دور افتاد یار امام مرتب به پشتش نگاه میکرد و غلام خود را نمی دید خیلی عصبانی و ناراحت شده بود ناگهان چشش به غلام افتاد و گفت :مادر فلان ! کجا بودی؟<br />
تا این جمله از دهان مرد خارج شد اما صادق (ع) با تعجب دست خود را بلند کرد و محکم به پیشانی خود زد و فرمود : به مادرش دشنام میدهی ؟ من خیال میکردم تو مرد با تقوا و پرهیزکاری هستی و با تو دوست بودم خوب شد که دانستم تو دوست خوبی نیستی زود از من دور شو .<br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تغذيه مادران شيرده]]></title>
			<link>http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6776</link>
			<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 08:49:58 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6776</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
مصرف مواد مغذي به مقدار لازم و كافي در دوران شيردهي، مادر را در تداوم شيردهي موفقيت آميز خود كمك مي كند. تغذيه مناسب مادر در اين دوران براي حفظ بنيه، سلامت و اعتماد به نفس مادر و همچنين تامين نيازهاي تغذيه اي نوزاد ضروري مي باشد. توجه به تغذيه دوران شيردهي از جهت حفظ و نگهداري ذخاير بدن مادر نيز اهميت زيادي دارد.<br />
<br />
از فوايد شيردهي مادر مي توان به نكات ذيل اشاره كرد:<br />
1-     افزايش سطح ايمني بدن شيرخوار در برابر ابتلا به انواع عفونتهاي حاد تنفسي و اسهال و تامين انواع املاح و ويتامين ها به مقدار لازم و كافي (در صورت تغذيه مناسب مادر) براي شيرخوار.<br />
2- مصرف كالري در بدن مادر و بازگشت وزن او به وزن قبل از دوران بارداري<br />
حجم شير مادر رابطه مستقيمي با تكرر شيردهي دارد. تغذيه مكرر نوزاد با شير مادر سبب مي شود شير بيشتري توليد شود. با شروع مصرف غذاهاي كمكي و كاهش خواه ناخواه دفعات شيـــردهي، حجم شير توليد شده نيز كاهش مي يابد و تبعا" نياز افزايش يافته مادر به مواد مغذي نيز تعديل مي شود.<br />
خستگي مادر شايعترين علت كاهش توليد شير خصوصا" در 4 تا 6 ماه اول شيردهي مي باشد. مادر شيرده را بايد تشويق كرد تا در طول روز به اندازه كافي استراحت كند، حجم كارهاي خود را كاهش دهد و از اطرافيان در كارهاي خود كمك بگيرد. حمايت همسر در اين زمينه از اهميت زيادي برخوردار است.<br />
توجهات تغذيه اي خاص در دوران شيردهي:<br />
هرم غذايي و سهم هاي توصيه شده در هر گروه از مواد غذايي در دوران شيردهي مشابه دوران بارداري مي باشد.<br />
•   نياز مادر شيرده به كالري حدود 500 كيلوكالري بيش از دوران قبل از بارداري است. براي تامين اين مقدار كالري علاوه بر مواد غذايي مقوي (شامل انواع چربي ها و پروتئين، كه لازم است در اين دوران مصرف شود) از چربي هاي ذخيره شده در بدن مادر در دوران بارداري نيز استفاده مي شود. دريافت كالري ناكافي سبب كاهش توليد شير مي شود.<br />
•   مادران شيرده جهت پيشگيري از كم آبي بدن بايد به اندازه كافي (حدود 10-8 ليوان در روز) مايعات شامل شير، دوغ، چاي، آب ميوه و حتي مواد غذايي آب دار مانند انواع خورش ها بنوشند. به عنوان مثال نوشيدن يک ليوان شير، آب ميوه يا آب در هر وعده غذا وهر نوبت شيردهی توصيه می شود. لازم به ذكر است توليد شير مادر بستگی به مقدار مصرف مايعات ندارد به عبارت ديگر افزايش مصرف مايعات سبب افزايش توليد شيرنمی شود. <br />
از طرف ديگر، مصرف نوشابه هاي كافئين دار اعم از چاي غليظ، قهوه، كوكاكولا و ..... بايد كاهش يابد زيرا مصرف اين مواد ممكن است سبب تحريك پذيري، بي اشتهايي و كم خوابي شيرخوار شود.همچنين از آشاميدن الكل نيز بايد خودداري كرد.<br />
•   از نظر ويتامينها، غذاي مادر شيرده بايد حاوي مقادير زيادي مواد مغذي باشد. مقدار ويتامين موجود در شير مادر عمدتا" انعكاسي از مقدار ويتامين مصرفي مادر است.<br />
•   از نظر املاح معدني، برخي از اين مواد مانند كلسيم، فسفر، آهن و روي بدون دخالت تغذيه مادر، از ذخاير بدن او در شير وارد مي شوند. اما مقدار برخي املاح همچون يد در شيرمادر ارتباط مستقيمي با تغذيه او دارد. توصيه مي شود مادران شيرده همچون دوران بارداري از نمك يددار تصفيه شده به مقدار كافي و با شرايط نگهداري مناسب استفاده كنند يعني با نگهداري نمك يددار در ظروف در بسته و دور از نور يد موجود در نمك را حفظ كنند. همچنين توصيه مي شود جهت پايدار ماندن يد در غذاها، نمك در انتهاي پخت به غذا اضافه شود. بنابراين در هر حال تغذيه مناسب مادر شيرده جهت تامين انواع املاح ضروري مخصوصا" كلسيم، آهن و يد براي سلامتي مادر و شيرخوار ضروري است.<br />
•      از نظر مكملها، لازم است مصرف قرص فروسولفات تا 3 ماه بعد از زايمان ادامه يابد.<br />
•      مصرف برخي غذاها مانند سيـر، انواع كلـم، پـياز، مارچوبه و تربچه و يا غذاهـاي پرادويه و پـر چاشني ممكن است روي طعم شير اثر بگذارد و تغيير ناگهاني طعم شير سبب تمايل نداشتن شيرخوار به شيرخوردن شود. با توجه به تاثير برخي مواد غذايي بر طعم شير، در صورتی که شير خوار از شير خوردن امتناع می کند بهتر است مادران از مصرف اين مواد خودداري كرده يا مصرف آن را محدود كنند.<br />
•   كاهش وزن بعد از زايمان بايد تدريجي صورت گيرد تا بر مقدار شير مادر تاثير نگذارد. لازم به ذكر است كه شيردهي خود سبب كاهش تدريجي وزن مادر مي شود، با اين شرط كه مواد مغذي لازم با مصرف مواد غذايي مناسب براي مادر تامين شود. كاهش وزن در دوران شـيردهي بايد بيشـتر متكي بر افزايش تحرك و انجام فعاليت هاي بدني باشد تا كم خوري و محدود كردن رژيم غذايي. وزن گــيري مناسب شيرخوار در طول دوران شيرخوارگي بخصوص 6 ماه اول نشان دهنده كافي بودن مقدار شير مادر مي باشد و مادر با اطمينان از كافي بودن شيرخود مي تواند كمتر از 450 گرم در هفته كاهش وزن داشته باشد. <br />
•   توليد شير در مادران مبتلا به سوء تغذيه شديد ممكن است از ساير مادران كمتر باشد. در اين مورد و مواردی که BMI كمتر از 8/19 مي باشد مادران بايد انرژي دريافتي روزانه خود را (تا 750 كيلو كالري) افزيش دهند. در اين خصوص استفاده از توصيه های تغذيه اي مناسب براي خانم هاي باردار لاغر (BMI كمتر از 8/19) در فصل سوم جهت بهبود وضعيت سلامت مادر شيرده و افزايش توليد شير پيشنهاد می شود.<br />
•   مادر شيرده حتي اگر مبتلا به سوء تغذيه باشد مي تواند شير توليد كند اما بايد توجه داشت كه در چنين شرايطي ذخاير غذايي بدن مادر صرف توليد شير مي شود و در نتيجه مادر به دليل تخليه ذخاير بدني خود و احساس ضعف، خستگي و بي حوصلگي توان مراقبت از كودك را نخواهد داشت. بنابراين تغذيه مناسب مادر در دوره شيردهي براي پيشگيري از سوء تغذيه او كه هم سلامت مادر را به خطر مي اندازد و هم در مراقبت از كودك اختلال ايجاد مي كند حائز اهميت است.<br />
پس از اتمام دوران شيردهي، نيازهاي تغذيه اي مادر به وضعيت عادي باز مي گردد.<br />
در صورت تغذيه نادرست و ناكافي در دوران شيردهي، مادر بيش از شيرخوار متضرر مي شود و با عوارضي همچون پوكي استخوان، مشكلات دنداني، كم خوني و ..... مواجه خواهد شد.<br />
فعاليت بدنی:<br />
فعاليت بدنی مناسب برای بهبود وضعيت جسمانی و روانی مادر شيرده مهم است.<br />
اگـر چـه ورزش مـنـظـم و در حد متعادل در زنانی که قبل از بارداری از نظر جسمانی متناسب بوده اند مانعی در برابر شيردهی نيست اما گاهي ديده شده پس از فعاليت بدني شديد و ورزش مادر شيرده ، به علت ورود اسيد لاكتيك به شير، طعم تلخ در شير ايجاد مي شود و شيرخوار از خوردن شير امتناع مي كند. در اين مواقع لازم است مادر قبل از شيردادن، سينه خود را بشويد و اگر هنوزشير خوار مايل به شير خوردن نيست مقدار كمي از شير خود را قبل از تغذيه شيرخوار بدوشد و دور بريزد.<br />
<br />
<br />
تغذیه کمکی نوزادان از شش ماهگی به بعد<br />
<br />
از ۶ ماهگی به بعد، شیر مادر به تنهایی نیازهای غذایی کودک را برآورده نمیکند و باید از غذاهای کمکی مناسب استفاده کرد. در این سنین، دستگاه گوارشکودک به حدی از رشد و تکامل می رسد که برای هضم غذاهای پیچیده تر آماده میشود. همچنین حس چشایی وی برای دیگر غذاها رشد کرده و طبع غذایی اش برایغذاهایی به جز شیر مادر پرورش می یابد.<br />
<br />
گاهی هم کودکان به غذای کمکی بی میلی نشان می دهند. این موضوع به این معنینیست که مادر از دادن غذا به کودک دست بردارد و فرزندش را فقط با شیرتغذیه کند؛ چون غذای کمکی بر تأمین نیازهای رشد بدن کودک، به عنوان تسهیلکننده از شیر گرفتن عمل می کند.<br />
<br />
پس طول دوره آرمانی شیردهی، همراه با مصرف غذای کمکی، ۲۱ تا ۲۴ ماه است کهتا این سن نیز دندانهای شیری کودک رشد کرده اند و او می تواند غذا راهمانند بزرگسالان بجود.<br />
<br />
کودکی که از شش ماهگی به بعد، علاوه بر شیر مادر از غذای کمکی نیز تغذیهشده و تا دو سالگی فقط دو یا سه وعده در شبانه روز از شیر مادر استفادهکرده باشد به مراتب راحت تر از کودکی که بیشتر از شیر مادر تغذیه کرده، ازشیر گرفته می شود.<br />
<br />
البته تغییر غذای کودک از شیر به غذای جامد، یک روند تدریجی است که تکمیلآن به حدود سه تا چهار ماه وقت نیاز دارد. بعضی کودکان به طور سریع بهغذای جامد علاقه مند می شوند و عده ای نیاز به زمان بیشتری دارند،بنابراین، طول مدت روند تغییر تغذیه کودک، براساس شرایط روحی او، وضعمعیشتی خانواده، نحوه برخورد با کودک، نگرش مثبت والدین و انعطاف پذیریآنها متغیر است.<br />
<br />
در هفته اول شروع غذای کمکی، بهتر است مادر، غذای نیمه جامد تهیه کند و بااستفاده از قاشق غذا را به کودک بدهد. همچنین مایعات را با لیوان بهفرزندش بخوراند. احتمالاً در مراحل اولیه کودک از این راه مقادیر کمیموادغذایی دریافت می کند.<br />
<br />
از همین رو، لازم است، برای غذا دادن به کودک زمانی انتخاب شود که مادر وفرزند در آرامش باشند موقع ناهار بهترین زمان برای ارایه غذای کمکی است؛چون اشتیاق کودک برای خوردن موادغذایی جدید صبحها نسبت به سایر اوقات کمتراست. ممکن است در زمان خستگی یا گرسنگی. کودک اشتیاقی برای استفاده ازموادغذایی نداشته باشد پس بهتر است مادر کودک را در آغوش گرفته، نیمی ازشیر هر وعده را به او بدهد. سپس یک قاشق غذا و بعد شیردهی را به مقداریبیشتر از دفعه قبل ادامه دهد.<br />
<br />
برای تغذیه صحیح کودک همیشه از غذاهای خانگی که از مواد تازه با نمک کم تهیه شده اند استفاده شود.<br />
<br />
برای جلوگیری از پوسیدگی دندان نیز، استفاده از مواد قندی محدود شود ولی تنوع غذایی را در رژیم غذایی او رعایت نمایید.<br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
مصرف مواد مغذي به مقدار لازم و كافي در دوران شيردهي، مادر را در تداوم شيردهي موفقيت آميز خود كمك مي كند. تغذيه مناسب مادر در اين دوران براي حفظ بنيه، سلامت و اعتماد به نفس مادر و همچنين تامين نيازهاي تغذيه اي نوزاد ضروري مي باشد. توجه به تغذيه دوران شيردهي از جهت حفظ و نگهداري ذخاير بدن مادر نيز اهميت زيادي دارد.<br />
<br />
از فوايد شيردهي مادر مي توان به نكات ذيل اشاره كرد:<br />
1-     افزايش سطح ايمني بدن شيرخوار در برابر ابتلا به انواع عفونتهاي حاد تنفسي و اسهال و تامين انواع املاح و ويتامين ها به مقدار لازم و كافي (در صورت تغذيه مناسب مادر) براي شيرخوار.<br />
2- مصرف كالري در بدن مادر و بازگشت وزن او به وزن قبل از دوران بارداري<br />
حجم شير مادر رابطه مستقيمي با تكرر شيردهي دارد. تغذيه مكرر نوزاد با شير مادر سبب مي شود شير بيشتري توليد شود. با شروع مصرف غذاهاي كمكي و كاهش خواه ناخواه دفعات شيـــردهي، حجم شير توليد شده نيز كاهش مي يابد و تبعا" نياز افزايش يافته مادر به مواد مغذي نيز تعديل مي شود.<br />
خستگي مادر شايعترين علت كاهش توليد شير خصوصا" در 4 تا 6 ماه اول شيردهي مي باشد. مادر شيرده را بايد تشويق كرد تا در طول روز به اندازه كافي استراحت كند، حجم كارهاي خود را كاهش دهد و از اطرافيان در كارهاي خود كمك بگيرد. حمايت همسر در اين زمينه از اهميت زيادي برخوردار است.<br />
توجهات تغذيه اي خاص در دوران شيردهي:<br />
هرم غذايي و سهم هاي توصيه شده در هر گروه از مواد غذايي در دوران شيردهي مشابه دوران بارداري مي باشد.<br />
•   نياز مادر شيرده به كالري حدود 500 كيلوكالري بيش از دوران قبل از بارداري است. براي تامين اين مقدار كالري علاوه بر مواد غذايي مقوي (شامل انواع چربي ها و پروتئين، كه لازم است در اين دوران مصرف شود) از چربي هاي ذخيره شده در بدن مادر در دوران بارداري نيز استفاده مي شود. دريافت كالري ناكافي سبب كاهش توليد شير مي شود.<br />
•   مادران شيرده جهت پيشگيري از كم آبي بدن بايد به اندازه كافي (حدود 10-8 ليوان در روز) مايعات شامل شير، دوغ، چاي، آب ميوه و حتي مواد غذايي آب دار مانند انواع خورش ها بنوشند. به عنوان مثال نوشيدن يک ليوان شير، آب ميوه يا آب در هر وعده غذا وهر نوبت شيردهی توصيه می شود. لازم به ذكر است توليد شير مادر بستگی به مقدار مصرف مايعات ندارد به عبارت ديگر افزايش مصرف مايعات سبب افزايش توليد شيرنمی شود. <br />
از طرف ديگر، مصرف نوشابه هاي كافئين دار اعم از چاي غليظ، قهوه، كوكاكولا و ..... بايد كاهش يابد زيرا مصرف اين مواد ممكن است سبب تحريك پذيري، بي اشتهايي و كم خوابي شيرخوار شود.همچنين از آشاميدن الكل نيز بايد خودداري كرد.<br />
•   از نظر ويتامينها، غذاي مادر شيرده بايد حاوي مقادير زيادي مواد مغذي باشد. مقدار ويتامين موجود در شير مادر عمدتا" انعكاسي از مقدار ويتامين مصرفي مادر است.<br />
•   از نظر املاح معدني، برخي از اين مواد مانند كلسيم، فسفر، آهن و روي بدون دخالت تغذيه مادر، از ذخاير بدن او در شير وارد مي شوند. اما مقدار برخي املاح همچون يد در شيرمادر ارتباط مستقيمي با تغذيه او دارد. توصيه مي شود مادران شيرده همچون دوران بارداري از نمك يددار تصفيه شده به مقدار كافي و با شرايط نگهداري مناسب استفاده كنند يعني با نگهداري نمك يددار در ظروف در بسته و دور از نور يد موجود در نمك را حفظ كنند. همچنين توصيه مي شود جهت پايدار ماندن يد در غذاها، نمك در انتهاي پخت به غذا اضافه شود. بنابراين در هر حال تغذيه مناسب مادر شيرده جهت تامين انواع املاح ضروري مخصوصا" كلسيم، آهن و يد براي سلامتي مادر و شيرخوار ضروري است.<br />
•      از نظر مكملها، لازم است مصرف قرص فروسولفات تا 3 ماه بعد از زايمان ادامه يابد.<br />
•      مصرف برخي غذاها مانند سيـر، انواع كلـم، پـياز، مارچوبه و تربچه و يا غذاهـاي پرادويه و پـر چاشني ممكن است روي طعم شير اثر بگذارد و تغيير ناگهاني طعم شير سبب تمايل نداشتن شيرخوار به شيرخوردن شود. با توجه به تاثير برخي مواد غذايي بر طعم شير، در صورتی که شير خوار از شير خوردن امتناع می کند بهتر است مادران از مصرف اين مواد خودداري كرده يا مصرف آن را محدود كنند.<br />
•   كاهش وزن بعد از زايمان بايد تدريجي صورت گيرد تا بر مقدار شير مادر تاثير نگذارد. لازم به ذكر است كه شيردهي خود سبب كاهش تدريجي وزن مادر مي شود، با اين شرط كه مواد مغذي لازم با مصرف مواد غذايي مناسب براي مادر تامين شود. كاهش وزن در دوران شـيردهي بايد بيشـتر متكي بر افزايش تحرك و انجام فعاليت هاي بدني باشد تا كم خوري و محدود كردن رژيم غذايي. وزن گــيري مناسب شيرخوار در طول دوران شيرخوارگي بخصوص 6 ماه اول نشان دهنده كافي بودن مقدار شير مادر مي باشد و مادر با اطمينان از كافي بودن شيرخود مي تواند كمتر از 450 گرم در هفته كاهش وزن داشته باشد. <br />
•   توليد شير در مادران مبتلا به سوء تغذيه شديد ممكن است از ساير مادران كمتر باشد. در اين مورد و مواردی که BMI كمتر از 8/19 مي باشد مادران بايد انرژي دريافتي روزانه خود را (تا 750 كيلو كالري) افزيش دهند. در اين خصوص استفاده از توصيه های تغذيه اي مناسب براي خانم هاي باردار لاغر (BMI كمتر از 8/19) در فصل سوم جهت بهبود وضعيت سلامت مادر شيرده و افزايش توليد شير پيشنهاد می شود.<br />
•   مادر شيرده حتي اگر مبتلا به سوء تغذيه باشد مي تواند شير توليد كند اما بايد توجه داشت كه در چنين شرايطي ذخاير غذايي بدن مادر صرف توليد شير مي شود و در نتيجه مادر به دليل تخليه ذخاير بدني خود و احساس ضعف، خستگي و بي حوصلگي توان مراقبت از كودك را نخواهد داشت. بنابراين تغذيه مناسب مادر در دوره شيردهي براي پيشگيري از سوء تغذيه او كه هم سلامت مادر را به خطر مي اندازد و هم در مراقبت از كودك اختلال ايجاد مي كند حائز اهميت است.<br />
پس از اتمام دوران شيردهي، نيازهاي تغذيه اي مادر به وضعيت عادي باز مي گردد.<br />
در صورت تغذيه نادرست و ناكافي در دوران شيردهي، مادر بيش از شيرخوار متضرر مي شود و با عوارضي همچون پوكي استخوان، مشكلات دنداني، كم خوني و ..... مواجه خواهد شد.<br />
فعاليت بدنی:<br />
فعاليت بدنی مناسب برای بهبود وضعيت جسمانی و روانی مادر شيرده مهم است.<br />
اگـر چـه ورزش مـنـظـم و در حد متعادل در زنانی که قبل از بارداری از نظر جسمانی متناسب بوده اند مانعی در برابر شيردهی نيست اما گاهي ديده شده پس از فعاليت بدني شديد و ورزش مادر شيرده ، به علت ورود اسيد لاكتيك به شير، طعم تلخ در شير ايجاد مي شود و شيرخوار از خوردن شير امتناع مي كند. در اين مواقع لازم است مادر قبل از شيردادن، سينه خود را بشويد و اگر هنوزشير خوار مايل به شير خوردن نيست مقدار كمي از شير خود را قبل از تغذيه شيرخوار بدوشد و دور بريزد.<br />
<br />
<br />
تغذیه کمکی نوزادان از شش ماهگی به بعد<br />
<br />
از ۶ ماهگی به بعد، شیر مادر به تنهایی نیازهای غذایی کودک را برآورده نمیکند و باید از غذاهای کمکی مناسب استفاده کرد. در این سنین، دستگاه گوارشکودک به حدی از رشد و تکامل می رسد که برای هضم غذاهای پیچیده تر آماده میشود. همچنین حس چشایی وی برای دیگر غذاها رشد کرده و طبع غذایی اش برایغذاهایی به جز شیر مادر پرورش می یابد.<br />
<br />
گاهی هم کودکان به غذای کمکی بی میلی نشان می دهند. این موضوع به این معنینیست که مادر از دادن غذا به کودک دست بردارد و فرزندش را فقط با شیرتغذیه کند؛ چون غذای کمکی بر تأمین نیازهای رشد بدن کودک، به عنوان تسهیلکننده از شیر گرفتن عمل می کند.<br />
<br />
پس طول دوره آرمانی شیردهی، همراه با مصرف غذای کمکی، ۲۱ تا ۲۴ ماه است کهتا این سن نیز دندانهای شیری کودک رشد کرده اند و او می تواند غذا راهمانند بزرگسالان بجود.<br />
<br />
کودکی که از شش ماهگی به بعد، علاوه بر شیر مادر از غذای کمکی نیز تغذیهشده و تا دو سالگی فقط دو یا سه وعده در شبانه روز از شیر مادر استفادهکرده باشد به مراتب راحت تر از کودکی که بیشتر از شیر مادر تغذیه کرده، ازشیر گرفته می شود.<br />
<br />
البته تغییر غذای کودک از شیر به غذای جامد، یک روند تدریجی است که تکمیلآن به حدود سه تا چهار ماه وقت نیاز دارد. بعضی کودکان به طور سریع بهغذای جامد علاقه مند می شوند و عده ای نیاز به زمان بیشتری دارند،بنابراین، طول مدت روند تغییر تغذیه کودک، براساس شرایط روحی او، وضعمعیشتی خانواده، نحوه برخورد با کودک، نگرش مثبت والدین و انعطاف پذیریآنها متغیر است.<br />
<br />
در هفته اول شروع غذای کمکی، بهتر است مادر، غذای نیمه جامد تهیه کند و بااستفاده از قاشق غذا را به کودک بدهد. همچنین مایعات را با لیوان بهفرزندش بخوراند. احتمالاً در مراحل اولیه کودک از این راه مقادیر کمیموادغذایی دریافت می کند.<br />
<br />
از همین رو، لازم است، برای غذا دادن به کودک زمانی انتخاب شود که مادر وفرزند در آرامش باشند موقع ناهار بهترین زمان برای ارایه غذای کمکی است؛چون اشتیاق کودک برای خوردن موادغذایی جدید صبحها نسبت به سایر اوقات کمتراست. ممکن است در زمان خستگی یا گرسنگی. کودک اشتیاقی برای استفاده ازموادغذایی نداشته باشد پس بهتر است مادر کودک را در آغوش گرفته، نیمی ازشیر هر وعده را به او بدهد. سپس یک قاشق غذا و بعد شیردهی را به مقداریبیشتر از دفعه قبل ادامه دهد.<br />
<br />
برای تغذیه صحیح کودک همیشه از غذاهای خانگی که از مواد تازه با نمک کم تهیه شده اند استفاده شود.<br />
<br />
برای جلوگیری از پوسیدگی دندان نیز، استفاده از مواد قندی محدود شود ولی تنوع غذایی را در رژیم غذایی او رعایت نمایید.<br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[پوست و انواع ان و راههای مراقبت از ان]]></title>
			<link>http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6775</link>
			<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 08:44:33 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6775</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
<br />
پوست چرب: در دوران بلوغ و اوايل جواني معمولاً پوست چرب است. علائم بارز چربي پوست ضخيم شدن و افزايش ترشح چربي كه بيشتر در مناطق پيشاني، چانه و اطراف بيني به صورت براقي پوست ظاهر مي گردد، مي باشد. چربي پوست مي تواند عاملي براي ايجاد آكنه  باشد. براي پاك كردن پوستهاي چرب معمولاً از انواع پاك كننده هاي غير چرب مناسب، از جمله پاك كننده هاي حاوي مواد شوينده ، الكل يا ساير مواد قابض ، مواد کنترل کننده ميزان چربي پوست ، مواد لايه بردار ملايم مانند آلفاهيدروكسي اسيدهاي ضعيف  ومرطوب کننده هاي غير چرب مثل پنتنول استفاده مي شود.<br />
<br />
پوست خشك: عموماً در سنين پس از 40 سالگي با كاهش ترشحات غدد چربي، پوست خشك مي شود. پوستهاي خشك به شدت مستعد ايجاد چين و چروك هستند. پوسته هاي ريز ناشي از خشكي نيز از عوارض ناخوشايند خشكي مفرط پوست است. براي حفظ پاكيزگي اين نوع پوست، بهترين روش استفاده از لوسيونهاي شيرپاك كن مي باشد. ضمناً همواره بايد از كرمهاي مرطوب كننده مختلف جهت جلوگيري از خشكي بيش از حد،‌ استفاده نمود.<br />
<br />
پوست مختلط: پوست مختلط پوستي است كه در اطراف بيني، چانه و پيشاني چرب و در ساير مناطق صورت به ويژه گونه ها خشك است. مراقبت از اين نوع پوست مشكلتر از ساير انواع است. بدين ترتيب كه در نواحي چرب، بايد از مراقبت هاي ويژه پوست چرب و در مناطق خشك بايد از روشهاي محافظت پوستهاي خشك بهره جست. <br />
<br />
پوست نرمال: درصورتيكه ميزان ترشح غدد چربي در حد متعادل و نرمال باشد، پوست نرمال خواهد بود. شست و شوي شبانگاهي و روزانه و همچنين استفاده از كرمهاي مرطوب كنندة ويژه پوست نرمال، براي حفاظت از اين نوع پوست مفيد است. <br />
<br />
  مراقبت از پوست<br />
<br />
 1- حفظ پاكيزگي و شست و شوي پوست:<br />
<br />
 نخستين اقدام براي حفظ بهداشت پوست ، شستشوي آن است  اين کار سبب زدودن آلودگيهاي سطحي ، غبارها ، سلولهاي مرده پوستي ، ميکرواورگانيسمها ، باقيمانده چربي ، عرق و لوازم آرايشي از روي پوست ميشود 0<br />
<br />
طبيعي است كه نوع پاك كننده ها و مواد پاك كننده پوستي و همچنين تناوب و طريقه مصرف بستگي به نوع پوست دارد. همانگونه كه ذكر شد براي پوستهاي چرب بايد از محصولات كم چرب همچون ژل كرمها، ژل هاي پاك كننده و يا مايعات ويژه استفاده گردد. همچنين پاك كردن پوستهاي خشك نيز حتماً بايد با لوسيونهاي پرچرب با مرطوب كنندگي بالا انجام شود.<br />
 <br />
2- حفظ رطوبت پوست، استفاده از كرمهاي مرطوب كننده:<br />
<br />
مهمترين عامل در حفظ شادابي و لطافت پوست، تأمين رطوبت و سپس كنترل تبخير سطحي آب از پوست مي باشد. براي اين منظور مصرف انواع كرمهاي مرطوب كننده از دو دسته مواد شيميايي جهت حفظ رطوبت و شادابي استفاده مي شود:<br />
<br />
-   مواد مرطوب كننده همچون آب، گليسيرين و ... جهت تأمين رطوبت پوست.<br />
<br />
-   مواد چرب و روغن هاي گوناگون به منظور ايجاد لايه محافظي بر پوست و جلوگيري از تبخير آب در اثر شرايط محيطي.<br />
<br />
ميزان مواد مؤثره مرطوب كننده با توجه به اينكه براي چه پوستي طراحي شده اند متفاوت است. طبيعتاً محصولات ويژه پوستهاي چرب داراي مواد مرطوب كننده فراوان به همراه چربيهاي سريع الجذب به ميزان كم مي باشند. در حاليكه كرمهاي مخصوص پوست خشك غني از هر دو گروه مواد هستند و عمدتاً شامل مواد چرب و مسدود كنندة منافذ پوست به منظور كنترل تبخير سطحي مي باشند.<br />
<br />
به طور كلي براي حفظ بهداشت و شادابي پوست از انواع كرمها و محصولات بهداشتي پوست مي توان بهره گرفت كه مهمترين آنها عبارتند از:  <br />
¨   كرمهاي روز: اين نوع كرم ها بايد بتوانند رطوبت و چربي لازم و مورد نياز پوست در طول روز تأمين نمايند. اين نوع محصولات معمولاً كرم هايي بسيار سبك و سريع الجذب مي باشند. در فرمولاسيونهاي بسياري از اين كرم ها انواع مواد مغذي از جمله عصاره هاي گياهي، ويتامينها و پروتئين ها به چشم مي خورد. در برخي انواع نيز كمي مواد ضد آفتاب به كار مي رود. البته اين مقدار ضد آفتاب لزوم استفاده از كرمهاي ضد آفتاب در برابر نور مستقيم خورشيد را از بين نخواهد برد.<br />
<br />
 ¨   كرمهاي شب: غالباً با تمام مراقبتهايي كه صورت مي گيرد، پوست در خلال روز آلوده شده و به علاوه مقداري از رطوبت و مواد ضروري خود را از دست مي دهد. لذا جهت مراقبت از پوست بايد از محصولات ويژه شب استفاده نمود. اين محصولات معمولاً پس از شست و شوي شبانگاهي صورت مصرف مي شوند و بايد توانايي جبران مواد ضروري از دست رفته پوست را در طول استراحت شبانه داشته باشند.<br />
 كرمهاي شب كرمهاي چربي هستند و به همين سبب نسبت به كرمهاي روز ( كه در طول روز مكرراًٌ مورد استفاده قرار مي گيرند و تجديد مي شوند) ماندگاري بيشتري بر پوست دارند. به همين دليل معمولاً براي افرادي كه پوست خشك يا پير دارند، توصيه مي شوند.<br />
<br />
¨  لوسيونهاي دست و بدن: لوسيونهايي سبك با جذب و پخش شوندگي سريع و آسان جهت تأمين رطوبت پوست تمام بدن مي باشند.<br />
  <br />
كرمهاي ضد چروك: اين محصولات براي پوستهاي در شرف پيري و يا پير طراحي مي شوند لذا بايد توانايي جلوگيري از ايجاد چروك هاي جديد را داشته باشند. بدين ترتيب ميزان مواد مرطوب كننده اين محصولات بالا و البته مقدار مواد چرب و روغن هاي سبك (همچون روغن هاي گياهي) بسيار زياد است. ضمناً از انواع مرطوب كننده هاي قوي كه خاصيت درماني دارند در اين نوع كرمها استفاده مي شوند. علاوه بر اين بسياري از كرمهاي ضد چروك حاوي مواد لايه بردار ملايم و مواد محرك سازنده سلولهاي جديد پوستي (ويتامين C ويتامين A و مشتقات آن، آلفاهيدروكسي اسيدها و ... ) مي باشند. <br />
<br />
   كرمهاي دور چشم: اين نوع كرمها و محصولات بايد كاملاً ايمن و بدون ضرر باشند. ضمناً بايد رطوبت و چربي نازكترين بخش پوست بدن يعني پوست ناحيه دور چشم را تأمين نمايند . جذب اين محصولات بر پوست بايد بسيار سريع و آسان و ماندگاري آنها بر پوست زياد باشد. <br />
 <br />
3- محافظت پوست در برابر  آفتاب:<br />
<br />
 اشعه ماوراء بنفش خورشيد مي تواند سبب آفتاب سوختگي، التهاب پوستي، ايجاد لكه هاي پوستي و پيرپوستي زودرس گردد. لذا به همگان توصيه مي شود كه در طول روز از محصولات ضد آفتاب متناسب با پوست خود استفاده نمايند و هر دو تا سه ساعت يكبار آنرا تجديد كنند. ضدآفتاب بايد درست قبل از تماس با نور خورشيد مورد استفاده قرار گيرد و بسته به فعاليت و حساسيت پوستي فرد ، هر دو تا سه ساعت يکبار تجديد گردد 0لازم به ذكر است براي انتخاب محصول ضد آفتاب مناسب عواملي چون حالت فيزيكي، ميزان چربي و فاكتور حفاظت پوست در برابر نور خورشيد (SPF) از اهميت خاصي برخوردارند. طبق تعريف Sun Protection Factor) SPF) عبارتست از:<br />
<br />
 <br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
   4- پيلينگ پوست:<br />
<br />
پيلينگ باعث لايه برداري يك يا چند لايه از سطح پوست مي شود. اين عمل داراي اثرات جوان كنندگي و شاداب كنندگي پوست مي باشد.<br />
<br />
پيلينگ به دو صورت شيميايي و فيزيكي امكان پذير است. ضمناً بسته به عمق لايه هايي كه از سطح پوست برداشته مي شوند درجات مختلفي دارد. معمولاً پيلينگ هاي عميق و نيمه عميق بايد حتماً تحت نظر پزشك متخصص انجام شود. پيلينگ هاي سطحي شيميايي معمولاً توسط مواد لايه بردار شيميايي، از جمله آلفاهيدروكسي اسيدها امكان پذير است. پيلينگ مكانيكي سطحي را مي توان توسط انواع محصولات لايه بردار (اسكراب) انجام داد. اسكرابها محصولات حاوي دانه هاي ريز ساينده مي باشند كه لايه بسيار نازكي از سطح پوست را برداشته و پوست را شاداب تر جلوه مي دهند. اسكرابهاي پوست خشك به صورت كرم و اسكرابهاي پوست چرب معمولاً به شكل ژل كرم يا ژل هستند.<br />
<br />
درمان جوش<br />
<br />
جوشهاي  صورت را نميتوان  بطور کامل از بين  برد ولي  ميتوان آنها را  تحت کنترل در آورد.<br />
در درمان جوش نبايد خسته شويد. چون درمان جوش يک فرآيند مداوم و طولاني است.  درمان اين جوشها بستگي به نوع جوش انجام ميگيرد. در کل شستشوي مکرر نواحي جوش بويژه با  صابونهائي که اسيديته ميباشند و از خود  بقايايي به جا  نميگذارند از تشکيل جوش جـديد  تا حـد زيادي  مـوثر هسـتند و در درمان  نيز کـمک کـننده  ميباشند. اين  صابونها در داروخانه ها موجودند و به عنوان ضد جوش معرفي ميشوند. در درمان  جوش از داروهاي ضد باکتري ( ميکروبي ) نيز استفاده ميشود. که بستگي به نوع جوش و گسترش آن دارد.<br />
داروهاي  ديگري نيز بسته به نوع جوش در درمان مصرف  دارند که اختصاصي ميباشند و از حوصله اين بحث خارج هستند.<br />
افرادي که داراي جـوش ميباشـند بايد از مصـرف هر گـونه کـرم يا پـماد اجـتناب کنند: چون باعث  بدتر شدن جوشها ميگردند.<br />
افرادي هستند که منافذ پوست آنها به اصطلاح باز ميباشد و در داخل اين منافذ بصورت سياه ديده ميشود. ترشح چـربي و در معرض هواي آزاد قرار گرفتن اين چـربي باعث اکسيد شدن آن ميگردد و به صورت سياه ديده ميشوند. براي از بين بردن آن ميتوان از همان صابونهايي که گفته شد استفاده کرد و همچنين از اسکراب صورت نيز ميتوان کمک گرفت.درمان جوش در حقيقت کنترل جوش زدن صورت و بدن شما مي باشد نه ريشه کن کردن آن. اگر با درمان جوش شما بهبود يافت درمان را قطع نکنيد بلکه با مشاوره با پزشک خود داروهاي مصرفي را تعديل دهيد. گاهي نياز است تا کنترل کامل جوش صورت بمدت شش ماه دارو مصرف کرد. در صورتي که بعد از مصرف دو ماه از دارو جوش صورت شما بهبودي نيافت شما به داروهاي مصرفي مقاوم هستيد و بايد درمان تغيير يابد. بسته به نوع جوش و وضعيت جسماني و هورموني بدن دارو انتخاب مي شود. پس بدون مشاوره با پزشک خود اقدام به مصرف يا تغيير دارو نکنيد. در صورتي که با مصرف دارو تغييري در وضعيت جسماني و يا پوست شما ايجاد شد پزشک خود را در جريان گذاريد. در مواردي که کيست و ندول ايجاد شود گاهي نياز به تزريق دارو بداخل کيست و ندول است و گاهاْ کرايو نيز در درمان مورد استفاده قرار مي گيرد. جوشهاي سر سياه و سر سفيد اگر با مصرف کرم هاي لايه بردار تخليه نشوند نياز به تخليه آنها با وسايل خاصي است. پس از فشار دادن اين جوشها و هر نوع جوش جهت تخليه آن پرهيز کنيد چون باعث شدت التهاب و ايجاد جوشگاه ميگردد. از کندن جوشها اجتناب کنيد چون باعث لک و ايجاد جوشگاه ميگردد. در طول درمان گاهي نياز است که از آنتي بيوتيک خوراکي از قبيل تتراسايکلين، اريترومايسين، داکسي سايکلين و غيره … مصرف نماييد. اين داروها علاوه بر کاهش مقدار باکتري باعث کم شدن التهاب نيز ميگردند. اگر با مصرف طولاني آنتي بيوتيک دجار قارچ تناسلي شديد با اطلاع پزشک دارو را قطع و قارچ را درمان نماييد. از عوارض جانبي داروها هراس نداشته باشيد و به پزشک خود اطمينان کنيد چون ترس از دارو باعث اختلال در روند درمان مي گردد. در صورت هر گونه تغييري در مزاج و وضعيت جسمي پزشک خود را مطلع نماييد. اگر داروئي غير از داروي درماني جوش مصرف مي کنيد به پزشک اطلاع دهيد. مصرف بعضي از داروها در زمان بارداري و شير دهي مضر هستند بنابراين در صورتي که شما باردار هستيد يا به نوزادتان شير مي دهيد به اطلاع پزشک برسانيد. در مواقعي جوش به داروهاي رايج جواب ندهد و يا جوش بصورت کيست و ندول هاي بزرگ باشد با صلاحديد پزشک شايد نياز به مصرف داروي اکوتان (ايزوتره تينوئين) باشيد. اين دارو عوارض متعددي دارد که الزاماْ در هر بيماري ديده نمي شود. بايد قبل از شروع و در طول درمان براي پيشگيري از عوارض اين دارو معاينات پزشکي و آزمايشات لازم انجام گيرد. در حين مصرف اين دارو و احتياطاْ تا يک سال بعد از قطع دارو بايد جلوگيري از حاملگي صورت گيرد. دوره درمان بايد کامل شود چون مي تواند باعث عود جوش گردد. توصيه هاي پزشک را در حين درمان جوش فراموش نکرده و دقيقاْ اجرا کنيد. هميشه در ذهن داشته باشيد که جوش را نمي توان بطور کامل از بين برد ولي مي توان آن را کنترل نمود.<br />
<br />
درمان جوشگاه هاي جوش:يکـــي از عارضـــه هاي جــــــوش صــــــورت باقـــي ماندن لکه در آن ناحيه بعلت التهاب و فــعال بودن سيسـتم دفـاعـي بدن در آنجا ميباشد. جـوشـهايي که بيشـتر دستـــکاري شــوند احـتمال بوجـود آمـدن لکه بيشتر است . در ضمن افراد با رنگ پوست تيره تر لکه ناشي از جوش در آنها بيشتر است .<br />
درمان اين عارضه در حقــيقـت درمــان جـوش ميباشد . يعـنــي با درمان جوش بعلت کم شدن التهاب احتمال  بوجود آمدن  لکه  کم ميشود . درمان قاطـعي براي از بين بردن اين نوع  لکه وجود ندارد و در طـول زمان بسته به نوع پوست اين لــکه ها از بين ميروند . البته بعضــي از داروهاي  موضعي اين  طول زمان را  کاهش ميدهند که از آن  جمله  ميتوان از ژل هاي حاوي AHA  نام برد اين ژل حاوي  اسيدهاي ميوه ميباشد و باعث  تسهيل در پوسته ريزي طبيعي پوست ميشوند و به اين  خاطر پوست جوان  و شاداب ميماند .<br />
داروهاي  موضــعي  ديگر کـه کـمک کننده  ميــباشند :  کرم و ژلــهاي حاوي  ويتامين ث  و مشتقات  ويتامين آ ( کرم و ژل تره تينوئن ) .<br />
<br />
روش هاي مختلفي براي از بين بردن جوشگاه ها استفاده ميشود ولي بايد در نظر داشته باشيد که با هيچ روشي نتيجه صد در صد نيست. از جمله اين روش ها مي توان از ليزر، ميکرودرم ابرشن، لايه برداري با مواد اسيدي و کرم هاي لايه بردار، سابسيژن يا آزاد کردن جوشگاه هاي فرو رفته از زير، تزريق کلازن، هيالورونيک اسيد و چربي را نام برد. گاهي نياز است براي رسيدن به نتيجه مطلوب از چند روش استفاده نمود.<br />
<br />
ديدگاه درماني طب سنتي در مورد جوش صورت:<br />
<br />
ولي بر اساس طـب قـديـم و گـفته افرادي کـه جــوش صورت دارند بعضـي از خوراکيـها در بدتر کردن جـوش صورت دخيل ميـباشند و پرهـيز از اين خوراکيها باعث بهبودي در جوش ميشود .<br />
<br />
از جمله غذا و خوراکيهايي که باعث اين علت ميشوند شامل : غذاهاي چرب ، تنقلات ، خرما، کشمش ، محصولات دريايي ( ماهي و ميگو ) ، بعضي از ميوه جات ( موز ، کيوي ، خرمالو ) و غيـره .  بهـترين راهکار پرهـيز از مواد غذايي و خوراکيهايي است که فرد اظهار ميکند با خوردن آنها جوش صورتش بدتر ميشود.<br />
<br />
مالش پياز پخته شده روي پوست در درمان جوش موثر است.<br />
مالش ترکيب گلاب و دم کرده گياه رازيانه و آب‌جعفري روي پوست و نيز مالش دم کرده گياه “باريجه” و “استخودوس” روي پوست در درمان جوش موثر است.<br />
حجامت پشت گوش و زير چانه، فصد عروق داخل بيني و استفاده از زالو در ناحيه پشت گوش نيز نقش موثري در درمان جوش دارد.<br />
 “آکنه و بثورات” پوستي که در فرهنگ گفتاري متداول نام جوش را به خود گرفته، به‌خودي خود بيماري محسوب نمي‌شود و در حقيقت نوعي واکنش بدن به نابساماني‌هاي داخلي بدن است.<br />
رويکرد درماني طب سنتي به جوش همچون تمام بيماري‌ها، ريشه‌اي، کامل و برحسب مزاج و طبع است.<br />
فرونشاندن حرارت کبد، اصلاح خلط دموي و صفراوي با گياه کاسني، عناب، زرشک و خاکشير که معمولا به شکل دم کردني و جوشاندني يا خيس کردني استفاده مي‌شود، براي درمان جوش به کار مي‌رود.<br />
مصرف هندوانه، انجام حجامت عام ( بين دو کتف ) و فصد نيز در درمان جوش مورد تاکيد و موثر است.<br />
<br />
ارتباط جوش صورت و سرطان پوست :<br />
<br />
طبق مطالعات و بررسي هاي انجام شـده افرادي که جـوش صورت دارند کمتر دچار سرطان پوسـت از نوع  بازال سـل ميشوند. البته اين به آن معـنا نيسـت که براي درمـان جـوش پيگـير نباشند.<br />
<br />
هفت شيوه موثر و سودمند براي رهايي سريع و ايمن از  جوش هاي صورت :<br />
<br />
?- هرگز جوش ها را فشار ندهيد انها را دستکاري نکنيد اين کارها فقط به قرمز تر و ملتهب تر شدن جوش ها منتهي مي شوند و باکتري ها و چربي هايي که باعث ايجاد اين جوش ها شده اند در ديگر قسمت هاي صورتتان پخش مي شوند . همچنين بعضي مواقع اين دستکاري ها به زخم شدن ناحيه اراف جوش ها منجر مي شوند.<br />
?- هر سي دقيقه يک بار يک کيسه يخ را روي جوش ها قرار دهيد و ان را حدود دو دقيقه نگه داريد اين عمل باعث کاهش تورم التهاب و سرخي جوش ها مي شود و درد ناشي از آن از بين مي برد.<br />
?- ( ويژه بانوان ) از کرم پودرهاي پوشاننده استفاده کنيد. زماني که با عجله بايد در جايي حاضر باشيد مي توانيد قبل از خارج شدن از خانه مقدار اندکي کرم پودر پوشاننده رنگ پوست روي جوش ها بماليد تا زياد به چشم نيايند. همچنين اين نوع کرم پودر ها روي سمت هاي براق پوست را مي پوشانند و جلوه اي طبيعي و يکدست به صورت مي دهند<br />
?- با يک نوع محلول پاک سازي کننده مخصوص جوش هاي صورت و صابوني ملايم و بي بو روزي دو تا سه مرتبه صورتتان را بشوييد/ به آرامي و با ملايمت با يک ليف يا حوله کوچک پوست صورتتان را مالش دهيد ولي هرگز اين عمل را با خوشنت انجام ندهيد و گرنه چربي طبيعي پوست صورتتان که به صورت طبيعي از به وجود امدن جوش ها جلوگيري مي کند را از بين خواهيد برد<br />
?- يک نوع کرم يا پماد حاوي پروکسيد بنزوئيل يا اسيد ساليسيليک ( بسياري از پماد ها و کرم هاي مخصوص درمان جوش ها که در داروخانه ها موجود هستند حاوي اين گونه ترکيبات مي باشند) روي پوست صورت يا نواحي اطراف جوش ها بماليد. توجه داشته باشيد که اين ترکيبات در صورت مورد استفاده بيش از حد قرار گرفتن پوست را خشک مي کنند. پس اگر پوستي حساس داريد استفاده از آنها براي شما توصيه نمي شود.<br />
?- در صورت امکان از مواد ارايشي و بهداشتي عاري از چربي استفاده کنيد اين نوع محصولات باعث ايجاد حفره و سوراخ در پوست نمي شود( اين سوراخ ها و حفره ها مي توانند تبديل به جوش و کورک شود. هر شب قبل از خواب آرايش صورتتان را پاک نيد با پماد يا محلولي ضدذ جوش تا چربي و آلودگي از عمق پوست صورتتان بيرون آيد.<br />
?- در شب مقدار اندکي خمير دندان روي نواحي اطراف جوش هاي صورتتان بماليد تا التها و تورم و سرخي آن مکتر شود . همچنين براي کاهش التهاب و تورم يک کيسه چاي مرطوب با يک تکه پنبه آغشته به چند قطره ليمو ترش را به مدت پنج دقيقه روي جوش هاي صورتتان قرار دهيد. در صورت به کاربردن اين راهکارهاي ساده و موثر ، ظرف مدت کوتاهي تفاوتي چشمگير و قابل ملاحظه را مشاهده خواهيد کرد در صورتي که دوباره جوش ها عود کردند لازم است به يک متخص پوست مراجعه نماييد تا برايتان محلول پاکسازي کننده مناسب نوع پوستتان تجويز کند. درمان هاي بلند مدت مثل استفاده از ماسک هاي پوست تغيير در برنامه غذايي و افزايش مصرف اب به پيش گيري از جوش هاي صورت کمک کنند.<br />
<br />
<br />
<br />
ماسک براي از بين بردن آثار جوش ها<br />
<br />
بعضي از افراد داراي پوست بسيار حساسي مي باشند و اگر زخم يا جوشي در روي آن پديد آيد جاي آن پس از بهبودي به صورت لکه در بدن و در روي پوست باقي مي ماند براي معالجه اين لکه ها  مي توان از روشهاي زير استفاده کرد:<br />
 محل جوش را با مخلوط عسل و ويتامين “E” به صورت روغن و يا پودر در جوز به مدت ?? دقيقه بپوشانيد و سپس با آب ولرم بشوييد و بعد آب سرد به صورت بپاشيد، اين روش را هفته اي يکبار انجام دهيد تا آثار جوش ها کاملا از بين برود. مخلوط آب اسفناج و سفيدآب ، آثار جوش هاي صورت را از بين مي برد. به محل جوشها مي توان مخلوط عسل و زرده تخم مرغ و روغن زيتون ماليد و يک ساعت روي صورت قرار داده و بعد آن را با آب ولرم بشوييد. اين عمل را يک روز درميان تکرار کنيد تا آثار جوش ها از بين برود.<br />
برگ کلم يا برگ ترب يا پونه را کوبيده  و ضماد اندازيد، يا زرنيخ واشق را با آب کوبيده با سرکه، ضماد گذاريد. شاه بلوط، مازو، اقاقيا هر يک از اينها را که مي خواهيد کوبيده و با آب گرم خمير کرده و ضماد اندازيد، مواظب باشيد که محل جوش شکافته نشود. برگ جعفري و برگ تلفوني را کاملا له کنيد اين مخلوط له شده را به اضافه کمي عسل به صورت ماسک به پوست خود بماليد، اين عمل را هر روز به مدت ?? دقيقه تکرار کنيد و سپس صورت خود را با آب ولرم بشوييد تا آثار جوش ها از بين برود. (کمپرس با جوشانده تخم جعفري نيز براي از بين بردن آثار جوش ها مفيد مي باشد.)<br />
<br />
اثر آب بر روي جوش هاي چرکي<br />
<br />
در دوره اوليه وقتي که جوش ها هنوز کوچک هستند با يخ از گسترش آنها جلوگيري کرده ، بدين ترتيب که با قرار دادن کيسه يخ روي دمل، از رشد آنها جلوگيري نموده و بعد آنها را کمپرس داغ مي کنيد. مسئله مهم به وجود آمدن سيستم سريع گردش خون در محل جوش مي باشد چرا که اين گردش سريع خون باعث تعويض شدن چرک و مواد سمي محل جوش با مواد سالمي که در خون است ، شده و در نتيجه جوش ها زودتر و بهتر از بين مي روند.<br />
 <br />
موارد زير را رعايت کنيد :<br />
<br />
-به جاي غبطه خوردن به ديگران با حوصله و تمرين از پوست خود مراقبت کنيد.<br />
-صورت خود را هر روز تميز کنيد.<br />
-دخترها، در صورت استفاده از لوازم آرايش هر شب صورت خود را تميز کنند و پسرها روش صحيح اصلاح صورت خود را ياد بگيرند.<br />
-به اندازة کافي بخوابيد و استراحت کنيد.<br />
-از پوست خود در برابر آفتاب محافظت کنيد.<br />
-به مقدار زياد آب بنوشيد.<br />
-سيگار نکشيد.<br />
-از مصرف مواد غذايي و نوشيدني هاي مضّر پرهيز کنيد<br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
<br />
پوست چرب: در دوران بلوغ و اوايل جواني معمولاً پوست چرب است. علائم بارز چربي پوست ضخيم شدن و افزايش ترشح چربي كه بيشتر در مناطق پيشاني، چانه و اطراف بيني به صورت براقي پوست ظاهر مي گردد، مي باشد. چربي پوست مي تواند عاملي براي ايجاد آكنه  باشد. براي پاك كردن پوستهاي چرب معمولاً از انواع پاك كننده هاي غير چرب مناسب، از جمله پاك كننده هاي حاوي مواد شوينده ، الكل يا ساير مواد قابض ، مواد کنترل کننده ميزان چربي پوست ، مواد لايه بردار ملايم مانند آلفاهيدروكسي اسيدهاي ضعيف  ومرطوب کننده هاي غير چرب مثل پنتنول استفاده مي شود.<br />
<br />
پوست خشك: عموماً در سنين پس از 40 سالگي با كاهش ترشحات غدد چربي، پوست خشك مي شود. پوستهاي خشك به شدت مستعد ايجاد چين و چروك هستند. پوسته هاي ريز ناشي از خشكي نيز از عوارض ناخوشايند خشكي مفرط پوست است. براي حفظ پاكيزگي اين نوع پوست، بهترين روش استفاده از لوسيونهاي شيرپاك كن مي باشد. ضمناً همواره بايد از كرمهاي مرطوب كننده مختلف جهت جلوگيري از خشكي بيش از حد،‌ استفاده نمود.<br />
<br />
پوست مختلط: پوست مختلط پوستي است كه در اطراف بيني، چانه و پيشاني چرب و در ساير مناطق صورت به ويژه گونه ها خشك است. مراقبت از اين نوع پوست مشكلتر از ساير انواع است. بدين ترتيب كه در نواحي چرب، بايد از مراقبت هاي ويژه پوست چرب و در مناطق خشك بايد از روشهاي محافظت پوستهاي خشك بهره جست. <br />
<br />
پوست نرمال: درصورتيكه ميزان ترشح غدد چربي در حد متعادل و نرمال باشد، پوست نرمال خواهد بود. شست و شوي شبانگاهي و روزانه و همچنين استفاده از كرمهاي مرطوب كنندة ويژه پوست نرمال، براي حفاظت از اين نوع پوست مفيد است. <br />
<br />
  مراقبت از پوست<br />
<br />
 1- حفظ پاكيزگي و شست و شوي پوست:<br />
<br />
 نخستين اقدام براي حفظ بهداشت پوست ، شستشوي آن است  اين کار سبب زدودن آلودگيهاي سطحي ، غبارها ، سلولهاي مرده پوستي ، ميکرواورگانيسمها ، باقيمانده چربي ، عرق و لوازم آرايشي از روي پوست ميشود 0<br />
<br />
طبيعي است كه نوع پاك كننده ها و مواد پاك كننده پوستي و همچنين تناوب و طريقه مصرف بستگي به نوع پوست دارد. همانگونه كه ذكر شد براي پوستهاي چرب بايد از محصولات كم چرب همچون ژل كرمها، ژل هاي پاك كننده و يا مايعات ويژه استفاده گردد. همچنين پاك كردن پوستهاي خشك نيز حتماً بايد با لوسيونهاي پرچرب با مرطوب كنندگي بالا انجام شود.<br />
 <br />
2- حفظ رطوبت پوست، استفاده از كرمهاي مرطوب كننده:<br />
<br />
مهمترين عامل در حفظ شادابي و لطافت پوست، تأمين رطوبت و سپس كنترل تبخير سطحي آب از پوست مي باشد. براي اين منظور مصرف انواع كرمهاي مرطوب كننده از دو دسته مواد شيميايي جهت حفظ رطوبت و شادابي استفاده مي شود:<br />
<br />
-   مواد مرطوب كننده همچون آب، گليسيرين و ... جهت تأمين رطوبت پوست.<br />
<br />
-   مواد چرب و روغن هاي گوناگون به منظور ايجاد لايه محافظي بر پوست و جلوگيري از تبخير آب در اثر شرايط محيطي.<br />
<br />
ميزان مواد مؤثره مرطوب كننده با توجه به اينكه براي چه پوستي طراحي شده اند متفاوت است. طبيعتاً محصولات ويژه پوستهاي چرب داراي مواد مرطوب كننده فراوان به همراه چربيهاي سريع الجذب به ميزان كم مي باشند. در حاليكه كرمهاي مخصوص پوست خشك غني از هر دو گروه مواد هستند و عمدتاً شامل مواد چرب و مسدود كنندة منافذ پوست به منظور كنترل تبخير سطحي مي باشند.<br />
<br />
به طور كلي براي حفظ بهداشت و شادابي پوست از انواع كرمها و محصولات بهداشتي پوست مي توان بهره گرفت كه مهمترين آنها عبارتند از:  <br />
¨   كرمهاي روز: اين نوع كرم ها بايد بتوانند رطوبت و چربي لازم و مورد نياز پوست در طول روز تأمين نمايند. اين نوع محصولات معمولاً كرم هايي بسيار سبك و سريع الجذب مي باشند. در فرمولاسيونهاي بسياري از اين كرم ها انواع مواد مغذي از جمله عصاره هاي گياهي، ويتامينها و پروتئين ها به چشم مي خورد. در برخي انواع نيز كمي مواد ضد آفتاب به كار مي رود. البته اين مقدار ضد آفتاب لزوم استفاده از كرمهاي ضد آفتاب در برابر نور مستقيم خورشيد را از بين نخواهد برد.<br />
<br />
 ¨   كرمهاي شب: غالباً با تمام مراقبتهايي كه صورت مي گيرد، پوست در خلال روز آلوده شده و به علاوه مقداري از رطوبت و مواد ضروري خود را از دست مي دهد. لذا جهت مراقبت از پوست بايد از محصولات ويژه شب استفاده نمود. اين محصولات معمولاً پس از شست و شوي شبانگاهي صورت مصرف مي شوند و بايد توانايي جبران مواد ضروري از دست رفته پوست را در طول استراحت شبانه داشته باشند.<br />
 كرمهاي شب كرمهاي چربي هستند و به همين سبب نسبت به كرمهاي روز ( كه در طول روز مكرراًٌ مورد استفاده قرار مي گيرند و تجديد مي شوند) ماندگاري بيشتري بر پوست دارند. به همين دليل معمولاً براي افرادي كه پوست خشك يا پير دارند، توصيه مي شوند.<br />
<br />
¨  لوسيونهاي دست و بدن: لوسيونهايي سبك با جذب و پخش شوندگي سريع و آسان جهت تأمين رطوبت پوست تمام بدن مي باشند.<br />
  <br />
كرمهاي ضد چروك: اين محصولات براي پوستهاي در شرف پيري و يا پير طراحي مي شوند لذا بايد توانايي جلوگيري از ايجاد چروك هاي جديد را داشته باشند. بدين ترتيب ميزان مواد مرطوب كننده اين محصولات بالا و البته مقدار مواد چرب و روغن هاي سبك (همچون روغن هاي گياهي) بسيار زياد است. ضمناً از انواع مرطوب كننده هاي قوي كه خاصيت درماني دارند در اين نوع كرمها استفاده مي شوند. علاوه بر اين بسياري از كرمهاي ضد چروك حاوي مواد لايه بردار ملايم و مواد محرك سازنده سلولهاي جديد پوستي (ويتامين C ويتامين A و مشتقات آن، آلفاهيدروكسي اسيدها و ... ) مي باشند. <br />
<br />
   كرمهاي دور چشم: اين نوع كرمها و محصولات بايد كاملاً ايمن و بدون ضرر باشند. ضمناً بايد رطوبت و چربي نازكترين بخش پوست بدن يعني پوست ناحيه دور چشم را تأمين نمايند . جذب اين محصولات بر پوست بايد بسيار سريع و آسان و ماندگاري آنها بر پوست زياد باشد. <br />
 <br />
3- محافظت پوست در برابر  آفتاب:<br />
<br />
 اشعه ماوراء بنفش خورشيد مي تواند سبب آفتاب سوختگي، التهاب پوستي، ايجاد لكه هاي پوستي و پيرپوستي زودرس گردد. لذا به همگان توصيه مي شود كه در طول روز از محصولات ضد آفتاب متناسب با پوست خود استفاده نمايند و هر دو تا سه ساعت يكبار آنرا تجديد كنند. ضدآفتاب بايد درست قبل از تماس با نور خورشيد مورد استفاده قرار گيرد و بسته به فعاليت و حساسيت پوستي فرد ، هر دو تا سه ساعت يکبار تجديد گردد 0لازم به ذكر است براي انتخاب محصول ضد آفتاب مناسب عواملي چون حالت فيزيكي، ميزان چربي و فاكتور حفاظت پوست در برابر نور خورشيد (SPF) از اهميت خاصي برخوردارند. طبق تعريف Sun Protection Factor) SPF) عبارتست از:<br />
<br />
 <br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
   4- پيلينگ پوست:<br />
<br />
پيلينگ باعث لايه برداري يك يا چند لايه از سطح پوست مي شود. اين عمل داراي اثرات جوان كنندگي و شاداب كنندگي پوست مي باشد.<br />
<br />
پيلينگ به دو صورت شيميايي و فيزيكي امكان پذير است. ضمناً بسته به عمق لايه هايي كه از سطح پوست برداشته مي شوند درجات مختلفي دارد. معمولاً پيلينگ هاي عميق و نيمه عميق بايد حتماً تحت نظر پزشك متخصص انجام شود. پيلينگ هاي سطحي شيميايي معمولاً توسط مواد لايه بردار شيميايي، از جمله آلفاهيدروكسي اسيدها امكان پذير است. پيلينگ مكانيكي سطحي را مي توان توسط انواع محصولات لايه بردار (اسكراب) انجام داد. اسكرابها محصولات حاوي دانه هاي ريز ساينده مي باشند كه لايه بسيار نازكي از سطح پوست را برداشته و پوست را شاداب تر جلوه مي دهند. اسكرابهاي پوست خشك به صورت كرم و اسكرابهاي پوست چرب معمولاً به شكل ژل كرم يا ژل هستند.<br />
<br />
درمان جوش<br />
<br />
جوشهاي  صورت را نميتوان  بطور کامل از بين  برد ولي  ميتوان آنها را  تحت کنترل در آورد.<br />
در درمان جوش نبايد خسته شويد. چون درمان جوش يک فرآيند مداوم و طولاني است.  درمان اين جوشها بستگي به نوع جوش انجام ميگيرد. در کل شستشوي مکرر نواحي جوش بويژه با  صابونهائي که اسيديته ميباشند و از خود  بقايايي به جا  نميگذارند از تشکيل جوش جـديد  تا حـد زيادي  مـوثر هسـتند و در درمان  نيز کـمک کـننده  ميباشند. اين  صابونها در داروخانه ها موجودند و به عنوان ضد جوش معرفي ميشوند. در درمان  جوش از داروهاي ضد باکتري ( ميکروبي ) نيز استفاده ميشود. که بستگي به نوع جوش و گسترش آن دارد.<br />
داروهاي  ديگري نيز بسته به نوع جوش در درمان مصرف  دارند که اختصاصي ميباشند و از حوصله اين بحث خارج هستند.<br />
افرادي که داراي جـوش ميباشـند بايد از مصـرف هر گـونه کـرم يا پـماد اجـتناب کنند: چون باعث  بدتر شدن جوشها ميگردند.<br />
افرادي هستند که منافذ پوست آنها به اصطلاح باز ميباشد و در داخل اين منافذ بصورت سياه ديده ميشود. ترشح چـربي و در معرض هواي آزاد قرار گرفتن اين چـربي باعث اکسيد شدن آن ميگردد و به صورت سياه ديده ميشوند. براي از بين بردن آن ميتوان از همان صابونهايي که گفته شد استفاده کرد و همچنين از اسکراب صورت نيز ميتوان کمک گرفت.درمان جوش در حقيقت کنترل جوش زدن صورت و بدن شما مي باشد نه ريشه کن کردن آن. اگر با درمان جوش شما بهبود يافت درمان را قطع نکنيد بلکه با مشاوره با پزشک خود داروهاي مصرفي را تعديل دهيد. گاهي نياز است تا کنترل کامل جوش صورت بمدت شش ماه دارو مصرف کرد. در صورتي که بعد از مصرف دو ماه از دارو جوش صورت شما بهبودي نيافت شما به داروهاي مصرفي مقاوم هستيد و بايد درمان تغيير يابد. بسته به نوع جوش و وضعيت جسماني و هورموني بدن دارو انتخاب مي شود. پس بدون مشاوره با پزشک خود اقدام به مصرف يا تغيير دارو نکنيد. در صورتي که با مصرف دارو تغييري در وضعيت جسماني و يا پوست شما ايجاد شد پزشک خود را در جريان گذاريد. در مواردي که کيست و ندول ايجاد شود گاهي نياز به تزريق دارو بداخل کيست و ندول است و گاهاْ کرايو نيز در درمان مورد استفاده قرار مي گيرد. جوشهاي سر سياه و سر سفيد اگر با مصرف کرم هاي لايه بردار تخليه نشوند نياز به تخليه آنها با وسايل خاصي است. پس از فشار دادن اين جوشها و هر نوع جوش جهت تخليه آن پرهيز کنيد چون باعث شدت التهاب و ايجاد جوشگاه ميگردد. از کندن جوشها اجتناب کنيد چون باعث لک و ايجاد جوشگاه ميگردد. در طول درمان گاهي نياز است که از آنتي بيوتيک خوراکي از قبيل تتراسايکلين، اريترومايسين، داکسي سايکلين و غيره … مصرف نماييد. اين داروها علاوه بر کاهش مقدار باکتري باعث کم شدن التهاب نيز ميگردند. اگر با مصرف طولاني آنتي بيوتيک دجار قارچ تناسلي شديد با اطلاع پزشک دارو را قطع و قارچ را درمان نماييد. از عوارض جانبي داروها هراس نداشته باشيد و به پزشک خود اطمينان کنيد چون ترس از دارو باعث اختلال در روند درمان مي گردد. در صورت هر گونه تغييري در مزاج و وضعيت جسمي پزشک خود را مطلع نماييد. اگر داروئي غير از داروي درماني جوش مصرف مي کنيد به پزشک اطلاع دهيد. مصرف بعضي از داروها در زمان بارداري و شير دهي مضر هستند بنابراين در صورتي که شما باردار هستيد يا به نوزادتان شير مي دهيد به اطلاع پزشک برسانيد. در مواقعي جوش به داروهاي رايج جواب ندهد و يا جوش بصورت کيست و ندول هاي بزرگ باشد با صلاحديد پزشک شايد نياز به مصرف داروي اکوتان (ايزوتره تينوئين) باشيد. اين دارو عوارض متعددي دارد که الزاماْ در هر بيماري ديده نمي شود. بايد قبل از شروع و در طول درمان براي پيشگيري از عوارض اين دارو معاينات پزشکي و آزمايشات لازم انجام گيرد. در حين مصرف اين دارو و احتياطاْ تا يک سال بعد از قطع دارو بايد جلوگيري از حاملگي صورت گيرد. دوره درمان بايد کامل شود چون مي تواند باعث عود جوش گردد. توصيه هاي پزشک را در حين درمان جوش فراموش نکرده و دقيقاْ اجرا کنيد. هميشه در ذهن داشته باشيد که جوش را نمي توان بطور کامل از بين برد ولي مي توان آن را کنترل نمود.<br />
<br />
درمان جوشگاه هاي جوش:يکـــي از عارضـــه هاي جــــــوش صــــــورت باقـــي ماندن لکه در آن ناحيه بعلت التهاب و فــعال بودن سيسـتم دفـاعـي بدن در آنجا ميباشد. جـوشـهايي که بيشـتر دستـــکاري شــوند احـتمال بوجـود آمـدن لکه بيشتر است . در ضمن افراد با رنگ پوست تيره تر لکه ناشي از جوش در آنها بيشتر است .<br />
درمان اين عارضه در حقــيقـت درمــان جـوش ميباشد . يعـنــي با درمان جوش بعلت کم شدن التهاب احتمال  بوجود آمدن  لکه  کم ميشود . درمان قاطـعي براي از بين بردن اين نوع  لکه وجود ندارد و در طـول زمان بسته به نوع پوست اين لــکه ها از بين ميروند . البته بعضــي از داروهاي  موضعي اين  طول زمان را  کاهش ميدهند که از آن  جمله  ميتوان از ژل هاي حاوي AHA  نام برد اين ژل حاوي  اسيدهاي ميوه ميباشد و باعث  تسهيل در پوسته ريزي طبيعي پوست ميشوند و به اين  خاطر پوست جوان  و شاداب ميماند .<br />
داروهاي  موضــعي  ديگر کـه کـمک کننده  ميــباشند :  کرم و ژلــهاي حاوي  ويتامين ث  و مشتقات  ويتامين آ ( کرم و ژل تره تينوئن ) .<br />
<br />
روش هاي مختلفي براي از بين بردن جوشگاه ها استفاده ميشود ولي بايد در نظر داشته باشيد که با هيچ روشي نتيجه صد در صد نيست. از جمله اين روش ها مي توان از ليزر، ميکرودرم ابرشن، لايه برداري با مواد اسيدي و کرم هاي لايه بردار، سابسيژن يا آزاد کردن جوشگاه هاي فرو رفته از زير، تزريق کلازن، هيالورونيک اسيد و چربي را نام برد. گاهي نياز است براي رسيدن به نتيجه مطلوب از چند روش استفاده نمود.<br />
<br />
ديدگاه درماني طب سنتي در مورد جوش صورت:<br />
<br />
ولي بر اساس طـب قـديـم و گـفته افرادي کـه جــوش صورت دارند بعضـي از خوراکيـها در بدتر کردن جـوش صورت دخيل ميـباشند و پرهـيز از اين خوراکيها باعث بهبودي در جوش ميشود .<br />
<br />
از جمله غذا و خوراکيهايي که باعث اين علت ميشوند شامل : غذاهاي چرب ، تنقلات ، خرما، کشمش ، محصولات دريايي ( ماهي و ميگو ) ، بعضي از ميوه جات ( موز ، کيوي ، خرمالو ) و غيـره .  بهـترين راهکار پرهـيز از مواد غذايي و خوراکيهايي است که فرد اظهار ميکند با خوردن آنها جوش صورتش بدتر ميشود.<br />
<br />
مالش پياز پخته شده روي پوست در درمان جوش موثر است.<br />
مالش ترکيب گلاب و دم کرده گياه رازيانه و آب‌جعفري روي پوست و نيز مالش دم کرده گياه “باريجه” و “استخودوس” روي پوست در درمان جوش موثر است.<br />
حجامت پشت گوش و زير چانه، فصد عروق داخل بيني و استفاده از زالو در ناحيه پشت گوش نيز نقش موثري در درمان جوش دارد.<br />
 “آکنه و بثورات” پوستي که در فرهنگ گفتاري متداول نام جوش را به خود گرفته، به‌خودي خود بيماري محسوب نمي‌شود و در حقيقت نوعي واکنش بدن به نابساماني‌هاي داخلي بدن است.<br />
رويکرد درماني طب سنتي به جوش همچون تمام بيماري‌ها، ريشه‌اي، کامل و برحسب مزاج و طبع است.<br />
فرونشاندن حرارت کبد، اصلاح خلط دموي و صفراوي با گياه کاسني، عناب، زرشک و خاکشير که معمولا به شکل دم کردني و جوشاندني يا خيس کردني استفاده مي‌شود، براي درمان جوش به کار مي‌رود.<br />
مصرف هندوانه، انجام حجامت عام ( بين دو کتف ) و فصد نيز در درمان جوش مورد تاکيد و موثر است.<br />
<br />
ارتباط جوش صورت و سرطان پوست :<br />
<br />
طبق مطالعات و بررسي هاي انجام شـده افرادي که جـوش صورت دارند کمتر دچار سرطان پوسـت از نوع  بازال سـل ميشوند. البته اين به آن معـنا نيسـت که براي درمـان جـوش پيگـير نباشند.<br />
<br />
هفت شيوه موثر و سودمند براي رهايي سريع و ايمن از  جوش هاي صورت :<br />
<br />
?- هرگز جوش ها را فشار ندهيد انها را دستکاري نکنيد اين کارها فقط به قرمز تر و ملتهب تر شدن جوش ها منتهي مي شوند و باکتري ها و چربي هايي که باعث ايجاد اين جوش ها شده اند در ديگر قسمت هاي صورتتان پخش مي شوند . همچنين بعضي مواقع اين دستکاري ها به زخم شدن ناحيه اراف جوش ها منجر مي شوند.<br />
?- هر سي دقيقه يک بار يک کيسه يخ را روي جوش ها قرار دهيد و ان را حدود دو دقيقه نگه داريد اين عمل باعث کاهش تورم التهاب و سرخي جوش ها مي شود و درد ناشي از آن از بين مي برد.<br />
?- ( ويژه بانوان ) از کرم پودرهاي پوشاننده استفاده کنيد. زماني که با عجله بايد در جايي حاضر باشيد مي توانيد قبل از خارج شدن از خانه مقدار اندکي کرم پودر پوشاننده رنگ پوست روي جوش ها بماليد تا زياد به چشم نيايند. همچنين اين نوع کرم پودر ها روي سمت هاي براق پوست را مي پوشانند و جلوه اي طبيعي و يکدست به صورت مي دهند<br />
?- با يک نوع محلول پاک سازي کننده مخصوص جوش هاي صورت و صابوني ملايم و بي بو روزي دو تا سه مرتبه صورتتان را بشوييد/ به آرامي و با ملايمت با يک ليف يا حوله کوچک پوست صورتتان را مالش دهيد ولي هرگز اين عمل را با خوشنت انجام ندهيد و گرنه چربي طبيعي پوست صورتتان که به صورت طبيعي از به وجود امدن جوش ها جلوگيري مي کند را از بين خواهيد برد<br />
?- يک نوع کرم يا پماد حاوي پروکسيد بنزوئيل يا اسيد ساليسيليک ( بسياري از پماد ها و کرم هاي مخصوص درمان جوش ها که در داروخانه ها موجود هستند حاوي اين گونه ترکيبات مي باشند) روي پوست صورت يا نواحي اطراف جوش ها بماليد. توجه داشته باشيد که اين ترکيبات در صورت مورد استفاده بيش از حد قرار گرفتن پوست را خشک مي کنند. پس اگر پوستي حساس داريد استفاده از آنها براي شما توصيه نمي شود.<br />
?- در صورت امکان از مواد ارايشي و بهداشتي عاري از چربي استفاده کنيد اين نوع محصولات باعث ايجاد حفره و سوراخ در پوست نمي شود( اين سوراخ ها و حفره ها مي توانند تبديل به جوش و کورک شود. هر شب قبل از خواب آرايش صورتتان را پاک نيد با پماد يا محلولي ضدذ جوش تا چربي و آلودگي از عمق پوست صورتتان بيرون آيد.<br />
?- در شب مقدار اندکي خمير دندان روي نواحي اطراف جوش هاي صورتتان بماليد تا التها و تورم و سرخي آن مکتر شود . همچنين براي کاهش التهاب و تورم يک کيسه چاي مرطوب با يک تکه پنبه آغشته به چند قطره ليمو ترش را به مدت پنج دقيقه روي جوش هاي صورتتان قرار دهيد. در صورت به کاربردن اين راهکارهاي ساده و موثر ، ظرف مدت کوتاهي تفاوتي چشمگير و قابل ملاحظه را مشاهده خواهيد کرد در صورتي که دوباره جوش ها عود کردند لازم است به يک متخص پوست مراجعه نماييد تا برايتان محلول پاکسازي کننده مناسب نوع پوستتان تجويز کند. درمان هاي بلند مدت مثل استفاده از ماسک هاي پوست تغيير در برنامه غذايي و افزايش مصرف اب به پيش گيري از جوش هاي صورت کمک کنند.<br />
<br />
<br />
<br />
ماسک براي از بين بردن آثار جوش ها<br />
<br />
بعضي از افراد داراي پوست بسيار حساسي مي باشند و اگر زخم يا جوشي در روي آن پديد آيد جاي آن پس از بهبودي به صورت لکه در بدن و در روي پوست باقي مي ماند براي معالجه اين لکه ها  مي توان از روشهاي زير استفاده کرد:<br />
 محل جوش را با مخلوط عسل و ويتامين “E” به صورت روغن و يا پودر در جوز به مدت ?? دقيقه بپوشانيد و سپس با آب ولرم بشوييد و بعد آب سرد به صورت بپاشيد، اين روش را هفته اي يکبار انجام دهيد تا آثار جوش ها کاملا از بين برود. مخلوط آب اسفناج و سفيدآب ، آثار جوش هاي صورت را از بين مي برد. به محل جوشها مي توان مخلوط عسل و زرده تخم مرغ و روغن زيتون ماليد و يک ساعت روي صورت قرار داده و بعد آن را با آب ولرم بشوييد. اين عمل را يک روز درميان تکرار کنيد تا آثار جوش ها از بين برود.<br />
برگ کلم يا برگ ترب يا پونه را کوبيده  و ضماد اندازيد، يا زرنيخ واشق را با آب کوبيده با سرکه، ضماد گذاريد. شاه بلوط، مازو، اقاقيا هر يک از اينها را که مي خواهيد کوبيده و با آب گرم خمير کرده و ضماد اندازيد، مواظب باشيد که محل جوش شکافته نشود. برگ جعفري و برگ تلفوني را کاملا له کنيد اين مخلوط له شده را به اضافه کمي عسل به صورت ماسک به پوست خود بماليد، اين عمل را هر روز به مدت ?? دقيقه تکرار کنيد و سپس صورت خود را با آب ولرم بشوييد تا آثار جوش ها از بين برود. (کمپرس با جوشانده تخم جعفري نيز براي از بين بردن آثار جوش ها مفيد مي باشد.)<br />
<br />
اثر آب بر روي جوش هاي چرکي<br />
<br />
در دوره اوليه وقتي که جوش ها هنوز کوچک هستند با يخ از گسترش آنها جلوگيري کرده ، بدين ترتيب که با قرار دادن کيسه يخ روي دمل، از رشد آنها جلوگيري نموده و بعد آنها را کمپرس داغ مي کنيد. مسئله مهم به وجود آمدن سيستم سريع گردش خون در محل جوش مي باشد چرا که اين گردش سريع خون باعث تعويض شدن چرک و مواد سمي محل جوش با مواد سالمي که در خون است ، شده و در نتيجه جوش ها زودتر و بهتر از بين مي روند.<br />
 <br />
موارد زير را رعايت کنيد :<br />
<br />
-به جاي غبطه خوردن به ديگران با حوصله و تمرين از پوست خود مراقبت کنيد.<br />
-صورت خود را هر روز تميز کنيد.<br />
-دخترها، در صورت استفاده از لوازم آرايش هر شب صورت خود را تميز کنند و پسرها روش صحيح اصلاح صورت خود را ياد بگيرند.<br />
-به اندازة کافي بخوابيد و استراحت کنيد.<br />
-از پوست خود در برابر آفتاب محافظت کنيد.<br />
-به مقدار زياد آب بنوشيد.<br />
-سيگار نکشيد.<br />
-از مصرف مواد غذايي و نوشيدني هاي مضّر پرهيز کنيد<br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سهراب سپهری]]></title>
			<link>http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6774</link>
			<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 08:38:17 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6774</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
سهراب سپهري در 15 مهر ماه 1307 در شهر کاشان به دنيا آمد. پدرش اسدالله سپهري کارمند اداره <br />
پست و تلگراف بود و هنگامي که سهراب نوجوان بود پدرش از دو پا فلج شد. با اين حال به هنر و ادب <br />
<br />
علاقه اي وافر داشت. نقاشي مي کرد، تار مي ساخت و خط خوبي هم داشت. <br />
 <br />
سپهري در سال هاي نوجواني پدرش را از دست داد و در يکي از شعرهاي دوره جواني از پدرش ياد <br />
<br />
کرده است (خيال پدر) يکسال بعد از مرگ او سروده است: <br />
در عالم خيال به چشم آمدم پدر <br />
کز رنج چون کمان قد سروش خميده بود <br />
دستي کشيده بر سر رويم به لطف و مهر <br />
يک سال مي گذشت، پسر را نديده بود<br />
مادر سپهري فروغ ايران سپهري بود. او بعد از فوت شوهرش، سرپرستي سهراب را به عهده گرفت و <br />
سپهري او را بسيار دوست مي داشت. <br />
دوره کودکي سپهري در کاشان گذشت. سهراب دوره شش ساله ابتدايي را در دبستان خيام اين شهر <br />
گذرانيد. <br />
سپهري دانش آموزي منظم و درس خوان بود و درس ادبيات را دوست داشت و به خوش نويسي علاقه <br />
 <br />
مند بود. <br />
سپهري در سال هاي کودکي شعر هم مي گفت، يک روز که به علت بيماري در خانه مانده و به <br />
مدرسه نرفته بود با ذهن کودکانه اش نوشت:<br />
ز جمعه تا سه شنبه خفته نالان <br />
نکردم هيچ يادي از دبستان <br />
ز درد دل شب و روزم گرفتار <br />
ندارم من دمي از درد آرام<br />
در مهرماه 1319 سپهري به دوره دبيرستان قدم گذارد و در خرداد ماه 1326 آن را به پايان رساند. <br />
سهراب از سال چهارم دبيرستان به دانش سرا رفت و در آذر ماه 1325 يعني اندکي بيش از يک سال <br />
بعد از به پايان رساندن دوره دو ساله دانش سراي مقدماتي به استخدام اداره فرهنگ کاشان (اداره <br />
آموزش و پرورش) در آمد و تا شهريور 1327 در اين اداره ماند. <br />
در اين هنگام در امتحانات ادبيات شرکت کرد و ديپلم کامل دوره دبيرستان را نيز گرفت. <br />
سال بعد او به دانشکده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران رفت. وقتي که در اين دانشکده بود، نخستين <br />
دفتر شعرهايش را چاپ کرد و مشفق کاشاني با ديدن شعرهاي سپهري پيش بيني کرد که او در آينده <br />
آثار ارزشمندي به ادبيات ايران هديه خواهد داد. <br />
 <br />
اولين کتاب سپهري با نام "مرگ رنگ" در تهران منتشر شد که به سبک نيما يوشيج بود. <br />
 <br />
سپهري دومين مجموعه شعر خود را با نام "زندگي خواب ها" در سال 1332 سرود و در همين سال بود <br />
 <br />
که دوره ليسانس نقاشي را در دانشکده هنرهاي زيبا با رتبه اول و دريافت نشان اول علمي به پايان <br />
رساند. <br />
از سال 1332 به بعد، زندگي سپهري در گشت و گذار و مطالعه نقاشي و حکاکي در پاريس، رم و هند <br />
و شرکت در نمايشگاه ها و آموختن و تدريس نقاشي گذشت، تا جايي که بعضي او را "شاعري نقاش" <br />
خوانده اند و بعضي ديگر "نقاشي شاعر". <br />
سهراب در سال 1337 دو کتاب "آوار آفتاب" و "شرق انده" را آماده چاپ کرد ولي موفق به چاپ آنها <br />
نشد و سرانجام در سال 1340 اين دو کتاب به انضمام "زندگي خواب ها" زير عنوان "آوار کتاب" منتشر <br />
شد. <br />
در اين کتاب مي توان به جلوه هاي زبان خاص سپهري برخورد کرد و همچنين شور و شوق آميختگي با <br />
طبيعت را- که در شعرهاي بعدي کاملاً واضح مي شود- بيشتر ديد. <br />
در "شرق اندوه" سپهري از هر نظر تحت تاثير غزليات مولوي است و شعرهاي اين مجموعه همه <br />
شادمانه و شورانگيزند. <br />
دو شعر بلند "صداي پاي آب" و "مسافر" پنجمين و ششمين کتاب هاي او هستند. <br />
 شهرت سپهري از سال 1344 و با انتشار شعر بلند "صداي پاي آب" آغاز شد. در "صداي پاي آب" <br />
است که محتواي ويژه ي شعر سپهري فرمش را مي يابد. فرم و محتواي شعر سپهري، از "صداي پاي <br />
آب" به بعد به هماهنگي مي رسند. <br />
 <br />
"صداي پاي آب"، کنايه از صداي پاي مسافري در سفر زندگي است. <br />
اين شعر که روز به روز بر شهرت و محبوبيت او افزود، اولين بار در فصلنامه ي آرش در آبان همان سال <br />
منتشر شد. <br />
سپهري که تمام عمرش را به دور از جنجال روزنامه ها و مجلات و فقط با دوستان اندک و تنهايي خود <br />
مي زيست و بدين سبب از طرف نشريات جدي گرفته نشده بود، در سال 1345 با انتشار شعر بلند <br />
"مسافر" که يکي از درخشان ترين شعرهاي فارسي است، بزرگي و شاعري اش را بر نشريات تحميل <br />
کرد. <br />
"مسافر" تأمل و سير و سفر شاعر است در فلسفه ي زندگي. <br />
 <br />
"جحم سبز" هفتمين مجموعه شعري سپهري و کامل ترين آنها است. <br />
 <br />
"حجم سبز" پايان آخرين جستجوي هاي سپهري در شعر "مسافر" اوست. گويي پاسخ همه پرسش <br />
ها را يافته و به همه حقايق رسيده است. <br />
شاعر ديگر منتظر مژده دهندگان نمي ماند بلکه خود قصد مي کند که بيايد و پيام آورد: روزي خواهم آمد <br />
و پيامي خواهم آورد ... <br />
هشتمين و آخرين مجموعه شعري سهراب سپهري "ما هيچ، ما نگاه" است.  <br />
در اين کتاب بر خلاف مجموعه"حجم سبز" و دو شعر بلند "صداي پاي آب" و "مسافر" شاعر روي به <br />
يأس دارد. اما يأسي که جز از حوزه ذهن رنگين سپهري بيرون نمي تراود. <br />
 <br />
سپهري در سال 1355 تمام هشت دفتر و منظومه خود را در "هشت کتاب" گرد آورد. <br />
"هشت کتاب" نموداري تمام از سير معنوي شاعر جوياي حقيقت است، از اعتراضات سياسي تا شور <br />
جست و جو و ره سپردن در عرفاني زميني. <br />
"هشت کتاب" يکي از اثر گذارترين و محبوب ترين مچموعه ها، در تاريخ شعر نو ايران است. <br />
<br />
سپهري در سال 1357 به بيماري سرطان خون مبتلا شد و در سال 1358 براي درمان به انگلستان <br />
رفت، اما بيماري بسيار پيشرفت کرده بود و سرانجام در اول ارديبهشت ماه 1359 ، سهراب سپهري به <br />
ابديت پيوست. <br />
            نخست قرار بود که طبق خواست خودش او را در روستاي"گلستانه" به خاک بسپارند، اما به پيشنهاد <br />
            يکي از دوستانش براي اينکه طغيان رود، مزارش را از بين نبرد او را در صحن "امامزاده سلطان علي" <br />
            دهستان مشهد اردهال به خاک سپردند. <br />
<br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
سهراب سپهري در 15 مهر ماه 1307 در شهر کاشان به دنيا آمد. پدرش اسدالله سپهري کارمند اداره <br />
پست و تلگراف بود و هنگامي که سهراب نوجوان بود پدرش از دو پا فلج شد. با اين حال به هنر و ادب <br />
<br />
علاقه اي وافر داشت. نقاشي مي کرد، تار مي ساخت و خط خوبي هم داشت. <br />
 <br />
سپهري در سال هاي نوجواني پدرش را از دست داد و در يکي از شعرهاي دوره جواني از پدرش ياد <br />
<br />
کرده است (خيال پدر) يکسال بعد از مرگ او سروده است: <br />
در عالم خيال به چشم آمدم پدر <br />
کز رنج چون کمان قد سروش خميده بود <br />
دستي کشيده بر سر رويم به لطف و مهر <br />
يک سال مي گذشت، پسر را نديده بود<br />
مادر سپهري فروغ ايران سپهري بود. او بعد از فوت شوهرش، سرپرستي سهراب را به عهده گرفت و <br />
سپهري او را بسيار دوست مي داشت. <br />
دوره کودکي سپهري در کاشان گذشت. سهراب دوره شش ساله ابتدايي را در دبستان خيام اين شهر <br />
گذرانيد. <br />
سپهري دانش آموزي منظم و درس خوان بود و درس ادبيات را دوست داشت و به خوش نويسي علاقه <br />
 <br />
مند بود. <br />
سپهري در سال هاي کودکي شعر هم مي گفت، يک روز که به علت بيماري در خانه مانده و به <br />
مدرسه نرفته بود با ذهن کودکانه اش نوشت:<br />
ز جمعه تا سه شنبه خفته نالان <br />
نکردم هيچ يادي از دبستان <br />
ز درد دل شب و روزم گرفتار <br />
ندارم من دمي از درد آرام<br />
در مهرماه 1319 سپهري به دوره دبيرستان قدم گذارد و در خرداد ماه 1326 آن را به پايان رساند. <br />
سهراب از سال چهارم دبيرستان به دانش سرا رفت و در آذر ماه 1325 يعني اندکي بيش از يک سال <br />
بعد از به پايان رساندن دوره دو ساله دانش سراي مقدماتي به استخدام اداره فرهنگ کاشان (اداره <br />
آموزش و پرورش) در آمد و تا شهريور 1327 در اين اداره ماند. <br />
در اين هنگام در امتحانات ادبيات شرکت کرد و ديپلم کامل دوره دبيرستان را نيز گرفت. <br />
سال بعد او به دانشکده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران رفت. وقتي که در اين دانشکده بود، نخستين <br />
دفتر شعرهايش را چاپ کرد و مشفق کاشاني با ديدن شعرهاي سپهري پيش بيني کرد که او در آينده <br />
آثار ارزشمندي به ادبيات ايران هديه خواهد داد. <br />
 <br />
اولين کتاب سپهري با نام "مرگ رنگ" در تهران منتشر شد که به سبک نيما يوشيج بود. <br />
 <br />
سپهري دومين مجموعه شعر خود را با نام "زندگي خواب ها" در سال 1332 سرود و در همين سال بود <br />
 <br />
که دوره ليسانس نقاشي را در دانشکده هنرهاي زيبا با رتبه اول و دريافت نشان اول علمي به پايان <br />
رساند. <br />
از سال 1332 به بعد، زندگي سپهري در گشت و گذار و مطالعه نقاشي و حکاکي در پاريس، رم و هند <br />
و شرکت در نمايشگاه ها و آموختن و تدريس نقاشي گذشت، تا جايي که بعضي او را "شاعري نقاش" <br />
خوانده اند و بعضي ديگر "نقاشي شاعر". <br />
سهراب در سال 1337 دو کتاب "آوار آفتاب" و "شرق انده" را آماده چاپ کرد ولي موفق به چاپ آنها <br />
نشد و سرانجام در سال 1340 اين دو کتاب به انضمام "زندگي خواب ها" زير عنوان "آوار کتاب" منتشر <br />
شد. <br />
در اين کتاب مي توان به جلوه هاي زبان خاص سپهري برخورد کرد و همچنين شور و شوق آميختگي با <br />
طبيعت را- که در شعرهاي بعدي کاملاً واضح مي شود- بيشتر ديد. <br />
در "شرق اندوه" سپهري از هر نظر تحت تاثير غزليات مولوي است و شعرهاي اين مجموعه همه <br />
شادمانه و شورانگيزند. <br />
دو شعر بلند "صداي پاي آب" و "مسافر" پنجمين و ششمين کتاب هاي او هستند. <br />
 شهرت سپهري از سال 1344 و با انتشار شعر بلند "صداي پاي آب" آغاز شد. در "صداي پاي آب" <br />
است که محتواي ويژه ي شعر سپهري فرمش را مي يابد. فرم و محتواي شعر سپهري، از "صداي پاي <br />
آب" به بعد به هماهنگي مي رسند. <br />
 <br />
"صداي پاي آب"، کنايه از صداي پاي مسافري در سفر زندگي است. <br />
اين شعر که روز به روز بر شهرت و محبوبيت او افزود، اولين بار در فصلنامه ي آرش در آبان همان سال <br />
منتشر شد. <br />
سپهري که تمام عمرش را به دور از جنجال روزنامه ها و مجلات و فقط با دوستان اندک و تنهايي خود <br />
مي زيست و بدين سبب از طرف نشريات جدي گرفته نشده بود، در سال 1345 با انتشار شعر بلند <br />
"مسافر" که يکي از درخشان ترين شعرهاي فارسي است، بزرگي و شاعري اش را بر نشريات تحميل <br />
کرد. <br />
"مسافر" تأمل و سير و سفر شاعر است در فلسفه ي زندگي. <br />
 <br />
"جحم سبز" هفتمين مجموعه شعري سپهري و کامل ترين آنها است. <br />
 <br />
"حجم سبز" پايان آخرين جستجوي هاي سپهري در شعر "مسافر" اوست. گويي پاسخ همه پرسش <br />
ها را يافته و به همه حقايق رسيده است. <br />
شاعر ديگر منتظر مژده دهندگان نمي ماند بلکه خود قصد مي کند که بيايد و پيام آورد: روزي خواهم آمد <br />
و پيامي خواهم آورد ... <br />
هشتمين و آخرين مجموعه شعري سهراب سپهري "ما هيچ، ما نگاه" است.  <br />
در اين کتاب بر خلاف مجموعه"حجم سبز" و دو شعر بلند "صداي پاي آب" و "مسافر" شاعر روي به <br />
يأس دارد. اما يأسي که جز از حوزه ذهن رنگين سپهري بيرون نمي تراود. <br />
 <br />
سپهري در سال 1355 تمام هشت دفتر و منظومه خود را در "هشت کتاب" گرد آورد. <br />
"هشت کتاب" نموداري تمام از سير معنوي شاعر جوياي حقيقت است، از اعتراضات سياسي تا شور <br />
جست و جو و ره سپردن در عرفاني زميني. <br />
"هشت کتاب" يکي از اثر گذارترين و محبوب ترين مچموعه ها، در تاريخ شعر نو ايران است. <br />
<br />
سپهري در سال 1357 به بيماري سرطان خون مبتلا شد و در سال 1358 براي درمان به انگلستان <br />
رفت، اما بيماري بسيار پيشرفت کرده بود و سرانجام در اول ارديبهشت ماه 1359 ، سهراب سپهري به <br />
ابديت پيوست. <br />
            نخست قرار بود که طبق خواست خودش او را در روستاي"گلستانه" به خاک بسپارند، اما به پيشنهاد <br />
            يکي از دوستانش براي اينکه طغيان رود، مزارش را از بين نبرد او را در صحن "امامزاده سلطان علي" <br />
            دهستان مشهد اردهال به خاک سپردند. <br />
<br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فردوسی]]></title>
			<link>http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6773</link>
			<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 08:36:38 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6773</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
<br />
حکیم ابوالقاسم حسن پور علی توسی نامور به فردوسی (نزدیک به سال ۳۱۹ تا ۳۹۷ هجری خورشیدی) در دامنه توس خراسان دیده به جهان گشود و همانجا درگذشت و به خاک سپرده شد. او چکامه سرا و رزمنامه ‌سرایی ایرانی بود که شاهنامه را از نوشتار به سروده در آورد که نامی ترین رزمنامه پارسی می باشد و از سوی دیگر بلند ‌ترین سروده به زبان پارسی تا زمان خود به شمار می رفته‌ است از این رو او را از بزرگ‌ترین چامه سرایان پارسی‌گو دانسته‌اند. در ایران روز ۲۵ اردیبهشت به نام روز بزرگداشت فردوسی نامگذاری شده‌ است<br />
<br />
زایش<br />
<br />
بر پایه دیدگاه بیشتر پژوهشگران امروزی، فردوسی در سال ۳۱۹ هجری خورشیدی (329 ه.ق./940 میلادی) در روستای باژ (پاز امروزی) در شهر توس خراسان دیده به جهان گشود.<br />
<br />
باورمندان به زایش فردوسی در سال "۳۱۹ شمسی" چنین میپندارند که چون در یکی از سروده های فردوسی میتوان زمان چیرگی سلطان محمود غزنوی بر ایران در سال ۳۷۵ شمسی را دریافت کرد  :<br />
بدانگه که بُد سال پنجاه و هشت 		نوان‌تر شدم چون جوانی گذشت<br />
		<br />
فریدون بیداردل زنده شد 		زمین و زمان پیش او بنده شد<br />
<br />
<br />
و همچنین با درنگریستن به این که فردوسی در سال ۳۷۵، پنجاه و هشت ساله بوده‌ است،می توان درست بودن این گمانه را پذیرفت.<br />
نظامی عروضی، که نخستین کسی است که دربارهٔ زندگی فردوسی جستاری نوشته‌ است، زایش فردوسی را در ده «باز» (پاز) دانسته ‌است که عربی شده «پاژ» است. بن مایه های تازه تر روستاهای «شاداب» و «رزان» را نیز جایگاه زایش فردوسی دانسته اند اما بیشتر پژوهشگران امروزی این گمانه ها را بی پایه می دانند.پاز امروزه در ۱۵ کیلومتری شمال(آپا اختر) مشهد در استان خراسان رضوی ایران جای دارد.<br />
نام او را بن مایه های کهن ‌تر مانند عجایب المخلوقات و تاریخ گزیده (نگاشته حمدالله مستوفی) «حسن» نوشته‌اند و بن مایه های تازه تر مانند مقدمهٔ بایسنغری (که بیشتر پژوهشگران آن را بی‌ارزش می‌دانند و محمدتقی بهار آن را «لاطایلات بی‌بنیاد» خوانده‌است) آن را «منصور» گفته اند. نام پدرش نیز در تاریخ گزیده و یک بن مایه کهن دیگر «علی» گفته شده‌است.<br />
محمدامین ریاحی، از فردوسی‌شناسان امروزین، نام «حسن بن علی» را به سبب شیعه بودن فردوسی پذیرفتنی تر دانسته. بن مایه های کم‌ارزش ‌تر نام‌های دیگری نیز برای پدر فردوسی آورده اند مانند: «مولانا احمد بن مولانا فرخ» (مقدمهٔ بایسنغری)، «فخرالدین احمد» (هفت اقلیم)، «فخرالدین احمد بن حکیم مولانا» (مجالس المؤمنین و مجمع الفصحا)، و «حسن اسحق شرفشاه» (تذکرة الشعراء). تئودور نولدکه در کتاب حماسهٔ ملی ایران در باره نادرست بودن نام «فخرالدین» نوشته‌است که دادن کنیه هایی(لقب) که به «الدین» پایان می‌یافته‌اند در زمان آغاز نوجوانی فردوسی کاربرد پیدا کرده‌است و ویژه «امیران مقتدر» بوده‌است، ازاین رو پدر فردوسی نمیتوانسته چنین کنیه ای (لقب)داشته باشد.<br />
<br />
 کودکی و آموزش<br />
<br />
پدر فردوسی دهقان بود که در آن زمان به چم(معنی) ایرانی‌تبار و نیز به چم(معنی) دارنده ده بوده‌است (ریاحی ۱۳۸۰، ص ۷۲) که می‌توان از آن اینگونه برداشت کرد که زندگی کم و بیش آسوده ای داشته‌است از این رو گمان می رود که خانوادهٔ فردوسی در کودکی وی کمبودی نداشته اند و وی از آموزش درخوری بهره مند بوده ‌است. بر پایه دیده ها می توان از شاهنامه اینگونه برداشت کرد که او جدا از زبان فارسی دری با زبان‌های عربی و پهلوی نیز آشنا بوده‌است. همچنین اینگونه پنداشته می شود که فردوسی با فلسفه یونانی نیز آشنایی داشته‌است (ریاحی ۱۳۸۰، ص ۷۴).<br />
 <br />
جوانی و چامه سرایی<br />
<br />
کودکی و جوانی فردوسی در زمان سامانیان سپری شد. شاهان سامانی از دوستداران ادب فارسی بودند.آغاز سرودن شاهنامه را بر پایه شاهنامه ابومنصوری از زمان سی سالگی فردوسی می‌دانند، اما با درنگریستن به توانایی فردوسی در چامه فارسی می توان چنین برداشت کرد که وی در جوانی نیز به سرایندگی می‌پرداخته ‌است و چه بسا سرودن بخش‌هایی از شاهنامه را در همان زمان و بر پایه داستان‌های کهنی که در داستان های گفتاری مردم جای داشته‌اند، آغاز کرده‌است. این گمانه می‌تواند یکی از سبب های ناهمگونی‌های زیاد ویرایش های دستنویس شاهنامه باشد، به این سان که ویرایش های کهن‌تری از این داستان‌های پراکنده بن مایه نویسندگان شده باشد. از دسته داستان‌هایی که گمان میرود در زمان جوانی وی گفته شده باشد می توان داستان‌های بیژن و منیژه، رستم و اسفندیار، رستم و سهراب، داستان اکوان دیو، و داستان سیاوش را نام برد.<br />
فردوسی پس از آگاهی یافتن از مرگ دقیقی و نیمه کاره ماندن گشتاسب‌نامهاش (که به زمان زندگانی زرتشت می‌پردازد) به نگاشته شدن شاهنامه ابومنصوری -که نوشتاری بوده و نه سروده و بن مایه "دقیقی" در سرودن گشتاسب‌نامه بوده‌است- پی برد و به دنبال آن به بخارا پایتخت سامانیان («تختِ شاهِ جهان») رفت تا آن را بیابد و بازمانده آن را به چامه در آورد. (سید حسن تقی‌زاده این را دور از باور دانسته است که فردوسی به غزنه که پایتخت غزنویان است رفته باشد چراکه با نگریستن به تاریخ چیره شدن غزنویان بر ایران ، که پس از آغاز سروده شدن بخش زیادی از شاهنامه بوده ‌است چنین چیزی باورپذیر نیست. فردوسی در این سفر "شاهنامهٔ ابومنصوری" را نیافت اما در بازگشت به توس، امیرک منصور-که از دوستان فردوسی بوده‌است و "شاهنامه ابومنصوری" به دستور پدرش ابومنصور محمد بن عبدالرزاق یکپارچه و نوشته شده بود- آن را به فردوسی می دهد و با او پیمان می بندد که در سرودن شاهنامه او را یاری نماید<br />
<br />
سرودن شاهنامه<br />
<br />
شاهنامه پر آوازه ترین سروده فردوسی و یکی از بزرگ ترین نوشته های ادبیات کهن فارسی می‌باشد. فردوسی برای سرودن آن نزدیک به پانزده سال -بر پایه شاهنامهٔ ابومنصوری- تلاش نمود ، و سر انجام آن را در سال ۳۷۲ شمسی به پایان رساند. فردوسی از آنجا که به گفت خودش "هیچ پادشاهی سزاواری پیشکش شدن شاهنامه را نیافته بود («ندیدم کسی کش سزاوار بود»)"، برای چندی آن را پنهان نگه داشت و در این زمان بخش‌های دیگری نیز به شاهنامه افزود.<br />
پس از گذشت ده سال (نزدیک به سال ۳۸۲ هجری شمسی در سن شست و پنج سالگی) فردوسی که تهی دست شده بود و فرزندش را نیز از دست داده بود، بر آن شد که شاهنامه را به" سلطان محمود" پیشکش کند. ازاین رو ویرایش نوینی از شاهنامه را آغاز کرد و بخش هایی از شاهنامه را که در ستایش پیشینه کهن و شاهان باستانی ایران بودند ، را با سروده هایی در رسای "سلطان محمود" و نزدیکانش جای‌گزین کرد. ویرایش دوم در سال ۳۸۸ هجری شمسی پایان یافت (به باور تقی‌زاده در سال ۳۸۹) که نزدیک به پنجاه هزار تا شست هزار بیت داشت. فردوسی آن را در شش یا هفت نسک برای سلطان محمود فرستاد.<br />
به گفتهٔ خود فردوسی" سلطان محمود" به شاهنامه نگاه نکرد و پاداشی هم برای وی نفرستاد. از این رویداد تا پایان زندگانی، فردوسی بخش‌های دیگری نیز به شاهنامه افزود که بیشتر به پشیمانی و به امید بخشش بودن برخی از نزدیکان "سلطان محمود" مانند «سالار شاه» پرداخته است. در روزهای پایانی زندگی فردوسی از سن خود دو بار یاد کرده در(«کنون عمر نزدیک هشتاد شد/امیدم به یک باره بر باد شد»)و («کنون سالم آمد به هفتاد و شش/غنوده همه چشم میشار فش»( خود را هشتادساله و بار دیگر هفتاد وشش ساله خوانده است.<br />
<br />
مرگ و آرامگاه<br />
         <br />
نخستین بن مایه ای که از زمان مرگ فردوسی یادکرده است مقدمه بایسنغری می باشد که پیشینه آن به سال ۴۰۳ هجری شمسی بازمیگردد. این دیباچه که امروزه بی پایه ترین بن مایه شناخته می‌شود از بن مایه ای دیگر یاد نکرده ‌است. بیشتر بن مایه ها همین تاریخ را از دیباچه بایسنغری گفت آورد کرده اند ، جدای از تذکرة الشعراء (که آن هم بسیار بی پایه است) که زمان مرگ او را درسال ۳۹۸ شمسی آورده ‌است. محمدامین ریاحی، با درنگریستن گفته هایی که فردوسی از سن و ناتوانی خود یاد کرده‌است، این گونه برداشت کرده است که فردوسی می بایستً پیش از سال ۳۹۸ ازجهان رفته باشد.<br />
<br />
پس از مرگ، از به خاکسپاری پیکر فردوسی در گورستان مسلمانان جلوگیری شد و سرانجام در باغ خود وی یا دخترش در طوس به خاک سپرده شد. بن مایه های گوناگون چرایی به خاک سپرده نشدن او در گورستان مسلمانان را به سبب دشمنی یکی از دانشمندان کینه توز توس (بر پایه چهار مقالهٔ نظامی عروضی) دانسته‌اند. عطار نیشابوری در اسرارنامه این داستان را اینگونه آورده است که «شیخ اکابر، ابوالقاسم» بر جنازهٔ فردوسی نماز نخوانده ‌است و حمدالله مستوفی در پیشگفتارظفرنامه او را شیخ ابوالقاسم کُرّکانی دانسته‌است که پیروان زیادی داشته‌است. در برخی بنمایه های دیگر نام او را «ابوالقاسم گرگانی» یا «جرجانی» نیز خوانده اند که گمان می رودً عربی شده نام گرگانی باشد. ریاحی پیوند دادن آن رخداد را با کُرّکانی صوفی ناروا و دروغ دانسته‌است و از آنجا که او در هنگام مرگ فردوسی نزدیک یه سی سال داشته‌است از دید تاریخی نیز این انگ را دروغ شمرده است. از زمان به خاکسپاری فردوسی آرامگاه او چندین بار ویران شد. در سال ۱۲۶۳ شمسی به فرمان میرزا عبدالوهاب خان شیرازی سردمدار خراسان جایگاه آرامگاه را شناسایی کردند و ساختمانی آجری در آنجا ساختند. پس از ویران شدن این ساختمان، انجمن آثار ملی به پافشاری محمدعلی فروغی و سید حسن تقی‌زاده آغازگر بازسازی آرامگاه فردوسی شد و با فراهم آوردن هزینهٔ این کار از مردم (بدون بهره گیری از یاری دولت) در سال ۱۳۰۴ هجری شمسی آرامگاهی ساختند که در ۱۳۱۳ برای بازدید مردم بازگشایی شد. این آرامگاه به سبب نشست در ۱۳۴۳ دوباره ً ویران شد تا بازسازی شود که این کار در ۱۳۴۷ پایان یافت. .<br />
 <br />
**ارامگاه فردوسي در توس خراسان**<br />
<br />
افسانه‌های دربارهٔ فردوسی<br />
<br />
افسانه‌های فراوانی دربارهٔ فردوسی و شاهنامه گفته شده که بیشتر به سبب شور و دلبستگی مردم دوستدار فردوسی و انگارپردازی شاهنامه خوانان پدید امده اند. بی پایه بودن بیشتر این افسانه‌ها به‌آسانی با بهره گیری از بن مایه های تاریخی یا با بهره گیری از سروده های شاهنامه روشن می شود. از این دست می توان ‌ داستان راه یافتن نسک پهلوی شاهنامه از تیسفون به حجاز و حبشه و هند و سرانجام به ایران آمدنش به دست یعقوب لیث، داستان راه یافتن فردوسی به دربار سلطان محمود، رویارویی فردوسی در سرودن چامه با سه چامه سرای دربار غزنویان (عنصری، فرخی، و عسجدی)، داستان های سفر فردوسی به غزنه یا ماندنش در غزنه، داستان فرار او به بغداد، هند، طبرستان، یا قهستان پس از نوشتن هجونامه، داستان پیشکش کردن شاهنامه به سلطان محمود به سبب نیازمندی و تنگدستی وی در فراهم آوردن جهیزیه برای دخترش، داستان فرستادن پیشکشی که سلطان محمود به فردوسی نوید آن را داده بوده‌است به سان پول سیمین به جای زر به پیشنهاد احمد بن حسن میمندی و بخشیدن آن پاداش به فقاع‌فروش و حمامی به دست فردوسی و پشیمانی سلطان محمود و هم‌زمانی رسیدن پاداش زر با مرگ فردوسی را نام برد.<br />
<br />
نگاشته ها<br />
<br />
تنها نگاشته ای که روشن شده‌ از برای فردوسی است،خود شاهنامه‌ است (جدای از بیت‌هایی که خود او از سروده های دقیقی دانسته است). نگاشته های دیگری نیز از برای فردوسی دانسته شده اند مانند چند قطعه، رباعی، قصیده، و غزل که برخی پژوهشگران امروزی در این که سراینده آنها فردوسی باشد بسیار دودل می باشند و به ویژه قصیده‌ها را سرودهٔ زمان صفویان می‌دانند (ریاحی ۱۳۸۰، ص ۱۴۵).<br />
نگاشته های دیگری نیز از برای فردوسی دانسته شده‌اند که بیشترشان بی پایه هستند. نامور ترین آنها مثنوی‌ای به نام یوسف و زلیخا است که در مقدمه بایسنغری سروده فردوسی به شمار رفته‌است. اما این گمانه از سوی بسیاری از پژوهشگران امروزی نادرست دانسته شده‌ و از آن میان مجتبی مینوی در سال ۱۳۵۵ هجری شمسی گویندهٔ آن را «ناظم بیمایه‌ای به نام شمسی» یافته‌است. محمدامین ریاحی او را شرف‌الدین یزدی (که ریاحی او را «دروغ‌پرداز» نامیده‌است) دانسته‌است و بر این باور بوده است که مقدمهٔ بایسنغری را هم همین نویسنده نوشته باشد (ریاحی ۱۳۸۰، ص ۱۵۱). یکی از نگاشته های دیگری که از برای فردوسی دانسته اند گرشاسب‌نامه است که روشن شده‌است نوشته اسدی توسی است و چند دهه پس از مرگ فردوسی سروده شده‌است.<br />
نوشتهٔ دیگری که از برای فردوسی دانسته شده‌است «هجونامه»ای در برابر سلطان محمود است که به گفتار نظامی عروضی سد بیت بوده‌است و شش بیت از آن به جای مانده‌است. ویرایش های گوناگونی از این هجونامه در دست بوده است که از ۳۲ بیت تا ۱۶۰ بیت داشته اند. بودن چنین هجونامه‌ای را برخی از پژوهشگران نادرست و برخی به هایش رسانده(هایش=تایید)مانند محمود شیرانی که با درنگریستن به این که بسیاری از بیت‌های این هجونامه از خود شاهنامه یا مثنوی‌های دیگر آمده‌اند و بیت‌های دیگرش نیز از دید ادبی کاستی دارند چنین برداشت کرده که این هجونامه ساختگی است اما محمدامین ریاحی با درنگریستن به این که از این هجونامه در شهریارنامهٔ عثمان مختاری (مدّاح مسعود سوم غزنوی)، که پیش از چهار مقالهٔ نظامی عروضی نوشته شده‌است، نامی برده شده ‌است، بودن آن را هایش کرده است.<br />
درخور گفت است که گمان می رود یکی از نامورترین بیت های فردوسی -که در زیر آمده‌است و آن را برخی از آن خود شاهنامه و برخی دیگر از هجونامه دانسته‌اند- نیز از خود وی نباشد (خطیبی ۱۳۸۴، صص ۱۹ و ۲۰):<br />
بسی رنج بردم در این سال سی 		عَجَم زنده کردم بدین پارسی<br />
<br />
دوستداران و دشمنان فردوسی<br />
<br />
در همان سال‌های آغازین پس از مرگ فردوسی ناسازگاری و کینه ورزی با شاهنامه آغاز شد که بیشتر به سبب سیاست‌های ایران ستیزانه دربار عباسیان و مدارس نظامیه پدید آمد.سلطان محمود پس از چیرگی بر ری در سال ۴۰۷ شمسی، مجدالدولهٔ دیلمی را به سبب خواندن شاهنامه سرزنش کرده‌است (ریاحی ۱۳۸۰، ص ۱۶۰). نویسندگانی نیز، مانند عبدالجلیل رازی قزوینی _که شیعه بوده‌است_ شاهنامه را «ستایش گبرکان» دانسته‌اند (همچنین عطار نیشابوری) و خواندن آن را «بدعت و ضلالت». سرایندگان دیگری نیز از فرخی سیستانی («گفتا که شاهنامه دروغ است سربه‌سر») و معزی نیشابوری («من عجب دارم ز فردوسی که تا چندان دروغ/از کجا آورد و بیهوده چرا گفت آن سمر») گرفته تا انوری («در کمال بوعلی نقصان فردوسی نگر/هر کجا آید شفا شهنامه گو هرگز مباش») فردوسی را سرزنش کرده اند. گمان می رود که اینان به سبب خوشنود سازی سردمداران ایران ستیزی که از فردوسی دل خوشی نداشته اند، شاهنامه را دروغ، پر از کاستی، یا بی‌ارزش دانسته‌اند.<br />
جدا از بایکوتی که دربارهٔ فردوسی بوده ‌است و به سبب آن بسیاری از بن مایه ها نامی از فردوسی یا شاهنامه نیاورده‌اند، در بخش هایی که سردمداران عباسیان بر آنها چیرگی کمتری داشته‌ اند، از شبه‌قاره هند گرفته تا سیستان، آذربایجان، اران، و آسیای صغیر، کسانی از فردوسی یاد کرده‌اند یا او را ستوده‌اند.برای نمونه مسعود سعد سلمان گزیده‌ای از شاهنامه گرد آورد و نظامی عروضی در میانه های قرن ششم هجری نخستین زندگی نامه از فردوسی را در چهار مقاله نوشت. در نزدیکی سال ۶۰۱ شمسی نیز کوتاه ای از شاهنامه در شام به دست بنداری اصفهانی به عربی برگردانده شد.<br />
پس از یورش مغول و نابودی عباسیان پرداختن به شاهنامه در نزد درباریان نیز افزایش یافت و از این دست حمدالله مستوفی در آغازه قرن هشتم هجری در زمان ایلخانان ویرایشی از شاهنامه بر پایه بن مایه های گوناگونی که یافته بود پدید آورد. در زمان تیموریان نیز، در سال ۸۰۴ شمسی در هرات، به دستور شاهزادهٔ تیموری بایسنغر میرزا ویرایشی نگاره دار از شاهنامه پدید آورده شد که گمان می رود بسیاری از روی آن نوشته اند.<br />
صفویان با درنگریستن به این که خودشان مانند فردوسی شیعه و ایرانی بودند، نگرش ویژه ای به فردوسی داشتند. پس از انقلاب ایران در ۱۳۵۷ در برابر حکومت پادشاهی، برخی به این گمان که فردوسی شاه‌دوست بوده‌است یا شاهان را ستوده‌است از او بد گفته‌اند یا از شاهنامه خورده گرفته اند.<br />
<br />
فردوسی‌پژوهی<br />
<br />
پس از تلاش حمدالله مستوفی در ویرایش شاهنامه در سده هشتم و شاهنامهٔ بایسنغری در سده نهم هجری، نخستین ویرایش شاهنامه در کلکته انجام گرفت که بار نخست خورد بود و در ۱۱۹۰ شمسی (بدست ماثیو لمسدن) و بار دوم یکپارچه و همه جانبه در ۱۲۰۸ (به ویرایش ترنر ماکان انگلیسی) چاپ شد. از ویرایشگران دیگر شاهنامه می‌توان از ژول مول فرانسوی، وولرس و لاندوئر هلندی، ی. ا. برتلس روس، نام برد. از ویراستاران ایرانی شاهنامه می توان عبدالحسین نوشین، مجتبی مینوی، محمد مختاری، و جلال خالقی مطلق و فریدون جنیدی را نام برد.<br />
به سبب زیاد بودن شمار دوستداران فردوسی در رده جهانی، پژوهش های فراوانی دربارهٔ وی و شاهنامه انجام گرفته ‌است. ژول مول، تئودور نولدکه، سید حسن تقی‌زاده، هانری ماسه، فریتز ولف، عبدالحسین نوشین، محمد قزوینی، و ایرج افشار از دسته به نام ترین پژوهشگران دربارهٔ فردوسی هستند.<br />
در میان شاهنامه‌پژوهان نامبرده، جلال خالقی مطلق، بازنگرانه ترین جستار در باره شاهنامه را همراه با پژوهش‌ها و یادداشت‌های فراوان پددید آورده ‌است.شاهنامه ویرایش وی همچنین به گفته برخی بهترین ویرایش از شاهنامه‌است و در ۸ جلد بدست انتشارات ایرانیکا چاپ گردید است<br />
<br />
جایگاه جهانی<br />
<br />
نام و آوازه فردوسی در همه جای جهان شناخته شده و ستوده شده است. شاهنامهٔ فردوسی به بیشتر زبانهای زنده جهان برگردانده شده است.<br />
<br />
تندیس های فردوسی<br />
<br />
از فردوسی تندیس های زیادی ساخته شده که شاید کهن ‌ترین آنها تندیس باغ نگارستان باشد. تندیس های دیگر : تندیس میدان فردوسی،تندیس دانشگده ادبیات دانشگاه تهران، تندیس دانشکده ادببیات دانشگاه فردوسی، تندیس رم ایتالیا و تندیس آرامگاه فردوسی.<br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
<br />
حکیم ابوالقاسم حسن پور علی توسی نامور به فردوسی (نزدیک به سال ۳۱۹ تا ۳۹۷ هجری خورشیدی) در دامنه توس خراسان دیده به جهان گشود و همانجا درگذشت و به خاک سپرده شد. او چکامه سرا و رزمنامه ‌سرایی ایرانی بود که شاهنامه را از نوشتار به سروده در آورد که نامی ترین رزمنامه پارسی می باشد و از سوی دیگر بلند ‌ترین سروده به زبان پارسی تا زمان خود به شمار می رفته‌ است از این رو او را از بزرگ‌ترین چامه سرایان پارسی‌گو دانسته‌اند. در ایران روز ۲۵ اردیبهشت به نام روز بزرگداشت فردوسی نامگذاری شده‌ است<br />
<br />
زایش<br />
<br />
بر پایه دیدگاه بیشتر پژوهشگران امروزی، فردوسی در سال ۳۱۹ هجری خورشیدی (329 ه.ق./940 میلادی) در روستای باژ (پاز امروزی) در شهر توس خراسان دیده به جهان گشود.<br />
<br />
باورمندان به زایش فردوسی در سال "۳۱۹ شمسی" چنین میپندارند که چون در یکی از سروده های فردوسی میتوان زمان چیرگی سلطان محمود غزنوی بر ایران در سال ۳۷۵ شمسی را دریافت کرد  :<br />
بدانگه که بُد سال پنجاه و هشت 		نوان‌تر شدم چون جوانی گذشت<br />
		<br />
فریدون بیداردل زنده شد 		زمین و زمان پیش او بنده شد<br />
<br />
<br />
و همچنین با درنگریستن به این که فردوسی در سال ۳۷۵، پنجاه و هشت ساله بوده‌ است،می توان درست بودن این گمانه را پذیرفت.<br />
نظامی عروضی، که نخستین کسی است که دربارهٔ زندگی فردوسی جستاری نوشته‌ است، زایش فردوسی را در ده «باز» (پاز) دانسته ‌است که عربی شده «پاژ» است. بن مایه های تازه تر روستاهای «شاداب» و «رزان» را نیز جایگاه زایش فردوسی دانسته اند اما بیشتر پژوهشگران امروزی این گمانه ها را بی پایه می دانند.پاز امروزه در ۱۵ کیلومتری شمال(آپا اختر) مشهد در استان خراسان رضوی ایران جای دارد.<br />
نام او را بن مایه های کهن ‌تر مانند عجایب المخلوقات و تاریخ گزیده (نگاشته حمدالله مستوفی) «حسن» نوشته‌اند و بن مایه های تازه تر مانند مقدمهٔ بایسنغری (که بیشتر پژوهشگران آن را بی‌ارزش می‌دانند و محمدتقی بهار آن را «لاطایلات بی‌بنیاد» خوانده‌است) آن را «منصور» گفته اند. نام پدرش نیز در تاریخ گزیده و یک بن مایه کهن دیگر «علی» گفته شده‌است.<br />
محمدامین ریاحی، از فردوسی‌شناسان امروزین، نام «حسن بن علی» را به سبب شیعه بودن فردوسی پذیرفتنی تر دانسته. بن مایه های کم‌ارزش ‌تر نام‌های دیگری نیز برای پدر فردوسی آورده اند مانند: «مولانا احمد بن مولانا فرخ» (مقدمهٔ بایسنغری)، «فخرالدین احمد» (هفت اقلیم)، «فخرالدین احمد بن حکیم مولانا» (مجالس المؤمنین و مجمع الفصحا)، و «حسن اسحق شرفشاه» (تذکرة الشعراء). تئودور نولدکه در کتاب حماسهٔ ملی ایران در باره نادرست بودن نام «فخرالدین» نوشته‌است که دادن کنیه هایی(لقب) که به «الدین» پایان می‌یافته‌اند در زمان آغاز نوجوانی فردوسی کاربرد پیدا کرده‌است و ویژه «امیران مقتدر» بوده‌است، ازاین رو پدر فردوسی نمیتوانسته چنین کنیه ای (لقب)داشته باشد.<br />
<br />
 کودکی و آموزش<br />
<br />
پدر فردوسی دهقان بود که در آن زمان به چم(معنی) ایرانی‌تبار و نیز به چم(معنی) دارنده ده بوده‌است (ریاحی ۱۳۸۰، ص ۷۲) که می‌توان از آن اینگونه برداشت کرد که زندگی کم و بیش آسوده ای داشته‌است از این رو گمان می رود که خانوادهٔ فردوسی در کودکی وی کمبودی نداشته اند و وی از آموزش درخوری بهره مند بوده ‌است. بر پایه دیده ها می توان از شاهنامه اینگونه برداشت کرد که او جدا از زبان فارسی دری با زبان‌های عربی و پهلوی نیز آشنا بوده‌است. همچنین اینگونه پنداشته می شود که فردوسی با فلسفه یونانی نیز آشنایی داشته‌است (ریاحی ۱۳۸۰، ص ۷۴).<br />
 <br />
جوانی و چامه سرایی<br />
<br />
کودکی و جوانی فردوسی در زمان سامانیان سپری شد. شاهان سامانی از دوستداران ادب فارسی بودند.آغاز سرودن شاهنامه را بر پایه شاهنامه ابومنصوری از زمان سی سالگی فردوسی می‌دانند، اما با درنگریستن به توانایی فردوسی در چامه فارسی می توان چنین برداشت کرد که وی در جوانی نیز به سرایندگی می‌پرداخته ‌است و چه بسا سرودن بخش‌هایی از شاهنامه را در همان زمان و بر پایه داستان‌های کهنی که در داستان های گفتاری مردم جای داشته‌اند، آغاز کرده‌است. این گمانه می‌تواند یکی از سبب های ناهمگونی‌های زیاد ویرایش های دستنویس شاهنامه باشد، به این سان که ویرایش های کهن‌تری از این داستان‌های پراکنده بن مایه نویسندگان شده باشد. از دسته داستان‌هایی که گمان میرود در زمان جوانی وی گفته شده باشد می توان داستان‌های بیژن و منیژه، رستم و اسفندیار، رستم و سهراب، داستان اکوان دیو، و داستان سیاوش را نام برد.<br />
فردوسی پس از آگاهی یافتن از مرگ دقیقی و نیمه کاره ماندن گشتاسب‌نامهاش (که به زمان زندگانی زرتشت می‌پردازد) به نگاشته شدن شاهنامه ابومنصوری -که نوشتاری بوده و نه سروده و بن مایه "دقیقی" در سرودن گشتاسب‌نامه بوده‌است- پی برد و به دنبال آن به بخارا پایتخت سامانیان («تختِ شاهِ جهان») رفت تا آن را بیابد و بازمانده آن را به چامه در آورد. (سید حسن تقی‌زاده این را دور از باور دانسته است که فردوسی به غزنه که پایتخت غزنویان است رفته باشد چراکه با نگریستن به تاریخ چیره شدن غزنویان بر ایران ، که پس از آغاز سروده شدن بخش زیادی از شاهنامه بوده ‌است چنین چیزی باورپذیر نیست. فردوسی در این سفر "شاهنامهٔ ابومنصوری" را نیافت اما در بازگشت به توس، امیرک منصور-که از دوستان فردوسی بوده‌است و "شاهنامه ابومنصوری" به دستور پدرش ابومنصور محمد بن عبدالرزاق یکپارچه و نوشته شده بود- آن را به فردوسی می دهد و با او پیمان می بندد که در سرودن شاهنامه او را یاری نماید<br />
<br />
سرودن شاهنامه<br />
<br />
شاهنامه پر آوازه ترین سروده فردوسی و یکی از بزرگ ترین نوشته های ادبیات کهن فارسی می‌باشد. فردوسی برای سرودن آن نزدیک به پانزده سال -بر پایه شاهنامهٔ ابومنصوری- تلاش نمود ، و سر انجام آن را در سال ۳۷۲ شمسی به پایان رساند. فردوسی از آنجا که به گفت خودش "هیچ پادشاهی سزاواری پیشکش شدن شاهنامه را نیافته بود («ندیدم کسی کش سزاوار بود»)"، برای چندی آن را پنهان نگه داشت و در این زمان بخش‌های دیگری نیز به شاهنامه افزود.<br />
پس از گذشت ده سال (نزدیک به سال ۳۸۲ هجری شمسی در سن شست و پنج سالگی) فردوسی که تهی دست شده بود و فرزندش را نیز از دست داده بود، بر آن شد که شاهنامه را به" سلطان محمود" پیشکش کند. ازاین رو ویرایش نوینی از شاهنامه را آغاز کرد و بخش هایی از شاهنامه را که در ستایش پیشینه کهن و شاهان باستانی ایران بودند ، را با سروده هایی در رسای "سلطان محمود" و نزدیکانش جای‌گزین کرد. ویرایش دوم در سال ۳۸۸ هجری شمسی پایان یافت (به باور تقی‌زاده در سال ۳۸۹) که نزدیک به پنجاه هزار تا شست هزار بیت داشت. فردوسی آن را در شش یا هفت نسک برای سلطان محمود فرستاد.<br />
به گفتهٔ خود فردوسی" سلطان محمود" به شاهنامه نگاه نکرد و پاداشی هم برای وی نفرستاد. از این رویداد تا پایان زندگانی، فردوسی بخش‌های دیگری نیز به شاهنامه افزود که بیشتر به پشیمانی و به امید بخشش بودن برخی از نزدیکان "سلطان محمود" مانند «سالار شاه» پرداخته است. در روزهای پایانی زندگی فردوسی از سن خود دو بار یاد کرده در(«کنون عمر نزدیک هشتاد شد/امیدم به یک باره بر باد شد»)و («کنون سالم آمد به هفتاد و شش/غنوده همه چشم میشار فش»( خود را هشتادساله و بار دیگر هفتاد وشش ساله خوانده است.<br />
<br />
مرگ و آرامگاه<br />
         <br />
نخستین بن مایه ای که از زمان مرگ فردوسی یادکرده است مقدمه بایسنغری می باشد که پیشینه آن به سال ۴۰۳ هجری شمسی بازمیگردد. این دیباچه که امروزه بی پایه ترین بن مایه شناخته می‌شود از بن مایه ای دیگر یاد نکرده ‌است. بیشتر بن مایه ها همین تاریخ را از دیباچه بایسنغری گفت آورد کرده اند ، جدای از تذکرة الشعراء (که آن هم بسیار بی پایه است) که زمان مرگ او را درسال ۳۹۸ شمسی آورده ‌است. محمدامین ریاحی، با درنگریستن گفته هایی که فردوسی از سن و ناتوانی خود یاد کرده‌است، این گونه برداشت کرده است که فردوسی می بایستً پیش از سال ۳۹۸ ازجهان رفته باشد.<br />
<br />
پس از مرگ، از به خاکسپاری پیکر فردوسی در گورستان مسلمانان جلوگیری شد و سرانجام در باغ خود وی یا دخترش در طوس به خاک سپرده شد. بن مایه های گوناگون چرایی به خاک سپرده نشدن او در گورستان مسلمانان را به سبب دشمنی یکی از دانشمندان کینه توز توس (بر پایه چهار مقالهٔ نظامی عروضی) دانسته‌اند. عطار نیشابوری در اسرارنامه این داستان را اینگونه آورده است که «شیخ اکابر، ابوالقاسم» بر جنازهٔ فردوسی نماز نخوانده ‌است و حمدالله مستوفی در پیشگفتارظفرنامه او را شیخ ابوالقاسم کُرّکانی دانسته‌است که پیروان زیادی داشته‌است. در برخی بنمایه های دیگر نام او را «ابوالقاسم گرگانی» یا «جرجانی» نیز خوانده اند که گمان می رودً عربی شده نام گرگانی باشد. ریاحی پیوند دادن آن رخداد را با کُرّکانی صوفی ناروا و دروغ دانسته‌است و از آنجا که او در هنگام مرگ فردوسی نزدیک یه سی سال داشته‌است از دید تاریخی نیز این انگ را دروغ شمرده است. از زمان به خاکسپاری فردوسی آرامگاه او چندین بار ویران شد. در سال ۱۲۶۳ شمسی به فرمان میرزا عبدالوهاب خان شیرازی سردمدار خراسان جایگاه آرامگاه را شناسایی کردند و ساختمانی آجری در آنجا ساختند. پس از ویران شدن این ساختمان، انجمن آثار ملی به پافشاری محمدعلی فروغی و سید حسن تقی‌زاده آغازگر بازسازی آرامگاه فردوسی شد و با فراهم آوردن هزینهٔ این کار از مردم (بدون بهره گیری از یاری دولت) در سال ۱۳۰۴ هجری شمسی آرامگاهی ساختند که در ۱۳۱۳ برای بازدید مردم بازگشایی شد. این آرامگاه به سبب نشست در ۱۳۴۳ دوباره ً ویران شد تا بازسازی شود که این کار در ۱۳۴۷ پایان یافت. .<br />
 <br />
**ارامگاه فردوسي در توس خراسان**<br />
<br />
افسانه‌های دربارهٔ فردوسی<br />
<br />
افسانه‌های فراوانی دربارهٔ فردوسی و شاهنامه گفته شده که بیشتر به سبب شور و دلبستگی مردم دوستدار فردوسی و انگارپردازی شاهنامه خوانان پدید امده اند. بی پایه بودن بیشتر این افسانه‌ها به‌آسانی با بهره گیری از بن مایه های تاریخی یا با بهره گیری از سروده های شاهنامه روشن می شود. از این دست می توان ‌ داستان راه یافتن نسک پهلوی شاهنامه از تیسفون به حجاز و حبشه و هند و سرانجام به ایران آمدنش به دست یعقوب لیث، داستان راه یافتن فردوسی به دربار سلطان محمود، رویارویی فردوسی در سرودن چامه با سه چامه سرای دربار غزنویان (عنصری، فرخی، و عسجدی)، داستان های سفر فردوسی به غزنه یا ماندنش در غزنه، داستان فرار او به بغداد، هند، طبرستان، یا قهستان پس از نوشتن هجونامه، داستان پیشکش کردن شاهنامه به سلطان محمود به سبب نیازمندی و تنگدستی وی در فراهم آوردن جهیزیه برای دخترش، داستان فرستادن پیشکشی که سلطان محمود به فردوسی نوید آن را داده بوده‌است به سان پول سیمین به جای زر به پیشنهاد احمد بن حسن میمندی و بخشیدن آن پاداش به فقاع‌فروش و حمامی به دست فردوسی و پشیمانی سلطان محمود و هم‌زمانی رسیدن پاداش زر با مرگ فردوسی را نام برد.<br />
<br />
نگاشته ها<br />
<br />
تنها نگاشته ای که روشن شده‌ از برای فردوسی است،خود شاهنامه‌ است (جدای از بیت‌هایی که خود او از سروده های دقیقی دانسته است). نگاشته های دیگری نیز از برای فردوسی دانسته شده اند مانند چند قطعه، رباعی، قصیده، و غزل که برخی پژوهشگران امروزی در این که سراینده آنها فردوسی باشد بسیار دودل می باشند و به ویژه قصیده‌ها را سرودهٔ زمان صفویان می‌دانند (ریاحی ۱۳۸۰، ص ۱۴۵).<br />
نگاشته های دیگری نیز از برای فردوسی دانسته شده‌اند که بیشترشان بی پایه هستند. نامور ترین آنها مثنوی‌ای به نام یوسف و زلیخا است که در مقدمه بایسنغری سروده فردوسی به شمار رفته‌است. اما این گمانه از سوی بسیاری از پژوهشگران امروزی نادرست دانسته شده‌ و از آن میان مجتبی مینوی در سال ۱۳۵۵ هجری شمسی گویندهٔ آن را «ناظم بیمایه‌ای به نام شمسی» یافته‌است. محمدامین ریاحی او را شرف‌الدین یزدی (که ریاحی او را «دروغ‌پرداز» نامیده‌است) دانسته‌است و بر این باور بوده است که مقدمهٔ بایسنغری را هم همین نویسنده نوشته باشد (ریاحی ۱۳۸۰، ص ۱۵۱). یکی از نگاشته های دیگری که از برای فردوسی دانسته اند گرشاسب‌نامه است که روشن شده‌است نوشته اسدی توسی است و چند دهه پس از مرگ فردوسی سروده شده‌است.<br />
نوشتهٔ دیگری که از برای فردوسی دانسته شده‌است «هجونامه»ای در برابر سلطان محمود است که به گفتار نظامی عروضی سد بیت بوده‌است و شش بیت از آن به جای مانده‌است. ویرایش های گوناگونی از این هجونامه در دست بوده است که از ۳۲ بیت تا ۱۶۰ بیت داشته اند. بودن چنین هجونامه‌ای را برخی از پژوهشگران نادرست و برخی به هایش رسانده(هایش=تایید)مانند محمود شیرانی که با درنگریستن به این که بسیاری از بیت‌های این هجونامه از خود شاهنامه یا مثنوی‌های دیگر آمده‌اند و بیت‌های دیگرش نیز از دید ادبی کاستی دارند چنین برداشت کرده که این هجونامه ساختگی است اما محمدامین ریاحی با درنگریستن به این که از این هجونامه در شهریارنامهٔ عثمان مختاری (مدّاح مسعود سوم غزنوی)، که پیش از چهار مقالهٔ نظامی عروضی نوشته شده‌است، نامی برده شده ‌است، بودن آن را هایش کرده است.<br />
درخور گفت است که گمان می رود یکی از نامورترین بیت های فردوسی -که در زیر آمده‌است و آن را برخی از آن خود شاهنامه و برخی دیگر از هجونامه دانسته‌اند- نیز از خود وی نباشد (خطیبی ۱۳۸۴، صص ۱۹ و ۲۰):<br />
بسی رنج بردم در این سال سی 		عَجَم زنده کردم بدین پارسی<br />
<br />
دوستداران و دشمنان فردوسی<br />
<br />
در همان سال‌های آغازین پس از مرگ فردوسی ناسازگاری و کینه ورزی با شاهنامه آغاز شد که بیشتر به سبب سیاست‌های ایران ستیزانه دربار عباسیان و مدارس نظامیه پدید آمد.سلطان محمود پس از چیرگی بر ری در سال ۴۰۷ شمسی، مجدالدولهٔ دیلمی را به سبب خواندن شاهنامه سرزنش کرده‌است (ریاحی ۱۳۸۰، ص ۱۶۰). نویسندگانی نیز، مانند عبدالجلیل رازی قزوینی _که شیعه بوده‌است_ شاهنامه را «ستایش گبرکان» دانسته‌اند (همچنین عطار نیشابوری) و خواندن آن را «بدعت و ضلالت». سرایندگان دیگری نیز از فرخی سیستانی («گفتا که شاهنامه دروغ است سربه‌سر») و معزی نیشابوری («من عجب دارم ز فردوسی که تا چندان دروغ/از کجا آورد و بیهوده چرا گفت آن سمر») گرفته تا انوری («در کمال بوعلی نقصان فردوسی نگر/هر کجا آید شفا شهنامه گو هرگز مباش») فردوسی را سرزنش کرده اند. گمان می رود که اینان به سبب خوشنود سازی سردمداران ایران ستیزی که از فردوسی دل خوشی نداشته اند، شاهنامه را دروغ، پر از کاستی، یا بی‌ارزش دانسته‌اند.<br />
جدا از بایکوتی که دربارهٔ فردوسی بوده ‌است و به سبب آن بسیاری از بن مایه ها نامی از فردوسی یا شاهنامه نیاورده‌اند، در بخش هایی که سردمداران عباسیان بر آنها چیرگی کمتری داشته‌ اند، از شبه‌قاره هند گرفته تا سیستان، آذربایجان، اران، و آسیای صغیر، کسانی از فردوسی یاد کرده‌اند یا او را ستوده‌اند.برای نمونه مسعود سعد سلمان گزیده‌ای از شاهنامه گرد آورد و نظامی عروضی در میانه های قرن ششم هجری نخستین زندگی نامه از فردوسی را در چهار مقاله نوشت. در نزدیکی سال ۶۰۱ شمسی نیز کوتاه ای از شاهنامه در شام به دست بنداری اصفهانی به عربی برگردانده شد.<br />
پس از یورش مغول و نابودی عباسیان پرداختن به شاهنامه در نزد درباریان نیز افزایش یافت و از این دست حمدالله مستوفی در آغازه قرن هشتم هجری در زمان ایلخانان ویرایشی از شاهنامه بر پایه بن مایه های گوناگونی که یافته بود پدید آورد. در زمان تیموریان نیز، در سال ۸۰۴ شمسی در هرات، به دستور شاهزادهٔ تیموری بایسنغر میرزا ویرایشی نگاره دار از شاهنامه پدید آورده شد که گمان می رود بسیاری از روی آن نوشته اند.<br />
صفویان با درنگریستن به این که خودشان مانند فردوسی شیعه و ایرانی بودند، نگرش ویژه ای به فردوسی داشتند. پس از انقلاب ایران در ۱۳۵۷ در برابر حکومت پادشاهی، برخی به این گمان که فردوسی شاه‌دوست بوده‌است یا شاهان را ستوده‌است از او بد گفته‌اند یا از شاهنامه خورده گرفته اند.<br />
<br />
فردوسی‌پژوهی<br />
<br />
پس از تلاش حمدالله مستوفی در ویرایش شاهنامه در سده هشتم و شاهنامهٔ بایسنغری در سده نهم هجری، نخستین ویرایش شاهنامه در کلکته انجام گرفت که بار نخست خورد بود و در ۱۱۹۰ شمسی (بدست ماثیو لمسدن) و بار دوم یکپارچه و همه جانبه در ۱۲۰۸ (به ویرایش ترنر ماکان انگلیسی) چاپ شد. از ویرایشگران دیگر شاهنامه می‌توان از ژول مول فرانسوی، وولرس و لاندوئر هلندی، ی. ا. برتلس روس، نام برد. از ویراستاران ایرانی شاهنامه می توان عبدالحسین نوشین، مجتبی مینوی، محمد مختاری، و جلال خالقی مطلق و فریدون جنیدی را نام برد.<br />
به سبب زیاد بودن شمار دوستداران فردوسی در رده جهانی، پژوهش های فراوانی دربارهٔ وی و شاهنامه انجام گرفته ‌است. ژول مول، تئودور نولدکه، سید حسن تقی‌زاده، هانری ماسه، فریتز ولف، عبدالحسین نوشین، محمد قزوینی، و ایرج افشار از دسته به نام ترین پژوهشگران دربارهٔ فردوسی هستند.<br />
در میان شاهنامه‌پژوهان نامبرده، جلال خالقی مطلق، بازنگرانه ترین جستار در باره شاهنامه را همراه با پژوهش‌ها و یادداشت‌های فراوان پددید آورده ‌است.شاهنامه ویرایش وی همچنین به گفته برخی بهترین ویرایش از شاهنامه‌است و در ۸ جلد بدست انتشارات ایرانیکا چاپ گردید است<br />
<br />
جایگاه جهانی<br />
<br />
نام و آوازه فردوسی در همه جای جهان شناخته شده و ستوده شده است. شاهنامهٔ فردوسی به بیشتر زبانهای زنده جهان برگردانده شده است.<br />
<br />
تندیس های فردوسی<br />
<br />
از فردوسی تندیس های زیادی ساخته شده که شاید کهن ‌ترین آنها تندیس باغ نگارستان باشد. تندیس های دیگر : تندیس میدان فردوسی،تندیس دانشگده ادبیات دانشگاه تهران، تندیس دانشکده ادببیات دانشگاه فردوسی، تندیس رم ایتالیا و تندیس آرامگاه فردوسی.<br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فلج اطفال]]></title>
			<link>http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6772</link>
			<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 08:33:41 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6772</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
فلج اطفال (poliomyelitis) نوعی بیماری حاد ویروسی می‌باشد که دستگاه گوارش و در بعضی مواقع دستگاه عصبی مرکزی را درگیر می‌کند.<br />
<br />
علت<br />
<br />
این بیماری ناشی از عفونت با ویروس پولیو (poliovirus) می‌باشد.این ویروس دارای ۳ ساب تایپ می‌باشد و تا قبل از انجام واکسیناسیون جهانی بر علیه ویروس پولیو، ساپ تایپ ۱ این ویروس، ۸۵ درصد موارد این بیماری را شامل می‌شد[۲].ویروس پولیو از دسته انتروویروس ها(Enterovirus) و از خانواده پیکورناویریده (Picornaviridae) مباشد.<br />
<br />
* طريقه سرايت<br />
<br />
عامل بيماري گاه مستقيماً از راه ترشحات حلق و بيني به اطرافيان سرايت مي کند و يا به طور غيرمستقيم يعني بتوسط ادرار يا مدفوع و وسايل بکار رفته بيمار يا آبهاي آلوده سبب ابتلاء ديگران ميشود . ويروس بیماری در گلوي بيماران ۲ تا ۵ روز قبل و ۳ تا ۵ روز بعد از بروز علائم وجود دارد .<br />
برخي عوامل رسيدن ويروس را به مرکز عصبي آسان مي کنند مانند حاملگي ،‌خستگي مفرط ، ورزشهاي سنگين ، کشيدن دندان ، درآوردن لوزه ها ، تزريق واکسن هاي مخلوط و غيره .<br />
در دهات و مراکز دور از بهداشت ،‌افراد خردسال بيشتر در معرض آلودگي ميباشند يعني کودکان زودتر از پنج سال آلوده مي شوند ولي در نقاطي که توجه زيادي به بهداشت مي شود چون در زمان کودکي آلودگي کمتر ايجاد مي گردد بنابراين اطفال مصونيت پيدا نمي کنند بهمين جهت در دوران جواني که خطر بروز فلج و باقي ماندن آن زيادتر است مبتلا ميگردند .<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
اپیدمیولوژی<br />
<br />
تا قبل از انجام واکسیناسیون جهانی، اپیدمی های این بیماری در ماه‌های تابستان و بخصصوص در نواحی حاره نیمکره شمالی رخ می‌داد[۴]. در سال ۱۹۵۲ یعنی ۳ سال پیش ازآنکه اولین واکین بر ضد این بیماری تایید شود، ۲۱۰۰۰ مورد کودک مبتلا به فلج اطفال در آمریکا به ثبت رسید[۵]. میزان بروز این بیماری در آمریکا پس از شروع واکسیناسیون با استفاده از واکسن غیر فعال شده پولیو (inactivated polio vaccine)(IPV) در سال ۱۹۵۵ و پس از آن واکسن زنده خوراکی پولیو (live oral polio vaccine)(OPV) در سال ۱۹۶۰ کاهش چشمگیری یافت. آخرین مورد فلج اطفال در آمریکا ناشی از ویروس وحشی پولیو در سال ۱۹۷۹ رخ داد[۶].<br />
<br />
ریخت شناسی<br />
<br />
ویروس پولیو اساسا باعث درگیری نورون های حرکتی و اتونوم می‌شود. تخریب نورون ها با ارتشاح سلول های التهابی مانند لفویست ها، ماکروفاژها و لکوسیت های چند هسته‌ای ( polymorphonuclear leukocytes) همراه است. این ضایعات به طور مشخص در ماده خاکستری شاخ قدامی نخاع، هسته‌های حرکتی پونز و بصل النخاع یافت می‌شوند[۷].<br />
نمای بالینی<br />
<br />
دوره کمون<br />
<br />
دوره کمون این ویروس از زمان برخورد فرد با ویروس تا شروع علایم پیش درآمد(prodrome)(علایم شبه آنفلوانزا) بین ۹ تا ۱۲ روز می‌باشد و تا زمان ایجاد فلج بین ۱۱ تا ۱۷ روز طول می‌کشد[۸]. این ویروس را همچنین می‌توان تا حداکثر ۱۹ روز قبل از ایجاد فلج از مدفوع بیماران جدا کرد تظاهرات بالینی مرحله ایجاد عفونت<br />
<br />
تظاهرات بالینی عفونت با ویروس پولیو از یک بیماری ناپیدا و غیر مشخص تا فلج شدید و مرگ متغییراست. حداقل ۹۵ درصد از موارد عفونت ناپیدا و غیر مشخص و بدون علایم بالینی می‌باشند و تنها بوسیله جدا کردن ویروس از مدفوع و یا گلو ویا از طریق افزایش سطح آنتی بادی های سرمی تشخیص داده می‌شوندپولیومیلیت غیر موثر<br />
پولیومیلیت غیر موثر با نام علمی Abortive poliomyelitis در ۴ تا ۸ درصد موارد عفونت اتفاق می افتد و با تب، سردرد، گلو درد، بی اشتهایی، استفراغ و درد شکمی مشخص می‌شود که ۲ تا ۳ روز ادامه می‌یابد.این بیماران فاقد علایم عصبی می‌باشند. این نوع عفونت ناشی از ویروس پولیو از یک عفونت ویروسی اکتسابی از جامعه غیر قابل افتراق است.<br />
<br />
 پولیومیلیت غیر فلجی<br />
<br />
پولیومیلیت غیر فلجی با نام علمی Nonparalytic poliomyelitis دارای همان علایم پولیوملیت غیر موثر است با این تفاوت که علاوه بر آنها این بیماران دارای علایم تحریک مننژ (meningeal irritation) نیز می‌باشند. البته این علایم دارای شدت بیشتری می‌باشند. پولیومیلیت غیر فلجی را نمی‌توان از یک مننژیت آسپتیک (aseptic meningitis ) که توسط بقیه انواع انتروویروس ها ایجاد شده باشد افتراق داد.<br />
<br />
پولیومیلیت فلجی نخاعی<br />
<br />
پولیومیلیت فلجی نخاعی با نام علمی Spinal Paralytic Poliomyelitis تنها در ۰٫۱ درصد کل موارد عفونت با ویروس پولیو اتفاق می افتد. علایم این نوع از بیماری در دو مرحله بروز می‌کند و تحت عنوان مراحل کوچک و بزرگ بیماری (minor and major illnesses) نام گذاری شده اند.<br />
<br />
    * مرحله کوچک بیماری: در این مرحله که همزمان با نفوذ ویروس پولیو به داخل جریان خون می‌باشد، علایمی همتنند مرحله پولیومیلیت غیر موثر آشکار می‌شود. این علایم ۱تا ۳ روز به درازا می‌کشد و سپس یک بهبودی موقت ۲ تا ۵ روزه ایجاد می‌شود. به دنبال این بهبودی موقت مرحله بزرگ بیماری آغاز می‌شود[۱۱].<br />
<br />
    * مرحله بزرگ بیماری: در این مرحله دوباره تب، سردرد، میالژی، استفراغ سفتی گردن، علایم تحریک مننژ و افزیش سلول های التهابی در مایع مغزی نخاعی ایجاد می‌شود و پس از آن فلج عضلات آغاز می‌شود. شدت فلج عضلات بسیار متغییر است و از فلج در قسمتی از یک عضله تا فلج کلی جهار اندام متغییر است. فلج از نوع شل (flaccid) و غیر قرینه می‌باشد. رفلکس های عصبی نیز ابتدا شدت می‌یابد ولی در نهایت از بین می‌روند[۱۲].<br />
<br />
 پولیومیلیت فلجی بولبار<br />
<br />
پولیومیلیت فلجی بولبار با نام علمی Bulbar Paralytic Poliomyelitis نوعی از بیماری است که در آن گروهی از عضلات که توسط اعصاب کرانیال عصب دهی می‌شوند فلج می‌شود. این واقعه بخصصوص در مورد عضلات کام نرم و حلق ایجاد می‌شود و باعث دیسفاژی، صحبت کردن تودماغی و در برخی موارد دیس پنه می‌شود. اعصاب نهم و دهم مغزی شایعترین اعصاب درگیر می‌باشند[۱۳].بیمار بدلیل عدم توانایی در بلع و تنفس بسیار آژیته و بی قرار می‌شود.<br />
<br />
 پیلوآنسفالیت<br />
<br />
آنسفالیت ناشی از ویروس پولیو در ابتدا خود را با گیجی و اختلال در تمرکز نشان می‌دهد. این عارضه ناشایع است و اکثرا در نوزادان بروز می‌کند. در این عارضه تشنج شایع می‌باشد و بر خلاف پیلومیلیت فلجی نخاعی، این عازضه ایجاد فلج اسپاستیک می‌کند.<br />
<br />
 انواع واکسن ها<br />
<br />
دو نوع واکسن جهت پیشگیری از این بیماری وجود دارد:<br />
<br />
    * واکسن تزریقی:این واکسن اولین واکسنی بود که بر ضد فلج اطفال تهیه شد. این واکسن از ویروس کشته شده و غیر فعال شده پولیو تهیه شده بود و تزریقی بود.<br />
<br />
این واکسن را بنام IPV نیز می‌شناسند که خلاصه شده Inactivated polio vaccine می‌باشد.<br />
<br />
    * واکسن خوراکی: این واکسن چند سال بعد از واکسن خوراکی تهیه شد و حاوی ویروس زنده ضعیف شده بود. این واکسن را بنام OPV که خلاصه شده oral polio vaccine نیز می نامند.<br />
واکسن خوراکی پولیو به دلایلی که در زیر ذکر می‌شود بر واکسن تزریقی ترجیح داده شد<br />
    * ایجاد ایمنی گوارشی بهتر (better intestinal immunity)<br />
    * واکسیناسیون غیر فعال افراد از طریق انتقال ویروس ضیف شده بین افراد<br />
    * سادگی مصرف<br />
    * هزینه کمتر تهیه<br />
<br />
البته یکی از عوارض واکسن خوراکی، ایجاد فلج ناشی از ویروس ضعیف شده پولیو واکسن (vaccine-associated paralytic poliomyelitis) می‌باشد. از سال ۱۹۶۱ تا سال ۱۹۸۹ به طور متوسط سالانه ۹ نفر درآمریکا دچار عارضه فلج ناشی از ویروس ضعیف شده واکسن می‌شدند. به همین دلیل در سال ۱۹۹۹ تغییری در سیاست واکسیناسیون فلج اطفال در آمریکا به وجود آمد و واکسن تزریقی جایگزین واکسن خوراکی گردید بدبن ترتیب از ۸-۱۰ مورد فلج ناشی از ویروس ضعیف شده پولیو واکسن جلوگیری بعمل آمد<br />
<br />
* نشانه هاي فلج اطفال<br />
<br />
 سابق بر اين تصور مي شد که اين بيماري مخصوص کودکان است ولي اين تصور اشتباه بود زيرا تمام کساني که با ويروس روبرو می شوند به بيماري مبتلا ميگردند و عده اي از مبتلايان به اين بيماري ، فلج و زمين گير مي شوند . دوره نهفتگي متوسط فلج کودکان ۱۰ روز است .<br />
گاهي ويروس اين بيماري مدتها در گلو و روده ي اشخاص سالم بدون ايجاد مزاحمت زندگي مي کند ولي به محض مساعد شدن زمينه مزاجي شخص از قبيل پرکاري ، واکسيناسيون ، کشيدن دندان ، درآوردن لوزه ها و بيماريهاي ديگر عامل بيماري شروع به رشد و فعاليت کرده وارد دستگاه عصبي مي شود و باعث فلج مي گردد .<br />
يکدسته نشانه هاي مقدماتي براي اين ناخوشي وجود دارد مانند تب ، سردرد ، تهوع ، گلودرد که چند ساعت يا چند روز طول کشيده و سپس بکلي برطرف مي گردد و بيمار بهبود کامل پيدا مي کند . در برخي از افراد ناخوشي با همين علائم مقدماتي خاتمه مي يابد و فلجي بوجود نمي آيد ( شکل ساقط شونده ) ولي در بعضي از افراد ۵ تا ۸ روز بعد از علائم مقدماتي بيماري ، دوباره تب ميکنند و علائم مننژيت کاذب پيدا مي کنند مانند سفتي گردن ، سردرد شديد ، استفراغ  ، درد عضلات و گاه علائم عصبي پيدا مي شود . اين علائم نيز در عرض ۳ تا ۸ روز بهبود کامل پيدا مي کند ( نوع غيرفلجي ) گاهي هم به دنبال نشانه هاي ياد شده فلج هاي شل در گروهي از عضلات بدن عارض مي شود ، وسعت و محل اين فلجها با وسعت آسيب هاي مغزي و نخاعي مربوط مي باشد يعني هر چه ضايعات مراکز مغزي بيماري زيادتر باشد فلجهاي حاصله وسيع تر خواهد بود .<br />
در تمام موارد شدت و وسعت فلجها زياد است و بتدريج در عرض چندين هفته يا چندين ماه و  ۳ سال تخفيف پيدا مي کند يعني به آرامي تعدادي از عضلات فلج شده کار خود را باز مي يابند ولي عده اي از عضلات براي هميشه فلج باقي مي ماند . بطور کلي اگر تا ۳ سال فلج خوب نشود حتماً براي تمام عمر بيادگار خواهد ماند .<br />
<br />
* پيشگيري<br />
<br />
با وجود کوششهاي فراواني که انجام شده امروزه بخوبي معلوم شده است که جدا نمودن افراد و تعطيل کردن مدارس يا اردوگاه ها يا بتأخير انداختن سال تحصيلي هيچ کدام نتوانسته اند در مشي همه گيري تغييري دهند . ميتوان در مواقع همه گيري از چند توصيه زير که بر اساس اطلاعات موجود پايه گذاري شده است استفاده نمود :<br />
<br />
۱ - از معاشرت با خانواده ها و اجتماعاتي که بيماري در آنها شايع است بايد خودداري کرد .<br />
<br />
۲- خودداري از خستگي مفرط و لرز ( آب تني در استخرهاي سرد ) و سوختگي از نور خورشيد .<br />
<br />
۳- احتراز از خوردن ميوه جات و سبزيجات خام که خوب ضدعفونی نشده اند .<br />
<br />
۴- جلوگيري از لوزه برداري و ساير اعمال جراحي در حلق و دهان .<br />
<br />
۵- خودداري از تزريقات بي مورد و بتأخير انداختن واکسنهاي  ديفتري ، سياه سرفه و کزاز <br />
<br />
عده اي عقيده دارند که روش هاي زير در پيشگيري از انتشار بيماري تا حدي مؤثر است :<br />
<br />
بيماران را دست کم بايد بمدت ۲ تا ۳ هفته جدا کرد . ضدعفونی کردن  بيني و حلق با محلولهای شستشوی ضدعفونی کننده تا حدي مفيد هستند .<br />
<br />
 براي ضدعفونی کردن ملحفه ها ، دستمال و پوشاک ميتوان از سولفات مس ، آب آهک و آب ژاول استفاده کرد .<br />
<br />
بايد مدت ۳ تا ۴ هفته از رفتن بيمار به مدرسه ممانعت کرد . براي افراد سالم رعايت بهداشت ،‌شستشوي دست ها قبل از صرف غذا جدا نمودن وسايل بيماران از وسائل افراد سالم ،‌ خودداري از انداختن اخلاط در خارج از منزل و مصرف آبهاي تصفيه شده سودمند است .<br />
<br />
بهترين و مؤثرترين وسيله براي مبارزه با اين بيماري پيشگيري از آن توسط واکسیناسیون است.<br />
<br />
شرایط دریافت و ارسال نمونه مدفوع :<br />
<br />
1- باید دو نمونه مدفوع به فاصله 24 ساعت از هم گرفته شود (بهتر است که نمونه گیری حداکثر تا روز 14 از شروع فلج انجام شود )<br />
<br />
2- نمونه های مدفوع باید به اندازه تقریبا" 10 گرم (به اندازه ناخن یک شست ) و در ظرف استریل شیشه ای و یا پلاستیکی جمع آوری شود<br />
<br />
3- اگر بیمار قادر به دفع مدفوع نیست ، رکتا ل سواپ تهیه شود<br />
<br />
4- نمونه های مدفوع جمع آوری شده باید در یخچال نگهداری و در درجه حرارت 8-4 درجه سانتیگراد حمل شوند و یا در درجه حرارت 20- درجه سانتیگراد ذخیره گردند. بنابر این برای حمل نمونه ها باید کلد باکس و آیس بک در دسترس باشد<br />
<br />
5- نمونه های تهیه شده باید حداکثر طی 72 ساعت به آزمایشگاه واصل گردد .<br />
6- در صورتیکه بیمار HOT CASE باشد از اطرافیان بیمار نیز 5 نمونه تهیه و ارسال میگردد .<br />
<br />
فلج اطفال از زمان های بسیار قدیم انسان ها را مبتلا کرده است، و موجب تحلیل عضلانی، فلج و حتا مرگ گردیده. در سال های دهه ی ۱۹۴۰ ، دانشمندان در یافتند که این ویروس در سه گونه بافت می تواند رشد کند.<br />
<br />
شارلین پورتر<br />
<br />
در تاریخ پزشکی، فقط یک بیماری با تلاش های انسان ریشه کن گردیده است. و آن بیماری مهلک آبله است، که به عنوان بلای جان انسان ها، در سال ۱۹۸۰ ، ریشه کن شد. این دستاورد را یک واکسن به ارمغان آورد.<br />
از سال ۱۹۸۸، عملیات گسترده ای آغاز شده تا جهان را از یک بیماری مهلک دیگر برهاند، و باز این بار هم یک واکسن است که انسان ها را از شر ویروسی که تا این حد موجب بدبختی ان ها شده، خلاص خواهد کرد. شارلین پورتر مدیر مسئول نشریه ی مسائل جهانی است<br />
ابتکار عمل ریشه کن سازی جهانی فلج اطفال (GPEI) شبکه ی وسیعی از کارشناسان، منابع، و داوطلبان را گرد آورده، تا عملیاتی جهانی را برای مقابله با ویروس کشنده ای که می تواند در عرض فقط چند ساعت کودک یا نوجوانی را فلج کرده، و به مرگ یا معلولیت دائم او منجر شود، شروع کند. این گسترده ترین ابتکار عمل بهداشتی است که تا به حال در جهان به مورد اجرا گذاشته شده.<br />
این عملیات ۱۸ ساله به طور منظم با موفقیت روبرو بوده است. فلج اطفال، در اواخر دهه ی ۱۹۸۰ در ۱۲۵ کشور شیوع یافت؛ در حال حاضر، این ویروس فقط در چهار کشور جهان بومی شده است-در طبیعت یافت می شود.بیست سال پیش، حدود ۳۵۰,۰۰۰ تن هر ساله مبتلا به فلج اطفال می شدند. در سال ۲۰۰۶، فقط ۱۹۸۵ مورد فلج اطفال گزارش شد. در این سال، نسبت به دهه ی ۱۹۸۰، پیشرفت های زیادی حاصل شده است، اما هدف اصلی، یعنی ریشه کن سازی آن را نیز نباید فراموش کرد. موارد ابتلا به این بیماری در سال ۲۰۰۶ ،بیشتر از تعداد آن در اولین سال های دهه که موارد ابتلا ۸۸۰ مورد گزارش شده بود، می باشد.<br />
ده ها هزار مددکار بهداشتی، داوطلبان، روستا نشینان و والدین باید دست به دست هم داده و با کفایت تمام اطمینان حاصل کنند که هر کودک تعداد وعده های لازم این واکسن را برای پیشگیری دریافت کند. منظور از هر کودک ، تک تک کودکانی هستند که فردا متولد می شوند، یا ماه دیگر یا سال دیگر ونیز سال های بعد از آن.<br />
تأمین سلامتی کودکان، هدفی است که باید مانند برنامه ریزی های سیاسی یا نظامی، با دقت هر چه تمام برنامه ریزی شود.<br />
روز ایمن سازی ملی ، روزهایی هستند که در کشورهایی که فلج اطفال هنوز ریشه کن نشده، برنامه ی واکسیناسیون برگزار می شود. متخصصان بهداشت عمومی و هزاران تن از داوطلبان، خروار ها واکسن و دیگر تجهیزات را به دور افتاده ترین مناطق منتقل می کنند، تا اطمینان حاصل کنند که تمام کودکان زیر پنج سال چند قطره از واکسنی که آن ها را از این بیماری خلاص می کند، دریافت کرده باشند. در سال ۲۰۰۵، طی عملیاتی که فقط چند روز به طول انجامید، ۴۰۰ میلیون کودک، در ۴۹ کشور واکسینه شدند.<br />
دیپاک کاپور ، رییس کمیته ی ملی فلج اطفال متعلق به روتاری بین المللی در هند، گفت، “این مسئولیتی خیلی خیلی خیلی عظیم است.” روتاری سازمانی غیر انتفاعی و بین المللی است که اولین بار ریشه کن سازی جهانی فلج اطفال را مطرح نمود. این سازمان، از سال ۱۹۸۵ در حال همکاری با سازمان های جهانی بهداشت می باشد و با تعهد ۱٫۲ میلیون از اعضای خود در سراسر جهان، در این عملیات پیشقدم گشته است.<br />
دکتر کانوالجیت سینگ ، یکی از مقامات پزشکی شرکت کننده در پروژه ی ملی مقابله با فلج اطفال در هند، که ده سال است با برنامه ی روز ملی ایمن سازی هم همکاری دارد گفت، ” غالب واکسن زن ها امیدوار و مصمم هستند. حال و هوای جایگاه های مخصوص توزیع واکسن آکنده از شادی و خوشحالی است، در این جا ها از پرچم ها و پارچه نوشته های رنگی استفاده می کنند و کودکان بازی می کنند و همشیرگان کوچکتر خود را برای واکسیناسیون می آورند.”<br />
 اگر کودکان به جایگاه ها و مراکز مخصوص واکسیناسون مراجعه نکنند، تیم های واکسیناسیون، خانه به خانه می روند تا اطمینان حاصل کنند به همه ی کودکان دسترسی داشته اند. کاپور می گوید، “این تجربه ای هیجان انگیز است و گاهی نیز ناخوشایند. گاهی از ما استقبال خوبی می کنند و از راه طولانی که آمده ایم قدر دانی می شود.” اما کاپور با والدینی نیز مواجه شده که از واکسینه کردن کودکانشان رضایت ندارند، و از این گونه تیم ها استقبالی نمی کنند. برخی والدین کودکان خود را از دست واکسیناسیون پنهان می کند و می ترسند بلایی به سر بچه بیاید.<br />
این ترس های بی اساس در خیلی از مناطق دیده می شود، اما و قتی موقعیتی مشابه در سال ۲۰۰۳ در نیجریه پیش آمد، این عملیات متوقف ماند.<br />
بوسویی اونابولو ، معاون سازمان ملی فلج اطفال ، وابسته به روتاری بین المللی نیجریه می گوید، ” در بعضی روستا ها، رهبران و ریش سفیدان می گفتد که واکسیناسیون برای کودکانتان ضرر دارد.”<br />
این ویروس به سرعت در میان جمعیتی که از استفاده از آن سر باز زده بود شیوع پیدا کرد. در سال ۲۰۰۴، تعداد موارد فلج اطفال در نیجریه به دو برابر رسید، و در ۲۱ کشور دیگر که قبلا ً این ویروس را ریشه کن کرده بودند، گزارش دادند که بیماری از نو شیوع یافته است، و این مربوط به بی توجهی به آن در نیجریه می شد.<br />
در پی بحث ها و مذاکرات مفصل، واهمه ها از زدن واکسن رو به کاهش رفت، و در ماه اوت سال ۲۰۰۴ عملیات واکسیناسیون گسترده ای آغاز شد که تا به امروز، به صورت دوره ای تکرار می گردد. اما مبارزه ی نیجریه با فلج اطفال به سال ۲۰۰۶ پایان پذیرفت، در آن سال، تعداد موارد این بیماری ۱۰۰۰ مورد و تقریبا ً ۴۰ برابر از سال ۲۰۰۰ بیشتر بود.<br />
اونابولو گفت، “ما کم کم به جلو می رویم و فکر می کنیم که ریشه کن سازی فلج اطفال به زودی در این کشور تحقق خواهد یافت. ما استطاعت حرام کردن و دور ریختن این همه زحمت و فعالیت را نداریم، داریم؟”<br />
<br />
سندرم پس از فلج اطفال Post polio syndrome<br />
<br />
 برخي از بيماران مبتلا به فلج اطفال پس از چندين سال دچار حالتي مي شوند كه به سندرم پس از فلج اطفال معروف است وشامل، ضعف، درد و احساس خستگي است. ضعف عضلاني ممكن است در عضلاتي كه قبلا  ظاهرا درگيري نداشته اند نيز ديده شود. اين افراد از خستگي زودرس، درد مفاصل، كاهش استقامت بدني و حتي لاغري عضلاني شكايت دارند. علايم ديگري مثل بي خوابي و عدم تحمل سرما ممكن است ديده شود. تشخيص اين حالت بوسيله گرفتن شرح حال، معاينه باليني و نوار عصب و عضله انجام مي شود.<br />
<br />
<br />
درمان<br />
استفاده از پيريدوستيگمين و كورتون تاثيرمشخصي نداشته است. روشهاي توانبخشي شامل ورزشهاي هوازي در حدي كه عضلات خسته نگردند مؤثر است بهتر است ورزشها در آب گرم انجام شود. تغيير در فعاليتهاي روزانه به نحوي كه در فواصل متناوب فرد استراحت نمايد مي تواند به كاهش علايم كمك كند. در صورت لزوم استفاده از وسايل كمكي و ارتوزها لازم است.<br />
<br />
حتي در برخي موارد شديد بيمار بايد بطور متناوب از ويلچر استفاده نمايد.<br />
<br />
چاقي براي اين بيماران بسيار مضر است.<br />
<br />
بايد توجه داشت كه علايمي مانند دردهاي عضلاني در اثر استفاده بيش از حد از عضلات، آرتروز و سايندگي مفاصل ودرگيري هاي عصبي در بيماراني كه فلج اطفال دارند شايعتر از معمول بوده و گاهي استفاده از ارتوز و بريس را ضروري ميسازد.<br />
در اين بيماران مشكلات  خواب  معمولآ با درد ارتباط دارد و درمان درد مي تواند باعث رفع اين معضل گردد.<br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
فلج اطفال (poliomyelitis) نوعی بیماری حاد ویروسی می‌باشد که دستگاه گوارش و در بعضی مواقع دستگاه عصبی مرکزی را درگیر می‌کند.<br />
<br />
علت<br />
<br />
این بیماری ناشی از عفونت با ویروس پولیو (poliovirus) می‌باشد.این ویروس دارای ۳ ساب تایپ می‌باشد و تا قبل از انجام واکسیناسیون جهانی بر علیه ویروس پولیو، ساپ تایپ ۱ این ویروس، ۸۵ درصد موارد این بیماری را شامل می‌شد[۲].ویروس پولیو از دسته انتروویروس ها(Enterovirus) و از خانواده پیکورناویریده (Picornaviridae) مباشد.<br />
<br />
* طريقه سرايت<br />
<br />
عامل بيماري گاه مستقيماً از راه ترشحات حلق و بيني به اطرافيان سرايت مي کند و يا به طور غيرمستقيم يعني بتوسط ادرار يا مدفوع و وسايل بکار رفته بيمار يا آبهاي آلوده سبب ابتلاء ديگران ميشود . ويروس بیماری در گلوي بيماران ۲ تا ۵ روز قبل و ۳ تا ۵ روز بعد از بروز علائم وجود دارد .<br />
برخي عوامل رسيدن ويروس را به مرکز عصبي آسان مي کنند مانند حاملگي ،‌خستگي مفرط ، ورزشهاي سنگين ، کشيدن دندان ، درآوردن لوزه ها ، تزريق واکسن هاي مخلوط و غيره .<br />
در دهات و مراکز دور از بهداشت ،‌افراد خردسال بيشتر در معرض آلودگي ميباشند يعني کودکان زودتر از پنج سال آلوده مي شوند ولي در نقاطي که توجه زيادي به بهداشت مي شود چون در زمان کودکي آلودگي کمتر ايجاد مي گردد بنابراين اطفال مصونيت پيدا نمي کنند بهمين جهت در دوران جواني که خطر بروز فلج و باقي ماندن آن زيادتر است مبتلا ميگردند .<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
اپیدمیولوژی<br />
<br />
تا قبل از انجام واکسیناسیون جهانی، اپیدمی های این بیماری در ماه‌های تابستان و بخصصوص در نواحی حاره نیمکره شمالی رخ می‌داد[۴]. در سال ۱۹۵۲ یعنی ۳ سال پیش ازآنکه اولین واکین بر ضد این بیماری تایید شود، ۲۱۰۰۰ مورد کودک مبتلا به فلج اطفال در آمریکا به ثبت رسید[۵]. میزان بروز این بیماری در آمریکا پس از شروع واکسیناسیون با استفاده از واکسن غیر فعال شده پولیو (inactivated polio vaccine)(IPV) در سال ۱۹۵۵ و پس از آن واکسن زنده خوراکی پولیو (live oral polio vaccine)(OPV) در سال ۱۹۶۰ کاهش چشمگیری یافت. آخرین مورد فلج اطفال در آمریکا ناشی از ویروس وحشی پولیو در سال ۱۹۷۹ رخ داد[۶].<br />
<br />
ریخت شناسی<br />
<br />
ویروس پولیو اساسا باعث درگیری نورون های حرکتی و اتونوم می‌شود. تخریب نورون ها با ارتشاح سلول های التهابی مانند لفویست ها، ماکروفاژها و لکوسیت های چند هسته‌ای ( polymorphonuclear leukocytes) همراه است. این ضایعات به طور مشخص در ماده خاکستری شاخ قدامی نخاع، هسته‌های حرکتی پونز و بصل النخاع یافت می‌شوند[۷].<br />
نمای بالینی<br />
<br />
دوره کمون<br />
<br />
دوره کمون این ویروس از زمان برخورد فرد با ویروس تا شروع علایم پیش درآمد(prodrome)(علایم شبه آنفلوانزا) بین ۹ تا ۱۲ روز می‌باشد و تا زمان ایجاد فلج بین ۱۱ تا ۱۷ روز طول می‌کشد[۸]. این ویروس را همچنین می‌توان تا حداکثر ۱۹ روز قبل از ایجاد فلج از مدفوع بیماران جدا کرد تظاهرات بالینی مرحله ایجاد عفونت<br />
<br />
تظاهرات بالینی عفونت با ویروس پولیو از یک بیماری ناپیدا و غیر مشخص تا فلج شدید و مرگ متغییراست. حداقل ۹۵ درصد از موارد عفونت ناپیدا و غیر مشخص و بدون علایم بالینی می‌باشند و تنها بوسیله جدا کردن ویروس از مدفوع و یا گلو ویا از طریق افزایش سطح آنتی بادی های سرمی تشخیص داده می‌شوندپولیومیلیت غیر موثر<br />
پولیومیلیت غیر موثر با نام علمی Abortive poliomyelitis در ۴ تا ۸ درصد موارد عفونت اتفاق می افتد و با تب، سردرد، گلو درد، بی اشتهایی، استفراغ و درد شکمی مشخص می‌شود که ۲ تا ۳ روز ادامه می‌یابد.این بیماران فاقد علایم عصبی می‌باشند. این نوع عفونت ناشی از ویروس پولیو از یک عفونت ویروسی اکتسابی از جامعه غیر قابل افتراق است.<br />
<br />
 پولیومیلیت غیر فلجی<br />
<br />
پولیومیلیت غیر فلجی با نام علمی Nonparalytic poliomyelitis دارای همان علایم پولیوملیت غیر موثر است با این تفاوت که علاوه بر آنها این بیماران دارای علایم تحریک مننژ (meningeal irritation) نیز می‌باشند. البته این علایم دارای شدت بیشتری می‌باشند. پولیومیلیت غیر فلجی را نمی‌توان از یک مننژیت آسپتیک (aseptic meningitis ) که توسط بقیه انواع انتروویروس ها ایجاد شده باشد افتراق داد.<br />
<br />
پولیومیلیت فلجی نخاعی<br />
<br />
پولیومیلیت فلجی نخاعی با نام علمی Spinal Paralytic Poliomyelitis تنها در ۰٫۱ درصد کل موارد عفونت با ویروس پولیو اتفاق می افتد. علایم این نوع از بیماری در دو مرحله بروز می‌کند و تحت عنوان مراحل کوچک و بزرگ بیماری (minor and major illnesses) نام گذاری شده اند.<br />
<br />
    * مرحله کوچک بیماری: در این مرحله که همزمان با نفوذ ویروس پولیو به داخل جریان خون می‌باشد، علایمی همتنند مرحله پولیومیلیت غیر موثر آشکار می‌شود. این علایم ۱تا ۳ روز به درازا می‌کشد و سپس یک بهبودی موقت ۲ تا ۵ روزه ایجاد می‌شود. به دنبال این بهبودی موقت مرحله بزرگ بیماری آغاز می‌شود[۱۱].<br />
<br />
    * مرحله بزرگ بیماری: در این مرحله دوباره تب، سردرد، میالژی، استفراغ سفتی گردن، علایم تحریک مننژ و افزیش سلول های التهابی در مایع مغزی نخاعی ایجاد می‌شود و پس از آن فلج عضلات آغاز می‌شود. شدت فلج عضلات بسیار متغییر است و از فلج در قسمتی از یک عضله تا فلج کلی جهار اندام متغییر است. فلج از نوع شل (flaccid) و غیر قرینه می‌باشد. رفلکس های عصبی نیز ابتدا شدت می‌یابد ولی در نهایت از بین می‌روند[۱۲].<br />
<br />
 پولیومیلیت فلجی بولبار<br />
<br />
پولیومیلیت فلجی بولبار با نام علمی Bulbar Paralytic Poliomyelitis نوعی از بیماری است که در آن گروهی از عضلات که توسط اعصاب کرانیال عصب دهی می‌شوند فلج می‌شود. این واقعه بخصصوص در مورد عضلات کام نرم و حلق ایجاد می‌شود و باعث دیسفاژی، صحبت کردن تودماغی و در برخی موارد دیس پنه می‌شود. اعصاب نهم و دهم مغزی شایعترین اعصاب درگیر می‌باشند[۱۳].بیمار بدلیل عدم توانایی در بلع و تنفس بسیار آژیته و بی قرار می‌شود.<br />
<br />
 پیلوآنسفالیت<br />
<br />
آنسفالیت ناشی از ویروس پولیو در ابتدا خود را با گیجی و اختلال در تمرکز نشان می‌دهد. این عارضه ناشایع است و اکثرا در نوزادان بروز می‌کند. در این عارضه تشنج شایع می‌باشد و بر خلاف پیلومیلیت فلجی نخاعی، این عازضه ایجاد فلج اسپاستیک می‌کند.<br />
<br />
 انواع واکسن ها<br />
<br />
دو نوع واکسن جهت پیشگیری از این بیماری وجود دارد:<br />
<br />
    * واکسن تزریقی:این واکسن اولین واکسنی بود که بر ضد فلج اطفال تهیه شد. این واکسن از ویروس کشته شده و غیر فعال شده پولیو تهیه شده بود و تزریقی بود.<br />
<br />
این واکسن را بنام IPV نیز می‌شناسند که خلاصه شده Inactivated polio vaccine می‌باشد.<br />
<br />
    * واکسن خوراکی: این واکسن چند سال بعد از واکسن خوراکی تهیه شد و حاوی ویروس زنده ضعیف شده بود. این واکسن را بنام OPV که خلاصه شده oral polio vaccine نیز می نامند.<br />
واکسن خوراکی پولیو به دلایلی که در زیر ذکر می‌شود بر واکسن تزریقی ترجیح داده شد<br />
    * ایجاد ایمنی گوارشی بهتر (better intestinal immunity)<br />
    * واکسیناسیون غیر فعال افراد از طریق انتقال ویروس ضیف شده بین افراد<br />
    * سادگی مصرف<br />
    * هزینه کمتر تهیه<br />
<br />
البته یکی از عوارض واکسن خوراکی، ایجاد فلج ناشی از ویروس ضعیف شده پولیو واکسن (vaccine-associated paralytic poliomyelitis) می‌باشد. از سال ۱۹۶۱ تا سال ۱۹۸۹ به طور متوسط سالانه ۹ نفر درآمریکا دچار عارضه فلج ناشی از ویروس ضعیف شده واکسن می‌شدند. به همین دلیل در سال ۱۹۹۹ تغییری در سیاست واکسیناسیون فلج اطفال در آمریکا به وجود آمد و واکسن تزریقی جایگزین واکسن خوراکی گردید بدبن ترتیب از ۸-۱۰ مورد فلج ناشی از ویروس ضعیف شده پولیو واکسن جلوگیری بعمل آمد<br />
<br />
* نشانه هاي فلج اطفال<br />
<br />
 سابق بر اين تصور مي شد که اين بيماري مخصوص کودکان است ولي اين تصور اشتباه بود زيرا تمام کساني که با ويروس روبرو می شوند به بيماري مبتلا ميگردند و عده اي از مبتلايان به اين بيماري ، فلج و زمين گير مي شوند . دوره نهفتگي متوسط فلج کودکان ۱۰ روز است .<br />
گاهي ويروس اين بيماري مدتها در گلو و روده ي اشخاص سالم بدون ايجاد مزاحمت زندگي مي کند ولي به محض مساعد شدن زمينه مزاجي شخص از قبيل پرکاري ، واکسيناسيون ، کشيدن دندان ، درآوردن لوزه ها و بيماريهاي ديگر عامل بيماري شروع به رشد و فعاليت کرده وارد دستگاه عصبي مي شود و باعث فلج مي گردد .<br />
يکدسته نشانه هاي مقدماتي براي اين ناخوشي وجود دارد مانند تب ، سردرد ، تهوع ، گلودرد که چند ساعت يا چند روز طول کشيده و سپس بکلي برطرف مي گردد و بيمار بهبود کامل پيدا مي کند . در برخي از افراد ناخوشي با همين علائم مقدماتي خاتمه مي يابد و فلجي بوجود نمي آيد ( شکل ساقط شونده ) ولي در بعضي از افراد ۵ تا ۸ روز بعد از علائم مقدماتي بيماري ، دوباره تب ميکنند و علائم مننژيت کاذب پيدا مي کنند مانند سفتي گردن ، سردرد شديد ، استفراغ  ، درد عضلات و گاه علائم عصبي پيدا مي شود . اين علائم نيز در عرض ۳ تا ۸ روز بهبود کامل پيدا مي کند ( نوع غيرفلجي ) گاهي هم به دنبال نشانه هاي ياد شده فلج هاي شل در گروهي از عضلات بدن عارض مي شود ، وسعت و محل اين فلجها با وسعت آسيب هاي مغزي و نخاعي مربوط مي باشد يعني هر چه ضايعات مراکز مغزي بيماري زيادتر باشد فلجهاي حاصله وسيع تر خواهد بود .<br />
در تمام موارد شدت و وسعت فلجها زياد است و بتدريج در عرض چندين هفته يا چندين ماه و  ۳ سال تخفيف پيدا مي کند يعني به آرامي تعدادي از عضلات فلج شده کار خود را باز مي يابند ولي عده اي از عضلات براي هميشه فلج باقي مي ماند . بطور کلي اگر تا ۳ سال فلج خوب نشود حتماً براي تمام عمر بيادگار خواهد ماند .<br />
<br />
* پيشگيري<br />
<br />
با وجود کوششهاي فراواني که انجام شده امروزه بخوبي معلوم شده است که جدا نمودن افراد و تعطيل کردن مدارس يا اردوگاه ها يا بتأخير انداختن سال تحصيلي هيچ کدام نتوانسته اند در مشي همه گيري تغييري دهند . ميتوان در مواقع همه گيري از چند توصيه زير که بر اساس اطلاعات موجود پايه گذاري شده است استفاده نمود :<br />
<br />
۱ - از معاشرت با خانواده ها و اجتماعاتي که بيماري در آنها شايع است بايد خودداري کرد .<br />
<br />
۲- خودداري از خستگي مفرط و لرز ( آب تني در استخرهاي سرد ) و سوختگي از نور خورشيد .<br />
<br />
۳- احتراز از خوردن ميوه جات و سبزيجات خام که خوب ضدعفونی نشده اند .<br />
<br />
۴- جلوگيري از لوزه برداري و ساير اعمال جراحي در حلق و دهان .<br />
<br />
۵- خودداري از تزريقات بي مورد و بتأخير انداختن واکسنهاي  ديفتري ، سياه سرفه و کزاز <br />
<br />
عده اي عقيده دارند که روش هاي زير در پيشگيري از انتشار بيماري تا حدي مؤثر است :<br />
<br />
بيماران را دست کم بايد بمدت ۲ تا ۳ هفته جدا کرد . ضدعفونی کردن  بيني و حلق با محلولهای شستشوی ضدعفونی کننده تا حدي مفيد هستند .<br />
<br />
 براي ضدعفونی کردن ملحفه ها ، دستمال و پوشاک ميتوان از سولفات مس ، آب آهک و آب ژاول استفاده کرد .<br />
<br />
بايد مدت ۳ تا ۴ هفته از رفتن بيمار به مدرسه ممانعت کرد . براي افراد سالم رعايت بهداشت ،‌شستشوي دست ها قبل از صرف غذا جدا نمودن وسايل بيماران از وسائل افراد سالم ،‌ خودداري از انداختن اخلاط در خارج از منزل و مصرف آبهاي تصفيه شده سودمند است .<br />
<br />
بهترين و مؤثرترين وسيله براي مبارزه با اين بيماري پيشگيري از آن توسط واکسیناسیون است.<br />
<br />
شرایط دریافت و ارسال نمونه مدفوع :<br />
<br />
1- باید دو نمونه مدفوع به فاصله 24 ساعت از هم گرفته شود (بهتر است که نمونه گیری حداکثر تا روز 14 از شروع فلج انجام شود )<br />
<br />
2- نمونه های مدفوع باید به اندازه تقریبا" 10 گرم (به اندازه ناخن یک شست ) و در ظرف استریل شیشه ای و یا پلاستیکی جمع آوری شود<br />
<br />
3- اگر بیمار قادر به دفع مدفوع نیست ، رکتا ل سواپ تهیه شود<br />
<br />
4- نمونه های مدفوع جمع آوری شده باید در یخچال نگهداری و در درجه حرارت 8-4 درجه سانتیگراد حمل شوند و یا در درجه حرارت 20- درجه سانتیگراد ذخیره گردند. بنابر این برای حمل نمونه ها باید کلد باکس و آیس بک در دسترس باشد<br />
<br />
5- نمونه های تهیه شده باید حداکثر طی 72 ساعت به آزمایشگاه واصل گردد .<br />
6- در صورتیکه بیمار HOT CASE باشد از اطرافیان بیمار نیز 5 نمونه تهیه و ارسال میگردد .<br />
<br />
فلج اطفال از زمان های بسیار قدیم انسان ها را مبتلا کرده است، و موجب تحلیل عضلانی، فلج و حتا مرگ گردیده. در سال های دهه ی ۱۹۴۰ ، دانشمندان در یافتند که این ویروس در سه گونه بافت می تواند رشد کند.<br />
<br />
شارلین پورتر<br />
<br />
در تاریخ پزشکی، فقط یک بیماری با تلاش های انسان ریشه کن گردیده است. و آن بیماری مهلک آبله است، که به عنوان بلای جان انسان ها، در سال ۱۹۸۰ ، ریشه کن شد. این دستاورد را یک واکسن به ارمغان آورد.<br />
از سال ۱۹۸۸، عملیات گسترده ای آغاز شده تا جهان را از یک بیماری مهلک دیگر برهاند، و باز این بار هم یک واکسن است که انسان ها را از شر ویروسی که تا این حد موجب بدبختی ان ها شده، خلاص خواهد کرد. شارلین پورتر مدیر مسئول نشریه ی مسائل جهانی است<br />
ابتکار عمل ریشه کن سازی جهانی فلج اطفال (GPEI) شبکه ی وسیعی از کارشناسان، منابع، و داوطلبان را گرد آورده، تا عملیاتی جهانی را برای مقابله با ویروس کشنده ای که می تواند در عرض فقط چند ساعت کودک یا نوجوانی را فلج کرده، و به مرگ یا معلولیت دائم او منجر شود، شروع کند. این گسترده ترین ابتکار عمل بهداشتی است که تا به حال در جهان به مورد اجرا گذاشته شده.<br />
این عملیات ۱۸ ساله به طور منظم با موفقیت روبرو بوده است. فلج اطفال، در اواخر دهه ی ۱۹۸۰ در ۱۲۵ کشور شیوع یافت؛ در حال حاضر، این ویروس فقط در چهار کشور جهان بومی شده است-در طبیعت یافت می شود.بیست سال پیش، حدود ۳۵۰,۰۰۰ تن هر ساله مبتلا به فلج اطفال می شدند. در سال ۲۰۰۶، فقط ۱۹۸۵ مورد فلج اطفال گزارش شد. در این سال، نسبت به دهه ی ۱۹۸۰، پیشرفت های زیادی حاصل شده است، اما هدف اصلی، یعنی ریشه کن سازی آن را نیز نباید فراموش کرد. موارد ابتلا به این بیماری در سال ۲۰۰۶ ،بیشتر از تعداد آن در اولین سال های دهه که موارد ابتلا ۸۸۰ مورد گزارش شده بود، می باشد.<br />
ده ها هزار مددکار بهداشتی، داوطلبان، روستا نشینان و والدین باید دست به دست هم داده و با کفایت تمام اطمینان حاصل کنند که هر کودک تعداد وعده های لازم این واکسن را برای پیشگیری دریافت کند. منظور از هر کودک ، تک تک کودکانی هستند که فردا متولد می شوند، یا ماه دیگر یا سال دیگر ونیز سال های بعد از آن.<br />
تأمین سلامتی کودکان، هدفی است که باید مانند برنامه ریزی های سیاسی یا نظامی، با دقت هر چه تمام برنامه ریزی شود.<br />
روز ایمن سازی ملی ، روزهایی هستند که در کشورهایی که فلج اطفال هنوز ریشه کن نشده، برنامه ی واکسیناسیون برگزار می شود. متخصصان بهداشت عمومی و هزاران تن از داوطلبان، خروار ها واکسن و دیگر تجهیزات را به دور افتاده ترین مناطق منتقل می کنند، تا اطمینان حاصل کنند که تمام کودکان زیر پنج سال چند قطره از واکسنی که آن ها را از این بیماری خلاص می کند، دریافت کرده باشند. در سال ۲۰۰۵، طی عملیاتی که فقط چند روز به طول انجامید، ۴۰۰ میلیون کودک، در ۴۹ کشور واکسینه شدند.<br />
دیپاک کاپور ، رییس کمیته ی ملی فلج اطفال متعلق به روتاری بین المللی در هند، گفت، “این مسئولیتی خیلی خیلی خیلی عظیم است.” روتاری سازمانی غیر انتفاعی و بین المللی است که اولین بار ریشه کن سازی جهانی فلج اطفال را مطرح نمود. این سازمان، از سال ۱۹۸۵ در حال همکاری با سازمان های جهانی بهداشت می باشد و با تعهد ۱٫۲ میلیون از اعضای خود در سراسر جهان، در این عملیات پیشقدم گشته است.<br />
دکتر کانوالجیت سینگ ، یکی از مقامات پزشکی شرکت کننده در پروژه ی ملی مقابله با فلج اطفال در هند، که ده سال است با برنامه ی روز ملی ایمن سازی هم همکاری دارد گفت، ” غالب واکسن زن ها امیدوار و مصمم هستند. حال و هوای جایگاه های مخصوص توزیع واکسن آکنده از شادی و خوشحالی است، در این جا ها از پرچم ها و پارچه نوشته های رنگی استفاده می کنند و کودکان بازی می کنند و همشیرگان کوچکتر خود را برای واکسیناسیون می آورند.”<br />
 اگر کودکان به جایگاه ها و مراکز مخصوص واکسیناسون مراجعه نکنند، تیم های واکسیناسیون، خانه به خانه می روند تا اطمینان حاصل کنند به همه ی کودکان دسترسی داشته اند. کاپور می گوید، “این تجربه ای هیجان انگیز است و گاهی نیز ناخوشایند. گاهی از ما استقبال خوبی می کنند و از راه طولانی که آمده ایم قدر دانی می شود.” اما کاپور با والدینی نیز مواجه شده که از واکسینه کردن کودکانشان رضایت ندارند، و از این گونه تیم ها استقبالی نمی کنند. برخی والدین کودکان خود را از دست واکسیناسیون پنهان می کند و می ترسند بلایی به سر بچه بیاید.<br />
این ترس های بی اساس در خیلی از مناطق دیده می شود، اما و قتی موقعیتی مشابه در سال ۲۰۰۳ در نیجریه پیش آمد، این عملیات متوقف ماند.<br />
بوسویی اونابولو ، معاون سازمان ملی فلج اطفال ، وابسته به روتاری بین المللی نیجریه می گوید، ” در بعضی روستا ها، رهبران و ریش سفیدان می گفتد که واکسیناسیون برای کودکانتان ضرر دارد.”<br />
این ویروس به سرعت در میان جمعیتی که از استفاده از آن سر باز زده بود شیوع پیدا کرد. در سال ۲۰۰۴، تعداد موارد فلج اطفال در نیجریه به دو برابر رسید، و در ۲۱ کشور دیگر که قبلا ً این ویروس را ریشه کن کرده بودند، گزارش دادند که بیماری از نو شیوع یافته است، و این مربوط به بی توجهی به آن در نیجریه می شد.<br />
در پی بحث ها و مذاکرات مفصل، واهمه ها از زدن واکسن رو به کاهش رفت، و در ماه اوت سال ۲۰۰۴ عملیات واکسیناسیون گسترده ای آغاز شد که تا به امروز، به صورت دوره ای تکرار می گردد. اما مبارزه ی نیجریه با فلج اطفال به سال ۲۰۰۶ پایان پذیرفت، در آن سال، تعداد موارد این بیماری ۱۰۰۰ مورد و تقریبا ً ۴۰ برابر از سال ۲۰۰۰ بیشتر بود.<br />
اونابولو گفت، “ما کم کم به جلو می رویم و فکر می کنیم که ریشه کن سازی فلج اطفال به زودی در این کشور تحقق خواهد یافت. ما استطاعت حرام کردن و دور ریختن این همه زحمت و فعالیت را نداریم، داریم؟”<br />
<br />
سندرم پس از فلج اطفال Post polio syndrome<br />
<br />
 برخي از بيماران مبتلا به فلج اطفال پس از چندين سال دچار حالتي مي شوند كه به سندرم پس از فلج اطفال معروف است وشامل، ضعف، درد و احساس خستگي است. ضعف عضلاني ممكن است در عضلاتي كه قبلا  ظاهرا درگيري نداشته اند نيز ديده شود. اين افراد از خستگي زودرس، درد مفاصل، كاهش استقامت بدني و حتي لاغري عضلاني شكايت دارند. علايم ديگري مثل بي خوابي و عدم تحمل سرما ممكن است ديده شود. تشخيص اين حالت بوسيله گرفتن شرح حال، معاينه باليني و نوار عصب و عضله انجام مي شود.<br />
<br />
<br />
درمان<br />
استفاده از پيريدوستيگمين و كورتون تاثيرمشخصي نداشته است. روشهاي توانبخشي شامل ورزشهاي هوازي در حدي كه عضلات خسته نگردند مؤثر است بهتر است ورزشها در آب گرم انجام شود. تغيير در فعاليتهاي روزانه به نحوي كه در فواصل متناوب فرد استراحت نمايد مي تواند به كاهش علايم كمك كند. در صورت لزوم استفاده از وسايل كمكي و ارتوزها لازم است.<br />
<br />
حتي در برخي موارد شديد بيمار بايد بطور متناوب از ويلچر استفاده نمايد.<br />
<br />
چاقي براي اين بيماران بسيار مضر است.<br />
<br />
بايد توجه داشت كه علايمي مانند دردهاي عضلاني در اثر استفاده بيش از حد از عضلات، آرتروز و سايندگي مفاصل ودرگيري هاي عصبي در بيماراني كه فلج اطفال دارند شايعتر از معمول بوده و گاهي استفاده از ارتوز و بريس را ضروري ميسازد.<br />
در اين بيماران مشكلات  خواب  معمولآ با درد ارتباط دارد و درمان درد مي تواند باعث رفع اين معضل گردد.<br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[هدف از آفرینش نفر قبلیت چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟]]></title>
			<link>http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6771</link>
			<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 08:30:45 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6771</guid>
			<description><![CDATA[هدف از آفرینش نفر قبلیت چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[هدف از آفرینش نفر قبلیت چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سرخک]]></title>
			<link>http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6770</link>
			<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 08:30:01 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6770</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
مقدمه<br />
<br />
سرخک یک بیماری عفونی و مسری در اثر یک ویروس RNA از خانواده پارامیکسوویریده ایجاد می‌شود. توسط ترشحات تنفسی گسترش پیدا می‌کند. که بیشتر در اطفال خردسال دیده می‌شود، شاید بیشتر کودکان قبل از ورود به کودکستان به این ناخوشی مبتلا شده باشند ولی این احتمال وجود دارد که عده‌ای در دوران کودکستان یا دبستان بدان مبتلا می‌آیند سرخک در کودکان خردسال (از شش ماهگی تا دو سالگی) سبک‌تر می‌باشد ولی بعد از آن بصورت شدیدتری بروز می‌کند<br />
<br />
علایم بیماری<br />
<br />
در صورت دیدن سرفه ، توکسیک ، تب کم شدت و دیدن راش بر روی صورت و تنه و اندامها باید به بیماری سرخک مشکوک شد. که این راشها بعدا بصورت لکه‌های قهوه‌ای در‌می‌آید. بیماری سرخک شدیدا مسری است و سرایت آن اغلب بطور مستقیم یعنی از راه تماس صورت گرفته و کمتر اتفاق می‌افتد که بیماری بطور غیرمستقیم یعنی بوسیله اسباب بازی و وسائل بکار رفته بیمار به دیگر کودکان سرایت کند. علت آن این است که میکروب سرخک در خارج از محیط بدن استقامت کمی دارد. دوران نهفتگی مرض 8 تا 19 روز (بطور متوسط 12 روز) است یعنی افراد سالم 8 تا 19 روز بعد از این که به بیماران نزدیک شده و تماس گرفتند علائم بیماری را هویدا می‌سازند. در دوره نهفتگی معمولا علامت مهمی وجود ندارد. ممکن است در اخر دوران نهفتگی مختصر تبی وجود داشته باشد. ویروس در خون بیماران و ترشحات گلو و بینی و چشم آنان وجود دارد.<br />
برخلاف تصور عوام ، سرخک بو ندارد یعنی سرعت انتشار آن در نقاط دور دست شدید نیست. در بیمارستان از یک تخت به تخت دیگر به توسط پرستار و پزشک یا خود بیماران می‌تواند انتقال یابد، انتقال آن از یک اطاق به اطاق دیگر نیز امکان‌پذیر است ولی انتقال از یک عمارت به عمارت دیگر و از همسایه به همسایه دیگر نادر است و بعبارت دیگر اگر مادر از یک طفل سرخکی در همسایگی خود دیدار کند نمی‌تواند ناخوشی را به فرزند خود پس از مراجعت در منزل انتقال بدهد برای اینکه عامل بیماری بزودی در محیط خارج از بین می‌رود. تلفات سرخک بیشتر در اطفال 3 تا 5 سال در گروه فقرا با شرایط تغذیه و زندگی بد است. بیماری بیشتر در فصل سرما دیده می‌شود تمام ملل و نژادها به این ناخوشی مبتلا می‌گردند.<br />
سرخک قبل از پیدایش علائم بطور واضح و کامل ، مسری است ولی در دوران پوسته‌ریزی قابل سرایت نیست. در کلاسها آموزگاران باید دقت کنند اطفالی را که دچار آبریزش بینی و چشم باشند و یا اینکه سرفه و عطسه کنند اگر سابقه ابتلا به سرخک نداشته بطور موقت از آموزشگاه خارج نمایند و سپس در منزل چگونگی بیماری آنها را تحقیق کنند در صورتی که علائم سرخک تظاهر کند تا شانزده روز از ورود آنان به کودکستان یا آموزشگاه ممانعت نمایند.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مراحل بروز بیماری<br />
<br />
دوران پنهانی<br />
<br />
دورانی که ویروس وارد بدن می‌شود و در بدن تکثیر پیدا می‌کند و 10 تا 12 روز طول می‌کشد و کودک نشانه‌ای از بیماری ندارد.<br />
<br />
مرحله یورش مرض (دوران آبریزش)<br />
<br />
در این دوران تب کودک شدید است و به 40 درجه سانتیگراد می‌رسد. در این زمان در دهان کودک در مجاورت دندانهای آسیای پایین ، دانه‌های سفید رنگ مانند دانه‌های نمک برروی زمینه قرمز رنگ ظاهر می‌شود که آنرا دانه‌های کوپلیک می‌نامند. این دانه‌ها معمولا در خلال 12 تا 18 ساعت از بین می‌رود. فاصله بین شروع تب تا پیدایش شدن گلگونه‌ها را دوران یورش می‌نامند این دوره معمولا سه تا چهار روز طول می‌کشد ولی ممکن است کمتر باشد. مهمترین علامت این دوره ناخوشی ریز آب از چشم و بینی و سرفه است که بیشتر موارد با تب 5/38 تا 5/39 همراه می‌باشد. تب اشکال مختلف دارد گاهی طفل خردسال در ضمن این تب تشنج و هذیان دارد. قریب 2 ساعت بعد از شروع تب در گوشه چشم در روی برآمدگی آن گاهی نقاط برجسته سفید رنگ دیده می‌شود، چشم‌ها و پلکها قرمز و برافروخته است و بیمار از نور ناراحت می‌شود (آماس ملتحمه و حتی قرنیه) در این موقع روی لوزه‌ها و حلق و مخاط کام تورم و گاهی طاول‌های کوچک دیده می‌شود. غده‌های گردنی ممکن است کمی بزرگ شود.<br />
در هنگامی که 24 ساعت از شروع مرض گذشت حالت مریض سنگین‌تر شده سرفه ، عطسه و ریزش اشک واضح‌تر می‌گردد ضمنا مبتلا به سرفه خشک و خسته‌کننده است. گاهی سرفه با صدای خروسکی همراه می‌باشد و علائم ریوی را طبیب می‌تواند درک نماید. سرفه مدتها پس از خواب‌شدن مریض نیز ادامه می‌یابد. یک تا دو روز بعد از جمله بیماری دانه‌های برجسته و سفیدرنگی در داخل مخاط گونه مقابل اولین دندان آسیا دیده می‌شود و شبیه به خاک قندی است که در ناحیه پاشیده باشند و چون مخاط دهان قرمز است بخوبی می‌توان آنها را ملاحظه کرد و بیمار با نوک زبان هم می‌تواند آنها را حس کند گاه این دانه‌ها همراه پورپورا در سقف دهان می‌باشد (نشانه کوپلیک).<br />
<br />
مرحله گلگونه‌ها<br />
<br />
قریب 2 روز بعد از ظاهر شدن دانه‌های خاک قندی دانه‌های قرمز رنگی در روی پوست پیدا می‌شود. قبل از پیدا شدن این دانه‌ها معمولا شب هنگام همان روز تب بالا رفته و حالت عمومی مریض بدتر می‌شود. گلگونه‌ها هنگام شب در پشت گوش ظاهر شده سپس در صورت ، پیشانی ، گردن ، شانه ، دست‌ها ، شکم و سرانجام در پاها منتشر می‌شود. گلگونه‌ها معمولا روی تنه زیادتر بوده و در دست و پا کم‌تر است دانه‌های سرخکی کمی برجسته و نرم بوده و قرمز رنگ می‌باشد، با فشار انگشت از بین رفته و مجددا ظاهر می شود، در فاصله بین گلگونه‌ها پوست سالم است در پشت و کفل لکه‌های سرخکی تیره‌تر می‌باشد، دانه‌ها در عرض 5 تا 6 روز از بین می‌روند. ابتدا از صورت پریده و سپس از تنها و در مرحله آخر از پاها محو می‌گردد ولی تا چند روز در روی بدن بیمار لکه‌های قهوه‌ای رنگی بعد از محو شدن گلگونه‌ها مشاهده می‌شود که ممکن است تا مدت زیادی پس از خاتمه بیماری برقرار بماند. بعد از بروز بثورات علائم عمومی تا حدی تخفیف می‌یابد و تب در عرض 3 تا 4 روز پائین می‌آید و علائم نزله بینی و چشم از بین می‌روند.<br />
<br />
دوران پوست ریزی (پیدایش دانه‌های سرخک)<br />
<br />
پنج تا 6 روز پس از برآمدگی گلگونه‌ها پوست‌ریزی شروع می‌شود. پوسته‌هایی که می‌ریزند خیلی ریز بوده (آردی شکل) و ظاهرا پیدا نیستند ولی اگر دقت شود در صورت و تنه می‌توان تا حدی آنها را تشخیص داد از طرفی اگر ملافه سیاهی زیر بیمار پهن کنیم پوست‌ریزی بخوبی آشکار خواهد شد. دانه‌ها ابتدا از قسمت فوقانی و طرفی گردن و پشت گوش شروع می‌شود و سپس به تمام صورت منتشر می‌شود سپس در خلال 24 ساعت به بالای قفسه سینه و به پشت و رانها و روز سوم به ساق پاها انتشار می‌یابد. در این موقع تب کودک قطع می‌گردد. موقعی که دانه‌های سرخک محو می‌شوند رنگ پوست در محل دانه‌ها قهوه‌ای رنگ می‌گردد و بعدا از بین خواهد رفت. گاهی اوقات سرخک شکل خونی (دانه‌های خونریزی) بخود می‌گیرد و سبب مرگ می‌شود.<br />
<br />
عواقب مورد انتظار<br />
بندرت سرخک مادرزاد هم دیده می‌شود که عاقبت وخیمی دارد. در افراد سالمند سرخک با بثورات زیاد و حالت عمومی خوب همراه است. سرخک ممکن است یا بیماریهای دیگر مانند آبله مرغان ، سیاه سرفه ، دیفتری و غیره همراه باشند. سرانجام یادآوری می‌کنیم که سرخک بیماری ضعیف کننده‌ای است و کودک را برای ابتلای به سل و امراض دیگر آماده می‌سازد و گاهی اوقات هم عوارض سختی دربردارد مانند ، ورم حنجره ، آماس گوش ، ورم مغز ، اسهال‌های وبایی شکل ، خونریزی از بینی ، عوارض ششی ، چشمی (کوری) و عفونتهای متعدد ثانوی.<br />
در خلال بیماری سرخک ممکن است غدد لنفاوی زیر فک و گردن بزرگ شود و همچنین اختلال گوارشی به صورت اسهال و استفراغ مخصوصا نزد شیرخواران دیده شود. اگر پس از 3 تا 4 روز که از زمان پیدایش دانه‌ها سرخک گذشت و هنوز کودک تب دارد باید امکان پیدایش یکی از عوارض بیماری سرخک را در نظر داشت.<br />
<br />
سرخک یکی از بیماریهای خطرناک و ناراحت کننده است که نه فقط کودک را در دوران بیماری ناراحت می‌کند و خواب و آرامش او را برای دو سه هفته می‌گیرد، بلکه ممکن است کودک دچار عوارضی مانند انواع ذات الریه که ممکن است منجربه مرگ کودک گردد یا کودک دچار گوش درد چرکی و از همه بدتر مبتلا به عوارض مغزی شود و ضایعات همیشگی برای او به جا گذارد. یکی از عوارض شناخته شده و مهم بیماری سرخک کم شدن فعالیت مغز و هوش و استعداد فکری و ذهنی کودک است، بطوری که ممکن است این ضایعه زمانی که کودک به دبستان و دبیرستان می‌رود، خودنمائی کند و کودک از نظر فراگیری عقب باشد. بنابراین وظیفه پدر و مادر است که به کودک در موقع خود واکسن سرخک تزریق کنند.<br />
<br />
راه سرایت بیماری<br />
<br />
بیماری سرخک یک بیماری ویروسی بسیار مسری است. بدین ترتیب که کودک مبتلا به سرخک در موقع عطسه و سرفه کردن همراه ترشحات دهان و بینی خود تعداد زیادی ویروس به اطراف خود منتشر می‌نماید. این ویروس قادر است حتی تا 34 ساعت در اتاق بیمار به صورت زنده و فعال باقی بماند. اگر به هر کودکی واکسن سرخک تزریق نشده باشد و با بیمار مبتلا به سرخک تماس پیدا کند، ویروس مزبور وارد دستگاه تنفسی او می‌گردد و پس از گذشت 10 تا 12 روز که دوران کمون می‌نامند علایم بیماری ظاهر می‌شود.<br />
<br />
دوران مسری بودن بیماری<br />
<br />
دوران واگیری سرخک از اولین روزی است که علایم سرخک (تب ، آبریزش بینی و سرفه ) شروع می‌شود تا پنجمین روز پیدایش دانه‌های سرخک. در این مدت کودک باید به مدرسه نرود و کاملا از کودکان دیگر جدا باشد.<br />
<br />
پیشگیری و درمان<br />
<br />
بیماران سرخکی باید از شروع بیماری تا شانزده روز از دیگران مجزا بوده در این مدت مانع به مدرسه رفتن آنها شد. بستری کردن بیماران سرخکی در بیمارستان دور از احتیاط است. سرخک را ممکن است با تزریق 25/0 میلی‌لیتر بر حسب هر کیلوگرم وزن بدن گاماگلوبین تا 5 روز بعد از قرار گرفتن در معرض آلودگی متوقف ساخت با مصرف واکسن بدست آمده از ویروس زنده یا ضعیف شده سرخک بدون آلوده کردن محیط می‌توان ایمنی فعال ایجاد کرد. گرچه کودک مبتلا به سرخک را باید در دوران مسری بودن آن از دیگران کاملا جدا کرد. ولی کودک مبتلا به بیماری سرخک مخصوصا در مرحله کاتارال (آبریزش از بینی ، عطسه و سرفه) که هنوز بیماری مشخص نشده است، نیز واگیردار می‌باشد. بنابراین بهترین اقدام تزریق واکسن سرخک است که باید به همه کودکان تزریق گردد.<br />
<br />
واکسن سویه‌های ضعیف شده (Attenovax ,Schwarz) که از پاساژ سویه B ادمونیتون اولیه در کشت سلولی جوجه تهیه شده اخیرات توصیه شده است آنتی واکسن با چند واکنش موضعی یا عمومی همراه است. واکسیناسیون حداقل 20 سال مصونیت می‌دهد ولی دوره کامل ایمنی معلوم نمی‌باشد. واکسن زنده سرخک را نباید به زنان باردار ، مسئولیت درمان نشده بیماران مبتلا به لوسمی یا لنفوما و یا افرادی که داروهای متوقف کننده واکنش ایمنی دریافت می‌دارند تجویز کرد. مهیا ساختن مایعات ، تجویز داروهای ضد تب در صورت بستری شدن در بیمارستان ، ایمنی‌سازی بیمار الزامی است. جز در موارد خاص واکسن سرخک را می‌باید در 15 ماه اول زندگی کودک تزریق کرد معهذا در صورت اپیدمی مرض می‌توان واکسن را در سن کمتر از 15 ماه تزریق کرد ولی لازم است تزریق دوم در سن 24-15 ماهگی انجام گیرد. هنگامی که واکسن به تنهایی یا همزمان همراه با واکسن سرخجه و اوریون تزریق شود اثر یکسان خواهد داشت. در میان افراد واکسینه نشده که غالبا از طبقه پائین اجتماعی ، اقتصادی می‌باشند سرخک شایع می‌باشد. بیماری بندرت در افراد واکسینه شده گزارش شده است. علت شکست واکسیناسیون را به تزریق زودتر بچه‌ها یعنی هنگامی که هنوز آنها دارای آنتی‌کور خنثی کننده مادری هستند و یا واکسن کهنه و نامطلوب نسبت می‌دهند.<br />
چون این بیماری ویروسی است دارویی که دوران بیماری را کوتاه یا درمان کند وجود ندارد. بنابراین دوران بیماری سرخک باید طی شود و کودک بهبود یابد. پدر و مادر باید تب کودک را هر 6 ساعت اندازه گیری نمایند و داروهای پایین آورنده تب را در زمانی که تب کودک بالا است به او بدهند اما سرخک پس از خوب شدن، ایمنی دائمی می‌دهد یعنی دیگر ابتلای مجدد به این بیماری امکان ندارد. ایجاد بخار آب در اتاق کودک برای کاهش یافتن سرفه‌های خشک کودک موثر می‌باشد. چون در زمانی که کودک دچار قرمزی و ورم چشم است نور زیاد او را ناراحت می‌کند، بنابراین بهتر است اتاق او را تاریک نمایید و او را به خوردن مایعات تشویق کنید، ولی اگر کودک غذای ساده دیگری خواست به او بدهید. دادن آنتی‌بیوتیک در بیماری سرخک اثری ندارد و نباید داده شود. درمان با ویتامین A خوراکی به مقدار 100 هزار واحد در سنین 6 ماهگی تا یک سالگی و 200 هزار واحد برای کودکان بزرگتر از یک سال ، عوارض بیماری را کم خواهد کرد. اگر کودک دچار عوارضی گردید باید در بیمارستان بستری و درمان شود.<br />
<br />
پرسشها و پاسخها<br />
<br />
آیا کودک قبل از 6 تا 7 ماهگی مبتلا به سرخک می‌شود؟<br />
شیر خواران در خلال 4 تا 6 ماه اول عمر خود در مقابل بیماری سرخک مصون هستند و به این بیماری مبتلا نمی‌شوند، زیرا ماده ضد بیماری سرخک که در خون مادر وجود دارد، از راه جفت از مادر به جنین می‌رسد و خون نوزاد در موقع تولد دارای این ماه می‌باشد. این حالت در صورتی است که مادر در دوران کودکی خود مبتلا به سرخک شده باشد. این ماده مصونیت‌زا که از مادر به کودک می‌رسد به تدریج کاهش می‌یابد و در سن یک سالگی کاملا از بین می‌رود. زمانی که این ماده مصونیت‌زا از بین رفت، باید واکسن سرخک به کودک تزریق گردد.<br />
اگر کودک سالم با کودک مبتلا به سرخک ، تماس پیدا کرد چه باید بکند؟<br />
اگر کودک سالمی که قبلا واکسن سرخک به او تزریق شده است با کودک مبتلا به بیماری سرخک تماس پیدا کند، هیچ اقدامی ضرورت ندارد، ولی اگر واکسن سرخک به او تزریق نشده باشد، اگر در خلال 1 تا 2 روز اول تماس باشد، با توصیه پزشک می‌توان به کودک واکسن سرخک تزریق کرد. اگر در خلال 5 روز اولی است که تماس پیدا کرده است باید گاماگلوبین به عنوان پیشگیری به او تزریق گردد، در نتیجه کودک مبتلا نخواهد شد، ولی اگر بیش از 5 روز از تماس گذشته باشد، مقدار گاماگلوبین زیادتری باید تزریق گردد.<br />
<br />
مرحله یورش مرض<br />
<br />
فاصله بین شروع تب تا پیدایش شدن گلگونه‌ها را دوران یورش می‌نامند این دوره معمولا سه تا چهار روز طول می‌کشد ولی ممکن است کمتر باشد. مهمترین علامت این دوره ناخوشی ریز آب از چشم و بینی و سرفه است که بیشتر موارد با تب 5/38 تا 5/39 همراه می‌باشد. تب اشکال مختلف دارد گاهی طفل خردسال در ضمن این تب تشنج و هذیان دارد. قریب 2 ساعت بعد از شروع تب در گوشه چشم در روی برآمدگی آن گاهی نقاط برجسته سفید رنگ دیده می‌شود، چشم‌ها و پلکها قرمز و برافروخته است و بیمار از نور ناراحت می‌شود (آماس ملتحمه و حتی قرنیه) در این موقع روی لوزه‌ها و حلق و مخاط کام تورم و گاهی طاول‌های کوچک دیده می‌شود. غده‌های گردنی ممکن است کمی بزرگ شود.<br />
در هنگامی که 24 ساعت از شروع مرض گذشت حالت مریض سنگین‌تر شده سرفه ، عطسه و ریزش اشک واضح‌تر می‌گردد ضمنا مبتلا به سرفه خشک و خسته‌کننده است. گاهی سرفه با صدای خروسکی همراه می‌باشد و علائم ریوی را طبیب می‌تواند درک نماید. سرفه مدتها پس از خواب‌شدن مریض نیز ادامه می‌یابد. یک تا دو روز بعد از جمله بیماری دانه‌های برجسته و سفیدرنگی در داخل مخاط گونه مقابل اولین دندان آسیا دیده می‌شود و شبیه به خاک قندی است که در ناحیه پاشیده باشند و چون مخاط دهان قرمز است بخوبی می‌توان آنها را ملاحظه کرد و بیمار با نوک زبان هم می‌تواند آنها را حس کند گاه این دانه‌ها همراه پورپورا در سقف دهان می‌باشد (نشانه کوپلیک).<br />
<br />
مرحله گلگونه‌ها<br />
<br />
قریب 2 روز بعد از ظاهر شدن دانه‌های خاک قندی دانه‌های قرمز رنگی در روی پوست پیدا می‌شود. قبل از پیدا شدن این دانه‌ها معمولا شب هنگام همان روز تب بالا رفته و حالت عمومی مریض بدتر می‌شود. گلگونه‌ها هنگام شب در پشت گوش ظاهر شده سپس در صورت ، پیشانی ، گردن ، شانه ، دست‌ها ، شکم و سرانجام در پاها منتشر می‌شود. گلگونه‌ها معمولا روی تنه زیادتر بوده و در دست و پا کم‌تر است دانه‌های سرخکی کمی برجسته و نرم بوده و قرمز رنگ می‌باشد، با فشار انگشت از بین رفته و مجددا ظاهر می شود، در فاصله بین گلگونه‌ها پوست سالم است در پشت و کفل لکه‌های سرخکی تیره‌تر می‌باشد، دانه‌ها در عرض 5 تا 6 روز از بین می‌روند. ابتدا از صورت پریده و سپس از تنها و در مرحله آخر از پاها محو می‌گردد ولی تا چند روز در روی بدن بیمار لکه‌های قهوه‌ای رنگی بعد از محو شدن گلگونه‌ها مشاهده می‌شود که ممکن است تا مدت زیادی پس از خاتمه بیماری برقرار بماند. بعد از بروز بثورات علائم عمومی تا حدی تخفیف می‌یابد و تب در عرض 3 تا 4 روز پائین می‌آید و علائم نزله بینی و چشم از بین می‌روند.<br />
<br />
دوران پوست ریزی<br />
<br />
پنج تا 6 روز پس از برآمدگی گلگونه‌ها پوست‌ریزی شروع می‌شود. پوسته‌هائی که می‌ریزند خیلی ریز بوده (آردی شکل) و ظاهرا پیدا نیستند ولی اگر دقت شود در صورت و تنه می‌توان تا حدی آنها را تشخیص داد از طرفی اگر ملافه سیاهی زیر بیمار پهن کنیم پوست‌ریزی بخوبی آشکار خواهد شد. بیماری سرخک پس از خوب شدن ایمنی دائمی می‌دهد یعنی دیگر ابتلای مجدد به این بیماری امکان ندارد. بندرت سرخک مادرزاد هم دیده می‌شود که عاقبت وخیمی دارد. در افراد سالمند سرخک با بثورات زیاد و حالت عمومی خوب همراه است. گاهی اوقات سرخک شکل خونی (دانه‌های خونریزی) بخود می‌گیرد و سبب مرگ می‌شود. سرخک ممکن است یا بیماریهای دیگر مانند آبله مرغان ، سیاه سرفه ، دیفتری و غیره همراه باشند. سرانجام یادآوری می‌کنیم که سرخک بیماری ضعیف کننده‌ای است و کودک را برای ابتلای به سل و امراض دیگر آماده می‌سازد و گاهی اوقات هم عوارض سختی دربردارد مانند ، ورم حنجره ، آماس گوش ، ورم مغز ، اسهال‌های وبائی شکل ، خونریزی از بینی ، عوارض ششی ، چشمی (کوری) و عفونتهای متعدد ثانوی.<br />
<br />
راه سرایت<br />
<br />
بیماری سرخک یک بیماری ویروسی بسیار مسری است. بدین ترتیب که کودک مبتلا به سرخک در موقع عطسه و سرفه کردن همراه ترشحات دهان و بینی خود تعداد زیادی ویروس به اطراف خود منتشر می‌نماید. این ویروس قادر است حتی تا ۳۴ ساعت در اتاق بیمار به صورت زنده و فعال باقی بماند. اگر به هر کودکی واکسن سرخک تزریق نشده باشد و با بیمار مبتلا به سرخک تماس پیدا کند، ویروس مزبور وارد دستگاه تنفسی او می‌گردد و پس از گذشت ۱۰ تا ۱۲ روز که دوران کمون می‌نامند علایم بیماری ظاهر می‌شود.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
عوارض<br />
<br />
سرخک یکی از بیماریهای خطرناک و ناراحت کننده‌است که نه فقط کودک را در دوران بیماری ناراحت می‌کند و خواب و آرامش او را برای دو سه هفته می‌گیرد، بلکه ممکن است کودک دچار عوارضی مانند انواع ذات الریه که ممکن است منجر به مرگ کودک گردد یا کودک دچار گوش درد چرکی و از همه بدتر مبتلا به عوارض مغزی شود و ضایعات همیشگی برای او به جا گذرد. یکی از عوارض شناخته شده و مهم بیماری سرخک کم شدن فعالیت مغز و هوش و استعداد فکری و ذهنی کودک است، بطوری که ممکن است این ضایعه زمانی که کودک به دبستان و دبیرستان می‌رود، خودنمائی کند و کودک از نظر فراگیری عقب باشد. بنابراین وظیفه پدر و مادر است که به کودک در موقع خود واکسن سرخک تزریق کنند.<br />
<br />
درمان<br />
<br />
چون این بیماری ویروسی است دارویی که دوران بیماری را کوتاه یا درمان کند وجود ندارد.<br />
بنابراین دوران بیماری سرخک باید طی شود و کودک بهبود یابد. پدر و مادر باید تب کودک را هر ۶ ساعت اندازه گیری نمایند و داروهای پایین آورنده تب را در زمانی که تب کودک بالا است به او بدهند. ایجاد بخار آب در اتاق کودک برای کاهش یافتن سرفه‌های خشک کودک موثر است. چون در زمانی که کودک دچار قرمزی و ورم چشم است نور زیاد او را ناراحت می‌کند، بنابراین بهتر است اتاق او را تاریک نمایید و او را به خوردن مایعات تشویق کنید، ولی اگر کودک غذای ساده دیگری خواست به او بدهید.<br />
دادن آنتی بیوتیک در بیماری سرخک اثری ندارد و نباید داده شود. درمان با ویتامین A خوراکی به مقدار ۱۰۰ هزار واحد در سنین ۶ ماهگی تا یک سالگی و ۲۰۰ هزار واحد برای کودکان بزرگ‌تر از یک سال، عوارض بیماری را کم خواهد کرد. اگر کودک دچار عوارضی گردید باید در بیمارستان بستری و درمان شود.<br />
<br />
آیا کودک قبل از ۶ تا ۷ ماهگی مبتلا به سرخک می‌شود؟<br />
<br />
شیر خواران در خلال ۴ تا ۶ ماه اول عمر خود در مقابل بیماری سرخک مصون هستند و به این بیماری مبتلا نمی‌شوند، زیرا ماده ضد بیماری سرخک که در خون مادر وجود دارد، از راه جفت از مادر به جنین می‌رسد و خون نوزاد در موقع تولد دارای این ماه است. این حالت در صورتی است که مادر در دوران کودکی خود مبتلا به سرخک شده باشد. این ماده مصونیت زا که از مادر به کودک می‌رسد به تدریج کاهش می‌یابد و در سن یک سالگی کاملاً از بین می‌رود. زمانی که این ماده مصونیت زا از بین رفت، باید واکسن سرخک به کودک تزریق گردد.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
موارد منع مصرف واكسن سرخك و سرخجه MR<br />
<br />
الف - زنان باردارو تا سه ماه پس از واكسيناسيون نيز نبايد باردار شوند اما تماس با افراد حامله در افرادي كه واكسينه شده اند منعي ندارد - درصورت باردار نبودن يا عدم اطلاع از وضعيت حاملگي خود بايد واكسن تزريق شود و نيازي به انجام تست حاملگي ندارد<br />
<br />
ب - مبتلايان به بيماري حاد تب دار با تب متوسط و شديد بالاتر از 38 درجه سانتيگراد كه در اين افراد لازم است پس از بهبودي واكسن تزريق شود<br />
<br />
ج - افراد مبتلا به انواع مختلف سرطانها يا دچار نقص سيستم ايمني<br />
<br />
د - موارديكه توسط پزشك منع تزريق واكسن توصيه شده است<br />
<br />
ه - كسانيكه يك ماه قبل واكسن ويروسي ديگري دريافت كرده اند<br />
<br />
و - مشمولين خدمت سربازي  يا حجاجي كه واكسن مننژيت دريافت كرده اند بايد يك ماه از تلقيح واكسن آنها گذشته باشد و در صورت عدم تزريق يا بايد همة واكسنها را باهم تزريق نمايند و يا واكسن مننژيت را يك ماه پس از اين واكسيناسيون انجام دهند<br />
<br />
عفونت‌هاي موضعي محل واكسيناسيون امكان شكست طرح كشوري سرخك و سرخجه را افزايش مي‌دهد<br />
<br />
.دكتر باوريان كه در سمينار پزشكان بيمارستان اسلامشهر در مورد نقش پزشكان در موفقيت طرح حذف سرخك و سندرم سرخجه مادرزادي و تقويت نظام مراقبت سخن مي‌گفت، اظهارداشت: خطر احتمالي در هنگام واكسيناسيون برابر با يك در ‌١ ميليون نفر است.وي با بيان اين كه در زمان اجراي طرح براي انتقال بيماران احتمالي به بيمارستان به اورژانس هماهنگيهاي لازم به عمل مي‌آيد، گفت: در حوزه جنوب تهران، ‌١ ميليون و ‌٣٠٠ هزار نفر بايد واكسينه شوند.دكتر باوريان در مورد استعمال سرنگهاي جديد در اين طرح گفت: اين سرنگها يكبار مصرف هستند و پس به علت ساخت خاص آن بايد دور انداخته شود و هواگيري نيز در اين نوع سرنگ وجود ندارد.در ادامه سمينار دكتر قمرتاج خطايي عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران، به ارايه گزارشي علمي بيماري سرخك، اپيدميولوژي آن در جهان و ايران پرداخت، افزود: آمريكا به عنوان اولين كشور در ريشه‌كني بيماري سرخك و سرخجه است كه بعد از سال ‌٢٠٠٠ ميلادي ديگر هيچ نوع شايع نشده است.وي با تاكيد بر اين كه ايران با خطر بالاي انتشار بيماري سرخك و سرخجه روبرو است، گفت: در سال ‌١٣٧٣ ، ‌٥٠٦ مورد گزارش شده بود كه با واكسينه كودكان زير ‌٢ سال اين ميزان كاهش و اكنون بين سنين ‌٢٥ـ‌١٥ شايع شده است.در ادامه دكتر عمادي عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران با ارايه تاريخچه از شروع بيماري سرخك و سرخجه افزود: اين بيماري از قرن ‌١٨ در آلمان شناسايي شد كه سرخجه برعكس سرخك در محيط سريع از بين مي‌رود و از طريق قطرات تنفسي قابل انتقال است.وي با بيان اينكه فصل اين بيماريها در اوايل بهار و اواخر زمستان است، گفت: ويروس تمام ارگانهاي بدن از جمله جفت را درگير مي‌كند و ‌٨٥ درصد زنان باردار سه ماه اول، كودكان با نابهنجاري مادرزادي و يكسري علايم از قبيل نارسايي و مشكلات در چشم، گوش، قلب، عقب افتادگي ذهني شديد و خفيف خواهد داشت.عمادي با بيان اينكه در سال ‌٦٥ـ‌١٩٦٤ ،‌٥/١٢ ميليون نفر در آمريكا به سرخجه مبتلا و ‌١١ هزار نفر از آنها فوت كردند، افزود: آمريكا در سال ‌٢٠٠٠ ميلادي، اروپا تا سال ‌٢٠٠٦ و كشورهاي مديترانه تا سال ‌٢٠١٠ بايد سرخك و سرخجه را با واكسيناسيون ريشه‌كن كنند.وي در مورد افرادي كه نبايد واكسن سرخك و سرخجه تزريق شود، گفت: افراد با نقص شديد ايمني يا سرطان، زنان باردار و افرادي كه سابقه حساسيت شديد به واكسن دارند نبايد در اين طرح شركت كنند.عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران، در مورد عوارض پس از تزريق واكسن افزود: عوارض ‌١٥ ـ ‌٥ درصد تب و ‌٢٥ درصد درگيري و گرفتگي مفاصل ايجاد مي‌شود كه اين درگيري در افراد مسن‌تر بيشتر از افراد كم‌سن است.وي در مورد ضرورت تزريق اين واكسن گفت: سالانه بيش از ‌٢٨ ميليون نفر در دنيا در اثر اين بيماري فوت مي‌كنند و اين بيماري به عنوان پنجمين عامل كشنده كودكان محسوب مي‌شود<br />
<br />
افرادي كه قبلا به سرخك و سرخجه مبتلا شده‌اند بايد در طرح كشوري واكسيناسيون شركت كنند<br />
<br />
براي انجام طرح واكسيناسيون عليه سرخك و سرخجه ‌١٩٠٠ تيم، ‌٤٧٥ ناظر و ‌٥٠ سرناظر همراه با ‌١٠٠٠ دستگاه اتومبيل در اصفهان فعاليت خواهند كرد.دكتر رضايي رييس دانشگاه علوم پزشكي اصفهان در يك نشست خبري اعلام كرد: براي قطع زنجيره انتقال سرخك و سرخجه علاوه بر واكسيناسيون كودكان همه بالغين مذكر و مؤنث نيز تا سن ‌٢٥ سالگي بايد واكسينه شوند.وي افزود: در اين برنامه تمام افراد بين ‌٥ تا ‌٢٥ سال يعني متولدين ‌١٤/٩/٥٦ تا ‌١٤/٩/٧٦ بايد در مدت سه هفته از ‌١٥ آذر واكسينه شوند.دكتر رضايي جمعيت هدف را در استان اصفهان ‌١ ميليون و ‌٩٥٥ هزار و ‌٨١٦ نفر اعلام كرد كه تعداد ‌٥٠ هزار نفر سرباز و دانشجو و ‌٩٠ هزار نفر آنها جمعيت افاغنه اصفهان است. وي ادامه داد: در هر تيم، يك پزشك، يك واكسيناتور و يك ثبات حضور دارد و در همه مدارس سطح استان با هماهنگي قبلي تيم‌ها حاضر و تمام دانش‌آموزان را واكسينه مي‌كنند. دكتر رضايي افزود: به دليل تزريقي بودن واكسن اين برنامه بصورت خانه به خانه قابل اجرا نيست، ولي تمام بيمارستانهاي عمومي، خصوصي و پايگاهها و خانه‌هاي بهداشت ثابت و سيار در سطح استان همه روزه آماده انجام واكسيناسيون افراد هستند.دكتر رضايي با تفكيك سه مقوله كنترل، حذف و ريشه كني سرخك و سرخجه گفت: خوشبختانه كشور ما در حال حاضر در مرحله كنترل بيماري است و با انجام اين طرح ما به مرحله حذف سرخك و سرخجه مي‌رسيم. وي افزود: حذف سرخك و سرخجه به معني عدم انتقال محلي اين بيماري در يك ناحيه جغرافيايي بزرگ مثل يك كشور است، يعني با ورود يك فرد بيمار، بيماري از اين منطقه با مكانهاي ديگر انتقال پيدا نمي‌كند.وي ادامه داد: در مرحله ريشه‌كني، از انتقال بيماري بطور جهاني جلوگيري مي‌شود و با حذف سرخك در تمام كشورها صورت نگيرد به مرحله ريشه‌كني سرخك نمي‌رسيم.دكتر رضايي تصريح كرد: با مطالعات انجام شده توسط وزارت بهداشت ما سعي مي‌كنيم در اين طرح زنجيره‌هاي انتقال بيماري را قطع كنيم و با جايگزيني واكسن سرخك با واكسن سرخك و سرخجه از هر دو بيماري جلوگيري مي‌كنيم.وي يكي از راههاي انتقال بيماري سرخجه را از مادر به جنين ذكر كرد و گفت: متاسفانه ويروس اين بيماري از مادر به جنين منتقل مي‌شود و موجب بروز مرگ جنين و يا كري، عقب‌افتادگي ذهني و بيماريهاي قلبي و غيره در نوزاد مي‌شود.دكتر رضايي تصريح كرد: اين واكسن هيچ ضرري براي افراد ندارد و تمام كساني كه قبلا به اين بيماري مبتلا شده و يا واكسينه شده‌اند هم بايد در اين واكسيناسيون شركت كنند.دكتر رضايي در پايان موارد منع مصرف واكسن را بيماريهاي حاد همراه با تب بالاي ‌٣٨ درجه، افرادي كه دچار نقص سيستم ايمني هستند مثل مبتلايان به ايدز يا مبتلايان به سرطان و بيماريهاي صعب‌العلاج و مادران باردار مخصوصا در دوره ‌٣ ماهه اول مواردي كه پزشك معالج منع كرده ذكر كرد<br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
مقدمه<br />
<br />
سرخک یک بیماری عفونی و مسری در اثر یک ویروس RNA از خانواده پارامیکسوویریده ایجاد می‌شود. توسط ترشحات تنفسی گسترش پیدا می‌کند. که بیشتر در اطفال خردسال دیده می‌شود، شاید بیشتر کودکان قبل از ورود به کودکستان به این ناخوشی مبتلا شده باشند ولی این احتمال وجود دارد که عده‌ای در دوران کودکستان یا دبستان بدان مبتلا می‌آیند سرخک در کودکان خردسال (از شش ماهگی تا دو سالگی) سبک‌تر می‌باشد ولی بعد از آن بصورت شدیدتری بروز می‌کند<br />
<br />
علایم بیماری<br />
<br />
در صورت دیدن سرفه ، توکسیک ، تب کم شدت و دیدن راش بر روی صورت و تنه و اندامها باید به بیماری سرخک مشکوک شد. که این راشها بعدا بصورت لکه‌های قهوه‌ای در‌می‌آید. بیماری سرخک شدیدا مسری است و سرایت آن اغلب بطور مستقیم یعنی از راه تماس صورت گرفته و کمتر اتفاق می‌افتد که بیماری بطور غیرمستقیم یعنی بوسیله اسباب بازی و وسائل بکار رفته بیمار به دیگر کودکان سرایت کند. علت آن این است که میکروب سرخک در خارج از محیط بدن استقامت کمی دارد. دوران نهفتگی مرض 8 تا 19 روز (بطور متوسط 12 روز) است یعنی افراد سالم 8 تا 19 روز بعد از این که به بیماران نزدیک شده و تماس گرفتند علائم بیماری را هویدا می‌سازند. در دوره نهفتگی معمولا علامت مهمی وجود ندارد. ممکن است در اخر دوران نهفتگی مختصر تبی وجود داشته باشد. ویروس در خون بیماران و ترشحات گلو و بینی و چشم آنان وجود دارد.<br />
برخلاف تصور عوام ، سرخک بو ندارد یعنی سرعت انتشار آن در نقاط دور دست شدید نیست. در بیمارستان از یک تخت به تخت دیگر به توسط پرستار و پزشک یا خود بیماران می‌تواند انتقال یابد، انتقال آن از یک اطاق به اطاق دیگر نیز امکان‌پذیر است ولی انتقال از یک عمارت به عمارت دیگر و از همسایه به همسایه دیگر نادر است و بعبارت دیگر اگر مادر از یک طفل سرخکی در همسایگی خود دیدار کند نمی‌تواند ناخوشی را به فرزند خود پس از مراجعت در منزل انتقال بدهد برای اینکه عامل بیماری بزودی در محیط خارج از بین می‌رود. تلفات سرخک بیشتر در اطفال 3 تا 5 سال در گروه فقرا با شرایط تغذیه و زندگی بد است. بیماری بیشتر در فصل سرما دیده می‌شود تمام ملل و نژادها به این ناخوشی مبتلا می‌گردند.<br />
سرخک قبل از پیدایش علائم بطور واضح و کامل ، مسری است ولی در دوران پوسته‌ریزی قابل سرایت نیست. در کلاسها آموزگاران باید دقت کنند اطفالی را که دچار آبریزش بینی و چشم باشند و یا اینکه سرفه و عطسه کنند اگر سابقه ابتلا به سرخک نداشته بطور موقت از آموزشگاه خارج نمایند و سپس در منزل چگونگی بیماری آنها را تحقیق کنند در صورتی که علائم سرخک تظاهر کند تا شانزده روز از ورود آنان به کودکستان یا آموزشگاه ممانعت نمایند.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مراحل بروز بیماری<br />
<br />
دوران پنهانی<br />
<br />
دورانی که ویروس وارد بدن می‌شود و در بدن تکثیر پیدا می‌کند و 10 تا 12 روز طول می‌کشد و کودک نشانه‌ای از بیماری ندارد.<br />
<br />
مرحله یورش مرض (دوران آبریزش)<br />
<br />
در این دوران تب کودک شدید است و به 40 درجه سانتیگراد می‌رسد. در این زمان در دهان کودک در مجاورت دندانهای آسیای پایین ، دانه‌های سفید رنگ مانند دانه‌های نمک برروی زمینه قرمز رنگ ظاهر می‌شود که آنرا دانه‌های کوپلیک می‌نامند. این دانه‌ها معمولا در خلال 12 تا 18 ساعت از بین می‌رود. فاصله بین شروع تب تا پیدایش شدن گلگونه‌ها را دوران یورش می‌نامند این دوره معمولا سه تا چهار روز طول می‌کشد ولی ممکن است کمتر باشد. مهمترین علامت این دوره ناخوشی ریز آب از چشم و بینی و سرفه است که بیشتر موارد با تب 5/38 تا 5/39 همراه می‌باشد. تب اشکال مختلف دارد گاهی طفل خردسال در ضمن این تب تشنج و هذیان دارد. قریب 2 ساعت بعد از شروع تب در گوشه چشم در روی برآمدگی آن گاهی نقاط برجسته سفید رنگ دیده می‌شود، چشم‌ها و پلکها قرمز و برافروخته است و بیمار از نور ناراحت می‌شود (آماس ملتحمه و حتی قرنیه) در این موقع روی لوزه‌ها و حلق و مخاط کام تورم و گاهی طاول‌های کوچک دیده می‌شود. غده‌های گردنی ممکن است کمی بزرگ شود.<br />
در هنگامی که 24 ساعت از شروع مرض گذشت حالت مریض سنگین‌تر شده سرفه ، عطسه و ریزش اشک واضح‌تر می‌گردد ضمنا مبتلا به سرفه خشک و خسته‌کننده است. گاهی سرفه با صدای خروسکی همراه می‌باشد و علائم ریوی را طبیب می‌تواند درک نماید. سرفه مدتها پس از خواب‌شدن مریض نیز ادامه می‌یابد. یک تا دو روز بعد از جمله بیماری دانه‌های برجسته و سفیدرنگی در داخل مخاط گونه مقابل اولین دندان آسیا دیده می‌شود و شبیه به خاک قندی است که در ناحیه پاشیده باشند و چون مخاط دهان قرمز است بخوبی می‌توان آنها را ملاحظه کرد و بیمار با نوک زبان هم می‌تواند آنها را حس کند گاه این دانه‌ها همراه پورپورا در سقف دهان می‌باشد (نشانه کوپلیک).<br />
<br />
مرحله گلگونه‌ها<br />
<br />
قریب 2 روز بعد از ظاهر شدن دانه‌های خاک قندی دانه‌های قرمز رنگی در روی پوست پیدا می‌شود. قبل از پیدا شدن این دانه‌ها معمولا شب هنگام همان روز تب بالا رفته و حالت عمومی مریض بدتر می‌شود. گلگونه‌ها هنگام شب در پشت گوش ظاهر شده سپس در صورت ، پیشانی ، گردن ، شانه ، دست‌ها ، شکم و سرانجام در پاها منتشر می‌شود. گلگونه‌ها معمولا روی تنه زیادتر بوده و در دست و پا کم‌تر است دانه‌های سرخکی کمی برجسته و نرم بوده و قرمز رنگ می‌باشد، با فشار انگشت از بین رفته و مجددا ظاهر می شود، در فاصله بین گلگونه‌ها پوست سالم است در پشت و کفل لکه‌های سرخکی تیره‌تر می‌باشد، دانه‌ها در عرض 5 تا 6 روز از بین می‌روند. ابتدا از صورت پریده و سپس از تنها و در مرحله آخر از پاها محو می‌گردد ولی تا چند روز در روی بدن بیمار لکه‌های قهوه‌ای رنگی بعد از محو شدن گلگونه‌ها مشاهده می‌شود که ممکن است تا مدت زیادی پس از خاتمه بیماری برقرار بماند. بعد از بروز بثورات علائم عمومی تا حدی تخفیف می‌یابد و تب در عرض 3 تا 4 روز پائین می‌آید و علائم نزله بینی و چشم از بین می‌روند.<br />
<br />
دوران پوست ریزی (پیدایش دانه‌های سرخک)<br />
<br />
پنج تا 6 روز پس از برآمدگی گلگونه‌ها پوست‌ریزی شروع می‌شود. پوسته‌هایی که می‌ریزند خیلی ریز بوده (آردی شکل) و ظاهرا پیدا نیستند ولی اگر دقت شود در صورت و تنه می‌توان تا حدی آنها را تشخیص داد از طرفی اگر ملافه سیاهی زیر بیمار پهن کنیم پوست‌ریزی بخوبی آشکار خواهد شد. دانه‌ها ابتدا از قسمت فوقانی و طرفی گردن و پشت گوش شروع می‌شود و سپس به تمام صورت منتشر می‌شود سپس در خلال 24 ساعت به بالای قفسه سینه و به پشت و رانها و روز سوم به ساق پاها انتشار می‌یابد. در این موقع تب کودک قطع می‌گردد. موقعی که دانه‌های سرخک محو می‌شوند رنگ پوست در محل دانه‌ها قهوه‌ای رنگ می‌گردد و بعدا از بین خواهد رفت. گاهی اوقات سرخک شکل خونی (دانه‌های خونریزی) بخود می‌گیرد و سبب مرگ می‌شود.<br />
<br />
عواقب مورد انتظار<br />
بندرت سرخک مادرزاد هم دیده می‌شود که عاقبت وخیمی دارد. در افراد سالمند سرخک با بثورات زیاد و حالت عمومی خوب همراه است. سرخک ممکن است یا بیماریهای دیگر مانند آبله مرغان ، سیاه سرفه ، دیفتری و غیره همراه باشند. سرانجام یادآوری می‌کنیم که سرخک بیماری ضعیف کننده‌ای است و کودک را برای ابتلای به سل و امراض دیگر آماده می‌سازد و گاهی اوقات هم عوارض سختی دربردارد مانند ، ورم حنجره ، آماس گوش ، ورم مغز ، اسهال‌های وبایی شکل ، خونریزی از بینی ، عوارض ششی ، چشمی (کوری) و عفونتهای متعدد ثانوی.<br />
در خلال بیماری سرخک ممکن است غدد لنفاوی زیر فک و گردن بزرگ شود و همچنین اختلال گوارشی به صورت اسهال و استفراغ مخصوصا نزد شیرخواران دیده شود. اگر پس از 3 تا 4 روز که از زمان پیدایش دانه‌ها سرخک گذشت و هنوز کودک تب دارد باید امکان پیدایش یکی از عوارض بیماری سرخک را در نظر داشت.<br />
<br />
سرخک یکی از بیماریهای خطرناک و ناراحت کننده است که نه فقط کودک را در دوران بیماری ناراحت می‌کند و خواب و آرامش او را برای دو سه هفته می‌گیرد، بلکه ممکن است کودک دچار عوارضی مانند انواع ذات الریه که ممکن است منجربه مرگ کودک گردد یا کودک دچار گوش درد چرکی و از همه بدتر مبتلا به عوارض مغزی شود و ضایعات همیشگی برای او به جا گذارد. یکی از عوارض شناخته شده و مهم بیماری سرخک کم شدن فعالیت مغز و هوش و استعداد فکری و ذهنی کودک است، بطوری که ممکن است این ضایعه زمانی که کودک به دبستان و دبیرستان می‌رود، خودنمائی کند و کودک از نظر فراگیری عقب باشد. بنابراین وظیفه پدر و مادر است که به کودک در موقع خود واکسن سرخک تزریق کنند.<br />
<br />
راه سرایت بیماری<br />
<br />
بیماری سرخک یک بیماری ویروسی بسیار مسری است. بدین ترتیب که کودک مبتلا به سرخک در موقع عطسه و سرفه کردن همراه ترشحات دهان و بینی خود تعداد زیادی ویروس به اطراف خود منتشر می‌نماید. این ویروس قادر است حتی تا 34 ساعت در اتاق بیمار به صورت زنده و فعال باقی بماند. اگر به هر کودکی واکسن سرخک تزریق نشده باشد و با بیمار مبتلا به سرخک تماس پیدا کند، ویروس مزبور وارد دستگاه تنفسی او می‌گردد و پس از گذشت 10 تا 12 روز که دوران کمون می‌نامند علایم بیماری ظاهر می‌شود.<br />
<br />
دوران مسری بودن بیماری<br />
<br />
دوران واگیری سرخک از اولین روزی است که علایم سرخک (تب ، آبریزش بینی و سرفه ) شروع می‌شود تا پنجمین روز پیدایش دانه‌های سرخک. در این مدت کودک باید به مدرسه نرود و کاملا از کودکان دیگر جدا باشد.<br />
<br />
پیشگیری و درمان<br />
<br />
بیماران سرخکی باید از شروع بیماری تا شانزده روز از دیگران مجزا بوده در این مدت مانع به مدرسه رفتن آنها شد. بستری کردن بیماران سرخکی در بیمارستان دور از احتیاط است. سرخک را ممکن است با تزریق 25/0 میلی‌لیتر بر حسب هر کیلوگرم وزن بدن گاماگلوبین تا 5 روز بعد از قرار گرفتن در معرض آلودگی متوقف ساخت با مصرف واکسن بدست آمده از ویروس زنده یا ضعیف شده سرخک بدون آلوده کردن محیط می‌توان ایمنی فعال ایجاد کرد. گرچه کودک مبتلا به سرخک را باید در دوران مسری بودن آن از دیگران کاملا جدا کرد. ولی کودک مبتلا به بیماری سرخک مخصوصا در مرحله کاتارال (آبریزش از بینی ، عطسه و سرفه) که هنوز بیماری مشخص نشده است، نیز واگیردار می‌باشد. بنابراین بهترین اقدام تزریق واکسن سرخک است که باید به همه کودکان تزریق گردد.<br />
<br />
واکسن سویه‌های ضعیف شده (Attenovax ,Schwarz) که از پاساژ سویه B ادمونیتون اولیه در کشت سلولی جوجه تهیه شده اخیرات توصیه شده است آنتی واکسن با چند واکنش موضعی یا عمومی همراه است. واکسیناسیون حداقل 20 سال مصونیت می‌دهد ولی دوره کامل ایمنی معلوم نمی‌باشد. واکسن زنده سرخک را نباید به زنان باردار ، مسئولیت درمان نشده بیماران مبتلا به لوسمی یا لنفوما و یا افرادی که داروهای متوقف کننده واکنش ایمنی دریافت می‌دارند تجویز کرد. مهیا ساختن مایعات ، تجویز داروهای ضد تب در صورت بستری شدن در بیمارستان ، ایمنی‌سازی بیمار الزامی است. جز در موارد خاص واکسن سرخک را می‌باید در 15 ماه اول زندگی کودک تزریق کرد معهذا در صورت اپیدمی مرض می‌توان واکسن را در سن کمتر از 15 ماه تزریق کرد ولی لازم است تزریق دوم در سن 24-15 ماهگی انجام گیرد. هنگامی که واکسن به تنهایی یا همزمان همراه با واکسن سرخجه و اوریون تزریق شود اثر یکسان خواهد داشت. در میان افراد واکسینه نشده که غالبا از طبقه پائین اجتماعی ، اقتصادی می‌باشند سرخک شایع می‌باشد. بیماری بندرت در افراد واکسینه شده گزارش شده است. علت شکست واکسیناسیون را به تزریق زودتر بچه‌ها یعنی هنگامی که هنوز آنها دارای آنتی‌کور خنثی کننده مادری هستند و یا واکسن کهنه و نامطلوب نسبت می‌دهند.<br />
چون این بیماری ویروسی است دارویی که دوران بیماری را کوتاه یا درمان کند وجود ندارد. بنابراین دوران بیماری سرخک باید طی شود و کودک بهبود یابد. پدر و مادر باید تب کودک را هر 6 ساعت اندازه گیری نمایند و داروهای پایین آورنده تب را در زمانی که تب کودک بالا است به او بدهند اما سرخک پس از خوب شدن، ایمنی دائمی می‌دهد یعنی دیگر ابتلای مجدد به این بیماری امکان ندارد. ایجاد بخار آب در اتاق کودک برای کاهش یافتن سرفه‌های خشک کودک موثر می‌باشد. چون در زمانی که کودک دچار قرمزی و ورم چشم است نور زیاد او را ناراحت می‌کند، بنابراین بهتر است اتاق او را تاریک نمایید و او را به خوردن مایعات تشویق کنید، ولی اگر کودک غذای ساده دیگری خواست به او بدهید. دادن آنتی‌بیوتیک در بیماری سرخک اثری ندارد و نباید داده شود. درمان با ویتامین A خوراکی به مقدار 100 هزار واحد در سنین 6 ماهگی تا یک سالگی و 200 هزار واحد برای کودکان بزرگتر از یک سال ، عوارض بیماری را کم خواهد کرد. اگر کودک دچار عوارضی گردید باید در بیمارستان بستری و درمان شود.<br />
<br />
پرسشها و پاسخها<br />
<br />
آیا کودک قبل از 6 تا 7 ماهگی مبتلا به سرخک می‌شود؟<br />
شیر خواران در خلال 4 تا 6 ماه اول عمر خود در مقابل بیماری سرخک مصون هستند و به این بیماری مبتلا نمی‌شوند، زیرا ماده ضد بیماری سرخک که در خون مادر وجود دارد، از راه جفت از مادر به جنین می‌رسد و خون نوزاد در موقع تولد دارای این ماه می‌باشد. این حالت در صورتی است که مادر در دوران کودکی خود مبتلا به سرخک شده باشد. این ماده مصونیت‌زا که از مادر به کودک می‌رسد به تدریج کاهش می‌یابد و در سن یک سالگی کاملا از بین می‌رود. زمانی که این ماده مصونیت‌زا از بین رفت، باید واکسن سرخک به کودک تزریق گردد.<br />
اگر کودک سالم با کودک مبتلا به سرخک ، تماس پیدا کرد چه باید بکند؟<br />
اگر کودک سالمی که قبلا واکسن سرخک به او تزریق شده است با کودک مبتلا به بیماری سرخک تماس پیدا کند، هیچ اقدامی ضرورت ندارد، ولی اگر واکسن سرخک به او تزریق نشده باشد، اگر در خلال 1 تا 2 روز اول تماس باشد، با توصیه پزشک می‌توان به کودک واکسن سرخک تزریق کرد. اگر در خلال 5 روز اولی است که تماس پیدا کرده است باید گاماگلوبین به عنوان پیشگیری به او تزریق گردد، در نتیجه کودک مبتلا نخواهد شد، ولی اگر بیش از 5 روز از تماس گذشته باشد، مقدار گاماگلوبین زیادتری باید تزریق گردد.<br />
<br />
مرحله یورش مرض<br />
<br />
فاصله بین شروع تب تا پیدایش شدن گلگونه‌ها را دوران یورش می‌نامند این دوره معمولا سه تا چهار روز طول می‌کشد ولی ممکن است کمتر باشد. مهمترین علامت این دوره ناخوشی ریز آب از چشم و بینی و سرفه است که بیشتر موارد با تب 5/38 تا 5/39 همراه می‌باشد. تب اشکال مختلف دارد گاهی طفل خردسال در ضمن این تب تشنج و هذیان دارد. قریب 2 ساعت بعد از شروع تب در گوشه چشم در روی برآمدگی آن گاهی نقاط برجسته سفید رنگ دیده می‌شود، چشم‌ها و پلکها قرمز و برافروخته است و بیمار از نور ناراحت می‌شود (آماس ملتحمه و حتی قرنیه) در این موقع روی لوزه‌ها و حلق و مخاط کام تورم و گاهی طاول‌های کوچک دیده می‌شود. غده‌های گردنی ممکن است کمی بزرگ شود.<br />
در هنگامی که 24 ساعت از شروع مرض گذشت حالت مریض سنگین‌تر شده سرفه ، عطسه و ریزش اشک واضح‌تر می‌گردد ضمنا مبتلا به سرفه خشک و خسته‌کننده است. گاهی سرفه با صدای خروسکی همراه می‌باشد و علائم ریوی را طبیب می‌تواند درک نماید. سرفه مدتها پس از خواب‌شدن مریض نیز ادامه می‌یابد. یک تا دو روز بعد از جمله بیماری دانه‌های برجسته و سفیدرنگی در داخل مخاط گونه مقابل اولین دندان آسیا دیده می‌شود و شبیه به خاک قندی است که در ناحیه پاشیده باشند و چون مخاط دهان قرمز است بخوبی می‌توان آنها را ملاحظه کرد و بیمار با نوک زبان هم می‌تواند آنها را حس کند گاه این دانه‌ها همراه پورپورا در سقف دهان می‌باشد (نشانه کوپلیک).<br />
<br />
مرحله گلگونه‌ها<br />
<br />
قریب 2 روز بعد از ظاهر شدن دانه‌های خاک قندی دانه‌های قرمز رنگی در روی پوست پیدا می‌شود. قبل از پیدا شدن این دانه‌ها معمولا شب هنگام همان روز تب بالا رفته و حالت عمومی مریض بدتر می‌شود. گلگونه‌ها هنگام شب در پشت گوش ظاهر شده سپس در صورت ، پیشانی ، گردن ، شانه ، دست‌ها ، شکم و سرانجام در پاها منتشر می‌شود. گلگونه‌ها معمولا روی تنه زیادتر بوده و در دست و پا کم‌تر است دانه‌های سرخکی کمی برجسته و نرم بوده و قرمز رنگ می‌باشد، با فشار انگشت از بین رفته و مجددا ظاهر می شود، در فاصله بین گلگونه‌ها پوست سالم است در پشت و کفل لکه‌های سرخکی تیره‌تر می‌باشد، دانه‌ها در عرض 5 تا 6 روز از بین می‌روند. ابتدا از صورت پریده و سپس از تنها و در مرحله آخر از پاها محو می‌گردد ولی تا چند روز در روی بدن بیمار لکه‌های قهوه‌ای رنگی بعد از محو شدن گلگونه‌ها مشاهده می‌شود که ممکن است تا مدت زیادی پس از خاتمه بیماری برقرار بماند. بعد از بروز بثورات علائم عمومی تا حدی تخفیف می‌یابد و تب در عرض 3 تا 4 روز پائین می‌آید و علائم نزله بینی و چشم از بین می‌روند.<br />
<br />
دوران پوست ریزی<br />
<br />
پنج تا 6 روز پس از برآمدگی گلگونه‌ها پوست‌ریزی شروع می‌شود. پوسته‌هائی که می‌ریزند خیلی ریز بوده (آردی شکل) و ظاهرا پیدا نیستند ولی اگر دقت شود در صورت و تنه می‌توان تا حدی آنها را تشخیص داد از طرفی اگر ملافه سیاهی زیر بیمار پهن کنیم پوست‌ریزی بخوبی آشکار خواهد شد. بیماری سرخک پس از خوب شدن ایمنی دائمی می‌دهد یعنی دیگر ابتلای مجدد به این بیماری امکان ندارد. بندرت سرخک مادرزاد هم دیده می‌شود که عاقبت وخیمی دارد. در افراد سالمند سرخک با بثورات زیاد و حالت عمومی خوب همراه است. گاهی اوقات سرخک شکل خونی (دانه‌های خونریزی) بخود می‌گیرد و سبب مرگ می‌شود. سرخک ممکن است یا بیماریهای دیگر مانند آبله مرغان ، سیاه سرفه ، دیفتری و غیره همراه باشند. سرانجام یادآوری می‌کنیم که سرخک بیماری ضعیف کننده‌ای است و کودک را برای ابتلای به سل و امراض دیگر آماده می‌سازد و گاهی اوقات هم عوارض سختی دربردارد مانند ، ورم حنجره ، آماس گوش ، ورم مغز ، اسهال‌های وبائی شکل ، خونریزی از بینی ، عوارض ششی ، چشمی (کوری) و عفونتهای متعدد ثانوی.<br />
<br />
راه سرایت<br />
<br />
بیماری سرخک یک بیماری ویروسی بسیار مسری است. بدین ترتیب که کودک مبتلا به سرخک در موقع عطسه و سرفه کردن همراه ترشحات دهان و بینی خود تعداد زیادی ویروس به اطراف خود منتشر می‌نماید. این ویروس قادر است حتی تا ۳۴ ساعت در اتاق بیمار به صورت زنده و فعال باقی بماند. اگر به هر کودکی واکسن سرخک تزریق نشده باشد و با بیمار مبتلا به سرخک تماس پیدا کند، ویروس مزبور وارد دستگاه تنفسی او می‌گردد و پس از گذشت ۱۰ تا ۱۲ روز که دوران کمون می‌نامند علایم بیماری ظاهر می‌شود.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
عوارض<br />
<br />
سرخک یکی از بیماریهای خطرناک و ناراحت کننده‌است که نه فقط کودک را در دوران بیماری ناراحت می‌کند و خواب و آرامش او را برای دو سه هفته می‌گیرد، بلکه ممکن است کودک دچار عوارضی مانند انواع ذات الریه که ممکن است منجر به مرگ کودک گردد یا کودک دچار گوش درد چرکی و از همه بدتر مبتلا به عوارض مغزی شود و ضایعات همیشگی برای او به جا گذرد. یکی از عوارض شناخته شده و مهم بیماری سرخک کم شدن فعالیت مغز و هوش و استعداد فکری و ذهنی کودک است، بطوری که ممکن است این ضایعه زمانی که کودک به دبستان و دبیرستان می‌رود، خودنمائی کند و کودک از نظر فراگیری عقب باشد. بنابراین وظیفه پدر و مادر است که به کودک در موقع خود واکسن سرخک تزریق کنند.<br />
<br />
درمان<br />
<br />
چون این بیماری ویروسی است دارویی که دوران بیماری را کوتاه یا درمان کند وجود ندارد.<br />
بنابراین دوران بیماری سرخک باید طی شود و کودک بهبود یابد. پدر و مادر باید تب کودک را هر ۶ ساعت اندازه گیری نمایند و داروهای پایین آورنده تب را در زمانی که تب کودک بالا است به او بدهند. ایجاد بخار آب در اتاق کودک برای کاهش یافتن سرفه‌های خشک کودک موثر است. چون در زمانی که کودک دچار قرمزی و ورم چشم است نور زیاد او را ناراحت می‌کند، بنابراین بهتر است اتاق او را تاریک نمایید و او را به خوردن مایعات تشویق کنید، ولی اگر کودک غذای ساده دیگری خواست به او بدهید.<br />
دادن آنتی بیوتیک در بیماری سرخک اثری ندارد و نباید داده شود. درمان با ویتامین A خوراکی به مقدار ۱۰۰ هزار واحد در سنین ۶ ماهگی تا یک سالگی و ۲۰۰ هزار واحد برای کودکان بزرگ‌تر از یک سال، عوارض بیماری را کم خواهد کرد. اگر کودک دچار عوارضی گردید باید در بیمارستان بستری و درمان شود.<br />
<br />
آیا کودک قبل از ۶ تا ۷ ماهگی مبتلا به سرخک می‌شود؟<br />
<br />
شیر خواران در خلال ۴ تا ۶ ماه اول عمر خود در مقابل بیماری سرخک مصون هستند و به این بیماری مبتلا نمی‌شوند، زیرا ماده ضد بیماری سرخک که در خون مادر وجود دارد، از راه جفت از مادر به جنین می‌رسد و خون نوزاد در موقع تولد دارای این ماه است. این حالت در صورتی است که مادر در دوران کودکی خود مبتلا به سرخک شده باشد. این ماده مصونیت زا که از مادر به کودک می‌رسد به تدریج کاهش می‌یابد و در سن یک سالگی کاملاً از بین می‌رود. زمانی که این ماده مصونیت زا از بین رفت، باید واکسن سرخک به کودک تزریق گردد.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
موارد منع مصرف واكسن سرخك و سرخجه MR<br />
<br />
الف - زنان باردارو تا سه ماه پس از واكسيناسيون نيز نبايد باردار شوند اما تماس با افراد حامله در افرادي كه واكسينه شده اند منعي ندارد - درصورت باردار نبودن يا عدم اطلاع از وضعيت حاملگي خود بايد واكسن تزريق شود و نيازي به انجام تست حاملگي ندارد<br />
<br />
ب - مبتلايان به بيماري حاد تب دار با تب متوسط و شديد بالاتر از 38 درجه سانتيگراد كه در اين افراد لازم است پس از بهبودي واكسن تزريق شود<br />
<br />
ج - افراد مبتلا به انواع مختلف سرطانها يا دچار نقص سيستم ايمني<br />
<br />
د - موارديكه توسط پزشك منع تزريق واكسن توصيه شده است<br />
<br />
ه - كسانيكه يك ماه قبل واكسن ويروسي ديگري دريافت كرده اند<br />
<br />
و - مشمولين خدمت سربازي  يا حجاجي كه واكسن مننژيت دريافت كرده اند بايد يك ماه از تلقيح واكسن آنها گذشته باشد و در صورت عدم تزريق يا بايد همة واكسنها را باهم تزريق نمايند و يا واكسن مننژيت را يك ماه پس از اين واكسيناسيون انجام دهند<br />
<br />
عفونت‌هاي موضعي محل واكسيناسيون امكان شكست طرح كشوري سرخك و سرخجه را افزايش مي‌دهد<br />
<br />
.دكتر باوريان كه در سمينار پزشكان بيمارستان اسلامشهر در مورد نقش پزشكان در موفقيت طرح حذف سرخك و سندرم سرخجه مادرزادي و تقويت نظام مراقبت سخن مي‌گفت، اظهارداشت: خطر احتمالي در هنگام واكسيناسيون برابر با يك در ‌١ ميليون نفر است.وي با بيان اين كه در زمان اجراي طرح براي انتقال بيماران احتمالي به بيمارستان به اورژانس هماهنگيهاي لازم به عمل مي‌آيد، گفت: در حوزه جنوب تهران، ‌١ ميليون و ‌٣٠٠ هزار نفر بايد واكسينه شوند.دكتر باوريان در مورد استعمال سرنگهاي جديد در اين طرح گفت: اين سرنگها يكبار مصرف هستند و پس به علت ساخت خاص آن بايد دور انداخته شود و هواگيري نيز در اين نوع سرنگ وجود ندارد.در ادامه سمينار دكتر قمرتاج خطايي عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران، به ارايه گزارشي علمي بيماري سرخك، اپيدميولوژي آن در جهان و ايران پرداخت، افزود: آمريكا به عنوان اولين كشور در ريشه‌كني بيماري سرخك و سرخجه است كه بعد از سال ‌٢٠٠٠ ميلادي ديگر هيچ نوع شايع نشده است.وي با تاكيد بر اين كه ايران با خطر بالاي انتشار بيماري سرخك و سرخجه روبرو است، گفت: در سال ‌١٣٧٣ ، ‌٥٠٦ مورد گزارش شده بود كه با واكسينه كودكان زير ‌٢ سال اين ميزان كاهش و اكنون بين سنين ‌٢٥ـ‌١٥ شايع شده است.در ادامه دكتر عمادي عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران با ارايه تاريخچه از شروع بيماري سرخك و سرخجه افزود: اين بيماري از قرن ‌١٨ در آلمان شناسايي شد كه سرخجه برعكس سرخك در محيط سريع از بين مي‌رود و از طريق قطرات تنفسي قابل انتقال است.وي با بيان اينكه فصل اين بيماريها در اوايل بهار و اواخر زمستان است، گفت: ويروس تمام ارگانهاي بدن از جمله جفت را درگير مي‌كند و ‌٨٥ درصد زنان باردار سه ماه اول، كودكان با نابهنجاري مادرزادي و يكسري علايم از قبيل نارسايي و مشكلات در چشم، گوش، قلب، عقب افتادگي ذهني شديد و خفيف خواهد داشت.عمادي با بيان اينكه در سال ‌٦٥ـ‌١٩٦٤ ،‌٥/١٢ ميليون نفر در آمريكا به سرخجه مبتلا و ‌١١ هزار نفر از آنها فوت كردند، افزود: آمريكا در سال ‌٢٠٠٠ ميلادي، اروپا تا سال ‌٢٠٠٦ و كشورهاي مديترانه تا سال ‌٢٠١٠ بايد سرخك و سرخجه را با واكسيناسيون ريشه‌كن كنند.وي در مورد افرادي كه نبايد واكسن سرخك و سرخجه تزريق شود، گفت: افراد با نقص شديد ايمني يا سرطان، زنان باردار و افرادي كه سابقه حساسيت شديد به واكسن دارند نبايد در اين طرح شركت كنند.عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران، در مورد عوارض پس از تزريق واكسن افزود: عوارض ‌١٥ ـ ‌٥ درصد تب و ‌٢٥ درصد درگيري و گرفتگي مفاصل ايجاد مي‌شود كه اين درگيري در افراد مسن‌تر بيشتر از افراد كم‌سن است.وي در مورد ضرورت تزريق اين واكسن گفت: سالانه بيش از ‌٢٨ ميليون نفر در دنيا در اثر اين بيماري فوت مي‌كنند و اين بيماري به عنوان پنجمين عامل كشنده كودكان محسوب مي‌شود<br />
<br />
افرادي كه قبلا به سرخك و سرخجه مبتلا شده‌اند بايد در طرح كشوري واكسيناسيون شركت كنند<br />
<br />
براي انجام طرح واكسيناسيون عليه سرخك و سرخجه ‌١٩٠٠ تيم، ‌٤٧٥ ناظر و ‌٥٠ سرناظر همراه با ‌١٠٠٠ دستگاه اتومبيل در اصفهان فعاليت خواهند كرد.دكتر رضايي رييس دانشگاه علوم پزشكي اصفهان در يك نشست خبري اعلام كرد: براي قطع زنجيره انتقال سرخك و سرخجه علاوه بر واكسيناسيون كودكان همه بالغين مذكر و مؤنث نيز تا سن ‌٢٥ سالگي بايد واكسينه شوند.وي افزود: در اين برنامه تمام افراد بين ‌٥ تا ‌٢٥ سال يعني متولدين ‌١٤/٩/٥٦ تا ‌١٤/٩/٧٦ بايد در مدت سه هفته از ‌١٥ آذر واكسينه شوند.دكتر رضايي جمعيت هدف را در استان اصفهان ‌١ ميليون و ‌٩٥٥ هزار و ‌٨١٦ نفر اعلام كرد كه تعداد ‌٥٠ هزار نفر سرباز و دانشجو و ‌٩٠ هزار نفر آنها جمعيت افاغنه اصفهان است. وي ادامه داد: در هر تيم، يك پزشك، يك واكسيناتور و يك ثبات حضور دارد و در همه مدارس سطح استان با هماهنگي قبلي تيم‌ها حاضر و تمام دانش‌آموزان را واكسينه مي‌كنند. دكتر رضايي افزود: به دليل تزريقي بودن واكسن اين برنامه بصورت خانه به خانه قابل اجرا نيست، ولي تمام بيمارستانهاي عمومي، خصوصي و پايگاهها و خانه‌هاي بهداشت ثابت و سيار در سطح استان همه روزه آماده انجام واكسيناسيون افراد هستند.دكتر رضايي با تفكيك سه مقوله كنترل، حذف و ريشه كني سرخك و سرخجه گفت: خوشبختانه كشور ما در حال حاضر در مرحله كنترل بيماري است و با انجام اين طرح ما به مرحله حذف سرخك و سرخجه مي‌رسيم. وي افزود: حذف سرخك و سرخجه به معني عدم انتقال محلي اين بيماري در يك ناحيه جغرافيايي بزرگ مثل يك كشور است، يعني با ورود يك فرد بيمار، بيماري از اين منطقه با مكانهاي ديگر انتقال پيدا نمي‌كند.وي ادامه داد: در مرحله ريشه‌كني، از انتقال بيماري بطور جهاني جلوگيري مي‌شود و با حذف سرخك در تمام كشورها صورت نگيرد به مرحله ريشه‌كني سرخك نمي‌رسيم.دكتر رضايي تصريح كرد: با مطالعات انجام شده توسط وزارت بهداشت ما سعي مي‌كنيم در اين طرح زنجيره‌هاي انتقال بيماري را قطع كنيم و با جايگزيني واكسن سرخك با واكسن سرخك و سرخجه از هر دو بيماري جلوگيري مي‌كنيم.وي يكي از راههاي انتقال بيماري سرخجه را از مادر به جنين ذكر كرد و گفت: متاسفانه ويروس اين بيماري از مادر به جنين منتقل مي‌شود و موجب بروز مرگ جنين و يا كري، عقب‌افتادگي ذهني و بيماريهاي قلبي و غيره در نوزاد مي‌شود.دكتر رضايي تصريح كرد: اين واكسن هيچ ضرري براي افراد ندارد و تمام كساني كه قبلا به اين بيماري مبتلا شده و يا واكسينه شده‌اند هم بايد در اين واكسيناسيون شركت كنند.دكتر رضايي در پايان موارد منع مصرف واكسن را بيماريهاي حاد همراه با تب بالاي ‌٣٨ درجه، افرادي كه دچار نقص سيستم ايمني هستند مثل مبتلايان به ايدز يا مبتلايان به سرطان و بيماريهاي صعب‌العلاج و مادران باردار مخصوصا در دوره ‌٣ ماهه اول مواردي كه پزشك معالج منع كرده ذكر كرد<br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[بازي فوتبال]]></title>
			<link>http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6769</link>
			<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 08:27:55 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6769</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
بازی فوتبال ورزشی است تیمی که در آن دو گروه یازده نفره در مقابل هم بازی می‌کنند و اغلب آن را پرطرفدارترین ورزش جهان می‌دانند. این ورزش در زمینی مستطیل شکل با پوشش چمن یا چمن مصنوعی انجام می‌گیرد که در انتهای عرضی دو ضلع آن دو دروازه قرار داده شده‌است. هدف وارد کردن توپ به دروازهٔ حریف است. دروازه‌بان تنها کسی است که در این بازی حق دارد از دست‌ها و بازوهای خود برای گرفتن و مهار توپ استفاده کند. دیگر اعضای تیم توپ را اغلب با استفاده از پا و ضربه زدن به آن به گردش درمی‌آورند، گاه نیز ممکن است از سینه یا سر خود استفاده کنند. هر تیمی که بیش‌ترین گل را به حریف بزند برندهٔ بازی است. اگر بازی در پایان با گل‌های برابر پایان پذیرد نتیجه بازی را مساوی اعلام می‌کنند یا این که بازی به وقت اضافی کشیده می‌شود و سپس ممکن است ضربات پنالتی تعیین‌کننده بازی باشد.<br />
<br />
قوانین فوتبال مدرن و به شکل امروزی آن در کشور انگلستان وضع شد. نهاد اداره‌کننده فوتبال در جهان فیفا نام دارد که اغلب آن را به اختصار فیفا (به انگلیسی: FIFA) می‌نامند. معتبرترین مسابقه در این رشته ورزشی جام جهانی فوتبال نام دارد که هر چهار سال یک بار برگزار می‌شود. این رویداد هنگام برگزاری بینندگان زیادی دارد که شمار آن دو برابر بینندگان بازی‌های المپیک تابستانی است.<br />
<br />
تاریخچه<br />
<br />
اگرچه اطلاعاتی در مورد ریشه اصلی و حقیقی این ورزش در دست نیست ولی از مطالب جالب و شخصی در مورد تاریخچه آن اطلاع داریم. فوتبال امروزی به تدریج رشد کرده‌است ولی گفته می‌شود که نوعی از آن قبل از مسیح بازی می‌شد. در چین نیز نوعی بازی شبیه به فوتبال در ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح وجود داشت. عکس‌های مصریان نیز نوعی بازی شبیه به فوتبال را نشان می‌دهد ولی در یونان یک بازی به نام اسپیش***وز به طرز جالبی به فوتبال امروزی شبیه‌است. فوتبال در برزیل از سال ۱۸۹۴ شروع شد. این ورزش به وسیله چارلز میلر برزیلی که اجداد او بریتانیایی بودند به مردم برزیل معرفی شد. در سال ۱۹۷۰ مسابقه‌ای بین ایتالیا و برزیل برگزار شد و هیچ کس تصور نمی‌کرد که ۸۰۰ میلیون نفر از مردم جهان ناظر بر اجرای مسابقه باشند. امروزه اکثر مردم جهان به فوتبال بیشتر از سایر ورزش‌ها می‌پردازند.<br />
<br />
فوتبال مدرن از کشور بریتانیا سرچشمه گرفته‌است. در ابتدا اختلافات عقیده‌ای بسیاری میان علاقمندان راگبی و فوتبال وجود داشت زیرا راگبی با دست و فوتبال با پا اجرا می‌شد. این مسئله در سال ۱۸۶۳ زمانی که طرفداران فوتبال شروع به اجرای این ورزش توسط پاها کردند اتفاق افتاد. گروه دیگر انجمن راگبی را تأسیس کردند و بالاخره در سال ۱۸۷۱ این دو رشته ورزشی کاملاً از یکدیگر جدا شدند. از آن زمان به بعد هر دو رشته پیشرفت‌های شایانی نموده و طرفداران بسیاری پیدا کردند. فدراسیون بین‌المللی فوتبال در سال ۱۹۰۴ بنیان گزاری شد. این فدراسیون وظیفه دارد که به نحوه اجرای مسابقات نظارت داشته باشد. قوانین فوتبال بدون موافقت و تصویب سایر کشورهای عضو فدراسیون تغییر نمی‌کند.<br />
<br />
اولین مسابقه بین‌المللی فوتبال جهان در سال ۱۸۷۲ بین تیمهای انگلیس و اسکاتلند در شهر گلاسگو انجام شد، که با نتیجه صفر-‌صفر پایان یافت. در سال ۱۹۲۰ بازیکنان فوتبال در مسابقات المپیک بلژیک شرکت کردند و در سال ۱۹۳۰ اولین جام جهانی فوتبال در کشور اروگوئه برگزار شد.<br />
استادیوم همدن پارک [۱] در شهر گلاسگو رکورددار تعداد تماشاچیان در مسابقات فوتبال اروپا است؛ در سال ۱۹۳۷ جمعیتی معادل ۱۴۹٫۵۴۷ نفر در این استادیوم شاهد بُرد ۳ بر ۱ تیم ملی اسکاتلند در مقابل تیم ملی انگلیس بودند.<br />
<br />
 شرایط بازی<br />
<br />
در این بازی هر تیم دارای ۱۱ بازیکن است که یکی از آن‌ها در دروازه قرار می‌گیرد و بقیه با توجه به استراتژی‌ بازی در نقاط مختلف زمین قرار می‌گیرند. در تقسیم‌بندی‌ دقیق، بازیکن‌ها با توجه به مکان قرارگیری‌شان در زمین به مدافع، هافبک و مهاجم تقسیم می‌شوند.<br />
<br />
داوری مسابقات فوتبال به عهدهٔ چهار داور است. یکی از داوران که به نام داور وسط معروف است که در زمین فوتبال هم‌راه با بقیهٔ بازیکنان حرکت می‌کند، دو کمک‌داور نیز در کناره‌های زمین قرار می‌گیرند و داور چهارم نیز بیرون زمین است.<br />
<br />
هر تیم فوتبال دارای حداقل یک سرمربی، یک مربی و یک مربی دروازه‌بان است. هم‌چنین هر تیم دارای تعدادی بازیکن ذخیره‌است که می‌توانند در میان بازی با بازیکن‌های درون زمین تعویض شوند. تعداد تعویض‌های هر تیم به سه تعویض محدود است.<br />
بازیکن<br />
بازیکنان میانه/هافبک‌ها با رنگ آبی نشان‌داده‌شده‌اند.<br />
<br />
در فوتبال بازیکن فردی است که بر پایهٔ قوانین فوتبال٫ فوتبال بازی می‌کند. در یک بازی فوتبال هر تیم ۱۱ بازیکن دارد که یکی از آن‌ها دروازه‌بان است و بقیه یا پدافندگر یا بازیکن میانه و یا مهاجم هستند.<br />
<br />
دروازه‌بان<br />
<br />
در بازی فوتبال به کسی که برای نگهداری و محافظت از دروازه می‌کوشد و مانع ورود توپ به داخل آن می‌شود دروازه‌بان می‌گویند. دروازه‌بان تنها بازیکنی است که می‌تواند از دستانش برای گرفتن توپ استفاده کند.(البته فقط در محوطه مشخص شده یا به اصطلاح محوطه 18 قدم)<br />
<br />
<br />
مدافع<br />
<br />
مدافع بازیکنی است که در پشت هافبک‌ها قرار دارد و اولین هدفش پشتیبانی از دروازه‌بان است. وظیفهٔ اولیه او جلوگیری از حریف است برای گل زدن.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
هافبک/بازیکن میانه<br />
<br />
هافبک یا بازیکن میانه بازیکنی است که جایگاهش بین پدافندگر(مدافع) و مهاجم است(در شکل با رنگ آبی نشان داده‌شده‌است). وظیفهٔ اصلی آن‌ها بی بهره کردن تیم حریف از توپ است(که معمولا با تکل انجام می‌شود)٫ تا توپ را به تصرف خود درآورند و برای مهاجمان خودی بفرستند.<br />
<br />
فوروارد/مهاجم<br />
<br />
فورواردها یا مهاجمان بازیکنانی هستند که در نزدیک ترین ردیف به دروازهٔ حریف بازی می‌کنند که مسئولیت گل زدن را دارند<br />
<br />
جهانی سازی انجمن فوتبال<br />
<br />
با گسترده شدن محبوبیت این رشته و در اوایل قرن بیستم، نیاز به یک سازمان واحد که امر نظارت بر انجمن فوتبال را برعهده بگیرد، بیش از پیش احساس گردید. انجمن انگلیسی فوتبال برگزار کننده گفتگوهای زیاد در خصوص ایجاد یک سازمان بین المللی بود ولی پیشرفتی حاصل نگردید. بنابر این موضوع در انجمن‌های هفت کشور دیگر اروپائی از جمله فرانسه، بلژیک، دانمارک، هلند، اسپانیا، سوئد، و سوئیس مطرح گردید. «فدراسیون بین المللی انجمن‌های فوتبال» (فیفا) در مورخ، ۲۱ می‌ سال، ۱۹۰۴ در شهر، پاریس تأسیس گردید. اولین مدیر این تشکیلات، رابرت گورین بود. نام فرانسوی خلاصه حروف فیفا بعد‌ها حتی در کشور‌های غیر فرانسه زبان نیز مورد استفاده قرار گرفت.<br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
بازی فوتبال ورزشی است تیمی که در آن دو گروه یازده نفره در مقابل هم بازی می‌کنند و اغلب آن را پرطرفدارترین ورزش جهان می‌دانند. این ورزش در زمینی مستطیل شکل با پوشش چمن یا چمن مصنوعی انجام می‌گیرد که در انتهای عرضی دو ضلع آن دو دروازه قرار داده شده‌است. هدف وارد کردن توپ به دروازهٔ حریف است. دروازه‌بان تنها کسی است که در این بازی حق دارد از دست‌ها و بازوهای خود برای گرفتن و مهار توپ استفاده کند. دیگر اعضای تیم توپ را اغلب با استفاده از پا و ضربه زدن به آن به گردش درمی‌آورند، گاه نیز ممکن است از سینه یا سر خود استفاده کنند. هر تیمی که بیش‌ترین گل را به حریف بزند برندهٔ بازی است. اگر بازی در پایان با گل‌های برابر پایان پذیرد نتیجه بازی را مساوی اعلام می‌کنند یا این که بازی به وقت اضافی کشیده می‌شود و سپس ممکن است ضربات پنالتی تعیین‌کننده بازی باشد.<br />
<br />
قوانین فوتبال مدرن و به شکل امروزی آن در کشور انگلستان وضع شد. نهاد اداره‌کننده فوتبال در جهان فیفا نام دارد که اغلب آن را به اختصار فیفا (به انگلیسی: FIFA) می‌نامند. معتبرترین مسابقه در این رشته ورزشی جام جهانی فوتبال نام دارد که هر چهار سال یک بار برگزار می‌شود. این رویداد هنگام برگزاری بینندگان زیادی دارد که شمار آن دو برابر بینندگان بازی‌های المپیک تابستانی است.<br />
<br />
تاریخچه<br />
<br />
اگرچه اطلاعاتی در مورد ریشه اصلی و حقیقی این ورزش در دست نیست ولی از مطالب جالب و شخصی در مورد تاریخچه آن اطلاع داریم. فوتبال امروزی به تدریج رشد کرده‌است ولی گفته می‌شود که نوعی از آن قبل از مسیح بازی می‌شد. در چین نیز نوعی بازی شبیه به فوتبال در ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح وجود داشت. عکس‌های مصریان نیز نوعی بازی شبیه به فوتبال را نشان می‌دهد ولی در یونان یک بازی به نام اسپیش***وز به طرز جالبی به فوتبال امروزی شبیه‌است. فوتبال در برزیل از سال ۱۸۹۴ شروع شد. این ورزش به وسیله چارلز میلر برزیلی که اجداد او بریتانیایی بودند به مردم برزیل معرفی شد. در سال ۱۹۷۰ مسابقه‌ای بین ایتالیا و برزیل برگزار شد و هیچ کس تصور نمی‌کرد که ۸۰۰ میلیون نفر از مردم جهان ناظر بر اجرای مسابقه باشند. امروزه اکثر مردم جهان به فوتبال بیشتر از سایر ورزش‌ها می‌پردازند.<br />
<br />
فوتبال مدرن از کشور بریتانیا سرچشمه گرفته‌است. در ابتدا اختلافات عقیده‌ای بسیاری میان علاقمندان راگبی و فوتبال وجود داشت زیرا راگبی با دست و فوتبال با پا اجرا می‌شد. این مسئله در سال ۱۸۶۳ زمانی که طرفداران فوتبال شروع به اجرای این ورزش توسط پاها کردند اتفاق افتاد. گروه دیگر انجمن راگبی را تأسیس کردند و بالاخره در سال ۱۸۷۱ این دو رشته ورزشی کاملاً از یکدیگر جدا شدند. از آن زمان به بعد هر دو رشته پیشرفت‌های شایانی نموده و طرفداران بسیاری پیدا کردند. فدراسیون بین‌المللی فوتبال در سال ۱۹۰۴ بنیان گزاری شد. این فدراسیون وظیفه دارد که به نحوه اجرای مسابقات نظارت داشته باشد. قوانین فوتبال بدون موافقت و تصویب سایر کشورهای عضو فدراسیون تغییر نمی‌کند.<br />
<br />
اولین مسابقه بین‌المللی فوتبال جهان در سال ۱۸۷۲ بین تیمهای انگلیس و اسکاتلند در شهر گلاسگو انجام شد، که با نتیجه صفر-‌صفر پایان یافت. در سال ۱۹۲۰ بازیکنان فوتبال در مسابقات المپیک بلژیک شرکت کردند و در سال ۱۹۳۰ اولین جام جهانی فوتبال در کشور اروگوئه برگزار شد.<br />
استادیوم همدن پارک [۱] در شهر گلاسگو رکورددار تعداد تماشاچیان در مسابقات فوتبال اروپا است؛ در سال ۱۹۳۷ جمعیتی معادل ۱۴۹٫۵۴۷ نفر در این استادیوم شاهد بُرد ۳ بر ۱ تیم ملی اسکاتلند در مقابل تیم ملی انگلیس بودند.<br />
<br />
 شرایط بازی<br />
<br />
در این بازی هر تیم دارای ۱۱ بازیکن است که یکی از آن‌ها در دروازه قرار می‌گیرد و بقیه با توجه به استراتژی‌ بازی در نقاط مختلف زمین قرار می‌گیرند. در تقسیم‌بندی‌ دقیق، بازیکن‌ها با توجه به مکان قرارگیری‌شان در زمین به مدافع، هافبک و مهاجم تقسیم می‌شوند.<br />
<br />
داوری مسابقات فوتبال به عهدهٔ چهار داور است. یکی از داوران که به نام داور وسط معروف است که در زمین فوتبال هم‌راه با بقیهٔ بازیکنان حرکت می‌کند، دو کمک‌داور نیز در کناره‌های زمین قرار می‌گیرند و داور چهارم نیز بیرون زمین است.<br />
<br />
هر تیم فوتبال دارای حداقل یک سرمربی، یک مربی و یک مربی دروازه‌بان است. هم‌چنین هر تیم دارای تعدادی بازیکن ذخیره‌است که می‌توانند در میان بازی با بازیکن‌های درون زمین تعویض شوند. تعداد تعویض‌های هر تیم به سه تعویض محدود است.<br />
بازیکن<br />
بازیکنان میانه/هافبک‌ها با رنگ آبی نشان‌داده‌شده‌اند.<br />
<br />
در فوتبال بازیکن فردی است که بر پایهٔ قوانین فوتبال٫ فوتبال بازی می‌کند. در یک بازی فوتبال هر تیم ۱۱ بازیکن دارد که یکی از آن‌ها دروازه‌بان است و بقیه یا پدافندگر یا بازیکن میانه و یا مهاجم هستند.<br />
<br />
دروازه‌بان<br />
<br />
در بازی فوتبال به کسی که برای نگهداری و محافظت از دروازه می‌کوشد و مانع ورود توپ به داخل آن می‌شود دروازه‌بان می‌گویند. دروازه‌بان تنها بازیکنی است که می‌تواند از دستانش برای گرفتن توپ استفاده کند.(البته فقط در محوطه مشخص شده یا به اصطلاح محوطه 18 قدم)<br />
<br />
<br />
مدافع<br />
<br />
مدافع بازیکنی است که در پشت هافبک‌ها قرار دارد و اولین هدفش پشتیبانی از دروازه‌بان است. وظیفهٔ اولیه او جلوگیری از حریف است برای گل زدن.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
هافبک/بازیکن میانه<br />
<br />
هافبک یا بازیکن میانه بازیکنی است که جایگاهش بین پدافندگر(مدافع) و مهاجم است(در شکل با رنگ آبی نشان داده‌شده‌است). وظیفهٔ اصلی آن‌ها بی بهره کردن تیم حریف از توپ است(که معمولا با تکل انجام می‌شود)٫ تا توپ را به تصرف خود درآورند و برای مهاجمان خودی بفرستند.<br />
<br />
فوروارد/مهاجم<br />
<br />
فورواردها یا مهاجمان بازیکنانی هستند که در نزدیک ترین ردیف به دروازهٔ حریف بازی می‌کنند که مسئولیت گل زدن را دارند<br />
<br />
جهانی سازی انجمن فوتبال<br />
<br />
با گسترده شدن محبوبیت این رشته و در اوایل قرن بیستم، نیاز به یک سازمان واحد که امر نظارت بر انجمن فوتبال را برعهده بگیرد، بیش از پیش احساس گردید. انجمن انگلیسی فوتبال برگزار کننده گفتگوهای زیاد در خصوص ایجاد یک سازمان بین المللی بود ولی پیشرفتی حاصل نگردید. بنابر این موضوع در انجمن‌های هفت کشور دیگر اروپائی از جمله فرانسه، بلژیک، دانمارک، هلند، اسپانیا، سوئد، و سوئیس مطرح گردید. «فدراسیون بین المللی انجمن‌های فوتبال» (فیفا) در مورخ، ۲۱ می‌ سال، ۱۹۰۴ در شهر، پاریس تأسیس گردید. اولین مدیر این تشکیلات، رابرت گورین بود. نام فرانسوی خلاصه حروف فیفا بعد‌ها حتی در کشور‌های غیر فرانسه زبان نیز مورد استفاده قرار گرفت.<br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سوره آل عمران]]></title>
			<link>http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6768</link>
			<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 08:22:49 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6768</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
سراسر آیات سوره آل عمران مدنی است، و به اتفاق آراء دارای دویست (200) آیه می باشد.<br />
<br />
یكی از مشخصات بارز این سوره- كه در قریب به پنجاه آیه( یعنی ایه 121 تا 165) جلب نظر می كند- عبارت است از:<br />
<br />
توصیف غزوه احد، و ثبت و ضبط رویدادهای مربوط به آن، و ارائه درسها وعبرتها در لابلای آن.<br />
<br />
به دنبال توصیف از غزوه احد، بیان و گزارشی راجع به فضیلت شهادت و منزلت شهداء در پیشگاه پروردگار- طی آیاتی – جلب نظر می كند، و قضیه و داستانی از غزوه " حمراء الاسد" و دعوت مردم به صبر و ثبات و پایداری نیز ضمن آیاتی از این سوره مطرح شده است.<br />
<br />
در پایان سوره تصویر و تابلوی جالبی از دعاء مومنین و استجابت این دعا از سوی پروردگار جهان ترسیم گردیده است.<br />
1- وجه تسمیه سوره های قرآن كریم<br />
در سوره مورد بحث ، از عمران طی دو آیه- كه در كنار هم قرار گرفته اند- یاد شده است بدینصورت:<br />
<br />
" اِنَّ اللهَ اصطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ اِِبراهیمَ وَ آلَ عِمرانَ عَلَی العالَمینَ. ذُرِیةً بَعضُها مِن بَعضٍ وَ اللهُ سَمیعٌ عَلیمٌ . اِذ قالَتِ امرَأةُ عِمرانَ رَبِّ اِنّی نَذَرتُ لَكَ ما فی بَطنی مُحَرَّراً فَتَقَبَّل مِنی اِنَّكَ اَنتَ السَّمیعُ العَلیمُ( آل عمران:33، 35)<br />
<br />
خداوند، آدم ابوالبشر و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برتری داد، خاندان و دودمانی كه برخی از برخی دیگر نشأت گرفته و با هم دارای پیوند و ارتباط بودند، و خداوند، شنوای دانا است. آنگاه كه همسرعمران اظهار كرد: پروردگارا آنچه در شكم و رحم دارم نذر تو كرده ام كه به عنوان خدمتگزار خانه تو انجام وظیفه كند، پس این نذر را از من بپذیر كه تو شنوای دانائی.<br />
عمران كیست؟<br />
گروهی از مفسران برآنند: آل عمران – كه این سوره بدان نامبردار است- عنوان " عمران" در آن عبارت از عمران، پدر موسی می باشد؛ لكن بهتر آن است بگوئیم: وی، عمران، پدر مریم( سلام الله علیها) است؛ و طبق گفته رُوات و مورخین میان عمران، فاصله زمانی دور و درازی وجود دارد.<br />
<br />
وقتی نامهای سوره های قرآن كریم را مورد مطالعه و بررسی قرار می دهیم ، می بینیم این نامها به مهمترین و جالبترین موضوعی كه در آن سوره ها آمده است اشاره دارد:<br />
<br />
سوره بقره- به خاطر داستان جالبی كه مربوط به " بقره" است( بقره ای كه بنی اسرائیل به ذبح آن مامور شدند) به این عنوان نامبردار شد، و قبلاً دیدیم: این بقره و ذبح آن به عنوان راهی برای تشخیص مجرم در حادثه قتلی كه جانی و مجرم ناشناخته بود مورد استفاده حضرت موسی( علیه السلام ) و بنی اسرائیل قرار گرفت.<br />
<br />
سوره مائده- از آن جهت بدین نام موسوم گردید؛ چون جریان" مائده" ای كه حواریون نزول آنرا از آسمان درخواست كرده بودند در این سوره آمده است.<br />
<br />
سوره نساء- بدان جهت این عنوان را احراز كرد؛ چون مهمترین مطلبی كه این سوره متعرض آن شده است عبارت از احكامی است كه خداوند متعال از رهگذر آنها به اوضاع و احوال زنان ، سازمانی داده و حقوق آنها را صیانت كرده، و از وارد كردن هر گونه ضرر و آسیب و آزار به آنها پیشگیری نموده است ، تا این شمار از انسانهای آسیب دیده در طول تاریخ از همه مزایا و مواهب در خورشان بهره مند گردند.<br />
<br />
سوره انعام- چون از " انعام" یعنی دامها و چهارپایان و انواع مهم آن از قبیل شتر و گاو و گوسفند و بز یاد كرده است این سمت را به دست آورد.<br />
<br />
سوره اعراف- از آن جهت كه در آن از " اعراف" سخن رفته است بدین عنوان موسوم شد. اعراف از نگاه بسیاری از مفسرین عبارت از موضعی است میان بهشت و دوزخ، و مردمی در آن به سر می برند كه حسنات و سیئات و اعمال نیك و بد آنها با هم برابر است.<br />
<br />
سوره انفال- از آنرو كه موضوع صحبت " انفال" یعنی غنائم و كیفیت توزیع آن است با این عنوان نامگذاری شده است.<br />
<br />
سوره توبه- چون از قبول توبه مومنین و آن چند نفری كه از شركت در غزوه " تبوك" تخلف ورزیده بودند یاد كرده به همین نام موسوم گردید.<br />
<br />
سویه یونس- از آن جهت كه ضمن آن از یونس و ایمان همگی مردم آن قریه و آبادی كه یونس در آن به سر می برد سخن به میان آورده این عنوان را برای خود احراز كرده است.<br />
<br />
سوره هود- از آنجا كه از هود و رسالت و ماموریت او در رابطه با قومش گفتگو كرده است این عنوان را برای خود یافت، خداوند متعال طی همین سوره می فرماید:<br />
<br />
" وَ اِلی عادٍ اَخاهُم هُوداً قالَ یا قَومِ اعبُدُواللهَ ما لَكُم مِن إِلهٍ غَیرُهُ اِن اَنتُم اِلاَّ مُفتَرُونَ"( هود:50)<br />
<br />
و به سوی قوم"عاد" ، برادرشان هود را گسیل داشتیم. او می گفت: ای قوم من! خدای را پرستش كنید كه شما را جز او معبودی دگر شایسته پرستش نیست؛ شما افتراجو و دروغ آورانی بیش نیستید.<br />
<br />
در این سوره- به دنبال هم، از رسالتها و ماموریتهای آسمانی صالح به سوی قوم ثمود و رسالت شعیب به سوی قوم مدین، و رسالتهای ابراهیم و لوط و موسی به سوی اقوام و گروههایشان سخن رفته است.<br />
<br />
سوره یوسف- تقریباً سراسر آن به داستان یوسف- از آغاز تا انجامش- پیوند خورده و اكثر قریب به تمام آیات آن در ارتباط  با داستان او است.<br />
<br />
و بدینسان می بینیم اساس و ملاك عمده نامگذاری سوره ها عبارت از مهمترین موضوعی است كه در آن سوره ها آمده، و یا عبارت از جالبترین و نمودارترین مساله ای است كه در آن سوره ها مطرح می باشد.<br />
<br />
آنگاه كه به سوره سوم قرآن كریم، یعنی سوره " آل عمران" مراجعه می كنیم، و از آغار تا پایان آنرا از نظر می گذرانیم مطلب جالب و یا مهمی- كه به ویژه مربوط به موسی وهارون( علیهما السلام) باشد- در آن نمی بینیم؛ لكن نمودارترین و چشمگیرترین ابعاد و جهات این سوره عبارت از یك گزارش مبسوط و گسترده ای است كه به عیسی (علیه السلام) و مادر او ارتباط دارد. همین نكته است كه ما را بر آن می دارد موافقت خود را با رای و نظریه پاره ای از مفسرین اعلام كنیم. مبنی بر اینكه " عمران"- كه ضمن این سوره از او یاد شده است- عبارت از " عمران"، پدر مریم است، نه " عمران" پدر موسی و هارون( علیهما السلام).<br />
<br />
پس سوره آل عمران یاد آور طبقات و رده هائی از انسانها است كه خداوند متعال آنها را از میان جامعه بشری گزینش و انتخاب كرده است، و اینان عبارتند از: آدم، نوح ، آل ابراهیم و آل عمران.<br />
<br />
هدف این است كه انتخاب و اصطفاء عیسی( علیه السلام) و مادرش به سان انتخاب دیگران نیست . خداوند متعال در اینجا هشدار می دهد: خوارق عادات و حوادث شگفت آور و معجزاتی كه به دست عیسی( علیه السلام) ظهور كرده، و مردم آنرا دلیل بر نبوت و یا الوهیت و یا حلول خداوند در او تصور كرده اند را نباید جز به عنوان اثری از آثار تكریم الهی به چیز دیگری تلقی كرد، یعنی سنت الهی در جهان بر این اصل قرار گرفته است كه این آثار و پدیده های خارق العاده به دست انبیاء و مرسلین ظاهر گردد.<br />
<br />
مطلبی كه این حقیقت را تایید می كند این است كه خداوند متعال انتخاب آل عمران را بدین صورت گزارش می فرماید:<br />
<br />
"... وَاللهُ سَمیعٌ عَلیمٌ. اِذ قالَتِ امرَأَةُ عِمرانَ اِنّی نَذَرتَ لَكَ ما فی بَطنی مُحَرَّراً..."<br />
<br />
و درباره انتخاب و اصطفاء مریم ( سلام الله علیها) می فرماید:<br />
<br />
" وَ اِذ قالَتِ المَلائكَةُ یا مَریمُ اِنَّ اللهَ اصطَفاكِ وَ طَهِّركِ وَ اصطَفاكِ عَلی نِساءِ العالَمینَ."( آل عمران"42)<br />
<br />
و آنگاه كه فرشتگان گفتند : ای مریم! خداوند بدون تردید ترا برگزیده و ترا پاكیزه ساخته، و با گزینش تو از میان جامعه، ترا بر تمام زنان جهان به ویژه سرافراز ساخته است.<br />
<br />
 و بدینصورت می بینیم مساله انتخاب آل عمران به گونه ای مجمل و فشرده در آغاز این سوره- ضمن یاد كردن از كسانی كه خداوند آنها را گزین كرده است- مطرح شده، و آنگاه انتخاب و گزینش مریم از میان همه عالم ، ویژگی او مورد گفتگو قرار گرفته است.<br />
<br />
سرانجام پس از گذر بر این مطالب نتیجه می گیریم، عمران در سوره " آل عمران" عبارت از پدر مریم( سلام الله علیها) می باشد، و پدر موسی و هارون كه او هم " عمران" نام داشت در این سوره مورد نظر نیست.<br />
2- اهداف و مقاصد سوره آل عمران:<br />
همانطور كه اشاره شد، سراسر آیات سوره " آل عمران"، مدنی است، اما نباید آنرا ازسوره های نخستینی دانست كه در مدینه نازل شدند، چرا كه این سوره پس از گذر مدتی طولانی- كه مسلمین طی این مدت در مدینه به سر بردند- نازل گردید. ضمن همین مدت طولانی بود كه رویدادهای مربوط به فتح و پیروزی و یا هزیمت و شكست مسلمین، دگرگونی مطلوبی در حالاتشان به ارمغان آورده ، و اوضاع را متحول ساخت. مسلمین آشكار با اهل كتاب حشر و نشر داشتند و میان آنها در زمینه دعوت اسلامی و احكام و تعالیم اسلام منازعات و احتجاجاتی جریان یافت.<br />
<br />
در سوره آل عمران- همانطور كه در آغاز امر یادآوری شد- از غزوات " بدر"  و " احد"  و" حمراء الاسد" و " بدر اخیر" كه در شعبان سال چهارم هجری روی داد ، سخن رفته است. سوره مزبور پس از سوره انفال نازل گردید، و در سوره انفال از<br />
 " بدر" نیز گفتگو شده است. پس از آن سوره احزاب نازل شد، و می دانیم واقعه و غزوه احزاب به سال پنجم هجری می پیوندد.<br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
سراسر آیات سوره آل عمران مدنی است، و به اتفاق آراء دارای دویست (200) آیه می باشد.<br />
<br />
یكی از مشخصات بارز این سوره- كه در قریب به پنجاه آیه( یعنی ایه 121 تا 165) جلب نظر می كند- عبارت است از:<br />
<br />
توصیف غزوه احد، و ثبت و ضبط رویدادهای مربوط به آن، و ارائه درسها وعبرتها در لابلای آن.<br />
<br />
به دنبال توصیف از غزوه احد، بیان و گزارشی راجع به فضیلت شهادت و منزلت شهداء در پیشگاه پروردگار- طی آیاتی – جلب نظر می كند، و قضیه و داستانی از غزوه " حمراء الاسد" و دعوت مردم به صبر و ثبات و پایداری نیز ضمن آیاتی از این سوره مطرح شده است.<br />
<br />
در پایان سوره تصویر و تابلوی جالبی از دعاء مومنین و استجابت این دعا از سوی پروردگار جهان ترسیم گردیده است.<br />
1- وجه تسمیه سوره های قرآن كریم<br />
در سوره مورد بحث ، از عمران طی دو آیه- كه در كنار هم قرار گرفته اند- یاد شده است بدینصورت:<br />
<br />
" اِنَّ اللهَ اصطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ اِِبراهیمَ وَ آلَ عِمرانَ عَلَی العالَمینَ. ذُرِیةً بَعضُها مِن بَعضٍ وَ اللهُ سَمیعٌ عَلیمٌ . اِذ قالَتِ امرَأةُ عِمرانَ رَبِّ اِنّی نَذَرتُ لَكَ ما فی بَطنی مُحَرَّراً فَتَقَبَّل مِنی اِنَّكَ اَنتَ السَّمیعُ العَلیمُ( آل عمران:33، 35)<br />
<br />
خداوند، آدم ابوالبشر و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برتری داد، خاندان و دودمانی كه برخی از برخی دیگر نشأت گرفته و با هم دارای پیوند و ارتباط بودند، و خداوند، شنوای دانا است. آنگاه كه همسرعمران اظهار كرد: پروردگارا آنچه در شكم و رحم دارم نذر تو كرده ام كه به عنوان خدمتگزار خانه تو انجام وظیفه كند، پس این نذر را از من بپذیر كه تو شنوای دانائی.<br />
عمران كیست؟<br />
گروهی از مفسران برآنند: آل عمران – كه این سوره بدان نامبردار است- عنوان " عمران" در آن عبارت از عمران، پدر موسی می باشد؛ لكن بهتر آن است بگوئیم: وی، عمران، پدر مریم( سلام الله علیها) است؛ و طبق گفته رُوات و مورخین میان عمران، فاصله زمانی دور و درازی وجود دارد.<br />
<br />
وقتی نامهای سوره های قرآن كریم را مورد مطالعه و بررسی قرار می دهیم ، می بینیم این نامها به مهمترین و جالبترین موضوعی كه در آن سوره ها آمده است اشاره دارد:<br />
<br />
سوره بقره- به خاطر داستان جالبی كه مربوط به " بقره" است( بقره ای كه بنی اسرائیل به ذبح آن مامور شدند) به این عنوان نامبردار شد، و قبلاً دیدیم: این بقره و ذبح آن به عنوان راهی برای تشخیص مجرم در حادثه قتلی كه جانی و مجرم ناشناخته بود مورد استفاده حضرت موسی( علیه السلام ) و بنی اسرائیل قرار گرفت.<br />
<br />
سوره مائده- از آن جهت بدین نام موسوم گردید؛ چون جریان" مائده" ای كه حواریون نزول آنرا از آسمان درخواست كرده بودند در این سوره آمده است.<br />
<br />
سوره نساء- بدان جهت این عنوان را احراز كرد؛ چون مهمترین مطلبی كه این سوره متعرض آن شده است عبارت از احكامی است كه خداوند متعال از رهگذر آنها به اوضاع و احوال زنان ، سازمانی داده و حقوق آنها را صیانت كرده، و از وارد كردن هر گونه ضرر و آسیب و آزار به آنها پیشگیری نموده است ، تا این شمار از انسانهای آسیب دیده در طول تاریخ از همه مزایا و مواهب در خورشان بهره مند گردند.<br />
<br />
سوره انعام- چون از " انعام" یعنی دامها و چهارپایان و انواع مهم آن از قبیل شتر و گاو و گوسفند و بز یاد كرده است این سمت را به دست آورد.<br />
<br />
سوره اعراف- از آن جهت كه در آن از " اعراف" سخن رفته است بدین عنوان موسوم شد. اعراف از نگاه بسیاری از مفسرین عبارت از موضعی است میان بهشت و دوزخ، و مردمی در آن به سر می برند كه حسنات و سیئات و اعمال نیك و بد آنها با هم برابر است.<br />
<br />
سوره انفال- از آنرو كه موضوع صحبت " انفال" یعنی غنائم و كیفیت توزیع آن است با این عنوان نامگذاری شده است.<br />
<br />
سوره توبه- چون از قبول توبه مومنین و آن چند نفری كه از شركت در غزوه " تبوك" تخلف ورزیده بودند یاد كرده به همین نام موسوم گردید.<br />
<br />
سویه یونس- از آن جهت كه ضمن آن از یونس و ایمان همگی مردم آن قریه و آبادی كه یونس در آن به سر می برد سخن به میان آورده این عنوان را برای خود احراز كرده است.<br />
<br />
سوره هود- از آنجا كه از هود و رسالت و ماموریت او در رابطه با قومش گفتگو كرده است این عنوان را برای خود یافت، خداوند متعال طی همین سوره می فرماید:<br />
<br />
" وَ اِلی عادٍ اَخاهُم هُوداً قالَ یا قَومِ اعبُدُواللهَ ما لَكُم مِن إِلهٍ غَیرُهُ اِن اَنتُم اِلاَّ مُفتَرُونَ"( هود:50)<br />
<br />
و به سوی قوم"عاد" ، برادرشان هود را گسیل داشتیم. او می گفت: ای قوم من! خدای را پرستش كنید كه شما را جز او معبودی دگر شایسته پرستش نیست؛ شما افتراجو و دروغ آورانی بیش نیستید.<br />
<br />
در این سوره- به دنبال هم، از رسالتها و ماموریتهای آسمانی صالح به سوی قوم ثمود و رسالت شعیب به سوی قوم مدین، و رسالتهای ابراهیم و لوط و موسی به سوی اقوام و گروههایشان سخن رفته است.<br />
<br />
سوره یوسف- تقریباً سراسر آن به داستان یوسف- از آغاز تا انجامش- پیوند خورده و اكثر قریب به تمام آیات آن در ارتباط  با داستان او است.<br />
<br />
و بدینسان می بینیم اساس و ملاك عمده نامگذاری سوره ها عبارت از مهمترین موضوعی است كه در آن سوره ها آمده، و یا عبارت از جالبترین و نمودارترین مساله ای است كه در آن سوره ها مطرح می باشد.<br />
<br />
آنگاه كه به سوره سوم قرآن كریم، یعنی سوره " آل عمران" مراجعه می كنیم، و از آغار تا پایان آنرا از نظر می گذرانیم مطلب جالب و یا مهمی- كه به ویژه مربوط به موسی وهارون( علیهما السلام) باشد- در آن نمی بینیم؛ لكن نمودارترین و چشمگیرترین ابعاد و جهات این سوره عبارت از یك گزارش مبسوط و گسترده ای است كه به عیسی (علیه السلام) و مادر او ارتباط دارد. همین نكته است كه ما را بر آن می دارد موافقت خود را با رای و نظریه پاره ای از مفسرین اعلام كنیم. مبنی بر اینكه " عمران"- كه ضمن این سوره از او یاد شده است- عبارت از " عمران"، پدر مریم است، نه " عمران" پدر موسی و هارون( علیهما السلام).<br />
<br />
پس سوره آل عمران یاد آور طبقات و رده هائی از انسانها است كه خداوند متعال آنها را از میان جامعه بشری گزینش و انتخاب كرده است، و اینان عبارتند از: آدم، نوح ، آل ابراهیم و آل عمران.<br />
<br />
هدف این است كه انتخاب و اصطفاء عیسی( علیه السلام) و مادرش به سان انتخاب دیگران نیست . خداوند متعال در اینجا هشدار می دهد: خوارق عادات و حوادث شگفت آور و معجزاتی كه به دست عیسی( علیه السلام) ظهور كرده، و مردم آنرا دلیل بر نبوت و یا الوهیت و یا حلول خداوند در او تصور كرده اند را نباید جز به عنوان اثری از آثار تكریم الهی به چیز دیگری تلقی كرد، یعنی سنت الهی در جهان بر این اصل قرار گرفته است كه این آثار و پدیده های خارق العاده به دست انبیاء و مرسلین ظاهر گردد.<br />
<br />
مطلبی كه این حقیقت را تایید می كند این است كه خداوند متعال انتخاب آل عمران را بدین صورت گزارش می فرماید:<br />
<br />
"... وَاللهُ سَمیعٌ عَلیمٌ. اِذ قالَتِ امرَأَةُ عِمرانَ اِنّی نَذَرتَ لَكَ ما فی بَطنی مُحَرَّراً..."<br />
<br />
و درباره انتخاب و اصطفاء مریم ( سلام الله علیها) می فرماید:<br />
<br />
" وَ اِذ قالَتِ المَلائكَةُ یا مَریمُ اِنَّ اللهَ اصطَفاكِ وَ طَهِّركِ وَ اصطَفاكِ عَلی نِساءِ العالَمینَ."( آل عمران"42)<br />
<br />
و آنگاه كه فرشتگان گفتند : ای مریم! خداوند بدون تردید ترا برگزیده و ترا پاكیزه ساخته، و با گزینش تو از میان جامعه، ترا بر تمام زنان جهان به ویژه سرافراز ساخته است.<br />
<br />
 و بدینصورت می بینیم مساله انتخاب آل عمران به گونه ای مجمل و فشرده در آغاز این سوره- ضمن یاد كردن از كسانی كه خداوند آنها را گزین كرده است- مطرح شده، و آنگاه انتخاب و گزینش مریم از میان همه عالم ، ویژگی او مورد گفتگو قرار گرفته است.<br />
<br />
سرانجام پس از گذر بر این مطالب نتیجه می گیریم، عمران در سوره " آل عمران" عبارت از پدر مریم( سلام الله علیها) می باشد، و پدر موسی و هارون كه او هم " عمران" نام داشت در این سوره مورد نظر نیست.<br />
2- اهداف و مقاصد سوره آل عمران:<br />
همانطور كه اشاره شد، سراسر آیات سوره " آل عمران"، مدنی است، اما نباید آنرا ازسوره های نخستینی دانست كه در مدینه نازل شدند، چرا كه این سوره پس از گذر مدتی طولانی- كه مسلمین طی این مدت در مدینه به سر بردند- نازل گردید. ضمن همین مدت طولانی بود كه رویدادهای مربوط به فتح و پیروزی و یا هزیمت و شكست مسلمین، دگرگونی مطلوبی در حالاتشان به ارمغان آورده ، و اوضاع را متحول ساخت. مسلمین آشكار با اهل كتاب حشر و نشر داشتند و میان آنها در زمینه دعوت اسلامی و احكام و تعالیم اسلام منازعات و احتجاجاتی جریان یافت.<br />
<br />
در سوره آل عمران- همانطور كه در آغاز امر یادآوری شد- از غزوات " بدر"  و " احد"  و" حمراء الاسد" و " بدر اخیر" كه در شعبان سال چهارم هجری روی داد ، سخن رفته است. سوره مزبور پس از سوره انفال نازل گردید، و در سوره انفال از<br />
 " بدر" نیز گفتگو شده است. پس از آن سوره احزاب نازل شد، و می دانیم واقعه و غزوه احزاب به سال پنجم هجری می پیوندد.<br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[خلاصه از زندگی نامه پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله)]]></title>
			<link>http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6767</link>
			<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 08:19:58 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.arezooo.com/showthread.php?tid=6767</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
    از تولد تا بعثت<br />
<br />
<br />
    تولد حضرت محمد ( ص) بنابر بسياري از روايات در 17 ربيع الاول عام‌الفيل ( 570 م ) ، يا به روايتي 12 همان ماه در تقويم عربي روي داد . پدر پيامبر‌(ص)‌، عبدالله فرزند عبدالمطلب و مادرش آمنه دختر وهب و هر دو از قبيلة بزرگ قريش بودند ؛ قبيله‌اي كه بزرگان آن از نفوذ فراواني در مكه برخوردار بودند و بيشتر به بازرگاني اشتغال داشتند . عبدالله ، پدر پيامبر (ص) اندكي پيش از تولد فرزندش براي تجارت با كارواني به شام رفت و در بازگشت بيمار شد و درگذشت . بنابر رسمي كه در مكه رايج بود ، محمد (ص) را به زني به نام حليمه سپردند تا در فضاي ساده و پاك باديه پرورش يابد . وي 6 ساله بود كه همراه مادر براي ديدار خويشان به يثرب ( مدينه ) رفت‌، اما آمنه نيز در بازگشت ، بيمار شد و درگذشت و او را در ابواء ـ نزديك مدينه ـ به خاك سپردند. محمد ( ص) از اين پس در كنف حمايت جدش عبدالمطلب قرار گرفت ، اما او نيز در 8سالگي وي درگذشت و سرپرستي محمد ( ص) بر عهدة عمويش ابوطالب گذارده شد. ابوطالب در سرپرستي برادرزاده اش كوششي بليغ مي كرد . در سفري تجارتي به شام او را با خود همراه برد و هم در اين سفر ، راهبي بَحيرا نام ، نشانه هاي پيامبري را در او يافت و ابوطالب را از آن امر مطلع ساخت. از وقايع مهم پيش از ازدواج پيامبر ( ص ) ، شركت در پيماني به نام « حلف الفضول » است كه در آن جمعي از مكيان تعهد كردند « از هر مظلومي حمايت كنند و حق او را بستانند » . پيماني كه پيامبر (ص) بعدها نيز آن را مي‌ستود و مي‌فرمود اگر بار ديگر او را به چنان پيماني باز خوانند ، به آن مي‌پيوندد.<br />
<br />
    شهرت محمد (ص) به راستگويي و درستكاري چنان زبانزد همگان شده بود كه « امين » لقب گرفت و همين صداقت و درستي توجه خديجه دختر خويلد را جلب كرد و او را با سرماية خويش براي تجارت به شام فرستاد ؛ سپس چنان شيفتة درستكاري « محمد امين‌» شد كه خود براي ازدواج با وي گام پيش نهاد ، در حالي كه بنابر مشهور ، دست‌كم 15 سالي از او بزرگ‌تر بود . خديجه براي محمد ( ص ) همسري فداكار بود و تا زماني كه حيات داشت ، پيامبر همسر ديگري برنگزيد . او براي پيامبر ( ص ) فرزنداني آورد كه پسران همگي در كودكي در گذشتند و در ميان دختران ، از همه نامدارتر ، حضرت فاطمه‌( ع) است . از جزئيات اين دوره از زندگي پيامبر ( ص) تا زمان بعثت آگاهي چنداني در دست نيست ؛ جز آنكه مي دانيم نزد مردمان به عنوان فردي اهل تأمل و تفكر شناخته شده ، و از خوي و رفتارهاي ناپسند قوم خود سخت ناخشنود بود . از آداب و رسوم زشت آنان چشمگيرتر از همه بت پرستي بود و پيامبر (ص) از آن روي بر مي‌تافت . محمد (ص) اندكي پيش از بعثت ، دير زماني را به تنهايي در غار حرا، در كوهي نزديك مكه به سر مي‌برد و زمان را به خاموشي و انديشه مي‌گذرانيد.<br />
<br />
    از بعثت تا هجرت<br />
<br />
    گفته‌اند نخستين نشانه‌هاي بعثت پيامبر (ص) به هنگام 40 سالگي او ، رؤياهاي صادقه بوده است، اما آنچه در سيره به عنوان آغاز بعثت شهرت يافته ، شبي در ماه رمضان ، يا ماه رجب است كه فرشتة وحي در غار حرا بر پيامبر (ص) ظاهر شد و بر او نخستين آيات سورة علق را برخواند . بنابر روايات ، پيامبر (ص) به شتاب به خانه بازگشت و خواست كه او را هر چه زودتر بپوشانند. گويا براي مدتي در نزول وحي وقفه‌اي ايجاد شد و همين امر پيامبر‌(ص ) را غمناك ساخته بود ، ولي اندكي بعد فرشتة وحي باز آمد و آن حضرت را مامور هدايت قوم خود و اصلاح جامعه از فسادهاي ديني و اخلاقي و پاك گردانيدن خانة خدا از بتان ، و دلهاي آدميان از خدايان دروغين كرد .<br />
<br />
    پيامبر (ص) دعوت به توحيد را نخست از خانوادة خود آغاز كرد و اول كسي كه به او ايمان آورد ، همسرش خديجه ، و از مردان ، پسر عمويش علي بن ابي طالب ( ع) بود كه در آن هنگام سرپرستي او را پيامبر (ص) بر عهده داشت. در منابع فرق گوناگون اسلامي‌، از برخي ديگر همچون ابوبكر و زيدبن حارثه ، به عنوان نخستين گروندگان به اسلام نام برده اند، اما بايد در نظر داشت كه اين موضوع براي مسلمانان در گرايشهاي مذهبي گوناگون پيوسته افتخاري بود و بعدها به زمينه اي براي منازعات كلامي ميان آنان تبديل شد . هر چند دعوت آغازين بسيار محدود بود ، ولي شمار مسلمانان رو به فزوني داشت و چندي برنيامد كه گروه اسلام آورندگان به اطراف مكه مي‌رفتند و با پيامبر (ص) نماز مي‌گزاردند.<br />
<br />
    3 سال پس از بعثت، پيامبر(ص) دستور يافت تا همگان را از خاندان قريش گرد آورد و دعوت توحيد را در سطحي گسترده‌تر مطرح سازد . پيامبر (ص) بدين كار دست زد ، اما دعوتش اجابتي چندان نيافت و بر شمار اسلام آورندگان قريش نيفزود. بايد گفت با آنكه اشراف مكه دعوت جديد را كه بر وحدانيت خدا و برابري انسانها تاكيد بسيار داشت ، بر نمي‌تافتند ، اما فرودستان و بي‌چيزان ، دين جديد را با دل و جان پذيرا بودند و گروه گروه به آن مي گرويدند و برخي از ايشان همچون عمار ياسر و بلال حبشي بعدها از بزرگان صحابه شدند . رفتار قريشيان و به طور كلي مشركان مكه اگر چه نخست با ملايمت و بيشتر با بي‌اعتنايي همراه بود ، ولي چون بدگويي از بتان و از آيين و رسوم پدران آنان فزوني يافت ، قريشيان بر پيامبر ( ص) و مسلمانان سخت گرفتند و خاصه ابوطالب عموي پيامبر ( ص) را كه جداً از او حمايت مي‌كرد ، براي آزار پيامبر (ص) در تنگنا قرار دادند . از يك سو تعرض قريشيان و ديگر قبايل به مسلمانان و شخص پيامبر‌(ص) فزوني مي گرفت و از ديگر سو در صفوف قريشيان نسبت به مخالفت با پيامبر (ص) يا حمايت از او ، دو دستگي پديد آمد .<br />
<br />
    سختگيري مشركان چندان شد كه پيامبر (ص) عده‌اي از اصحاب را امر كرد تا به حبشه هجرت كنند و به نظر مي‌رسد كه برخي از اصحاب نيز ميان حبشه و حجاز در رفت و آمد بوده اند . در سال ششم بعثت ، سرانجام قريشيان پيماني نهادند تا از ازدواج يا خريد و فروش با خاندان عبدالمطلب بپرهيزند . آنان پيمان خويش را بر صحيفه‌اي نوشتند و به ديوار كعبه آويختند. از آن سوي ، ابوطالب و كساني ديگر از خاندان او نيز همراه پيامبر‌(ص) و خديجه به دره‌اي مشهور به « شعب » ابوطالب ، پناه بردند و تا جايي كه ممكن بود ، نه كسي به آنجا مي آمد و نه خود از آن بيرون مي شدند . سرانجام ، پس از آنكه خطوط آن صحيفه را موريانه از ميان برده بود ، قريشيان پذيرفتند كه مخالفان را رها كنند و از محاصره ايشان دست بردارند ( سال 10 بعثت ) . بدين سان پيامبر (ص) و خاندان او از تنگنا رهايي يافتند. اندكي پس از خروج پيامبر (ص) از شعب ، دو تن از نزديك‌ترين ياورانش ، خديجه و ابوطالب وفات يافتند.<br />
<br />
    با وفات ابوطالب ، پيامبر (ص) يكي از جدي‌ترين حاميان خود را از دست داد و مشركان با فرصت به دست آمده بر اذيت و آزار پيامبر (ص) و مسلمانان افزودند ، كوشش پيامبر‌( ص ) براي دعوت ساكنان خارج مكه ، به ويژه طايف ، به جايي نرسيد و او آزرده خاطر و ناآسوده به مكه بازگشت. سرانجام ، توجه پيامبر (ص) به شهر يثرب جلب شد كه شهري مستعد براي دعوت اسلام بود . در آن شهر دو قبيلة اصلي ، يعني اوس و خزرج ، بيشتر اوقات با هم در جنگ و ستيز بودند و از كسي كه ايشان را به آشتي و دوستي دعوت كند ، استقبال مي‌كردند . پيامبر (ص) اتفاقاً 6 تن از خزرجيان را در موسم حج ديد و اسلام را بر ايشان عرضه كرد و آنان چون به شهر خويش بازگشتند ، به تبليغ دعوت پرداختند. سال بعد ، يعني در سال 12 بعثت ، تني چند از اوس و خزرج ، به خدمت پيامبر (ص) آمدند و در عقبه ، دره‌اي در نزديكي مكه ، با آن حضرت بيعت كردند و پيامبر (ص) نماينده اي براي ترويج و تعليم اسلام با آنان همراه كرد . اين بيعت نخستين پاية حكومتي شد كه پيامبر (ص) در يثرب بنياد نهاد . سال بعد نيز شمار بيشتري از يثربيان با پيامبر ( ص) بيعت كردند و گويا در يثرب جز گروه اندكي نمانده بود كه به اسلام در نيامده باشند . گرچه اين مذاكرات پنهاني بود ، ولي قريشيان 